Psychopath Diary (Ssaikopaeseu Daieori / 싸이코패스 다이어리)

Psychopath Diary (Ssaikopaeseu Daieori / 싸이코패스 다이어리)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

💜싸이코패스 다이어리 Psychopath Diary E13(Barcode)💜
د لخوا تبصره Mary_fall
💜برای دریافت سریعتر زیرنویس ها در کانال ما عضو شوید💜 @Barcodesubtitle

تګونه

other
په خپور شو: 2020-01-01
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

باورم نمیشه تو داغون تر از منی

بخاطر اون دفترچه خاطراته؟

وای پاره شدم

..پس من و تو

بخاطر قاتل شکارچی واقعی اینجا گیر افتادیم؟

الان چیکار کنم؟

آروم در توالت رو حرکت بده و بلندش کن

فیلم رستگاری در شائوشنگ رو دیدی؟

مطمئنم که دیدیش اون فیلم شاهکار بود

توی فیلم یه یارویی هست که وضعش دقیقا مثل منه

اونم مثل من بابت گناهِ نکرده افتاده زندان

کلی سعی میکنه خودشو تبرئه کنه ولی هیچ فایده ای نداره

برا همین آماده میشه که از زندان فرار کنه

..این توالت - آره خودشه -

...حالا میفهمی چرا بچه ها همش بهم میگن عن چهره

و چرا انقدر بوی گند میدم؟

خودت تنهایی اینجا رو کندی؟

اون اوایل که اومده بودم اینجا حال و روزم دقیقا مثل تو بود

هیچ کار اشتباهی نکرده بودم

میدونستم که به اینجا تعلق ندارم

فکر میکردم خیلی زود میارنم بیرون

..اما بعد چهار سال فهمیدم که

هیچوقت از اینجا نمیرم بیرون

خیلی نا امید و عصبانی شده بودم

..برای همین با یه بنده خدایی دعوام شد

..کلی کتک خوردم

و بعد فرستادنم سلول انفرادی و مثل تو تمام شبو گریه کردم

..اما

اما چی؟

اما یهو چشمم خورد به توالت

کاملا معلوم بود که خوب ساخته نشده

همه چی از اونجا شروع شد

کم کم این تونلو کندم وحواسم بود که کسی متوجه نشه

همیشه یه دردسری درست میکردم که برم گردونن اینجا

...مردم همش به خاطر اینکه کارگری میکردم به چشم حقارت بهم نگاه میکردن

اما کی فکرشو میکرد یه چنین جایی به کارم میاد؟

خوب به حرفام گوش کن پسر جون

..این تونل تو مسیر لوله های فاضلاب ساخته شده

و فقط اندازه یه نفر جا داره

این قسمتش خیلی خراب شده

همه لوله های فرعی در نهایت به لوله ی اصلی میرسن

..یعنی اگه این لوله رو دنبال کنی

در نهایت به لوله های اصلی که بیرون از زندانن میرسی

برای همین من فقط با یه قاشق شروع کردم به کندن

هر روز کندم و کندم

هرچقدر تونستم خاک رو بیرون کشیدم

و در نهایت یه راه به بیرون پیدا کردم

..اگه لوله ها رو دنبال کنی

میتونی از اینجا خارج شی

میدونم خیلی سخت و عذاب آوره اما دیگه باید تحمل کنی

اگه خواهان آزادی هستی بوی خون...نه

اگه خواهان آزادی هستی بوی گوه اجتناب ناپذیره

یه لحظه وایسا ببینم - چیه؟ -

داری میگی از زندان فرار کنم؟

خب آره

من همین الانش بابت اینکه برام پاپوش درست کردن دارم از ناراحتی دق میکنم

بعد میگی زندانی فراری هم بشم؟

..باشه پس همینجا بشین

...تا یکی بیاد تو رو تبرئه کنه

و از اینجا بیارتت بیرون

دو روز که بگذره همه تو رو یادشون میره

به پلیس هم نمیشه اعتماد کرد خودشون از همه بدترن

...یه چهار پنج سال که تو زندان باشی

خودت میفهمی که چه فرصتی رو از دست دادی

پس چرا خودت فرار نمیکنی؟

چرا میخوای من به جات فرار کنم؟

من؟

من خیلی چاق شدم از توی تونل رد نمیشم

غذای اینجا خیلی بهتر شده

بخدا وزن کم کردن از فرار از زندون هم سخت تر شده

اما تو طرفو دیدی

تو فرار کنی امکانش بیشتر نیس که بتونی پیداش کنی؟

من طرفو هشت سال پیش اونم از پشت دیدم

بخوام دنبال یه سوزن تو انبار کاه بگردم راحت تر پیداش میکنم

مگه نگفتی یه چیزی یادت اومده؟

آخرش وقتی که دفترچه افتاد دست تو صورتشو دیدی یا نه؟

..خب

چی بگم والا

...من فقط در این حد یادم اومد که

من نبودم که اون یارو بی خانمانه رو کشتم

قیافه قاتلو یادم نمیاد

بازم خوبه

حالا کم کم بقیه خاطراتت هم یادت میاد

تنها کاری که باید بکنی اینه به محض اینکه یادت اومد بگیریش

