لومړۍ 200 کرښې.
...گذشت "دراکــــــــولا" آنچه در
اون "ايلونا"ـست - ... ديگه هرگز به شباهت -
مينا ماري" و همسرم اشاره نکن"
آلياژ نيکل و فولاد
راه حل مشکل پوشش محفظهها
تنها سهامدار صنايع جنگافزارسازي
ژنرال "شاو" رشوه ميگيره
... نميدونستم همچين علاقه شديدي
به نابودي زندگي آدماي بيگناه داري
از کجا مطمئني که همچين سرنوشتي براي خودت رقم نميخوره ؟
اون حسابدار نيست يه بازيگره
هر کاري خواستي کردم
مراحل آزمايش رو تصحيح کردم
بالاخره ميتوني زير نور خورشيد قدم بزني
ميشه توصيه کنم واسه يه بار هم که شده کوتاه برگزارش کنيد ؟
نميدونيم سرم چقدر اثر داره
... اگه با "گريسن" همدست باشي
... و ثابت بشه که اون يه خونآشامه
با خشم شديد انجمن برادري طرف ميشي
زنان راههاي مخفي زيادي براي ابراز خواستههايشان دارن
مينا" هم حس تو رو داره"
بايد بري
پيداش کردي - "سه لوح درزدن" -
" شرکت انرژي گريسن "
بيا ، تموم شد
همه سرجاشون آقاي "کوالسکي" آتيشش کن
قدرت کامل
همه سرجاشون
آخرين بار کي تغذيه کردي ؟
آلياژ نيکل و فولاد
اگه نتونه اين هيولا رو رام کنه هيچي نميتونه
جوابم رو بده چند وقت شده ؟
عادات من به شما مربوط نيست پروفسور
داري با آتش بازي ميکني - من به نيازهام آگاه هستم -
بيشتر از 4 قرنه که به نفرينش دچار شدم
تو به خون نياز داري - گرسنه نيستم -
آقايون آمادهايم
آقاي "کوالسکي" با تمام قدرت
همينه آقايون
"آقاي "کوالسکي
اين آقايون رو ببر به نزديکترين مهمانسرا
مشروب مهمون من
بله قربان - زيادهروي نکنيد پسرا -
ميخوام اينجا براي نمايش عمومي آماده بشه
و روز بعدش ... خب يه قرون هم نميارزم
و محفل اژدها آه در بساط نخواهد داشت
"هارکر"
ژنرال "شاو" بيگناهه
اون هيچوقت براي گسترش جنگ رشوه نگرفته
... اما خبرچينت - خبرچينم يه بازيگر مزدور بوده -
واقعاً ؟
کي همچين کاري ميکنه ؟
اين جنجالها برنامهريزي شده بود
اينکار برنامهريزي و سرمايه ميخواست
... هرکس اينکار رو کرده يا ازش سود
... مالي ميبره يا
کار تو بود
چرت نگو
... مگه من صريحاً بهت نگفتم که
همه اين چيزا رو بيخيال بشو ؟
آره ، بعد اينکه ميدونستي نميتونم چنين کاري کنم که همچين کاري نخواهم کرد
چي کار کردي ؟
ما" ، "هارکر" ... کاري رو کرديم که لازم بود"
شهرت يک مرد شريف نابود شد
لازم بود ؟
يک سرباز از دست رفته ديگه در عرصه انرژي
اوليش نبود ، آخريش هم نخواهد بود
کاري کردي که همدستت بشم
تو رو افشا ميکنم
چي رو افشا ميکني ؟
تو کسي بودي که حسابدار رو پيدا کردي
... تو کسي بودي که اسناد جعلي رو به
روزنامهها فرستادي
من کسي رو نابود نکردم
کار خودت بود
حالا برگرديم سر کارمون يا نه ؟
ميخوام تشديدکننده رو در معرض عموم بزارم
ميخوام دعوتنامه ها رو به مطبوعات بفرستي
مشکلي هست ؟
نه
آفرين پسر خوب
" انرژي بدونسيم مغناطيسي گريسن "
اين آشغال رو ديدي ؟
بايد اقرار کني که فرد باهوشيه
محض رضاي خدا مرد - چيه ؟ -
داري ميگي که اين يارو رو تحسين ميکني ؟
نه لزوماً
فقط دارم بازي که انجام ميده رو تحسين ميکنم
اون حمله ميکنه و ما دفاع
گريسن" ما رو تو موقعيت دفاعي گذاشته"
پس براي تغيير هم که شده ما اونو به تکاپو بندازيم
"آدم ما در "اسکاتلنديارد" ... "وينتروپ
سربازرس "مورو" قربان
ميخواي چي کار کني ؟
