لومړۍ 200 کرښې.
<font color="#FF0000"> ترجمه و زيرنويس از هيرکانيا </font>
کدوم جعبه ها؟
اونجا هستن اونها عکسها و نگاتيوهام هستن
باشه, خب, دليلش اينکه اونا گنجينه هاي من هستند, ديويد, خب
واسه چي جاي گنجينه هام رو لازم داري؟ اون گذاشته اش اينجا؟
سلام؟
امي, تو بيداري؟ تقريبن ظهر شده
خب, من سفارش اين مجسمه ي "ونگوني" بزرگ رو
سه ماه پيش براي اتاق دادم
اين مجسمه شيشه اي توسط "باب ونگوني" ساخته شده
اون لبهاي بزرگ اون اين لبهاي بزرگ رو ميشناخته, ونگوني
خب, من امروز يک تماس گرفتم که اون 10 هفته ديگه وقت ميبره تا به اينجا بيارنش
اَه
خب, ما مراسم شام خواهيم داشت
واسه يک مشتري احتمالي و همسرش
باشه
اونها براي تابستون اينجا ميمانند بهمراه پسرشون
- ممم - و, ام
و من نگفتم که تو نميتوني بياي
- چرا حرفي نميزني؟ - خب, من حرفي واسه زدن ندارم
من ميگم, البته که تو ميتوني بياي اينجا محل زندگي تو هست
- من همينجا ميمونم - ... . . خوب, توي بعضي موارد
من نميدونم که تفاوتش توي چيه. هان؟
... ببين, عزيزم من ميخوام که يکم به خودت برسي
- چي؟ - من دوست دارم تو يه چيز قشنگ بپوشي.
اوه, مامان
ببين, من بارها موقع خريد بهت پيشنهاد دادم
من نميتونم تو رو دور و بر اين مهموني با يک تيشرت نخ نما ببينم
يالا من دوست دارم تلاشت رو بکني
من فقط الان حس و حال خريد کردن رو ندارم
تو فکر ميکني بابات حس وکيل نيويورکي رو داره که در حال خوردن و بُردن هست؟
مادر, من در حال حاضر زمان سختي رو پشت سر ميگذرانم
ميدونم
ببين من با "فيل نيجل " صحبت کردم تو جنيفر رو ميشناسي
جنيفر هم زمان سختي رو پشت سر گذاشته
جديدترين, داستان دومش
توسط يک مطبوعاتي خوب منتشر شده
اون خيلي پريشونه
خب, اون يه چيزي به خاطرش گرفته
... يک
ضد افسردگي يا چيزي مثل اون
فقط کمکش کرد اين مرحله رو بگذرونه
امي, تو سه ماهه که خونه رو ترک نکردي
خيلي خوب برات که خونه رو ترک کردي, امي
کالي" خيلي هيجان زده ميشه" اون خيلي اصرار داشت تو هم بياي
- هان - اون اصرار داشت؟
اوه, ايمس, من يه جرياني رو شنيدم
مونيکا کوهن " مادر جسيکا "
اون به من گفتش که جسيکا با معلم يوگاش داره تمرين ميکنه
من فکر ميکنم که ممکنه چيزي باشه که تو از پسش بر مياي "براي افسردگي"
- هان؟ - مامان, من حتا نميدونم يوگا چيه
خوب, ميتوني سعيت رو بکني
ميدوني, اوه, نوح و ميسي
ميخوان که تو از بچه هاشون مراقبت کني
- وايسا - چيه؟
- اوه خدا - اوه خدا
- سلام - سلام, يه دونه سطل بيار
- هان؟ - يکم آب, آمونياک, يکم کهنه
اوه خدا, اين افتضاحه
امي کجاست؟
اين کاملن ژنتيکي هست نوح هر وقت من رانندگي ميکنم استفراغ ميکنه
امي, در مورد مشتري بزرگمون که ميخوايم بگيريم چيزي شنيدي؟
من بهش گفتم که يه لباس براي شام بپوشه
اون ميدونه, مامان. او هزار بار از اين کارها واسه ديويد انجام داده
- نوح - چيه؟ من حتا نميتونم اسمش رو بگم؟
سلام
- اوه, اون اينجاست - سلام
اوه, ميخوام بگيرمت ميخوام بگيرمت, بگيرمت, بگيرمت
- "منو نگير "گراني - ميخوام بگيرمت
امي, واقعن تو واقعن از روي لجبازي ميخواي توي اين مهموني باشي
ببين, اگه اداره اين مشتري رو بگيره بابا بازنشستگي اش رو ميگيره
اون بازنشسته ميشه, امي من خفه ميشم
فقط يک چيز قشنگ بپوش, باشه؟
يه چيزي واسه پوشيدن
- سلام, امي - سلام, گري
مادرت گفت بهت بگم که اون خيلي بيرون کار داره
لعنتي
- ميتونم کمکت کنم؟ - اوه, آره
من فقط يه دونه تيشرت جديد ميخوام
ما امروز يه تعداد لباس فوق العاده نرم کتاني آورديم
خوبه, ممنون
گوه
اوه
- ميتوني پيرهنت رو در بياري؟ - ... . . البته, من
آره, البته, باشه
منظورم اينه من اون رو ندُزديدم
هي, کارن
من "امي مينسکي " هستم
اوه, ما با همديگه وست فارمر " ميرفتيم"
من تصاوير سالنامه تيم فوتبالي که تو کاپيتانش بودي رو دارم
اوه, آره پس تو عينک ميزدي؟
آره
و مال تو بزرگترينش بود
- اون تو بودي؟ - آره
اوه, باورم نميشه
- منو ببين - اوه, واي
تو اين رو باور ميکني؟ من در حال حاضر دو تا بچه دارم
- من خوشم مياد, اسکاتي, گم شو - هوم
