لومړۍ 200 کرښې.
فصل دوم - اپيزود پنجم "خانم گودسپيدِ منفور"
واسه سفينه باتري برداشتم
هنوز هم زنده ايم موفق شديم گري
آروم باش بچه کادو
بعد از پيدا کردن کليدهاي بُعدي جشن ميگيريم
ايوا، داريم ميايم - واقعا؟ -
آخه الان چهارمين باره که اين حرف رو ميزني
مهمون داريم؟
آره داريم
راهزن هستن؟
تو گري گودسپيد هستي؟
من ترايبور هستم رهبر مقاومت
چه خز نازي داري
با تو نبودم، اون رو ميگم
اگه باشم چي؟
کارش داريم
اين رو ميشناسي؟
واي نه ...اون
دستمه
ملاني انتقامت رو ميگيريم
واسه چي دنبالتن؟
من پوست مادرِ مُرده اشون رو پوشيده بودم
داستانش طولانيه، خب؟ ...راستش
کل داستان همينه
اي پوست دزد
من در اين مورد با "ديوينتر"ها موافقم
انقدر خطا نزنين
من ماماني رو ميکشم - نه خير، خودم ماماني رو ميکشم -
ايوا؟ ايوا؟ نايتفال؟ کسي نيست؟ ما کمک لازم داريم
گري، راهزن اومده؟
از اونم بدتر... "ديوينتر"ها اومدن
هيو، موتور رو روشن کن
هميشه ميتونين روي هيو ...حساب کنين که موتور رو سريع
موتور روشن شد
فقط موتور برام مونده بود ايوا
ولي ديگه اونم ازم گرفتي
ايوا کجايي؟
از همون روزي که
جسم پاره پاره ملاني عزيزم رو به دست گرفتم
ميدونستم که بايد شکارت کنم
هدفم در زندگي همين بود
از کارم استعفا دادم بچه هام ترک تحصيل کردن
سلام ماماني - سلام ماماني -
پس اندازم رو خالي کردم
تو مادر بچه هاي ناز من رو کشتي
ما هم شکارت ميکنيم
مادرت هم شکار ميکنيم
و اون رو هم ميکشيم
چشم دربرابر چشم
البته اين بار... پوست در برابر پوست
ببين، شما کلا اشتباه گرفتين، خب؟
من همسرت رو نکشتم، خب؟
من فقط پوستش رو پوشيدم
تازه، شما که اصلا نميدونين ...مادر من کجاست
خودم هم نميدونم - پيداش کرديم بابا -
واقعا؟
تو سياره "سوربو" زندانيه
از يه دي ان اي کلي اطلاعات ميشه به دست آورد
از آشناييتون خوش وقت شدم
ولي بايد بپريم
اي ديوانه
هرجايي که بري شکارت ميکنم
خدافظ ماماني - خدافظ ماماني -
ميبينمتون بچه ها درستون رو بخونين، باشه؟
.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
آخرين اخبار دنياي فيلم و سريال در تلگرام و اينستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
ترجمه به فارسي: کيارش نعمت گرگاني Telegram: @realKiarashNg
پنکيک ميخوري؟
هم کره ايه هم برشته
براي کسي مهم نيست
خيلي بدمزه هستن بيشتر تلاش کن
فردا شاهد اعدام قرن باشيد
زندانيِ واي، منفورترين جنايتکار در منظومه ستاره اي
فردا اعدام خواهد شد
بليت مخصوص را جهت مشاهده جنازه قبل از
آتش زدن خريداري کنيد
اين... مامان منه
واي - اوف، دلم ميخواد انگشتش رو عسلي کنم -
و باهاش چايم رو هم بزنم
از اين کارهاي مردونه ديگه
مادرت منفوره رفيق؟ چقدر خفن
چرا پُزش رو نميدادي؟
واسه چي بايد پزش رو ميدادم؟
وقتي بچه بودم ترکم کرد چرا؟ هنوز هم نميدونم
پنکيک ميخوري؟
يا حواسش پرته يا قبلا صبحانه خورده
يا شايد هم پنکيک نميخوام
کجا ميري؟
بايد کليدهاي بعدي رو جمع کنيم گري
ميرم مامانم رو قبل از اعدامش ببينم
که نجاتش بدي؟ - معلومه که نه -
واسه چي بايد بخوام چنين کاري بکنم؟
چه دلگرم کننده
فکر کرده آخرين حرف رو با ترک کردنم خودش زده
...ولي نه
حالا نوبت منه که کلي حرف بزنم
و بعدش هم ترکش کنم
الان وقتش نيست مون کيک، باشه؟
بايد قبل از اين که مامانم رو بکشن، سرش داد بزنم
