لومړۍ 200 کرښې.
و بهعنوان یک خونآشام نورسته .با میل خودم نکشتمش
.واقعا 15 درصدت رو با لیاقت بهدست آوردی
.حقیقتا کاکاسیاه استثنائیای هستی
دیگه قدرت داشتم ،و دههها خشم که باید باهاش کنار میاومدم
.میخوام سالون فیرپلی رو بخرم
نردبون بسیار بلندی رو .واسه بالا رفتن برداشتی آقای دو لاک
هیچوقت قرار نیست خانوادهی خودم رو داشته باشم، مگه نه؟
.من دیگه نمیکشم
.لازم نیست تحقیرش کنی
!چیزی که هستی رو قبول کن !تو قاتلی لویی
.نه جناب
اینجا یه ستون درباره تاریخ این میدان .دوست داشتنی نوشته شده
...نوشته مردی که طراحیش کرده
.از پلاس دووژ پاریس الهام گرفته
.برام مشخصه
.قبلا اسمش بلاس دآرم بود
من اون رو ترجیح میدم، تو چی؟
.قرارداد خرید لوئیزیانا اینجا امضا شده بوده
.پنی وایز، فرانک فولیش
درباره اینکه ،چطور بردههای فراری رو گیر مینداختن
،سرشون رو قطع میکردن
و واسه هشدار میزدنشون سر دروازههای فلزی چیزی ننوشته؟
.تازه وسطهاشم .بذار ببینم
...تاحالا شده که فکر کنی ما ...که یعنی گونهی ما
برای هدف بزرگتری تو زمین خلق شدیم؟
.من در این زمین خلقت کردم
.هدفت لذت بردن از وجود خودته
.امکان نداره همهش همین باشه
.میدونم که خودت هم باورش نداری
.خب بگو من به چی اعتقاد دارم، لویی
افکار انباشته شده .در عمق روح لعن شدهم رو کاوش کن
.میتونیم حیوون بخوریم و بگذرونیم
.موش، گربه، گاو و گوسفند
این گذروندن، میل توئه لویی؟
شبها در کسوت خدایان آرزوهای سهل الحصول تفرج کنیم؟
.من همون قدری به خون میل دارم که تو داری
،اما برام سواله بهتر نیست سلیقهایتر کار کنیم؟
چی، فقط مو قرمزها رو بخوریم؟ انسانگراها رو؟
.شروطت رو توضیح بده - .بدترینهاشون رو -
و چطور باید این بدی رو معین کنیم؟
،از قدرتمون استفاده میکنیم .ذهنشون رو میخونیم
.شکار غریزهی خالصه
.منطق مثل قل و زنجیره
،کسایی که تحسینشون میکنی ،شاعرها، آهنگسازها
افراد فکوری که این پارک رو ...طراحی کردی و خیلی دوستشون داری
نباید از تصادفی بودن کشتنهامون در امان نگهشون داریم؟
،تک تکشون توان کراهت رو داره
.حتی اونایی که ارزش تحسین دارن
.شکسپیر، برام ،این ناتورالیستی که ذهنت رو مشوش کرده
.از کتابخونهی خودت برداشتمش
،شرایط رو براشون فراهم کن
،در گوششون بخون که پرودگار و خدای ناجی
حرفهاشون رو نمیشنوه .تا همه جور فسادی ببینی
.اونا از نسل میمونن .ما از نسل اوناییم
.ما باید بهتر از اونها باشیم
بهشون میگی اونها .تا روی خوشم رو بالا بیاری
.یه تلاشی برام بکن عشقم
...بذار بگیم یک قاتلی رو پیدا کردیم
،که داره گل میکاره .و فقط به گل فکر میکنه
چقدر صبر کنیم تا اعمال خونینش برملا بشه؟
.هرقدر که طول بکشه - .خوب بهش فکر نکردی لویی -
.گفتی سعی میکنی
.فقط باید تحمل کنم .فقط یه کیلومتر دیگه مونده
