لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه در «سرگذشت ندیمه» دیدید
خیلی عالیه که دوباره همه کنار هم جمع شدیم
!وایسید
میریم غرب. ریلها رو دنبال میکنیم
شیکاگو - اون یکی میره خط مقدم -
جون، چرا باید بریم خط مقدم جنگ؟
چون اونجا هنوز دارن میجنگن
شیکاگو هنوز شیکاگوئه. اونا تسلیم نمیشن
جون؟ - جونین، باید بپری -
من نیکول رو دوست دارم ولی هیچوقت نمیخواستم مادر باشم
چرا احساس میکنی باید گندهای جون رو جمع کنی؟
واسه جبرانِ وقتی که من فرار کردم و اون نتونست، گمونم
فردا شب واسه خرید میرم تاندر بِی
همیشه میتونی باهام بیای
نمیتونی همه چی رو ازم پنهون کنی ...و دروغ و کُسشعر به خوردم بدی
!و انتظار داشته باشی باهاش کنار بیام
من دارم خودمون رو زنده نگه میدارم
تو به نگهبانها گفتی کجا پیدامون کنن؟
آره، بهشون گفتم شما کجا هستید
اونا هانا رو گروگان گرفته بودن
این خلاصهای از قوای نظامی مستقر در مرزه
گزینههای حمله به همراه تفسیر
من شورا رو متقاعد کردم ازتون به عنوانِ مشاور کمک بگیرن
شما دیگه کی هستید؟
ما کمک لازم داریم. سعی داریم بریم شیکاگو
اونا رو سوارِ ماشین کن
.ما جایی برای موندن لازم داریم غذا لازم داریم
اینجا خیریه نیست
ما میتونیم به درد بخوریم
تریسا براتون یکم غذا میاره
کدوم یکیتون پیشِ من میمونه؟
هر کدوم بمونید اشکالی نداره
شما مِیدی نیستید، نه؟
مِیدی چیه؟
.ما نمیتونیم اینجا بمونیم میریم یه جای دیگه، خب؟
اول باید لباست رو عوض کنی
بگیر. میتونیم بمونیم
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
مرسی
!اوه
!بیدار شید
لعنتی... این دفعه از سمتِ غرب حمله کردن
جون؟
هی! امن نیست. برگرد بخواب
« ترجمه و زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
چقدر طول میکشه اونا تموم شن؟
بستگی به اندازهی اردوگاه داره
نگهشون نمیداریم
معاملهشون میکنیم
با اسلحه؟
باتری. سوخت
حداقل امیدوارم یکم به دست بیاریم
بردنِ این آشغالها تا اون سرِ شهر واسه هیچی خیلی افتضاحه
بذار کمک کنم. یالا. میتونم بیام
تصمیمش با استیونه
باشه
خیلی خب - آره. یکم بالاتر. خوبه -
خیلی خب، حالا مراقبِ انگشتت باش - باشه -
مراقبِ دستت باش - این؟ -
آره. خوبه، خوبه
درسته. آفرین
آره. حاضری؟ حالا، هدفت رو پیدا کن
اوهوم - فهمیدی؟ فشار بده -
صبر کن. دوباره امتحان کن
آره
اینجوری؟ باشه - اون قسمتش. عالیه -
خیلی خب - خیلی خب -
آفرین. استعداد ذاتی داری - درست یاد گرفتم؟ -
مرسی. خب، تو معلمِ خیلی خوبی هستی
ممنون
آره؟ آره؟ - آره -
سلام - سلام -
شنیدم قراره با یه اردوگاه دیگه معامله کنید
منم میخوام بیام
نه. تازه واردها اینجا میمونن
واقعاً باید بذاری جون بره
اون یه هواپیما پر از بچه رو از گیلیاد خارج کرد
یعنی، اگه به خاطرِ اون نبود من اینجا نبودم
واقعاً
هر کاری من میگم میکنی
آره
ممنون
اون رو میخوای؟
امم، نه
!رو به جلو
حرکت کنید. حرکت کنید
جین - !توی صفِ راست -
لیدیا
!رو به جلو
با ما بازی میکنی؟
آه، نه، ممنون، عمه کوردیلیا
شاید... شاید بعداً
!تو! با همراهت بمون
!یالا! حرکت کنید
روز بخیر، خواهرها
!اوه
ورزش متوقف شد. روز بخیر
صبح بخیر، عمه روث
دخترهای تازه رو دیدید؟
به یاریِ خدا، با این گروه در اسرع وقت بچههای از دست رفته رو جایگزین میکنیم
بله، دستهی خیلی خاصی هستن
خب، من مشتاقم که دوباره خدمت کنم
به مرحمتِ خدا کاملاً بهبود پیدا کردم
