لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 25 =-
دکتر دخترم چش شده؟ اون خوب میشه مگه نه؟
شما گفتی که نتیجه آزمایشات خوب بوده
همونطوری که قبلا گفتم نتیجه ام آر آی و بقیه آزمایشات خوب بوده
با توجه به این حادثه احتمالا دچار آسیب نخاعی شده
باید منتظر باشیم و ببینیم احتمال داره از کمر به پایین فلج بشه
منظورتون چیه که ممکنه فلج بشه؟
یعنی دیگه نمی تونه راه بره؟
باید منتظر بمونیم و ببینیم
از اون طرف - معلوم هست چی شده؟ -
اگه زندگی دختر من بخاطر تو به اینجا بکشه
مطمئن باش ول کنت نیستم
جانگ گو چی شده؟
منظورت چیه گفتی هایون بخاطر تو تصادف کرده؟
لی جانگ گو یه چیزی بگو
...مامان
حالا با هایون چیکار کنیم؟
چی شده؟
تو که چند ساعت پیش خونه ما خوب بودی
...پاهام - زن داداش -
پاهام حرکت نمی کنن
هیچی رو نمی تونم احساس کنم
مادر چیکار کنم؟
هایون گریه نکن
الان وقتش نیست که ضعیف باشی باید تمام انرژی تو جمع کنی
مادر حالا چطوری زندگی کنم؟
بهتره بمیرم تا اینطوری دراز کش زندگی کنم
وقتی چیزی احساس نمی کنم و نمی تونم راه برم چه فایده داره که زنده بمونم
هایون تو بهتر میشی بازم میتونی راه بری
مطمئن باش خوب میشی
درسته هایون تو خوب میشی
مطمئن باش خوب میشی
!جانگ گو برو بیرون ، برو بیرون
نمی خوام منو این ریختی ببینی
!میگم برو بیرون
آره جانگ گو برو بیرون
نه تلفن جواب میده
نه هنوز اومده خونه
...نکنه
نه اتفاقی نیفتاده
جانگ گو من الان اومدم خونه
چیزی شده؟
نمی تونم باهات تماس بگیرم
هنوزم با هایونی؟
هر وقت این پیام دیدی لطفا باهام تماس بگیر
چرا اینقدر دیر کردی؟
بیا یه کم چای زنجبیل بخور
ممنون مامان
این حلقه رو از کجا آوردی؟
از جانگ گو گرفتی؟
مامان جانگ گو بهم پیشنهاد ازدواج داد
منم قول دادم باهاش ازدواج کنم
چی؟
ازدواج؟
!خانواده اش علیه تو هستن اونقوت تو میخوای باهاش ازدواج کنی؟
یادت رفته مادرش باهات چطوری رفتار میکنه؟
سریع حلقه رو بهش پس بده
مامان ، هر طوری شده من باید باهاش ازدواج کنم
جانگ گو گفت ازشون اجازه میگیره
اجازه؟
فکر کردی امکان داره؟
امکان نداره اونها اجازه بدن جانگ گو هایون ول کنه
می پونگ به خودت بیا ، در نهایت
جانگ گو کاری رو که مادرش بخواد انجام میده
نه
من به جانگ گو اعتماد دارم
حتی با اینکه دستت میگیرم بازم نمیتونم بگم خوابم یا نه
بهم در مورد مادر بزرگت بگو
در مورد مادر بزرگ؟
اصلا در مود من چیزی براتون گفته بود ؟
من مادر بزرگ سونگ هی رو فقط وقتی که کوچیک بودم یه بار دیدم حالا چیکار کنم؟
چی شد؟ باز سرت درد گرفت؟
چیزی نیست حالم خوبه
میخوای ببرمت بیمارستان
وقتی در مورد قبل از فرارم فکر میکنم
سرم درد میگیره و دچار سرگیجه و تهوع میشم
کی فرار کردی؟
به سلامتی رسیدیم رودخانه آمنوک
...وقتی داشتیم از رودخونه رد میشدیم
یهوی نگهبانهای مرزی گیرمون انداختن
و شروع کردن به شلیک کردن
وقتی به خودم اومدم دیدم برادر و مادرو پدرم کشته شده بودن
بعدش دیگه نمیدونم چطوری از رودخونه رد شدم
از اون موقع دیگه نمی تونم گذشته رو به یاد بیارم پدر بزرگ
حق داری جلوی چشمات خانواده رو از دست داری
چطوری ممکنه ذهنت آسیب ندیده باشه
بچه بیچاره من
بابا بزرگ
فکر کنم تمام این مدت زنده بودم که تو رو پیدا کنم
پس از این به بعد عزیزم دیگه نگران نباش
باشه؟
تنها مدرکی که داره اون حلقه است
از کجا میدونه اون واقعا نوشه
منم همینو میگم
باید بره تست دی ان ای بده تا مطمئن بشه
منم همینو میگم
اما مادر اگه واقعا اون نوه اش باشه چی؟
بعدش چه اتفاقی برای اون و هی دونگ میفته؟
