لومړۍ 200 کرښې.
، جمع شوید ، جمع شوید خانم ها و آقایان
حیرت آور ترین
، شجاع ترین ! خانم سارا وایبورن
برتی ؟
کجایی ؟
همه چیز رو به راهه ، جوانه
من دارمت
... چرا اون - هیش -
بیا اینجا
خب ، اونا از کنترل خارج شده بودن
فقط صبر کن تا به خانم اپل یارد بگم تو نمیگی -
فکر نمیکنم تو مناسب باشی برای
اینکه مسئول دخترها باشی
... شاید
شاید من به روش های دیگه ای مراقبشونم
یادم رفت اون اینجا بود - اوه -
اوه ، سارا
بیا - - من میخوام
ایرما رو ببینم
ایرما رفته
آشپز صبحونه مورد علاقه تو درست کرده
فرنی با شیره
، زود باش تام از من چاق تر میشه
اگه همچنان این غذاهایی که تو دست نمیزنی رو بخوره
فرنی و شیره غذای مورد علاقه ی بردارم بود
آره
اون میاد به دنبالم ، مینی من اینو میدونم
البته که میاد
، و اون ازت میخواد که غذا بخوری تا قوی بمونی
برتی بهترین سوارکاره
اون عاشق اسب هاست
ما به یک سیرک میپیوندیم
که اینطور ؟
خب ، پس همه شو بخور
میراندا میگه دختران سیرک زیبایی هستن که
اسب سواری میکنند و روی یک پا وایمیستن
ما واقعا باید وسایل میراندا رید رو جمع کنیم
برای نگهداری
بله ، خانم
شونه های تو مایه ی تخریب زندگی خانم لاملیه
، میدونی اگر بی عرضه نبودی
خب ، به تخته ی حرکات هم نیاز نمیداشتی ، مگه نه ؟
من اومدم که بفهمم
چه جاسوس کوچیک زرنگی هستی تو
تو حتما باید کلکسیون بزرگی از راز ها داشته باشی
یک زمانی هم سن تو بودم
همه چیزو درباره جمع کردن راز ها میدونم
شما هیچی نمیدونی
تشنج
یک بیماری ناخوشاینده که باید از بین بره
درمانش میتونه هوای تازه باشه
و موزیک اُرگ
امروز تعطیله
امروز صبح ما برمیگردیم
به کلیسا
، لطفا کلاه هاتونو بردارید
دستکش ها و شنل هاتونو بردارید
بلانچ ، مطمعن شو که دختر ها
با ظاهر مناسب حاضر بشوند
بله ، خانم اپل یارد
میتونید برید
مراقب قدم هات باش
خانم لاملی
سارا رو ببر به اتاقش
اون روی صورتش لکه داره حواست بهش باشه
صبر کن . منظورتون اینه ... اینجا بمونیم ؟
ولی من خطبه رو از دست میدم
من مطمعنم ایمان تو اونقد قوی هست که مورد آزمایش قرار بگیره
البته که هست
خب ، خب ، خب
سلام ، هستر عزیز
پسش بده
برش گردون ، برش گردون
آقای هاسی برو ما میریم خونه
بِرون
پشت چهره های خندونشون چه روح تاریکی دارن
ما هیچوقت تصورشو نمیکردیم
اون خانم های جوان بی عفت بشند
و ۱۲ روز پیش توی گودال پرت بشند
از وقتی که ناپدید شدند
خب ، این نشاندهنده ی اینه که مردم چقدر بی توجه اند
تخطی دقیقا از بیگناه جلوی درت رخ میده
نه بیرون توی طبیعت
من تازه داشتم فک میکردم شاید تقلبی در کار بوده
، اگر اونا پایین گودال بودن
بخاط اینه که دست هم رو گرفتن و پریدن
به من اونطوری نگاه نکن
اصن میدونی چه فکری توی سر اون دخترا
با اون سن و سال بوده ، به دنبال چی بودن وقتی بهشون اجازه داده نشده بود ؟
باید اینطوری باشه که
اولش یه ماجراجویی خیلی بزرگ بوده
پس ، تو باهام ازدواج میکنی ؟
من تا الان بله رو گفتم
همین جا بمون
! شما همه دیوانه این
همونجا واستا . آروم باش
تفنگو بزار زمین
خانم سارا
حالت خوبه ؟
دختر ها ، اونورو نگاه کنید
برید داخل ، سریع
ببخشید که در مقابل دخترا ها این اتفاق افتاد
جنده ی دروغ گو
میبینم که شما دو نفر آشنا شدید
یه اتفاقی با یکی از دخترها افتاد
کدوم دختر؟
میراندا رید
اون علاقه ی ناخوش آیندی نشون داد