به اصطلاح کاملاً آمادهی برگشتن سر کارم
نیازی به عجله نیست
خدا این فرصت رو بهتون داده که بهبود پیدا کنید
کارهای زیادی داریم
...لیدیا
دخترها دیگه به تو مربوط نیستن
دخترها همیشه به من مربوط بودن
من با تمامِ وجودم به گیلیاد خدمت کردم
خدا رو شکر
،عمه روث
شاید بتونید در مورد برگردوندنِ مقام من با فرماندهها حرف بزنید
از طرفِ من وساطت کنید
...لیدیا
...من تعهدت رو تحسین میکردم وقتی هنوز فعال بودی
ولی الان وقتشه که استراحت کنی
یه دور دیگه؟ - نه -
اوه، خوبه
یه صندلی سرِ میز خالی شد
خدانگهدار، عمه لیدیا
خدانگهدار، عمه روث
!خدانگهدار، عمه روث
ادامهی ورزش
...فرماندهها، ممنون
که من رو قبل از ناهار پذیرفتید
شورا بابت کمکی که در تعقیبِ ندیمههای فراری به کشور میکنید ازتون قدردانی میکنه
خوشحالم که میتونم خدمتی انجام بدم
یادم نمیاد، اونا دوباره دستگیر شدن؟
یا بهتره بگم، دوباره دوباره دستگیر شدن
هنوز نه، نه
هنوز نه
امیدوارم خدا تلاشهامون رو به ثمر برسونه
متأسفانه فقط چند دقیقه وقت داریم
پس مستقیم میرم سرِ اصل مطلب
دنیا از ارتشِ ما میترسه
،میتونیم دشمنهامون رو نابود کنیم و اونا این رو میدونن
...ولی تحریمهایی که وضع کردن
اقتصاد ما رو به شدت مختل کردن
اسلحهها به تنهایی باعث پیروزی در جنگ نمیشن
پول هم لازم داریم
پیشنهاد میکنم یه آتش بسِ موقت اعلام کنیم
در امتداد مرزهای درگیرمون در شیکاگو، کالیفرنیا و تگزاس
یه آتش بس؟
،چند ساعت برای ورود کمکهای بینالمللی
برای غذا و امکاناتِ درمانی
اون مناطق پر از تروریسته
و شما میخوای براشون کمک بفرستی؟
...من... میخوام به اخلاقیات متوسل شم
تا پایانِ محدودیتهای تجاری رو تسریع کنم
...یه نمایشِ رحم موقت
در ازای درآمد دائمی
با کمک و همدستی با تروریستها؟
...میتونیم چند ماهی
،توی نوادا بیشتر تحتِ فشارشون بذاریم نمیتونیم؟
فرقی میکنه؟
فکر کنم در هر صورت میتونیم فشارِ نظامی روی تمام شورشیها رو حفظ کنیم
...ممنون، فرمانده. آقایون
من به هیچ وجه پیشنهاد نمیدم ضعف نشون بدیم
...فرمانده، مگه ندیمهی شما نبود
که همون اول بچههای ما رو دزدید؟
بله
...بله. من
من توسط یه زنِ بیایمان فریب خوردم
ولی الان با حقایقِ اقتصادی بنیادی روبرو هستیم
،و آقایون، برخلافِ زنها آمار و ارقام دروغ نمیگن
،اگه بتونیم این تحریمها رو لغو کنیم میتونیم شکوفا شیم
،اگه بتونیم شکوفا شیم میتونیم این شورش رو سرکوب کنیم
پیشنهاد جذابیه
کسایی که موافقن؟
کسایی که مخالفن؟
پیشنهاد رد شد
ختمِ جلسه
ممنون، فرمانده لاورنس
البته
از ناهارتون لذت ببرید
نمیتونستی از روی دلسوزی یه رأی بهم بدی؟
نمیتونم از آتش بس توی جنگی حمایت کنم که خودم فرماندهیش میکنم
آتش بس شاید به جون کمک کنه
من سعی دارم کارِ درست رو انجام بدم
اگه اون نزدیکِ مرز بود، من خبردار میشدم
اوه، چه قشنگ
قلبت میدرخشید یا چی؟
خنده دار بود
اینجا کشورِ بزرگیه، فرمانده
چشمها نمیتونن همه چی رو ببینن
حتی نگهبانهای گیلیاد هم نمیتونن
هی. من کِی تفنگ دست میگیرم
وقتی به دستش بیاری
میتونی یه جوری با استیون کنار بیای؟
نگرانش نباش
تو یه جورایی سمجی
،خب، من بهش عادت دارم
،ولی اون مدتِ زیادی رئیس بوده ...و تو تازه از راه رسیدی
...و انتظار داری - باشه، باشه -
وایسید
!عوق
کی این کارو کرده؟
نایتهاوکز. براشون مهم نیست زنده بمونن یا بمیرن
No comments yet. Be the first to leave one.