The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

the-vampire-diaries-S07E22-farsi-sub
The Vampire Diaries S07E22 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Vampire Diaries S07E22 720p HDTV X264-DIMENSION
The Vampire Diaries S07E22 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Vampire Diaries S07E22 480p HDTV x264-RMTeam
The Vampire Diaries S07E22 480p HDTV x264-mSD
The Vampire Diaries S07E22 HDTV XviD-FUM
The Vampire Diaries S07E22 HDTV x264-LOL
The Vampire Diaries S07E22 HDTV XviD-AFG
د لخوا تبصره Mohadeseh
زیرنویس قسمت22 فصل7 خاطرات خون آشام

تګونه

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
په خپور شو: 2016-05-13
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

آنچه گذشت...

هرچی داخل اون سردابه است

می خواد بیاد بیرون.

تو باید بهم قول بدی

نمیذاری الکس بیارتش بیرون.

قول میدم.

بانی لطفا!

هیشکی بیرون نمیاد

وقتی بیدار بشه، عین من میشه

پر از تنفر از تو و امثال تو

باید تا جایی که می تونی از بانی دور بشی.

دوستش داری؟

نمی دونم.

میشه کسی رو دوست داشت

و درست وقتی بیشتر از همیشه به همدیگه نیاز دارید، ولش کرد؟

من هنوز از دستت عصبانیم.

تو عملا منو به جهنم فرستادی

و من هنوز اماده نیستم بی خیال بشم.

ولی فکر نکن متوجه کارای خوبی که

اخیرا کردی، نشدم.

زندگی بانی به اون اخرین جاودان وصله.

ارتباط رو قطع کنیم

شاید نفرین هم قطع بشه.

متاسفانه

اون جاودان در اسلحه خانه اس

شیطان زیرزمین از سردابه اش فرار کرده

و ممکنه هرجایی باشه.

ما اونجا رو دوباره باز می کنیم.

ترجمه و زیرنویس از: Mohade$eh

خبری ازش نیست؟

نچ. این یعنی در کمال تعجب

داناوان شکست خورده و بانی شکارچی وحشی شده.

باشه، خب الان بانی کجاس؟

دنبال یکی از ماها.

کجا داره بره؟

قرار نبود سوار هواپیما بشی؟

پروازها بخاطر طوفان کنسل شدن.

تو کجایی؟

من تو سرزمین راه حل هستم عزیزم

یه جسد حفظ شده تو اسلحه خانه است

بنام: اخرین جادوان

ما فقط باید نابودش کنیم

تا بانی دیگه هیولا نباشه.

ولی اگه جاودان رو بکشی

بانی می میره.

و البته ما هم می میریم.

یه جور دیگه به من گفتن.

کی گفته؟ یکی که می خواد بمیری؟

یکی از نوادگاه کسایی که راینا کروز رو ایجاد کردن.

اره، کسایی که از ما متنفرن.

خب باورمون بشه یا نه

این تنها شانس بانیه.

ببین...

در بهترین حالت ما جاودان رو نابود می کنیم

و همه چی به حالت عادی برمی گرده.

در بدترین حالت....

ما همه می میریم و استفن باقی می مونه تا قصه مردنمونو

برای الینای دوست داشتنی تعریف کنه.

مشکلات دیگه این ماجرا رو فراموش کردی؟

منظورت اون هیولای مبهم و

وحشتناک سردابه اس؟

اون با من.

شاید وقتی که ماجرا کمتر مبهم شد، اونم کمتر وحشتناک بشه.

بچه ها، این مهم نیس

بانی کل اسلحه خانه رو قفل کرد.

شما نمی تونید وارد بشید.

کاری که نمی تونم بکنم رو بهم نگو.

من نمی تونم وارد بشم.

نقشه دوم.

استفن به دوست دختر قبلیت زنگ بزن.

البته نه اونی که الان کنارته.

والری.

اون می تونه قفل رو ازبین ببره.

عالیه

ولی من اصلا نمی دونم کجا پیداش کنم.

یه گزینه سوم هم هست

بذار بگم که گزینه تحسین برانگیزیه.

نقشه کوچولو و ناز شماره 3.

نه!

قطعا نه!

فقط باید بیان دم در

و دستای کوچولوی مکنده شونو روش بذارن...

نه بچه های من وارد این ماجرا نمیشن دیمن.

این بخاطر بانیه!

نه، این بخاطر ماست.

تا دیگه مجبور به فرار نباشیم.

و این دلیل بقدر کافی خوب نیس

تا بچه هامو قاطی این گندکاری کنم.

می دونی این زخم هایی که داریم ما رو به اون متصل می کنه؟

احتمالا می تونه بشنوه الان چی داریم میگیم.

