Daadi Ki Shaadi

Daadi Ki Shaadi (दादी की शादी)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Daadi Ki Shaadi 2026 720p WEBRip x264 AAC persian
د لخوا تبصره shine021
سینمایی عروســی مادربزرگ

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-07-09
ډاونلوډونه: 12
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 196 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

بذار برم، تونی، به خاطر خدا.

آقای پیت، تو تصمیم بگیر.

باهاش چطور برخورد کنیم؟

فقط بابام میتونه

آینده‌ش رو تعیین کنه!

بشین.

حرفتو زدی، جاگو.

ولی سه سال انگار برق و باد رفت،

و تو هنوز نتونستی یه مورد برای نوه‌م پیدا کنی!

ببخشید؟ تو سه سال بهت سیصد تا دختر نشون دادم.

همه‌شون رو به خاطر جزئیات خانوادگی یا حتی رژیم غذاییشون رد کردی!

و اون چندتایی که واقعاً خوشت اومد؟

آب شدن و رفتن تو هوا!

این دخترای امروزی

دلشون نمیخواد تو خانواده پرجمعیت زندگی کنن.

ما دنبال اون مدل دخترا نیستیم.

جاگو، یه شانس دیگه بهش بده.

بالاخره یه نفر هست.

حرف بزن.

هست.

همه‌چیز سر جاشه.

خوشگل، تحصیل‌کرده،

و کاملاً با خانواده پرجمعیت کنار میاد.

ولی... یه مشکل کوچیک داره.

چه مشکلی؟

اول، یه نگاه به عکسش بنداز.

بیا.

اینو ببین، تونی.

ایشون کانیکا آهوجا هستن. از گریتر کایلاش.

می‌شناسیش؟

آره، با هم تو یه دانشگاه بودیم.

عالیه!

پس کار تمومه.

اونا همدیگه رو می‌شناسن!

من می‌شناسمش، مامان.

اون من رو نمی‌شناسه.

اون دانشجوی پزشکی بود.

و تو چی؟

من دانشجوی هنر بودم.

آهان، یه داستان عاشقانه یک‌طرفه کلاسیک.

خب الان مشکل چیه؟

"مشکل" اینه که

اون اول می‌خواد خانواده داماد رو بشناسه

و دو سال دیگه ازدواج کنه.

دو سال؟!

به شرطهاش بگو باشه،

و ما همون الان نامزدشون می‌کنیم.

ولی اون سه سال عقب افتاده.

دو سال دیگه...

آروم باش، بابابزرگ.

سه سال گذشت. دو سال دیگه ضرر نداره.

اگه تونی تصمیمشو گرفته،

بریم برای نامزدی.

بابابزرگ هم میاد. بریم!

چرا نمی‌خوای بیای؟ دیر میشه.

تونی.

زود باش عزیزم. دیر میشه.

مادربزرگ داره ازدواج می‌کنه!

مادربزرگ داره ازدواج می‌کنه!

مادربزرگ داره ازدواج می‌کنه!

مادربزرگ داره ازدواج می‌کنه!

مادربزرگ داره ازدواج می‌کنه!

مادربزرگ داره ازدواج می‌کنه!

زيرنويس از مهدي shine021

«عروســی مادربزرگ»

مادر آقای آهوجا حتماً از هفتاد رد کرده.

نوه دختر نامزد می‌کنه، مادربزرگم داره عروسی می‌کنه!

دنیا به کجا رسیده؟ عروسی مادربزرگ.

حتی تو شبکه‌های اجتماعی هم گذاشته.

اصلاً خجالت نداره.

تلفن مامان در دسترس نیست.

ناگ جواب نمیده. بی‌عرضه.

سوناینا رو بگیر.

سوناینا خواهر کوچیکشه.

من شماره سوناینا رو ندارم.

شماره خواهرت رو نداری؟

چه جور برادری هستی!

حتماً یه سوءتفاهمی شده.

باید این سوءتفاهم رو رفع کنی.

روشن نگهش دار.

خوشحال باشین.

اگه مادرت ازدواج کنه،

نوه‌م تونی

با دخترت ازدواج نمی‌کنه.

خداحافظ. خدا پشت و پناهت.

بریم.

آدم عجیبی‌ه این ناگندرا. هیچوقت تلفنشو جواب نمیده.

بیا.

تو شیملا دیگه به کی زنگ بزنم؟

تلفن مامان هنوز خاموشه.

واقعاً باورنکردنیه.

موقع نامزدی کجا رفته بودی؟

بابا، فقط رفتم دستشویی.

و آیپد رو هم با خودت بردی؟

کی این کارو می‌کنه؟

مشکل تو همینه.

همیشه تقصیر دیگران رو گردن یکی دیگه میندازی.

