Billions

Billions

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Billions S04E03 XviD-AFG
Billions S04E03 480p x264-mSD
Billions S04E03 WEBRip x264-ION10
Billions S04E03 720p WEB x265-MiNX
Billions S04E03 720p HEVC x265-MeGusta
Billions S04E03 480p WEB x264-RMTeam
Billions S04E03 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Billions S04E03 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Billions S04E03 720p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E03 1080p WEB H264-MEMENTO
د لخوا تبصره Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

تګونه

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
په خپور شو: 2019-04-28
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه گذشت...

‫متوجهم ما در بازی‌ای هستیم که باید برنده بشیم

‫از کتک زدن بی‌دفاع‌ها خسته شدم

‫کارهایی در اکس کپیتال انجام میشد و باهاش راحت بودن

‫که ما هرگز اینجا انجام نمیدیم

‫فکر کردی اجازه میدم دادستان کل

‫دستشو بکنه توی کونم و منو مثل عروسکش بازی بده؟

‫فقط خوشحالم قبل از اینکه وسط ...

‫این قضایا گیر بیوفتم، از اونجا اومدم بیرون.

‫منم واقعا خوشحالم که امشب اینجا می‌بینمت

‫با اون کت ِ«بریونی»، که نشانه‌ی

‫یه وکیل موفق هستش

‫که به هیچ چیز اهمیتی نمیده.

‫خجالتی نداره که نمی‌تونی

‫وارد سطوح بالای بازی بشی

‫ولی تاریخ بازنگری برای همسرته ‫که توی خونه است...

‫نه برای مردی که خودش بهتر میدونه

‫این آتیش رو با مکیدن اکسیژن از اتاق، خاموش می‌کنیم

‫خوشحالم که ادامه میدیم... تجدید میکنیم...

‫اکس سراغ همه بانک دار ها رفته

‫«وینستون» و تیم تحلیلگرانش یه موقعیت ‫سرمایه‌گذاری فوق العاده پیدا کردن

‫که اگه تا آخر هفته منبع مالی به رومون باز نشه

‫مجبورم از خیرش بگذرم.

‫میشه جعبه رو بیارم؟

‫من همینطوری راحتما

‫لطفا ؟

‫قبلا بهم گفتی افرادی رو می‌شناختی که

‫تغییر رویه دادن.

‫چاک اینطور نیست. الگوی انعطافش این نیست

‫برای اون بازی و نمایش نیست ‫وارد عمق وجودش شده

‫اونا سعی دارن از عرشه آویزونت کنن

‫مجورشون کن به جای حمله، دفاع کنن

‫تمام چیزی که من می‌خوام، انتقامه ‫و این اتفاق خواهد افتاد

‫و همگی می‌دونیم برای انجام دادنش چه چیزی نیازه

‫یه نشیمن گاه

‫اگه دوباره سعی کنی خودت رو در معرض اعتماد عمومی قرار بدی

‫مجبور میشم قلاده سگ های وحشی رو باز کنم

‫"من از صمیم قلب دلم میخواد که ‫دادستان کل بعدی‌تون باشم!"

‫بله!

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

Billions.S04E03: شهر مرغ ها 98/02/08

‫به کجا رسیدیم؟

‫نتونستیم داخل ساختمون دوربین یا میکروفون کار بذاریم

‫لعنتی

‫می‌دونستیم که تیلور کلید رو

‫- نمیذاره زیر گلدون ‫- کی کار امنیتی‌شون رو انجام میده؟

‫«جورج اسمایلی» لعنتی؟ ‫(یک کاراکتر ساختگی در سری رمان‌های «جان لکری»)

‫نه یکی دیگه. با شهرتش می‌شناسمش

‫اون مرد خوبیه.

‫کاملا هم دست خالی نیومدم

‫دسترسی از راه دورهای شرکت میسون

‫هنوز به طور کامل بررسی و باگ یابی نشدن.

‫بدون شک به زودی اینکارو میکنن، ولی فعلا...

‫چیزی که میخواستی نیست، ولی...

‫موقعیت‌ها و الگوی مبادلاتی میسون کپیتال

‫میتونیم کاری باهاش بکنیم؟

‫این اطلاعات خیلی کمه

‫ضربه زیادی بهشون نمیزنه، شاید ارزش ‫سعی تلاش هم نداشته باشه

‫نه، می‌تونیم باهاش یه کاری کنیم.