اون اتفاق در جشن کلبه ی دولت افتاد
مهم نبود اون مست هم بود
با اسبش لگد شده بود
چرت میگه - مودب باش -
بشوریدش قبل از اینکه بزارینش توی واگن
بله ، رئیس
برای چی اسلحه داری ؟
مال همسر سابقمه
چرا بدون اجازه ی من یک افسر رو برای دارایی های من مستقر کردین ؟
شنیدم که براتون مشکل پیش اومده بود
( توسط یک صاریغ ( یک نوع موش درختی
قربان من قبلا هم بهتون گفتم
این یک کالج زنانه است
و من به اعتبار اونها اینجا مسئول هستم
( این یک انفیلده ( یک نوع اسلحه اسلحه راهزنانه
شما با همچین اسلحه ای چیکار دارین ،
، صحبت از راهزن ها شد
خبری از دو سوارکار نشد ؟
به نظرم اونا پشم چین بودن
از کی تا حالا پشم چین ها اسب های با ارزش سوار میشن ؟
شما و توله سگتون اینجا ترک کردید
بلافاصله برای ما نگهبان فرستادید
من خیلی بیشتر از اینا توانایی نگهداری از دختر هامو دارم
، اگه من توی اون پیکنیک بودم
هیچکدوم از این اتفاقا نمیوفتاد
برای چی نرفتید به پیکنیک ؟
من از منظر استرالیایی خوشم نمیاد
نا منظمه
اون تفنگ رو کجا پیدا کرد ؟
، نمیدونم ولی من بهش اعتماد ندارم
اون خطر ناکه - خداروشکر به ما شلیک نکرد -
چند روز توی قطاریم ؟
پنج
فقط من و تو ، بعدش دو روز از ماکی رانندگی میکنیم
قطعا این دخترا باید پاکدامن تر باشند ؟
، خب اگه نظرت عوض شد من توی منزی خواهم بود
من دسر بلوط سفارش دادم پس هنوز حس کریسمس رو داره
حتی توی این گرمای وحشتناک
من عاشق کریسمس اینجام
آرامش بخشه
من کل روز رو مطالعه میکنم
ما باید بریم
مادرت باید خیلی مشغول بسته بندی کادوهات باشه
ما توی مسیرمون به ایستگاه تو رو به خونه ات میروسونیم
ممنون
بلانچ ، بیا عقب
من فقط خیلی هیجان زده ام
اونها دارن تمیز کاری میکنن
همه چیز با یک لایه خاک پوشیده شده
اینجا خوب و خُنکه
نه برای طولانی مدت من میرم اینارو بجوشونم
میتونید برید
من فقط کف زمین اینجارو تمیز کردم خانم ماریون
خا برو دیگه
هر جا میریم روحیه ی کریسمس هست
پدرم برام یک صندوق کتاب فرستاده
پس من شنیدم
میتونی هر کدومو دوست داشتی قرض بگیری
اتاقمون بعد از ظهر پخته میشه
من یه گوشه ای رو میشناسم
چی داری میخونی ؟
" سخت تر شدن اوضاع "
بی معنی به نظر میرسه درمورد نجاری ایه؟
فکر نکنم
من میتونم به اولش برگردم اگه میخوای
داستان جلوی ما رو میگیره که
، دور آتیش جمع بشیم ، به اندازه کافی بی نفس
اما برای شفافیت موضوع ، داستان مخوف بود
نثل یک شب کریسمس توی یک خونه ی قدیمی
مخوف ، ادامه بده
یادم میاد هیچ توضیحی گفته نشد تا اینکه یه نفر گفت
که این تنها موردیه که اون بهش برخورده
که در اون یک سرکش افتاد روی یک بچه
یک سرکش
شبح نصف راه رو فرا گرفته بود
و از این رو در نزدیک ترین محل به پنجره
، جایی که توی دید من بود اون ناگهان ایستاد
و منو یه جوری نگه داشت همونطور که
منو از برج و از باغ نگه داشته بود
اوه ، خدای من . ادامه بده
؛ اون منو میشناخت همونطور که من میشناختمش
و بعد ، در سرما ، گرگ و میش شد
با یک نور اندک در یخ بالا
و یک نور دیگه روی چوب صیقل داده ی بلوط پایین
ما با هم رو به رو شدیم با نیروی مشترک
اون کاملا در موقعیت خودش بود
یک موجود خطرناک نفرت انگیز زنده
ما باید بریم آشپز پوستمونو میکنه
میتونیم بعد از شام ادامه بدیم
در تاریکی ؟
من میترسم شب
خب ، این جذابیتشه
No comments yet. Be the first to leave one.