- تو بچه داري؟ - نه, ندارم
واي, اين همه چي رو تغيير ميده
خب, ازدواج کردي؟
خوب, چند ماه پيش طلاق گرفتم
اوه ناراحت کننده است طرف کي بوده؟
اون... منظورم. . هنوز نمُرده
- اوه - فقط. . مثل
- ما هنوز باهم دوستيم - اين عاليه
اگه حرفت راست باشه
هي, يک عده از ما هنوز ميريم خوشگذروني پنجشنبه شب و مست بازي در مياريم
تو هم بايد بياي شب دخترونه
امي
عزيزم تو... خوبي
يالا, چطوري فشار عصبي ميتونه داشته باشه؟ اون کُل روز رو چکار ميکرده؟
من نميدونم کجاها رفته, استان
اون اشتباه بزرگي کرده که از ديويد خرجي نگرفت
نه, نه, نه اون احساس حقارت ميکنه
اون نميخواد از ديويد چيزي بگيره و من ميتونم ازش مراقبت کنم
اوه, آره چي ميشه اگه ما نتونيم توي اين حونه بمونيم؟
همه مون با هم به يک جاي ديگه نقل مکان ميکنيم؟
- خوب, به اون نيازي نداره - خوب, اون مطمئنن يک نيازهايي داره
اون همه وسايلاش رو اونجا مثل ديوانه ها ول کرده
نميدونم از کجا درآمد داره اون بي سواده, بي مهارته
اون آموزشي نديده
خب, درجه هنري مستقل با استادي ساختگي
از کجا اون رو گرفته؟
بله؟
ميدوني اون واسش اين معني رو نميده
من اميدوارم بودم هيچ توافقي باهاش نداشته باشم
اوه, يالا
تو فقط يک بد شانسي داشتي
ميدوني, من توي حرف زدن راجع به هر چي مشکل دارم
... ميدوني
چطوري ميتوني انجامش بدي؟
همه چيزي که ميدونم چطوري عنوانش کنم
اما اين مورد بيش از حد واقعي هست
ممنون, بابا
اين باختش هست
فقط ميدوني, توي اين حالت موندن
- کاري ميخواي بکني؟ - آره
... يادت مياد اون وقتي که
تا دير وقت با همديگه اون بالا بوديم و همه ي فيلمهاي داييت رو ميديدم
هان ؟ کي تو کوچولو بودي؟
و تو هرگز نميتونستي فردا صبح اش واسه مدرسه بلند بشي
مادرت از دست من خيلي عصباني ميشد اوه, خداي من
اوه, چه مشترياني هستند؟
- چه شرکتي رو سعي داري تصاحب کني؟ - اوه
اره, اون... . اون بزرگترين چيز آنلاين هست که تا حالا به نمايش عمومي در آمده
ميدوني, اگه ما اين مشتري رو بگيريم
ميتونيم يه مقدار از اون پولي رو که توي تجارت از دست داديم برگردونيم
منظورم اينه, ما ميتونيم خونه رو نگه داريم
خوب, در واقع ميتونم همونطوري که نقشه کشيده بودم بازنشست بشم
مادرت ميخواد واسه اين کار سفر دور دنيا بره
ولگردي دور دنيا روش اسم گذاشته
اوه, سفرتون اسم هم داره؟
تمام کارهاي خوب انجام ميشه
ظاهرن
. . ببين
. . تو ميتوني فقط
واسه تعجب يک چيز جالبي بپوشي؟
... . . آره, ميدونم, من
اينا رو بگير
اوه, نه. بابا
من فقط ميخوام يه چيزي قرض کنم. لطف ن
خوب, پس نگه اش دار
- چه کسي واست شادي خريده؟ - خودم
پس ميگيرمش
هر چي ميخواي بردار
- ممنون, ميسي - آره
هي, اين يکي رو ميتونم بردارم ؟
"مال تو, "ايم
لعنتي
اوه, اينجا خونه ي بزرگيه چه مدته که شما اينجا ساکن هستيد؟
خوب, ما اينجا در حدود 5 ساله ساکنيم
و ما اتاق به اتاق در حال بازسازييم اينجا شلوغ کاري شده
و صاحبان قبليش همه نظراتشون نقش بر آب شده بود
اونا هيچ استفاده اي از اين منظره نميکردن
و انتظار داشتن تا هفته ديگه هم تموم بشه
البته ... ... منظورم اينکه, فکر کنم يه موردي هست
پيمانکاران نا آگاه هستند
توي اين کار همه دارن نظر ميدن
اونها رو ناراحت نميکنه؟
استان, اين تو رو ناراحت نميکنه که اونا در مورد وکلا دارن حرف ميزنن؟
آه
ايمي, تو چه کار ميکني؟
امم, چيز زيادي نيست
نه, منظورم اينه که
در حقيقت, خيلي, خيلي پيش کارشناس بودم
و بعدش من به دانشگاه عکاسي رفتم
. . و خب
من سعي ميکردم ببينم چطوري ميتونم مسايل زيادي رو کارشناسي کنم
که اين کار واسه من درآمدي هم نداشت
آيا تو با کار "رابرت ماپلثورپ" آشنا هستي؟
آره, ميشناسمش, آره
خب, جرمي, توي اونجا نقششرو بازي ميکنه
و اون جديدن نقش "ماپلثورپ" رو بازي کرده
اوه, محض رضاي خدا
اوه, حرکت خوبيه
- ... خب - قابل ملاحظه هست
اما "جرمي", البته با کارش به خوبي آشنا هست و کارش رو دوست داره
اما من وضعيت رو نگران کننده ميبينم
ايمي, تو چه فکري ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.