لومړۍ 200 کرښې.
.سلام، لنارت. منم پله- .سلام، پله-
!امان از اين سرفه زهرماري- !خيلي بده-
.خوب کردي اومدي
.شرمنده، لنارت، نفهميدم چي گفتي- !خوب کردي اومدي-
،خب البته، تو ازم خواستي بيام .اما مي تونم بيرون منتظر وايسم
.نه نه نه، همينجا بمون .من ساعت سه به بارسلونا پرواز دارم
.باشه پس
.ظاهراً خوشحال نيستي
.نه، راستش نيستم، لنارت .به نظرم مايه خجالته
.شوخي نيست .ما به زودي به هفتصد مي رسيم
کي از شوخي حرف زد؟
تو خوب ميدوني که .ما بايد به هزار برسيم
جدي ميگي، لنارت؟
.بله
.هر چيزي زمان خودش رو داره، پله
...درسته، اما
.اهرام مصر، زمان خودشون رو داشتن
.البته که داشتن
.موتورهاي بخار، زمان خودشون رو داشتن- .شرمنده، درست نفهميدم-
.موتورهاي بخار، زمان خودشون رو داشتن
.درسته
.ما در زمانه ي جديدي هستيم، پله .تو بايد اينو بفهمي
...تا حدي درسته، ولي بازهم
،اگه اين روند ادامه پيدا کنه .ما مجبور ميشيم به کل تعطيل کنيم
.اينطوري خيلي از مردم بدبخت ميشن
به ما چه ربطي داره؟
...درست ميگي- .اون موقع ما ديگه اينجا نيستيم، پله-
ببخشيد، منظورت چيه، لنارت؟
ميگم چه فايده داره جايي بموني که همش بدبختيه؟
.نه، فايده نداره
،مدتها پيش از رسيدن اون روز ...من از اينجا رفتم
!تو هم بايد همين کار رو بکني
محبوب، کسي است که مي نشيند «سزار وايه خو»
ترانه هايي از طبقه دوم
!چه برقي افتاد
آره، بايد حسابي .به ظاهرم برسم
،پله ويگرت .امروز ميخواد منو ببينه
حالا چيکار داره؟
.بايد صبر کنيم و ببينيم
...لسه
،خوب ميشد اگه امروز که من تعطيلم .تو هم ميتونستي خونه بموني
آره، ولي بقيه چه فکري ميکنن؟
.من چهارده ساله که غيبت نکردم
.باز هم خوب ميشد اگه مي موندي
.هر چيزي زمان خودش، عزيزم
،کار به وقت خودش
.چيزهاي ديگه هم به وقت خودشون
!نه! نه! نه
.هر چيزي زمان خودش، عزيزم
!ملال آور
.خداحافظ
!خداحافظ، خائن
حالا ميذاري برم؟- !نه، نه، نه، نه-
.خودت رو جمع و جور کن، لسه- !نه، نه، نه، نه-
!خودت رو جمع و جور کن
.من سي سال اينجا بودم
.متاسفم، کاري از دست من برنمياد
.من سي سال اينجا بودم- .کاري از دست من برنمياد-
.من سي سال اينجا بودم
.کاري از دست من برنمياد
!کاري از دست من برنمياد
!ولي من سي سال اينجا بودم- .کاري از دست من برنمياد-
!من سي سال اينجا بودم، پله
!من سي سال اينجا بودم
بله؟
اينجا کسي به اسم 'آلان سونسون' هست؟
.نه، نيست
!شنيدي که اينجا نيست
!در رو ببندين
ببخشيد، آلان سونسون اينجاس؟
تو اينجا چي کار ميکني؟
تو اينجا چه غلطي ميکني؟
.داره با تو حرف ميزنه- چي ميخواي؟-
...من دنبال مرد، اون اينجا نه- !واضح حرف بزن-
چي گفتي؟- .من دنبال مرد، اون اينجا نه-
اون چيه؟
دنبال کي ميگردي؟- .آلان سونسون-
لسه...يوهو!؟
چي شده؟
!چه ترافيک سنگيني
...اونم اين وقت شب
پله، از چي ناراحتي؟
.يه چوب گلف جديد مي خريم
.يدونه جديدش رو مي خريم
کسي داوطلب ميشه؟
!يکي اينجا هست
!يه نفر اونجاست .تشريف بياريد روي صحنه
.نه، ولم کنين
.لطفاً بياين اين بالا
اين رو براتون نگه دارم؟- .البته-
تو کي طلاق مي گيري؟
