لومړۍ 200 کرښې.
خدا طرف منه
انتخاب کن، میخوای الان همینجا بمیری؟
یا دست منو میگیری؟
...و جواب
منم
دستمو ول نکن
اگر دلت نمیخواد همینجا بمیری دستمو ول نکن
چطور ممکنه؟
فقط توی زمان به عقب سفر کردیم
خیلی چیز خاصی نیست- اون نه-
...تو
چطور بگم؟
دارم دنبال یه کلمه ای میگردم که بی ادبانه نباشه
هویتم؟- آره-
مشکوکی یا کنجکاو شدی؟
هیچکدوم، فقط یه جوابی میخوام که عقل و منطقم قبولش کنه
اما یکم قبل که خودت دیدی
تجربه ش کردی، پس بپذیرش
گفتش آسونه اما پذیرفتنش نه
الان که زنده ای- خب؟-
سوئیس و ایتالیا رو هم پشت در خونه ت دیدی
خب؟
توی خوابت، توی مترو، توی محل کارت
یادت نمیاد؟
یادمه، اما اصلا با عقل جور در نمیاد
انگاری خل و چل شدم
اکی، خوب نگاه کن
چیو؟
یا خدا- برقا رفت؟-
این چش شده؟
این چی؟
عجیبه، چه خبر شده؟
اتفاقی اینجوری شده؟
چی شده؟- گوشیم خاموش شد-
واسه چی یهو خاموش شد؟- کار نمیکنه؟-
باطریش تموم شد؟
اینم اتفاقی شده؟
آهان
تو میتونی جریان های الکترونیکی رو کنترل کنی؟
ببین- اون چیه توی آسمون؟-
ستاره دنباله داره؟
خدای من
یهویی ستاره های دنباله دار از کجا پیداشون شد؟
خیلی خب فهمیدم، بس کن
چرا؟ من اون کارو نکردم که
من کنترل کننده جریان الکترونیکی ام
گفتم تمومش کن
بس کن
چی شده؟
برقا اومد
من خیلی خوش اخلاق نیستم
گوشی منم روشن شد
تو با همچین کسی قول و قرار گذاشتی
یادت بمونه که من یک شیطانم
خب دیگه باید مسخره بازی رو تموم کنم و برم
یهویی؟- یه اتفاق مزخرف افتاده-
چیزایی که دیدی رو یه نمایش برای گرامی داشت قراردادمون در نظر بگیر
امیدوارم تنهایی با خودت بهت خوش بگذره
اونموقع که نمیخواستی دستمو بگیری الانم نمیخوای ولش کنی؟
خودت گفتی ولت نکنم
این چیه؟- قولم-
بهت قول دادم که هیچ دردی رو حس نکنی
البته خیلیم خیالت راحت نباشه
باید هرروز، قبل از نیمه شب، شارژش کنی
شارژ؟ چطوری؟
با گرفتن دست من- چی؟ چرا؟-
محض اطمینان که یهو فرار نکنی
و به یه آرزو فکر کن، تاک دونگ کیونگ
هی، تو از کجا اسم منو میدونی؟
هی
ببخشید
بله؟
احیانا یادتون نمیاد چند دقیقه پیش روی خط عابر پیاده چه اتفاقی افتاد؟
یادتون نمیاد؟- نه-
فکر کنم واقعا اتفاقی نیوفتاده
عجب سرتق لجبازی هستی
وقت زمان مناسبش برسه خودم میکشمت
گفتم که ماشینت رو توی جای پارک من نذار
اما همش سعی میکنی این کارو بکنی
نابودی، توی حیطه اختیارات منه
یه کاری بکن
همش یه صداهایی میشنوم
نمیتونم بخوابم داره دیوونه م میکنه
بمیر- آشغال لجن-
بسه- بزدل-
بمیر- تو لیاقتت مرگه-
بمیر، قاتل عوضی
بزدل- بمیر-
باید تیکه پاره ش کنن
بمیر- بمیر-
چه حسی داره؟
من هرروز با همین چیزا سر و کله میزنم
لطفا منو بکش التماست میکنم
سه نفر از اونایی که بهشون چاقو زدی، مُردن
دو تاشون هنوز توی کمان
اما تو هنوز زنده و سالمی باید ازم تشکر کنی
برنامه م این نبود
نبود
زندگی هیچوقت طبق برنامه پیش نمیره
برای امروز، همینجا تمومش میکنم
امروز یه قرارداد خوب بستم برای همین شاد و شنگولم
تو کی هستی؟
