Dr. STONE

Dr. STONE (Dr.STONE)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Dr Stone S04E26 1080p WEB-DL x264
د لخوا تبصره Ehsan_Cn
°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-05-22
ډاونلوډونه: 34
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 152 کرښې.

‫بدبخت شدیم!

‫«وای-من» داره برامون پیام میفرسته!

...دی؟ اُ

...وای... اُ... یو

‫میخوای بمیری؟

‫میخوای بمیری؟

‫میخوای بمیری؟

‫میخوای بمیری؟

‫میخوای بمیری؟

!یا خدا

‫پس دشمن خودش زحمت درگیر شدن رو ‫از روی دوش‌مون برداشت.

‫خوشم اومد.

‫فرانسوا، سعی کن به هر چند تا ‫زبونی که میتونی جواب بدی.

‫وایسا، یه لحظه وایسا.

‫آروم باش. ‫تحریک‌شون نکن.

‫پچ‌‌ پچ...

‫خب...

‫یعنی هر چی میگیم رو نادیده میگیرن؟

‫ارسال سیگنال به ما رو هم متوقف کردن.

‫البته این لزوماً بد نیست.

‫چند تا چیز فهمیدیم.

‫اول اینکه «وای-من» هدف خاصی داره.

‫اون قصد نداره به تماس‌ هامون جواب بده، ‫ولی بهمون هشدار میده.

‫خیلی هم از خود راضی برخورد میکنه.

‫یعنی قرار نیست یهو یه عالمه «مدوسا» ‫یا چیزی شبیه به اون سرمون بریزه.

‫حداقل نه بلافاصله.

‫به عبارت دیگه، قبل از اینکه ‫صبر «وای-من» تموم بشه، باید به اونجا بریم.

‫درست به سمت منبع سیگنال روی ماه.

‫صبر کن، امکان نداره. ‫یه لحظه وایسا.

‫منظورت اینه که فرود میایم؟ ‫روی ماه؟!

‫پس با «رفتن به ماه»، منظورت فقط ‫چرخیدن دورش توی یه فضاپیما نبود...

‫بلکه قراره اونجا برای خودمون ‫بالا و پایین بپریم؟

‫اگه این کار رو نکنیم، ‫اصلاً چرا بریم؟

‫وگرنه چطوری به «وای-من» ‫عزیزمون سلام بدیم؟

‫قراره کل دنیای سنگی رو بگردیم ‫تا یه موتور موشک...

‫یه فضاپیما‌...

‫و یه لباس فضانوردی بسازیم.

‫سه قطعه‌ اصلی برای فرود روی ماه!

‫مقصدمون کشور اسپانیاست.

‫توی بارسلونا فلوریت جمع میکنیم.

‫فلوریت؟

‫برای ساخت فضاپیما و لباس‌ های فضانوردی، ‫به فلوریت نیاز داریم.

‫بزنید بریم!

‫به سوی مهد عصر کاوش : دریای مدیترانه!

°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

‫فلوریت :

‫کانی‌ ایه که وقتی گرم بشه، ‫نور ساطع میکنه...

‫و ماده مهمی برای ساخت ‫لباس‌ ها و سفینه‌ های فضاییه.

‫میخوامش!

‫آره. منم توی این دنیای سنگی ‫همیشه آرزوی داشتنش رو داشتم.

‫واقعاً؟

‫به‌ سوی دریای مدیترانه!

‫اونجا بالاخره به دست میاریم...

‫روغن زیتون رو!

‫پس فلوریت چی؟!

‫اون رو هم میخوام، ‫ولی روغن زیتون رو هم میخوام.

‫طمع چیز خوبیه.

‫با «پرسیوس جدید» دنیا رو میگردیم، ‫و همه‌ چی رو به دست میاریم.

‫از اقیانوس اطلس به اسپانیا میریم، ‫سرزمین شور و اشتیاق.

‫به شهر بارسلون!

‫کلی اسم مکان گفتی. ‫نمیتونم همش رو تصور کنم.

‫خبر نداری قراره تا کجاها بریم.

‫واقعاً توی یک هفته ساختیمش!

‫«پرسیوس» جدید واقعاً معرکه‌ست.

‫نمیخوام جو رو خراب کنم، ‫ولی بیاید برداشت زیتون رو شروع کنیم.

‫چلسی، میدونی کجا رو باید بگردیم؟

‫حله!

‫مقصدمون اینجاست...

‫واقعاً انقدر وقت برای تلف کردن داریم؟

‫به هر حال باید بساط کمپ رو ‫با غذا، لباس و سرپناه راه بندازیم.

‫پس چرا از گشت‌ و گذار ‫توی اسپانیا لذت نبریم؟

‫ولی آخه اینجا که هیچی نیست!

‫یه دنیای سنگیه!

‫تموم شد!

‫خیلی خب، سراغ جمع کردن زیتون‌ ها بریم!