این تنها راهته پس برو

برو مجرمو دستگیر کن و خودتو تبرئه کن

خدای من

اصلا در موردش حرفم نزن

من همینجوریشم وضعم خرابه

فرار از زندون چی میگه این وسط؟

..چهارسال از عمرمو گذاشتم پای کندن این تونل

و دارم اجازه میدم که به جای من ازش استفاده کنی

بیخیالش

..هنوزم

یه نفر هست که باور داره من بیگناهم

درسته

باشه ببینیم و تعریف کنیم

...چیه؟ فکر میکردی چون چهارتا آدم کشتی

من طردت میکنم؟

...اگه نمیتونستی اوضاع رو جمع وجور کنی

شاید اینکارو میکردم

اما متوجه شدم که خیلی خوب از پسش بر اومدی

خیله خب پس

بیاین یه بار برای همیشه این موضوع رو تمومش کنیم

مطمئنم الان تو یه جای خوبی هستن

لطفا ناراحت نباشین

...اون برای شوهرم مثله

یه برادر بود

...دخترم

هم اونو خیلی تحسین میکرد

تک سو

بله؟

...خب

...دیدی

سونبه میدونم امروز روز سختی برات بوده

باید استراحت کنی

فرمانده ریو افسر خوبی بودن

چه تصادف وحشتناکی

...امیدوارم

که واقعا یه تصادف بوده باشه

دقیقا

چی؟

...فکر نمیکنم این تصادف

یه اتفاق بوده باشه

میشه کمکم کنی؟

تو تمام این مدت

اون عوضی داشته بازیم میداده

خوب جیغ و داد میکنی

باورم نمیشه همه ی اینا یه سوتفاهم بوده باشه

حس میکنم یه احمقم و همین عصبانیم میکنه

و اگر پارک مو سوک رو هم نکشته باشم

پس مجرم واقعی داشته منو بازی میداده

وقتی ناراحت و عصبانی هستی

یه سوراخ بکن و از زندان فرار کن

!بکن، بکن، بکن

...من

از اینجا میرم

مطمئنی؟

آره

سلول انفرادی بو میده مگه نه؟

باید مطمئن بشین که دوباره برنمیگردین اونجا

شنیدم که وکیل میخواستین

بله- لازم نیست انقدر جدی باشین-

الآن دیگه نگهبان های زندان یه سری خدمات رو آماده میکنن

...به خاطر همین به حرف زندانی ها گوش میدیم

و همچین مصاحبه های شخصی رو انجام میدیم

...میخوام که

یه دادخواست ارائه بدم

دادخواست؟

راستشو بگم

روزی که فراموشی گرفتم

یه دفترچه یادداشت رو برداشتم

بعد از خوندنش

به اشتباه فکر میکردم که من قاتل سریالیم

مجرم واقعی این مسئله رو فهمید

پارک مو سوک رو کشت و همه ی قتل هاش رو گردن من انداخت

پس آقای یوک

براتون پاپوش درست کردن

قاتل شکارچی واقعی هنوز تو خیابونا پرسه میزنه

این دقیقا همون چیزیه که من دارم میگم

خدای من

چیشد که اینطوری شد؟

همینو بگین

...من

تو گندترین آشغالی هستی که وجود داره

چی؟

من به اندازه ی کافی آدم کثیف تو زندگیم دیده ام

اما هیچکدومشون به بدی تو نبودن

...اما

من دارم راستشو میگم

میدونم داری این حرفارو میزنی چون فرمانده ریو مرده

کی مرده؟

یه نگاهی به خودت بنداز داری بدون پلک زدن دروغ میگی

بعد از اینکه شنیدی فرمانده ریو تو یه تصادف کشته شده

فکر کردی که شانس بیشتری توی ارائه ی دادخواست داری

آشغالایی مثل تو هیچوقت نباید روشنی روز رو به چشم ببینن

چرا؟ چون هیچوقت یه آدم محترم نمیشی

هیچوقت

!از اینجا ببرینش بیرون

همونقدری که شما میگفتین پسته

به خاطر همین بود که تو زندان بهتون گفتم

تصویر کمپانیمون به خاطر این رسوایی آسیب دیده

...خوب رفتار کردن باهاش اونم فقط به خاطر اینکه مهربون به نظر میرسه

تهش فقط به خودمون آسیب میرسونه

آره، کاملا درست میگین

حالا که حرفش شد

اون سرمایه ای که قبلا بهش اشاره کردین چی؟

مجاز اعلامش کردن

...تهش اونقدر پول بهتون میرسه تا بتونین برای دخترتون وقتی ازدواج کرد

یه خونه بخرین

خدای من، خیلی ممنونم

لطفا حرفشو نزنین

تنها چیزی که میخوام اینه که آدمایی مثل آقای یوک کاملا درست مجازات بشن

خواستم یه تشکری ازتون کرده باشم از اونجایی که باهم هم نظریم

هیچوقت نمیدونی چه برنامه های دیگه ای رو داشته آماده میکرده

به خاطر همین دارم به این فکر میکنم که تلفن هاش و ملاقات هاش رو کم کنم

ایده ی خوبیه

دادخواست؟

بدون شیم بو کیونگ مگه همچین چیزی ممکن میشه؟

سلام

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left