تا حالا این جمله رو شنیدی؟
"من اولین و آخرینم، شروع و پایان"
من اونم، آخرین، پایان
هی
چرا این کارو باهام میکنی؟ چی میخوای؟
نابودگر
واسه چی بهم زنگ میزنه؟
اونی، میدونم چیزی که میخوام الان بهت بگم رو باور نمیکنی
...اما خواهشا نپر وسط حرفم و بذار حرفمو تا آخر بزنــ
اونی؟
اونی
اونی
چی شده؟
چی شده؟ چته؟
دارم میمیرم
چی گفتی؟- گفتم دارم میمیرم-
چرا؟
....اونی، نگو که
همه ش نیست و نابود شد
حتما خواست خدا بوده
چون نوشته م خیلی آشغال و به درد نخور بوده یه قدرت ماورایی زده پاکش کرده
باید قبل از اینکه تمومش میکردم این کارو میکرد
اون ستاره های دنباله دار چی بود؟
یهو واسه چی برق قطع شد؟
دیگه چی میخوام؟
همه شون نشونه این بود که باید بمیرم
مراقب خودت باش، خدانگهدار
اونی تو برای چی باید بمیری؟
اینا همه ش تقصیر اون عوضیه
اون عوضی؟
کی؟ بیل گیتس؟
یکی دیگه. همین طوری
اونی
فعلا بشین. باشه؟
انقدر مثل یه آماتور رفتار نکن
تو بهتر از هرکسی میدونی این جور موقعها باید چی کار کنی
نه نمیدونم. باید بمیرم؟
فقط یه راه حل هست خانم نویسنده
چی؟
یه ساعته همش رو دوباره بنویسی
چی؟ یادداشت خودکشیم رو؟
فصل
فصل؟
من میرم پشت بوم
اول فصل رو تموم کن
فایده اش چیه؟
هیچ کی دوستش نداره
توی شرکت هم خیلی خوششون نمیاد درسته؟
چی گفتن؟ راستش رو بگو
کسل کنندست
فکر نمیکنم تو رمانتیک قوی باشه
قهرمان مرد داستان خیلی خشکه
تعداد خواننده ها همین طور داره پایین میاد
....اما وقتی که خواننده ها برای خوندنش مجبور باشن پول بدن
....تعداد به طور میانگین نصف میشه
جونگ مین، تو حاضری با اون قهرمان مرد داستان قرار بذاری؟
بله؟ - من که نه -
...ازش میخوام تعداد فصلها رو کم کنه
و زودتر تمومش کنه
آره. باید زودتر تمومش کنیم
بیاید ببینیم تو داستان بعدیش چی کار میکنه
گفتن ارزش منتظر موندن و دیدنش رو داره
بهم دروغ نگو. تعداد خواننده ها نصف شده
...نصف خواننده ها وقتی مجبور شدن برای
خوندن فصلها پول بدن ازش منصرف شدن
درسته
پس بیا فقط بنویسیم باشه؟
...اگه زمان آپلود رو از دست بدی
نصف دیگه هم میپرن
بگیر
اونی غذا خوردی؟
مگه اون غذاست
شکم پر کنه
وقت نوشتن هم ندارم چه برسه به غذا پختن
...این از نظر ارزش غذایی و طعم
از هر غذایی که درست کردم بهتره
...اونی
اصلا از کجاشروع کنم؟
چی؟ چیزی گفتی؟
میخوام برم فروشگاه
باشه
سلام
سلام آقای نویسنده. کمکی از من ساختست؟
اونی که کمک لازم داره شمایید خانم تاک دونگ کیونگ
چرا با اسم کاملم من رو صدا میزنید؟
مشکلی توی آپلود وجود داشت؟
اصلا ترسیدین؟
من به عنوان دکتر زنگ زدم نه نویسنده
زنگ زدم تا تهدیدتون کنم
آها. اون
....ممکنه الان حالتون خوب باشه
اما انقدر دردناک میشه که آرزوی مرگ میکنین
این تهدید نیست، واقعیته
مدام بدتر میشه؟
دارین باهام شوخی میکنین خانم ویراستار؟
...به عبارت دیگه، بعد از یه درد وحشتناک میخوام بمیرم
یا با درد یکم کمتراز اون
باید اولی رو انتخاب کنم یا دومی درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.