‫بازیشونو بهم بزنیم، نامتعادل‌شون کنیم

‫سهام شرکت‌هایی که اونا میخوان روشون ‫سرمایه‌گذاری کنن به قیمت بالاتر بخریم

‫باعث بشیم مقدار سود تغییر چندانی نکنه

‫و از سهامی که خریدن کمترین سود رو ببرن.

‫مثل «شکنجه آب» می‌مونه... ‫*سر فرد تراشیده میشد و قطره قطره بر سر آب ‫ریخته میشد تا سرش متلاشی شده و بمیرد*

‫چکه چکه چکه

‫مثل ژاپنی‌ها در جنگ جهانی دوم

‫حتی با وجود اینکه چینی ها اختراعش کردن...

‫نه کار اونا نبوده...

‫پس چرا بهش میگن «شکنجه آب چینی»؟

‫تیلور سعی میکنه نادیده بگیرتش

‫به خودشون میگن که علتش از ‫کاهش قیمت لحظه ای سهام بوده

‫ولی جواب نمیده

‫اونا به خاطر این نتیجه نگرفتن، دلیل ریاضی میخوان

‫بعدش میشه وادارشون کرد که یه اشتباه واقعی بکنن

‫اگه یه موقع از کار کردن برای اکس ‫خسته شدی، بهم زنگ بزن

‫نه اون هیچ جا نمیره

‫حق با اونه. چینی ها اختراعش نکردن

‫«هیپالیتوس دمارسلیس» اختراعش کرد

‫یه ایتالیایی.

‫- صبح بخیر پییچ ‫- صبح بخیر

‫یه نگاه به این بنداز

‫سهام همه این موقعیت‌ها رو بخر

‫ببخشید، اکس

‫سهام های بهتری هست که خریدشون سود بیشتری داره

‫آره، داریم اونا رو برای یکی دیگه محدود میکنیم

‫هیجان انگیز ـه

‫و یکم ترسناک

‫باهات کار ِمرغی دارم

‫درمورد «مرد مرغی» چی میدونی؟

‫نکته اش چیه؟

‫شرکت فراوری مرغ «آرکانساس». میدونی؟

‫با توجه به اینکه آرکانساس یه تولید کننده مرغ خیلی بزرگه

‫و خیلی به زحمت افتادی که ازشون اطلاعات بدست بیاری

‫نتیجه‌ای که می‌گیرم اینه که شاخص خیلی مهمی ـه

‫در حدی که بازار رو جا به جا میکنه ‫ارقام این شرکت قیمت رو تعیین میکنه

‫و مرد مرغی کسی ـه که شرکت ...

‫آرکانساس رو کنترل میکنه.

‫دقیقا. آخرین آمار امروز گزارش شدن

‫باید سهامشون رو بلند مدت بخریم

‫چون بعدا مرغی در کار نخواهد بود؟

‫بهتر از اینه. مرغ های خیلی زیادی هستن

‫و زاد و ولد این مرغ‌ها هم به خوبی صورت می‌گیره

‫ولی مرد مرغی خواهد گفت که تعداد مرغ‌ها کمه

‫و قیمت مرغ مثل موشک میره هوا

‫چرا باید اینو بگه؟

‫چون اون باید تن لشش رو ببره به

‫چندین مراکز پرورش و تولید مرغ

‫تا آمار دقیق بگیره.

‫ولی یارو یه چاقالوی تنبل ـه

‫پس به یکی دوتاشون سر میزنه

‫تا به ظاهر دیده بشه، ولی فقط همینه

‫شمارش رو خودش انجام نمیده.

‫کاری که میکنه اینه که می‌شینه روی مبلش و

‫زنگ میزنه به چندتا مرغداری بزرگ

‫و آمارشون رو می گیره.

‫آره، میخوام گزارش مرغ ها رو بهم بدید

‫و اونا میگن تعداد پایینه

‫- چون باعث میشه قیمتا بالا بمونه ‫- درسته

‫مثل اینکه معلم به دانش آموز اجازه بده که خودش به امتحانش نمره بده

‫اگه مرد مرغی اشتباه میکنه

‫پس چرا همین مرد مرغی مونده؟

‫چون تولید کننده ها میخوان که اون اشتباه کنه

‫اونا سر این سِمت گذاشتنش و دست نشونده اوناست

‫پس یه احمق مرغی ـه

‫گمون کنم منبع معتبری داری

‫زنی که براش غذا میاره رو از کجا میشناسی؟

‫وقتی واکس سبیل لازم داری کجا رو می‌گردی؟

‫اگه اوضاع وخیم باشه، به هر قیمتی انجامش میدی

‫اون چی میخوره؟

‫اون میگه که به مرغ علاقه داره

‫بیل...