نامزدی دخترمون به هم خورد

به خاطر تصمیم مادرت.

و این روی آینده بیتو هم تاثیر میذاره.

مامان، آروم باش.

یکی دیگه پیدا می‌کنیم.

یکی که براش ازدواج مادربزرگ مشکلی نداشته باشه.

ساکت باش.

کسی از تو نظر خواست؟

حداقل اون نظر خودش رو داره.

درست فکر نمی‌کنی.

میشه دست از سرزنش من برداری؟

مادر من داره ازدواج می‌کنه، نه من!

راستشو بخوای، کاش تو بودی،

الان من آزاد بودم.

نکنه...

ناگ زنگ میزنه.

ناگ... تو چه گوشی‌ای داری؟

آیفون 16 پرو مکس تیتانیوم خاکستری 1 ترابایت.

به درد نمیخوره. هیچوقت جواب نمیدی.

اگه تو خیابون مردم، باز جواب نمیدی.

اینقدر منفی نباش، داداش.

آدم ممکنه گرفتار باشه.

تازگی پروژه شهرک تموم شده،

و پرواز کردم به اوتاراکند برای گرفتن برکت الهه مادر.

خب، چی شده؟

وضعیت فیس‌لوک مامان رو ببین.

چی شد، ناگ؟

سلام آقا.

- درود. - خدا برکتت بده.

- تونی؟ - سلام.

برکت خدا بر تو، پسر.

تونی، چی باعث شد بیای اینجا؟

اومدم عذرخواهی کنم

بخاطر حرفی که بابابزرگ دیروز زد...

حرف بابابزرگت درست بود، تونی.

اگه مادربزرگ کانو این کار رو بکنه،

ما دیگه نمیتونیم صورتمون رو تو جمع نشون بدیم!

با کسی حرف زدی؟

نتونستیم باهاش تماس بگیریم، برای همین میریم شیملا ببینیمش.

می‌فهمم. باشه، باشه.

با چی سفر می‌کنین؟

قطار میگیریم تا چندیگر.

برادر کوچیکم اونجا زندگی می‌کنه.

بعدش با ماشین میریم شیملا.

بلیت گرفتین؟

از ایستگاه می‌خریم.

من می‌رسونمتون ایستگاه.

خودتو به زحمت ننداز.

نزدیکیم. زحمتی نیست.

- بیا. بیا آقا. فقط بیا. - خوب نیس.

خانم. آقا.

آماده حرکتین.

قطار از سکوی 4 حرکت می‌کنه.

ماشینو پارک می‌کنم.

و هیچ بلیتی نخرین. من آنلاین خریدم.

اوه...

بیا.

بیا.

وای خدا.

- چی شده؟ - اشتباهی یه بلیت اضافه خریدم.

نگران نباش.

سفر بدون بلیت جرمه.

اشکال نداره بلیت بخری و سفر نکنی.

بلیت هدر میره.

چرا هدر بره؟ من خودم باهاتون تا چندیگر میام.

دوست من اونجا زندگی می‌کنه.

سورپرایزش می‌کنم. واقعاً خوشحال میشه.

مرسی که با ما اومدی، تونی.

حداقل یه همراه خوشمشرب داریم.

آب‌نبات می‌خوای، بیتو؟

آره! یکی بهم بده!

تو چندیگر می‌خریم. اونجا بهترش رو پیدا می‌کنیم.

اینترنت عادت همه رو خراب کرده، آقا.

آره...

بابابزرگمون هیچوقت برامون آیپد نخرید.

اون موقعها وجود نداشت.

درسته.

کانو.

تونی.

دوستت تو چندیگر کجا زندگی می‌کنه؟

مونتی؟

- تو یه خونه زندگی می‌کنه. - اوه...

- مگه شیرینی‌فروشیش نمیره؟ - شیرینی‌فروشی؟

دوست دکتر، دکتره.

دوست معلم، معلمه.

پس دوست شیرینی‌ساز هم باید شیرینی‌ساز باشه، نه؟

ما شیرینی‌ساز نیستیم.

کالرا سوئیتز یه برنده.

تو دهلی 17 شعبه داریم.

تازگی تو شاهدره یه شعبه جدید زدیم.

و قبل از عروسیمون، تو دبی هم یه شعبه می‌زنیم.

اما اگه مادربزرگم ازدواج کنه، نقشه تمومه.

خب بگو ببینم، نیتت چیه؟

هی، آروم باش.

نیت من پاکه. همیشه همینطور بوده.

تو راجع به ازدواج مادربزرگت چی فکر می‌کنی؟

تونی، اگه مادربزرگم بخواد ازدواج کنه،

هیچ بابابزرگی تو دنیا نمیتونه جلوشو بگیره.

Daadi Ki Shaadi subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left