Adventure Time: Fionna & Cake

Adventure Time: Fionna & Cake

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Adventure Time Fionna and Cake S01E09 720p 10bit WEB-DL 2CH x265 PSA
د لخوا تبصره Mamad_Croft

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
2CH
په خپور شو: 2023-11-24
ډاونلوډونه: 49
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 193 کرښې.

« امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام و توئـیـتـر » .::@EmpireBestTV::.

‫ترجمه شده توسط *ممد کرافت*

‫کجا...

‫سلام دختر.

‫الیس پی؟

‫منو نگاه. حالا حتی خوشگل‌تر هم شدم.

‫بیا دنبالم استنلی.

‫وایستا بینم، کیک کجاست؟

‫فیونا!

‫فیونا!

‫کیک!

‫کار کرد.

‫سایمون موفق شد.

‫بیا بریم خونه.

‫آره. می‌تونیم پارتی بگیریم.

‫آره!

‫فاز اسنکی گرفتم.

‫مردم توی پارتی‌ها کیک می‌خورن، نه؟

‫بیا بریم از بی.بی. کیک بگیریم.

‫گری؟ این جایی؟

‫می‌خوایم پارتی بگیریم.

‫گری؟

‫فیونا.

‫برگشتی.

‫شیرینی‌های جدیدم رو امتحان کنین.

‫شماهایین!

‫مارشال؟

‫ساختمان‌مون.

‫نه، نه. اینطوری نکن استنلی.

‫اسپاگتی‌هام!

‫وایستین! من بیش از حد خوشگلم که بخوام خورده بشم!

‫خب، حالا در امانیم.

‫من میرم بازی بذارم.

‫تو برو برامون مارگاریتا بساز

‫همیشه دوس داشتم یکی از این نوشیدنی‌ها بزنم به رگ.

‫حالا دلت خوش شد فیونا؟

‫این‌ها همه‌اش بخاطر توئه.

‫فیونا.

‫فیونا، بیدار شو.

‫خوبی؟

‫همه‌جا... همه‌جا.... طبیعی شد.

‫آره، می‌دونم.

‫بدترین کابوس عمرم رو دیدم.

‫وقتی سایمون تاج رو سرش کرد،

‫همه چی ویران شد.

‫گری تبدیل به یه تیکه آدامس ترسناک شد ‫و مارشال لی

‫یه هیولای زشت بود که یهو شعله‌ور شد.

‫آره. تو هم دیدی

‫سایمون رو توی یخچال؟

‫اگه این یه پیشگویی بوده باشه چی؟

‫فقط یه کابوس بوده.

‫دل تو دلم نیست که کی این آشغال‌دونی تغییر می‌کنه.

‫- این رو نگاه. ‫- حتی لبخونی هم داره.

‫کمکی از دستم بر میاد؟

‫نمی‌دونستیم این پیست حیوون شانس‌آور هم داره.

‫باسنم یخ زده.

‫هی، از پیست برو بیرون.

‫بدون اسکیت ورود ممنوعه.

‫باشه باشه. رفتم.

‫این جا بزودی جادویی میشه،

‫حسم داره اینو بهم میگه.

‫نگاه.

‫سنجابِ داره روزنامه می‌خونه.

‫جادوییه.

‫هشدار کاذب.

‫مارشال و گری؟

‫فیونا.

‫عجب لباسی خریدی. ‫زدی تو کار پول جمع کردن؟

‫چی... چی... این چیه؟

‫فیونا، کجا بودی؟

‫یهو غیبت زد.

‫خب، آماده حیرت زده شدن بشین،

‫کل دنیای ما توی مغز یه یارویی به اسم سایمونه،

‫و هر چی تو دنیامونِ قراره دیوونه‌وار جادویی بشه.

‫بزودی.

‫سایمون، چرا معطل‌مون کردی؟

‫تاج.

‫من کجام؟

‫ترسیده از ظلمتی که جلوی چشم‌هاته...

‫هی تو.

‫هی! لیچ!

‫چه بلایی سر طلسمم اوردی؟

‫ای جان‌یافته‌ی آشوب اعظم، مرا بشنو،

‫قرن‌های بی‌شماریست که رسم و روش تو را پژوهیده‌ام.

‫وجودم را سرسپرده‌ی تو کرده‌ام.

‫کوشیدم که مهره‌ی تو در سطوح فیزیکی باشم

‫تا گورپشته‌هایی چو کوه به احترامت بسازم.

‫تا کل حیات را منقرض کنم.

‫و در جهانم، این را به خاتمه رساندم.

‫اما هیچ رضایی به وجودم نداد.

‫در پیروزمندی‌ام، تمام اراده‌ام از بین رفت.

‫- می‌دونم منظورت چیه. ‫- چرا؟

‫چرا باید چنین شود؟

‫مرا بشنو گولب.