چنان تا خرخره خورده .که میترسه به خودش ادرار کنه
.اون فقط یه آدم مسته
.هجده دلار برای یه لباس
.عمرا بفهمه پولش نیست
.برای لباس جدید از مادرش دزدی کرده
.دله دزدیه - ،با لباس شروع میشه -
.به زودی میره بانک میزنه
جدیش میگیری یا نه؟
.وایسا
این چیه که میشنوم؟ - .بله -
صدای فرشتهی رستگاریه .که داره از بالای سرمون رد میشه
.از دست این مردم احمق .همهشون احمقن
.اون
،از مردم بینوا دزدی میکنه
...دزدکی میره تو ملکهای استیجاری
.و همون داشتههای ناچیزشون رو سرقت میکنه
و این باعث رضایتت میشه؟
.نگران تکون خوردنش نباش .ستون فقراتش رو شکستم
.این فقط اسپاسم عصبهاشه
.خب بفرما .اینم از بیسکوییت مجرمت
.ببین چه مزهست
.بخور تا منطق یا قلبش ناامیدمون نکرده
.خوانندهی جدیده
.میگه از آتلانتا آوازیی ازلیا رو شنیده
.تو آتلانتا دارن حرف اینجا رو میزنن
.عصبانی شدی
.دارم فکر میکنم
به چی فکر میکنی؟
شب تو هیچ ربطی به خلاص کردن .دنیا از شر مجرمین نداشته
یا حتی پیدا کردن اخلاقیات .برای زنده نگه داشتن وجودت
.تو از چیزی که هستیم خجالت میکشی
.شاید دارم به این فکر میکنم که چی هستم
،برای بار بینهایت کوچکم .تو خونآشامی
میشه تو محل کسب و کارم از این کلمه استفاده نکنی؟
.محل کسب و کار
یک پوششه، توهمی برای .فراموش کردن بوی سگها
...این توهم دو جین کسب و کار
.رو سراسر کلیبورن میگردونه - .بله، بله -
،با هر 20 نفری که میکشه
.رویای یک بیزنسمن کوچک رو محقق میکنه
،لویی دو پوانت دو لاک .شاهزادهی تاریکی ایبرویل
آنتوانت براون، و من .تموم شب براتون اجرا میکنم
.دیگه نمیخوام آدم بکشم
بفرما
.ماهیای که شنا نمیکنه
.پرندهای که حاضر به پرواز نیست
.بهت سخت میگذره
.نگران جمعیت گربهسانهای نیو اورلئانزم
.پیانیستت علاقهش رو از دست داده - چی؟ -
،آقای مورتون
الان دو هفته شده که شما یه ملودی تکراری رو .بهصورتت تکراری نواختی
،استعدادتون عظیمه .اما ذهنتون جای دیگهست
فکر کردی خودت بهتر بلدی مردک؟
خب به من که علاوه بر اون شیشهی انعام .یه اندک پولی برای اجرا کردن نمیدن
.توانایی من ربطی به بحث نداره
مردم نیومدن اینجا زر زر تو رو .بشنون آقای لیونکورت
.خب برای شنیدن نواختن تو هم نیومدن
...وگرنه توی سالن کنسرت میبودی
.و انقدر فاحشه اینجا نبود
.خفه شو و بذار آهنگش رو بزنه
.این موسیقی سبک تو نیست
.تو میتونی تظاهر کنی گیاهخواری
.منم میتونم تظاهر کنم احمقم
.اومدش
.مهمون من باش - ممنون -
برای پسرانمون .که دارن به اروپا اعزام میشن
.بدونید دشمنتون کیه
اون یارو چش شده؟
!عمرا
این کیرتون رو لیز کرد، نه آقایون؟
.حرف دهنت رو بفهم آقای مورتون
.چیزی که میشنوی بدیعه
تنها چیزی که میشنوم صدای .یه مرده که تاحالا کیرش لیز نشده
حقیقتش، این مرد ،در عمرش 20 تا بچه داشته