‫بذارید حریص‌ ترین آدم دنیا، ‫یعنی استاد ریوسوی، کارش رو شروع کنه.

‫حالا زیتون‌ های له شده رو توی سانتریفیوژ میریزیم، ‫و روغنش رو میگیریم.

‫آشپزی خودش یه علمه.

‫یه سانتری...

‫اوه، البته.

‫به یه دستگاه چرخنده‌ غول‌ آسا نیاز داری.

‫تمومه!

‫به این زودی؟!

‫برای کازکی مثل آب خوردنه.

‫همیشه، همیشه این رو میخواستم.

‫حالا سفره‌ شام‌مون خیلی خیلی ‫رنگین‌ تر و مفصل‌ تر میشه.

‫آخیوی روغن زیتون فرابکر.

‫و این هم پاستای مدیترانه‌ ای ماهیگیر بیخیال.

‫این اسم باعث میشه خیلی ‫دهن‌ پر کن‌ تر به نظر بیاد.

‫دلم برای عطر روغن زیتون تنگ شده بود.

‫دیگه داره شبیه اسپانیا میشه.

‫اگه میخوای طعم یه کشور رو بچشی، ‫باید از سر سفره‌ش شروع کنی.

‫ما روستایی‌ ها هیچ‌ وقت ‫همچین چیزی رو تجربه نکرده بودیم.

‫پسر، عجب معرکه‌ ایه!

‫گراسیاس!

‫اگه بخوای، باز هم غذا هست.

‫فرانسوا، ای اعجوبه! ‫اسپانیایی هم بلدی؟

‫اون رو از اهالی آمریکای جنوبی ‫که احیا شدن، یاد گرفتم.

‫هنوز در حد مبتدی‌ هستم...

‫ولی معتقدم اولین قدم برای جلب اعتماد، ‫احترام گذاشتن به فرهنگ‌شونه.

‫گل گفتی! ‫تو حرف نداری، فرانسوا!

‫ممنونم.

‫خیلی لذیذه!

‫خیلی خوشحال به نظر میرسه.

‫گراسیاس!

‫«گراسیاس»؟

‫قبلاً هم این کلمه رو شنیده بودم.

‫معنیش چیه؟

‫یعنی «ممنونم».

‫گراسیاس.

‫گراسیاس!

‫من کلی ژاپنی هم یاد گرفتم.

‫پسر! واقعاً خیلی سخت مایه گذاشتم!

‫معرکه‌ست.

‫حس میکنم داری لحن چند نفر رو ‫با هم قاطی میکنی.

‫تأمین غذا حیاتیه، ‫چون داریم آدم‌ های زیادی رو احیا میکنیم.

‫این‌ همه غذا باعث شده ‫دلم یه جور دسر یا تنقلات بخواد.

‫آره، مگه نه؟

‫لعنتی! چرا من؟!

‫تو استاد اکتشافی، کروم.

‫حتماً به فرار از دست ‫حیوون های وحشی عادت داری.

‫این تو رو به یه طعمه‌ عالی تبدیل میکنه!

‫یا خدا!

‫گاوهای...

‫وحشی؟!

‫خوشم اومد.

‫گاوهای نر توی اسپانیا فقط یه معنی میدن!

‫کجا گاو‌ بازی رو یاد گرفتی، ریوسوی-چان؟

‫یاد نگرفتم.

‫فکر کنم فقط جربزه میخواد، ‫و مهارت‌ های یه گیمر حرفه‌ ای.

‫آره، واقعاً جربزه داری.

‫با شیر و روغن زیتون، ‫میتونیم اون میان‌ وعده اسپانیایی رو درست کنیم.

‫یه ذره نشاسته سیب‌ زمینی هم بزنی، ‫حتی بعد از خنک شدن هم نرم میمونه.

‫داری بهمون پول میدی؟!

‫با سکه؟

‫بالاخره کلی فوق‌ آلیاژ به دست آوردیم.

‫ارزش سکه‌ ها رو خود ‫فلزات کمیاب تضمین میکنن.

‫این بچه‌ مثبت‌ ها رو نگاه کنید.

‫اونا با علم شگفت‌ انگیزشون توی ‫این دنیای جدید پیشتاز شدن.‌‌..

‫و با این حال دارن تلاش میکنن کشوری بسازن، ‫بدون اینکه بخوان از بالا بهش سلطه داشته باشن.

‫نیاز نیست از ما تشکر کنی.

‫ما این کار رو به خاطر تو انجام نمیدیم.

‫من فقط طماعم، ‫و همه‌ چی رو با هم میخوام.

‫حرفت رو باور میکنم.

‫ما مدام از کشوری به کشور دیگه میریم ‫تا مردم رو احیا کنیم.

‫ما حتی وقتی برای حکمرانی به کسی نداریم.

More Farsi Persian subtitles for Dr. STONE

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left