‫سطح اطمینانت چقدره؟

‫نامطمئن نیستم :) ‫(اشاره به فصل اول)

‫رو این موقعیت سهام بخر

‫ممکنه منجر به یه برد 300 میلیون دلاری بشه

‫وقتشه که «پرکلیس» در «معبد آتن» قدم بزنه ‫(یک سردار یونانی در عهد باستان)

‫لبخند میزنی، با بقیه دست میدی

‫مثل یه سیاستمدار. البته همین هستی

‫کاری کن آدمای مهم حس کنن مهم هستن

‫اگه واقعا مهم بودن

‫لازم نبود که من باعث بشم حس کنن مهمن

‫همونطور که «میشل فوکو» گفت...

‫این مزخرفات رو برای کسی نگه دار

‫که تو رو نشناسه.

‫شاید بهتر باشه بمونم خونه

‫پسرم، خماری !؟

‫چون برای یه فرماندار فرقی نداره که

‫روزش رو ساعت 11 صبح شروع کنه یا نه

‫ولی دادستان کل ایالت نیویورک

‫باید مثل یه نگهبان مورد اعتماد در برج مراقبت باشه

‫نه داخل یه کفن

‫میگرن داره پدرمو در میاره

‫خب، برو پیاده روی تا خوب شی

‫روئسای محلی اتحادیه 1199

‫اتحادیه سلامت و درمان کارگران

‫برای افتتاحیه در کازینوی من خواهند بود...

‫کازینوی تو؟

‫زمین برای منه، پس میشه گفت.

‫این افراد نماینده 400هزار رای دهنده هستن

‫باید حسابی نظرشون رو جلب کنی

‫وای خدای من

‫شنیدم چی گفتی

‫به نظرت وقتی «جان اف کندی» رو با ‫(35امین رییس جمهور آمریکا)

‫کارگران فولاد یه جا نشوندن شکایتی کرد؟

‫تو در «اسکانیکتیدی» هستی پدر، نه «اوهایو» ‫(شهری در شرق ایالت نیویورک)

‫اسکانکتیدی همون اوهایو ِایالت نیویورک ـه ‫(یعنی شهر صنعتیش اینجاست)

‫اینجا باش

‫دانا، بازم قرص سر درد داری؟

‫من فقط خوش بوکننده دهان دارم

‫کمکی میکنه؟

‫نه. واقعا کمکی نمیکنه

‫نمیتونم بگم ناراحتم

‫تو یه بی‌عاطفه واقعی هستی، لانی

‫عاطفه‌ام برای تو اون شب

‫بعد از اون صحبت‌های پر از نفرتت مُرد.

‫اونم جلوی همسرم که اون حرفا رو زدی

‫قابل تاسف ـه

‫ولی مثل همه مردان عاقبت گرا

‫اون رو میذاریم کنار و به سمت هدف مشترکمون میریم

‫آره. سعی کردیم اینکارو بکنیم

‫ولی مراسم جمع آوری کمک مالی لغو شده

‫حمایت از من به نفع شرکتت ـه

‫تو کاری کردی اینو متوجه بشن

‫من کمک مالی دریافت میکنم

‫شما هم می‌تونید با گرایشات سیاسی‌تون جولان بدید

‫خبر نداری که یه موشک داره به سمتت میاد

‫من الان مثل کره‌ی شمالی هستم

‫تسلیحات زیادی همیشه به سمت من نشونه رفته

‫نه. نشونه نرفته

‫پرتاب شده

‫بهم زنگ زدن تا روی مقاله‌ای که درمورد تو بود نظر بدم

‫درمورد یه پرونده که نتونستی پیگردش کنی

‫شرکت من هم به خاطر همین نظرش عوض شده

‫کدوم پرونده؟

‫«شوگرویپ»

‫طعم دهنده‌هایی که برای به دام انداختن بچه ها طراحی شده بود

‫وارد بازار شد تا اونا رو هدف قرار بده

‫و یه خبرچین و شاهد که از دستش دادی

‫اون یارو مدرکی نداشت ‫نمیشد پرونده رو برد

More Farsi Persian subtitles for Billions

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left