کاري که درخور يک مرد متشخص نيست
"اوه "وينتروپ - بله قربان -
شايد وقتشه از "هارکر" جوان دعوت کنيم
ارائه اي از اولين انجمن حرفه اي و اختصاصي در زمينه سريال >
ترجمه و تنظيم : حــــســـين و محـــمدرضا htk2006 & S!CAR!O
تو "بوداپست" مواظب خودت باش
اگه بخواي ميتونم چند تا محافظ برات استخدام کنم
من از عهده محافظت از خودم برميام قربان
خوبه
براي اين ماموريت به کس ديگه اعتماد نداشتم
بعد از اينکه قلعه پدرم غارت شد ... داراييهاي باارزشي که
چند قرن در خانواده من بود گُم شد
حاضرم همه اونا رو به آتيش بکشم
به جز يکي رو
رينفيلد" اون نقاشي رو به من برگردون"
برشگردون به خونه
چهار ساعت
بيشتر از اين از عهده من خارجه
واقعاً "ابراهام" ؟
چقدر متواضعي که بالاخره به محدوديتت اعتراف کردي
به قيافت نميخوره
از اون چيزي که خواستي بيشتره ، مگه نه ؟
کافيه ، فعلاً
چرا از خون دوري ميکني ؟
فکر کردي من و بقيه متوجه علائمش نميشيم ؟
خانم "مارخام" براي درمان زخمهاي من مصرف شد
اما از اون موقع تغذيه نکردم
و شايد هرگز نکنم
تزريقت منو عوض کرده
احساس ... تولد دوباره دارم
دوباره انسان شدهام
داري خودت رو فريب ميدي
درماني براي ... عطش نيست
هميشه تحت فرمان عطش خواهي ماند
من تحت فرمان هيچکس نيستم
"خانم "ماري
امروز 5 دقيقه زودتر اومدين
"آقاي "گريسن
شما رو ترسوندم ؟
... نه ، من فقط
شما اينجا چي کار ميکنيد ؟
کاري که بقيه ميکنن
نور خورشيد
لذت کميابيه
ممکنه ؟
... ميدونيد ، لبخند نزدن در
اين روز زيبا بايد جرم محسوب بشه
خب چي باعث ناراحتي شما شده ؟
... اگه ترجيح ميدين نگين - نه ، نه ، چيزي نيست -
... دستيار پدرم در بيمارستان بودم
و با هم جر و بحث کرديم
زندگي در "بتلهم" ميتونه خيلي سخت باشه
روزها خيلي خستهکننده ميشن
شايد اون يکنواختي باعث کاهش سرعت بهبود بشه ؟
اونا بايد برقصن
چي ؟
رقص ، انرژي
خون رو به جريان ميندازه
چه فکري
چطور به ذهنتون رسيده ؟
من رقص رو دوست دارم
پدرم دوست نداره
بايد بشينم باهاش صحبت کنم
مطمئنم شما ميتونيد متقاعدکننده باشيد
و لجوج
يکي از عيبهاي بيشمار من و عيب شما ؟
حافظه قوي
بيصبري
حسادت
... چه چيزي رو ممکنه شما آرزو داشته باشين
و بهش دست پيدا نکرده باشين ؟
ميبينم که گلهام به دستت رسيده
زنگ زدم اما کسي جواب نداد
جنکينس" ؟" - ... ميدوني -
از آبدارخونه يه صدايي شنيدم
ديدم که آقاي "جنکينس" به آشپزت خيره شده
خيره شده ؟
با شدت بهش خيره شده بود
همم
انگشتت رو زخم کردي
همم
بريم طبقه پايين و تماشا کنيم ؟
نه
بريم طبقه بالا
... اوه
... الان که تو روشنايي روز اينجايي
برام جذابيت داره
چي شده ؟
شوهرمه
... ظاهراً با پرستاري که تو ييلاق بهش رسيدگي ميکنه
سر و سري پيدا کرده
پيش مياد ، مشکلي نيست
... آره ، منم اولش همچين فکري ميکردم اما
اون مرد احمق ادعا ميکنه که عاشقش شده
ديگه بيشرمي رو به حد اعلا رسونده
... ميخواستم تلافي کنم اما
... هر آسيبي که به شهرتش برسه
باعث ميشه جايگاه تو هم به خطر بيفته
سرگردان شدم
... بگو
تو جاي من بودي چي کار ميکردي "الکساندر" ؟
ميرفتم سراغ چيزي که علاقه داره
با آسيب زدن به اون زن ، به شوهرت آسيب ميزني
رقص - چي ؟ -
ميدونم خلاف عرفه
حرف بيربطيه
No comments yet. Be the first to leave one.