چه پسر خوبي
به زندان فوق امنيتي سوربو خوش اومدين
کشتن شما مايه افتخار ماست
وايستين ببينم
اينجا چيکار دارين؟
راستش... اومديم سلول هارو بررسي کنيم
دنبال خفاش هاي تيزدندونيم
بهمون زنگ زدن که خفاش تيزدندون دارين
و ما هم سريعا خودمون رو رسونديم
تماس گرفتن؟
تماس انجام شد
باشه، خيلي خب
آره، ما هم سريع خودمون رو رسونديم
منشيمون وِزلي تماس گرفته بود؟
البته، وزلي چه منشي خوبي هم هست
آره، منشيمون وزلي يه کمي عوضيه
واقعا هم همينطوره
آهاي، وز برادر منه
تو حق نداري بهش بگي عوضي
....خب... راستش
بابا اذيتت ميکنم رفيق
واقعا هم خفاش هاي تيزدندون بهمون حمله کردن
خودم يه بار يکيشون رو ديدم که 35 متر بود
و بهترين دوستم کارلوس رو از وسط نصف کرد
بيست و يک روز طول کشيد
خفاش هاي تيزدندون قاتل هاي صبوري هستن
هنوز ميتونم صداي جيغ و دادش رو بشنوم
چقدر جيغ ميکشيد
خفاش تيزدندون - چقدر خون -
بگذريم، موفق باشين
راستي اگه هنوز مشغول کشتنِ کارلوس هيتن
سلام من رو بهش برسونين
گري، تو خيلي وقته که داشتي به اين روز فکر ميکردي
خيلي خب؟ کلي تمرينش کردي
يه مقاله صد صفحه اي نوشتي
بعدش هم تو يه شعر کوتاه خلاصه اش کردي
شعره هم که يادته
شعرت رو تکرار کن گري
"با زجر، قلب من ميسوزد با زجر"
"ميسوزد با زجر"
نمياي؟
آماده ام
وايسين، نه، نيستم
شايد بهتر باشه اينم اضافه کنم که
چه جور ماماني پسرش رو درست بعد" "از مرگ باباش ول ميکنه
درحالي که هيچکس نيست" "که ازش مراقبت کنه؟
"بعدش هم ديگه هيچوقتِ هيچوقت"
"هيچ خبري ازش نشنوه؟"
گري؟
اوه... مامان؟
حتي از انتظاراتِ لاي پام هم جذاب تره
خب من... ميدوني چيه؟ من بايد برم
بايد برم
گري - بله؟ -
از ديدنت خوشحال شدم
واقعا؟
واقعا؟ يعني... جدي ميگي؟
آره، دوستانت رو معرفي کن
کلرنس هستم صاحب پسر شما
ميشه بپرسم که ميخواين بعد از
اعدامتون با بدنتون چيکار کنين؟
همينجوري ميپرسم
خيلي خب اين بچه کادوئه
زنداني واي ميشه صورتم رو امضا کنين؟
صورتم رو امضا کنين تروخدا صورتم رو امضا کنين
...صورتم رو امضـ - اينم ترايبوره -
من از تخم دراومدم پس ببخشيد که
زياد با رابطه مادر و پسر همذات پنداري نميکنم
خب... چيکارا ميکردي؟
البته غير از محکوم به مرگ شدن؟
کلي کار کردم حيف
هرگز فرصت نميکنم برات تعريف کنم، مگه نه؟
مامان
خيلي خب، من نجاتت ميدم مامان
مامان وايسا - سريعتر -
ميشه ولم کني؟ - سريعتر برو حيوون، سريعتر -
چوب بين پاهات داره ميخوره به کمر
مامان وايسا
گري، تو که احيانا سفينه نداري؟
چرا، چرا سفينه دارم
واسه تو هم جا هست
واي نه جاتون رو تنگ ميکنم
نه، نميکني تعارف نميکنم، بجنب
باشه پسرم
آهاي، چيزي از کارلوس مونده بود؟
آره، هنوز داره ميميره
کارلوسه ديگه، مگه نه؟
خب بعدش چي شد؟
من ميتونم تاابد به خاطرات تا پاي مرگ رفتنت گوش بدم
اينجوري شد که فکر ميکردم
قراره عين آب خوردن باشه ولي از شانس من
يه قطره زهر "ييدريايي" ريخت رو بلوزم
و بوم
لباسم از تنم درمياد
کلا پاره شد - اوممممممم -
اوف، ولم کن بابا
پارلمان هم همينطور من رو تماشا ميکرد که با
کون لخت دارم از قلعه فرار ميکنم
بهترين تولد عمرم بود
جون - مامان بيا اينجا، بيا کلکسيونم رو نشونت بدم -
ترايبور، با تيپت حال ميکنم رفيق
No comments yet. Be the first to leave one.