Scorpion

Scorpion

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Scorpion S02E07 Crazy Train
د لخوا تبصره EISHEN
ElSHEN || IranFilm

تګونه

other
په خپور شو: 2015-11-03
ډاونلوډونه: 28
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‏توبی، این دیوونگی محضه ممکنه خودتو به‌کشتن بدی

‏ما روانی‌بازی زیاد درآوردیم

‏اما این دیگه نوبرشه

‏از پسش برمیاد ‏نقشمون درسته

‏- من شش‌تا باتری پیدا کردم ‏- من وصلش میکنم

‏بهش بگو که خیلی خطرناکه

‏حقیقتش من که خیلی دوست دارم ‏ببینم آخرش چی میشه

‏تو کی اومدی اینجا؟

‏من ریم

!‏ری اینجا، ری اونجا، ری همه‌جا

‏حالا باید جواب بده

‏وقتشه

‏خیلی‌خب

‏یکی دکمه رو فشار بده

‌ ‌‌ ‌ ‌

‏وای

‏یکم سنگینه

‏اشتباه بزرگی کردی مراقب باش

‏تنها چیزی که باید به بقیه ارائه بدی، ذهنته

!‏بنابراین بذار روی...بدنت کار کنه

‏خیلی‌خب، راه بیفت قاتل

‏برو که بریم

!‏تو کجا داری میای؟

!‏من...من پزشک همراهم

!‏میتونم آب بهش بدم بخوره

‏ایول

!‏من پزشکم

!‏حالا که نه

‏ ...‏سمت آبی

‏با وزن 77 کیلو

‏ ...‏از هاوایین گاردنز

‏ ‏هکتور گاردینـــو

‏ ‏سمت قرمز

‏با وزن 76 کیلو

‏از دانشگاه ماساچوست و دانشکده‌ی پزشکی هاروارد

!‏اون از یه دماسنج هم بیشتر درجه داره

...‏ضربات بیهوش کننده‌ای که

!‏مسخرمون کردی؟

‏کارتت رو بخون گور‌خر

‏ضربات بیهوش‌کننده‌ای که از

‏قرص خواب‌اور هم بهتر عمل میکنند

‏دکتر مرگ

‏روانپزشک سرسخت

‏روانشناسی قاتل

‏دکتر توبیاس کورتز

‏باورم نمیشه که هپی نیومد

‏روی مبارزه تمرکز کن

‏دوباره بگو ‏نقشه‌مون چی بود؟

‏من دیشب حریفم رو توی اینترنت پیدا کردم

‏خیلی درموردش میدونم ‏میخوام مغزش رو بترکونم

!‏این که نقشمون نبود

‏حفظ تعادل !‏‏این نقشمون بود

‏حفظ تعادل

‏حفظ تعادل

‏تعادل پاهات رو حفظ کن

‏تعادل پاهات رو حفظ کن

‏وقتی که هشت سالت بود

‏تو باعث شدی پدر مادرت از هم ‏طلاق بگیرن

‏ایول، ایول

‏آخ آخ

!‏شاید پامو از گلیمم بیشتر دراز کردم

‌ ‌‌ ‌ ‌

...‏- یک...دو ‏- یالا بلند شو

...‏سه

‏- بلند شو دکی ...‏- چهار

...‏پنج

...‏شش

...‏هفت

‏خیلی‌خب

‏بفرما

‏اینکه سرده

‏نیتروژنه مایعه

‏بایدم سرد باشه

‏دوازده ساعت گذشته و هنوزم ‏بادش نخوابیده

‏امیدوارم که این بوکس‌بازی مسخره ‏از ذهنت بیرون رفته باشه

‏یه‌مبارزه‌ی دیگه

‏فقط میخوام که هپی منو توی

‏یه موقعیت مردونه ببینه !‏نه فرهنگی

‏میخوای بیشتر مرد باشی؟ !‏اون کلات رو بردار

‏و اگه هپی علاقه‌ای بهت داشت

‏دیشب واسه مبارزه میومد

‏ببخشید

‏بعضی وقتا حقیقت از ‏هوک راست دردناکتره

‏بچه‌ها؟

‏صبح‌بخیر

‏تو چی شدی؟

‏دیشب توی اولین مبارزم

‏شرکت کردم

‏نیومدی

‏آهان، شرمنده

‏از قبل برنامه‌ریزی کرده بودم

‏چی شد؟

!‏باید اون یارو رو میدیدی

‏آره، روی گردن توبی وایساده بود و

!‏دستاش رو برده بود بالا

‏خب امیدوارم دفعه‌ی بعدی که کتک میحوری

!‏منم اونجا باشم

‏دیدی؟

‏سرش شلوغ بوده

‏اولین مرحله‌ی سوگواری: انکار

‏سوگواری سر چی؟