و تو یه جورایی گرفتار .همون لطیفهی کیر لیز شدی فردیناند
،مثل دست چپت روی پیانوئه
مثل یه سری الگوی گذراست، نه؟
بعدها اقرار کرد که نوازندگی ،جلی رول مشکلی نداشت
،فقط توی کوچه یه حرفهایی رو شنیده بود
بهش پیشنهاد کار ثابت .تو یه گروه تو شیکاگو رو داده بودن
جلی میخواست چند روز دیگه ،دستم رو بذاره توی پوست گردو
.و به لستات برخورده بود
...اگر اشتباه نکنم ملودیای رو بداهه نواخت
.که بعدها تبدیل به وولورین بلوز شد
.وایسا، وایسا، صبر کن ببینم
یعنی میگی لستات وولورین بلوز رو نوشت؟
.نمیتونم قطعی بگم
.خیلی از اون سال برام محوه
و میتونی تصور کنی که پتک ناگزیر زمان .چی به سر جزئیات کوچک میاره
این؟
.بله، خودشه
،درسته، میدونی حقیقتش
مشکلم ،این جزئیات کوچیک نیست لویی
این بازنویسی کلی کاره .که من رو بهت زده کرده
.آخه 1973
،یک آدم از دست رفته بود .که باهاش نمیشد به هیچ خوبیای رسید
،من کاملا ازش بهتر بودم
.و متأسفانه .با معلم درنظر گرفتن اون گول خوردم
2022.
،اون سال زمستون سردی داشت .و لستات زغال آتیش من بود
،و برای اولین بار متوجه شدم
،به جز شخص دیگهای بهجز پاول
دارم از مشکلاتم پیش .یک مرد دیگه درد دل میکنم
.سانفرانسیکو
،بهنظرم ضعیف و احمق بود
مردی ضعیف النفس .با صدایی نازک و نخراشیده
.دوبی
من هرگز به خودم اجازه نداده بودم ،از نظر احساسی به کسی نزدیک باشم
.دیگه چه برسه که مرد باشه
.لستات وجودم رو به آغوش گرفته بود
نسخهای که الان دربارهش .صحبت میکنیم ارائهای دقیقتره
.یا تمرین شدهتر
.شاید راجع به وولورین بلوز اشتباه میکردم
.وولورین بلوز بره به جهنم
.کن برنز بره با اون پاورقیهاش خفه بشه
بحث من رابطهی روانی .سوء استفادهگر و قربانیشه
.من خودم رو قربانی سوء استفاده نمیدونم
آخه، معمولا وقتی ،یه کم زیادی درگیر ماجرا باشی
میبینی که قربانی هنوزم .سوء استفادهگرش رو دوست داشته
.اما تو کاملا ماجرا رو عوض کردی - .من قربانی نیستم -
و 50 سال بعدش جوری ...حرف میزنی که انگار نیمهی وجودت بوده
انگار که درگیر .یه عشق گوتیک تخماتیک شده بودی
چرا؟
،تو بیوکم نشسته بودم ...از آینهی عقب
،به دخترم در صندلی بچه خیره بودم ،یک ساعت بعد از اینکه به درک
،مردی که نمیشناسم .آخرین 30 دلاری که داشتم را دادم
،ویراستارم به من یادآوری میکند
که ماجرا هفت سال .قبل از اجباری شدن صندلی بچه بوده
،همسر سابقم به من یادآوری میکند .که من هرگز بیوک نداشتهام
.این ادیسهی بهخاطر آوردن است
.این نوارها یک نقش اجرا شدهست
.این پیشفرض مصاحبهی ماست
،نیم قرن بعد
.اجازه بده ادیسهی خودم رو داشته باشم
حالا کیه که داره نقش بازی میکنه؟
.تو شاهزادهی منطقهت بودی
لستات یه سمبل آمریکایی رو .از شهر روند چون عاشقت بود
No comments yet. Be the first to leave one.