‫گولب؟

‫بتی، تو اون تویی؟

‫حتی درحد یک ذره؟

‫حالا که حتی دیگه ‫درحال تلاش نیستم، بلاخره بهت رسیدم.

‫مدت‌هاست که دوس داشتم ببینمت دوباره.

‫نه، نه، نه.

‫مرا جواب ده.

‫دیگر چه می‌توانستم کنم؟

‫حالا از من چه می‌طلبی؟

‫چی؟

‫بتی، من واقعاً سعی کردم درستت کنم.

‫سال‌ها گشتم تا یه راهی ‫برای درست کردنت پیدا کنم.

‫اما شکست خوردم.

‫زندگی کردنم بین انسان‌های اووو

‫بهم مطلقاً حس خارج بودن از زمان و مکان رو داد.

‫زندگیم کاملاً بی‌معنا شده بود.

‫تو بهم فرصتی دوباره دادی.

‫و من تلفش کردم.

‫متاسفم.

‫خیلی متاسفم، بتی.

‫وقتی اولین بار تشریفات رو انجام دادم

‫فقط می‌خواستم بیام اینجا و اینو بهت بگم.

‫ولی بعدش یه اتفاق دیگه افتاد.

‫دو نفر رو دیدم که واقعا به ‫کمکم نیاز داشتن، فیونا و کیک.

‫اگه ببینی‌شون عاشقشون میشی.

‫اونا خیلی بهتر از من ‫می‌تونن از فرصتی دوباره استفاده کنن.

‫بین کل مردم جهان‌ها، تو بهتر از ‫همه باید بدونی که چرا باید این کارو کنم.

‫حالا بلاخره هدفی دارم.

‫به دستور گیبون، پیداشون کنین!

‫از این طرف.

‫ایست!

‫ای بابا. ‫هی، بث، منو نگاه.

‫بیا بث.

‫به روی چشم.

‫ایول.

‫ادامه بده

‫بپا!

‫- خراب‌کارها! ‫- نمی‌تونین قسر در برین!

‫گیبون نمی‌بخشتتون.

‫ایول عالی بود.

‫روی اون خطوط کثیف تکنیک‌های خوبی پیاده کردی.

‫مرحله چهارم انقلاب...

‫تیک خورد.

‫بخورش، گیبون!

‫اینم بخور!

‫زدیم!

‫به بچه‌هام بگو... ازشون نفرت دارم.

‫اینقدر ور نخور عنتر،

‫وگرنه پیاده‌ات می‌کنم.

‫اگه می‌خوای بیام کتابخونه،

‫باید کولم کنی.

‫حالا بلاخره هدفی دارم.

‫چرا یهو رفتارت عجیب شد.

‫شرمی؟

‫پاهات نشکسته‌ان، می‌تونی راه بری.

‫الان چی شد؟

‫توی یه نسخه عجیب دیگه‌ی اووو هستم.

‫- ای تخمی! ‫- ادب داشته باش.

‫بتی چرا منو اینجا فرستادی؟

‫و چرا تو این بدن؟

‫چرا چرا چرا؟

‫شرمی...

‫به دوران بلوغ رسیدی؟

‫این حرفم دور از عقل بنظر میاد

‫ولی من شرمی نیستم.

‫اسمم سایمون پتریکووئه.

‫اهل یه دنیای دیگه‌ام، ‫که با دنیای تو خیلی فرق داره.

‫باشه، "سایمون."

‫نمی‌تونی با عجیب غریب بازی در اوردن

‫قانعم کنی به کتابخونه نبرمت.

‫کتابخونه؟ ‫درواقع، عالی شد.

‫الان کتابخونه خیلی بدردم می‌خوره.

‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟

‫نه، نه، نه... من عاشق کتابخونه‌ام.

‫باشه. از توئه جدید خوشم میاد.

‫فیونا و کیک هنوز منتظر دنیای جادویی‌شونن.

‫یه تاج دیگه برای خودم پیدا می‌کنم.

‫می‌تونی منو تو هر جهان دگرگونه‌ای بفرستی

‫ولی من ازادی اراده دارم.

‫صدام رو می‌شنوی بتی؟ صدام رو...

‫می‌شنوی بتی؟

‫صدام رو می‌شنوی بتی؟

‫همش دارم پا رو دمم می‌ذارم.

‫یخورده طول می‌کشه تا بهش عادت کنم.

‫دخالت نکن.

‫چه درخشان.

‫قضیه چیه سایمون؟

‫اختلال طلسم؟

‫من فردی کارمنشانه‌ام

‫و کسی که کارمنشانه‌اس کینه به دل نمی‌گیره.

‫پس تو ربات نیستی؟

‫گربه جادویی هستی؟

‫آره، همیشه بودم.

‫فقط اینکه الان برگشتم به شکل اساسیم.

‫و بزودی، شما هم برمی‌گردین به اون شکل.

‫ولی اگه همه چی تغییر کنه،

Adventure Time: Fionna & Cake subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left