‏سر اینکه رابطه‌ی عاشقانت با هپی

‏دیگه عمرا عملی بشه

‏توهین نباشه

‏اما من اصلا واسم مهم نیست که

‏توسط دو نفر ارزیابی بشم که

‏یکیشون توی ظرفی با طرح یه ‏ابرقهرمان ناهار میخوره

!‏و یکیشونم هنوز داره فرندز میبینه

‏مرحله‌ی دوم سوگواری: عصبانیت

‏والی

‏ ‏یه‌لحظه میای اینجا؟

‏باشه

‏عجب

‏امروز روز شانسته دادا

‏میخوام با خودم ببرمت ساحل

‏چند ساعت توی ترافیک بمونیم

‏تا بریم توی خاک کنار آب !‏دراز بکشیم؟

‏بیخیال دیگه

‏ساحل خوش میگذره

‏دخترا، موج، خرچنگ نعل‌اسبی

‏هی هی، به اون دست نزن

‏بذارش سر جاش

‏باشه، خیلی خب ‏ببخشید

...‏یه‌دفعه ‏یه‌دفعه چشمم بهش خورد

...‏- اشکالی نداره، فقط ‏- باشه

‏مال من نیست، متوجهی؟

‏آره

‏راستش پیج گفته بود که قبلا ‏آتش‌نشان بودی

‏اون مدال شجاعته؟

‏مال من نیست

‏بگذریم، چرا وقتی که آینده در مقابلمونه

‏درمورد گذشته حرف میزنیم؟

‏بنابراین آت و آشغالات رو بریز توی صندوق‌عقب

‏چون به‌سرعت میزنیم بیرون

‏یالا

‏نه، من نمیام

!‏من...برنامه دارم

‏صحیح

‏بچه‌ی پاولا دعوت کرده به موزه‌ی علمی

‏- یادم رفته بود !‏- پیج

‏و نتونستم برم

‏چون موشکم داره به‌جاهای خوبی میرسه

‏وایسا بینم

‏میتونستی شنبت رو با

‏ یه خانوم خوشگل بگذرونی

!‏به‌جاش وایسادی کار میکنی

‏مجبورم که کار کنم

‏تو ترافیک بهت خوش بگذره

‏برو خودتو مسخره کن دادا

‏چون من با مترو

‏مستقیم میرم به سانتا‌مونیکا

‏مترو؟ !‏اینم یکی دیگه از دلایلی که نمیخوام بیام

‏باورم نمیشه که مدرسه مجبورمون کرده

‏بچه‌ها رو روز شنبه ‏ببریم به موزه

‏همینو بگو

‏آخر هفتمون رو خراب کردن

‏نه

...‏فقط

‏تایلر جزء پیش‌آهنگ‌هاست

‏و امروز هم یکی از برنامه‌هاشون بود

‏رالف هم جز پیش‌آهنگ‌ها هست؟

‏نه

‏بعد از برنامه هم، تمرین بسکتبال داریم

‏اما تا وقتی که برمیگردیم ‏نصفه از مسابقه تموم شده

‏رالف فوتبال بازی میکنه؟

...‏رالف بیشتر توی ‏خونه میمونه

‏تلسکوپ من یه

‏رفلکتور 15 سانتی ‏با دریچه‌ی 8 داره

‏حالا دیگه اکثرا 20 سانتین

‏اما من از نسخه‌‌های قبلی بیشتر خوشم میاد

!‏به من چه؟

‏مامان

!‏چرا باید با اون یار باشم؟

‏معلمتون، یارها رو انتخاب کرده

‏هرچی که بهت دادن رو باید قبول کنی ‏و ناراحت هم نباید بشی

‏ ‏به گرند پارک نزدیک میشیم

‏رالف، تلسکوپت رو جمع کن ‏داریم میرسیم

‏چرا واینساد مامان

‏آره، نگران نباش

‏برنامه‌های آخر هفته‌ی مترو بعضی‌وقتا ‏بهم میریزه

...‏توی ایستگاه بعدی میریم پایین و ‏پیاده برمیگردیم

‏وای پسر ‏چه‌راه ناهمواری

‏رالف، محکم بشین

‏چون ممکنه بازم اینجوری بشه

‏- وای خدا ‏- خدا

‏حالت خوبه؟

‏رالف؟

‏خوبی؟

‏رالف

‏روی دست‌انداز نرفتیم

‏مترو واسه این راه‌آهن داره زیادی تند میره

‏و سرعتش هم درحال افزایشه

‏یه‌مشکلی پیش اومده مامان

‌ ‌‌ ‌ ‌

‏خیلی‌خب

‏حالا که میدونم چشمت سالمه

‏شنبم رو توی این خراب شده نمیگذرونم

‏سرکار میبینمتون

‏پیج، به‌رالف بگو ببین چقدر سرعت داره؟

...‏کیب

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left