ما والری رو پیدا می کنیم.

حالا هرچی داداش.

خب وقتی می بینیشون چه حسی داری؟

من قطعاتی از صحبت ها رو می شنوم.

بعضی تصاویر رو می بینم.

ولی بیشتر می تونم حسشون کنم.

احساساتشونو.

اونا ترسیده ان.

بایدم بترسن.

میلم داره قوی تر میشه.

حس می کنم داره بهم مسلط میشه.

نمی خوام بهشون اسیب بزنم.

پس منو باز کن.

بذار کمکت کنم خب؟

می تونم جلوتو بگیرم.

تو قلبم می دونم باید اینکارو بکنم.

ببخشید مت

اسم من انزوئه.

دوست بانیم.

گوش نکرد نه؟

بعد از تمام چیزایی که گفتم

بازم سردابه رو باز کرد؟

قضیه پیچیده اس.

اگه به اون چیز اجازه بدیم وارد دنیا بشه، ما...

واسه همین من اینجام.

باید دقیقا بدونیم با چی طرف هستیم

تا بتونیم باهاش بجنگیم.

نمی تونید باهاش بجنگید.

نمی تونید بکشیدش.

اون هزاران ساله که زنده اس.

نترس عشقم.

حالا بهم بگو چی هست.

بعد لیزی سه تا شیرینی خورد

و من فقط دوتا خوردم.

دوتا و نصفی.

قطعا برای ساعت 8صبح خیلی درباره شرینی صحبت کردیم.

اره خب، دخترا شیرینی می خواستن

و بابا نیاز داشت یه جوری ذهن خودشو منحرف کنه.

پس بخاطر استرس، شیرینی پختی؟

باید یه راهی مردونه تری برای گفتن اون حرفت وجود داشته باشه!

دلم برات تنگ شده مامان.

منم دلم برات تنگ شده عزیزم.

باشه، خداحافظی کنید دخترا.

- خدافظ - حدافظ

مراقب باش.

اونا سه سالشونه.

نباید قاطی این دنیا بشن.

هنوز نه.

اون دفعه لیزی روی من مکش انجام داد.

دخترا باید به مهمونی تولد دوستشون می رفتن

و لیزی کیسه کادوی جوزی رو گرفت.

من ازش پس گرفتمش و بعد لیزی بازومو گرفت.

ازقصد نبود.

من فقط می خوام تاحد ممکن کودکیشون نرمال بگذره.

این تصمیم توئه.

قطعا.

مرسی.

می دونی که اینطوری نمی تونی قسر دربری.

بخاطر اینکه ترکم کردی یا منو دزدیدی.

- نه؟ - نه

نه حتی... یه ذره؟

نچ. نه حتی یه ذره.

من یه گرمایی حس می کنم.

قطعا هیچ گرمایی وجود نداره.

باشه

بانی؟

باید تندتر رانندگی کنید.

چرا؟ چی شده؟

دارم بهتون می رسم.

به استفن بگو تندتر رانندگی کنه و نایسته.

چطوری به ما رسیدی؟

ما اژیر پلیس داریم خب؟

بهمون کمکم کرده.

باشه. ما نمی ایستیم. قول میدم.

همه واحدها، تصادفی شامل 6تا ماشین داریم

در جاده شرقی60 در فرانکلین درایو.

جراحت گزارش شده. لطفا جواب بدید.

بگو تو جاده 60 نیستیم.

تو جاده 60 هستیم.

نه...

من دارمش.

استفن؟

چرا حس می کنم داری نزدیکتر میشی؟

فقط باید بذاری کنارت رانندگی کنیم بانی

نمی تونم.

- چرا. می تونی. - نه نمی تونه!

یالا بانی.

متاسفم.

نه!

بذار حدس بزنم: یه شیطان قدیمی و با شاخکای حساسه

که زندگی و دنیامونو نابود می کنه.

مسخره نباش.

شاخک حساس نداره

اصلا دلم می خواد بدونم؟

جلوی داخل شدنتو می گیره؟

نچ

پس نه، دلت نمی خواد.

کسی خبری از والری داره؟

لازم نیس.

یکی یه نقشه ای داره.

می خوای بگی؟

قروقاطیه.

فک کنم یادت رفته من خودم می تونم چقدر قروقاطی باشم.

یه راه کوچولو در شرق اسلحه خانه است.

اونجا منو ملاقات کن.

چکمه های گاوچرونیت رو هم بیار.

فک می کنی حالشون خوبه؟

باید اینجوری فرض کنیم.

و اینکه بانی هنوز دنبالمونه.

خبری از دیمن شده؟

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left