کي مي گيري؟
!جواب بده
اينو يه کم جابجا کنيم؟
.جابجا؟ باشه
.بفرماييد
.تو بايد حرفمو باور کني، کريستر
.تو "بايد" حرفمو باور کني
!من اينجا گير افتادم
الان چهار ساعت ميشه که !پونصد متر هم جلو نيومدم
.سلام- .سلام-
...کريستر، من قسم ميخورم
.سلام- .عليک-
عزيزم، ميگي من چيکار کنم؟
حالتون چطوره؟
چي بگم والا؟
.انسان بودن ساده نيست
.قبول دارم
پسرتون رو ديدين؟- .بله-
.الان چند ساعته که منتظرتون نشسته
شما فکر مي کنين من بي دليل اين ريختي شدم؟
.نه
ميشه بپرسم چيکار کردين؟
.چيکار کردم؟ نابود شدم
.مغازم کاملاً با خاک يکسان شد
يعني چي؟
!گفتم مغازم به کل دود شد و رفت هوا
.سلام
چيکار کردي؟
.نابود شدم
نمي بيني؟
.مغازم کاملاً دود شد و رفت هوا
...اينجا رو ببين
!دفترچه حسابها
.تمام چيزي که برام باقي مونده
!کل داراييم
...شايد اونقدرها هم
،وقتي پدرت توي دردسر ميفته فقط همين رو بلدي بگي؟
.من منتظرت بودم
.مي خوام باهات صحبت کنم
در چه مورد؟
.ميدوني که... آينده
.اينکه قراره اوضاع چطور...بشه
.قراره چيکار کنيم
.قراره چطور بگذرونيم
.قراره چطور غذا سر ميز بذاريم
.خوش بگذرونيم
کسي ميدونه چطور ميشه از اينجا خلاص شد؟
.نه
.مي تونستي زنگ بزني
.يه اتفاق وحشتناکي افتاد
.مغازم با خاک يکسان شد
.همش خاکستر شد
.خودم به آتيش کشيدمش
.و فکر ميکنم دستم رو بشه
متوجه نيستي؟- !خدايا-
.خودم به آتيش کشيدمش
.و فکر ميکنم دستم رو بشه
ديدي اونجا چه ترافيک جنون آساييه؟
.هشت ساعته که جلو نرفته .کسي نميدونه چرا
...انگار تمام شهر سوار ماشين شدن
.و همه به يک مقصد ميرن
...معلوم نيست اين همه آدم
.کجا دارن ميرن
تو ميدوني مقصدشون کجاس؟ کجا دارن ميرن؟
...خب
يه کم نون ميخوري؟- .نه، ممنون-
.خوشمزس... روش خردل داره- .نه، ممنون-
تو اينطرفها زندگي ميکني؟
.الان ديگه نه
پس اينجا چه غلطي ميکني؟
.فقط داشتم رد مي شدم
.قبلاً اون بالا زندگي مي کردم
.طبقه بالا، سمت چپِ ناودون
واقعاً؟
.بيرون شدم- بيرون شدي؟-
.آره، دختره ديگه منو نمي خواست
.ناراحت کننده اس، آقا .خيلي از شنيدنش متاسفم
...لعنت خدا به
.بپرس تا بگم
اسمش چيه؟
.سوزان
...سوزان
!سوزان، انقدر ظالم نباش- !ششش-
در خونه ات رو، به روي يه .آدم گشنه و تشنه باز کن
!انقدر ظالم نباش، سوزان
!چه جوونورهايي
...شايد باز هم باشن
!سوزان
!انقدر ظالم نباش، سوزان
در خونه ات رو، به روي يه .آدم گشنه و تشنه باز کن
اين ديگه کدوم خريه؟ از کجا مي شناسيش؟
.من هم نميدونم کيه
!بايد باور کني، ميکي
...راست ميگم .نميدونم کيه
،آره، خب طبيعتاً .سعي کردم خاموشش کنم
.ولي نميشد
.نزديک بود خودم هم آتيش بگيرم
مي بينين که اينجا جلوتون .ثروتم با خاکستر يکسان شده
!انگار همه ي بلاها سر من ميان
.فاجعه پشت فاجعه
بازهم جايي آتيش گرفته؟
.نه، نگرفته
،غير از آتش سوزي .فجايع ديگه اي هم هست
.که خيلي بدترن
.من دوتا پسر دارم
،بزرگه
.سخت مريضه .متاسفم که مي شنونم-
.آره، عقلش رو از دست داده .انقدر شعر نوشته که خل شده
!خدايا
No comments yet. Be the first to leave one.