اصلا نمی دونم چیکار باید بکنم مامان
اگه این درست باشه مگه نباید اونها طلاق بگیرن؟
تا قبل از سه نسل عموزاده ها نمی تونن با هم ازدواج کنن
هی دونگ و شین یه دقیقا سومین نسل به حساب میان
مامان ، راست میگی؟
بله ! خب این قانون کشور ماست
مامان همه رو ول کن با هی دونگ چیکار کنیم؟
هی دونگ بیچاره
چطوری میتونه فقط با یه حلقه فکر کنه اون نوه شه
باید تست دی ان ای بدن
با هی دونگ تماس گرفتی؟
اوه بله امروز بر میگرده
هنوز به هی دونگ چیزی نگید
وقتی بیاد خودم باهاش صحبت میکنم
وقتی هی دونگ بیاد من خودم بهش میگم
خیلی خب
این بهتره که تو بهش بگی
اما پدر کی میخواین آزمایش دی ان ای بدین؟
آزمایش دی ان ای؟
شما باید یه تست ارتباط خونی بدین
از راه مو و ناخن می تونن تشخیص بدن
بله پدر این خیلی کار آمده
فراموشش کن
وقتی مطمئنم اون نوه منه برای چی باید آزمایش بگیرم؟
چی برای اثبات بهتر از حلقه
نه پدر بزرگ بیاید آزمایش بدیم منم خیالم راحت میشه
بله عمو جان منم فکر میکنم اینطوری بهتر باشه
بله اجازه بدین همین کارو بکنیم پدر بزرگ
خیلی خب
اگه تو بخوای انجام میدیم
حتما همین کارو میکنیم
پس یعنی رابطه پدر بزرگ و نوه دختری
با تست دی ان ای مشخص نمی شه؟
آخه چرا؟
برای این موضوع باید پدر خانم شین یه باشن
تا بتونیم مشخص کنیم که به هم مرتبط هستند یا نه
و اینطوری رابطه خونی مشخص میشه
یعنی با رابطه خانم شین با پدرش رابطه پدر و پسری مشخص میشه نوه ایشون هست یا خیر
ولی فقط با این دونفر امکانش نیست
پدرم که اینجا نیست بیاد
ایشون فوت کرده
اصلا مگه میشه
یعنی چی که چون پدرش نیست رابطه خونی معلوم نمیشه
لطفا یه کاری کنید
همونطوری که توضیح دادم اصلا امکانش نیست
شین یه بریم
باشه
عزیزم اینطوری که نمیشه
چطوری امکان داره یه پدر بزرگ نتونه نوه شو ثابت کنه
اگه اینطوری با دی ان ای نشه ثابت کرد
با این حال بازم پدر میخواد اونو قبول کنه؟
این درست نیست
دیگه کافیه
این تصمیمیه که عمو گرفته
این مسخره است
چرا نمی تونم باهاش تماس بگیرم
حتما اتفاقی افتاده
باشه من فقط یه نگاه میندازم
ببخشید
با مایی...الان با ما حرف زدی؟
بله
من نمی تونم با جانگ گو تماس بگیرم نگران شدم اتفاقی نیفتاده باشه
جانگ گو دیشب نیومده خونه؟
...میدونید - جانگ سو تو کنار وایسا -
به تو چه ربطی داره؟
تو به برادر شوهر من چیکار داری
در ضمن حق نداری از اون خط بیای اینور تو حیاط ما
اگه مادر شوهرم بفهمه تو بد دردسری میفتم
هی را تو چت شده؟ - مگه من چی گفتم ؟ -
چی شده؟ دارین دعوا می کنین؟ - مادر بزرگ ، نه دعوا چیه -
آیگو
چرا دیشب با ما تماس نگرفتی؟ بگو بینم ها یون چطوره؟
حالش خوبه؟
نه خوب نیست مامان
بیچاره هایون ممکنه دیگه هیچ وقت نتونه راه بره
چی؟ داری راست میگی؟
خاک عالم آخه واسه چی
باید درست جلوی چشم جانگ گو تصادف کنه
منم همینو میگم
کدوم بیمارستانه؟ الان میرم اونجا
بیمارستان هاتسال
اما مادر بهتره که الان نری
هایون و زن دادش کل شب داشتن گریه میکردن
جانگ گو هم بیرون نشسته
ای خدا این چه بلایی بود دیگه
برید داخل اینجا سرده
برید تو
حتما همه تون خیلی شوکه شدین
که یهویی شین یه نوه من از آب در اومده
با این حال اگه بهش شک کنین و بخواین اذیتش کنید
هرگز نمی بخشمتون
متوجه شدی چونگ جا؟
بله پدر
...درضمن دال هو
بله
الان دیگه نوه من شده عروس تو
این بهتر نیست که من و تو فامیل شدیم
...البته عمو
منظورم
آقای کیم
من موضوع رو به هی دونگ توضیح میدم پس نگران نباشید
منظورت چیه که قراره فامیل دامادشیم
No comments yet. Be the first to leave one.