The Apartment Job

The Apartment Job (아파트)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Apartment Job S01E04 1080p NF WEB-DL AAC2 0 H 264-SCOPE persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کره ای عملیات آپارتمان

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-07-20
ډاونلوډونه: 22
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

«عملیات آپارتمان»

۳ سال پیش

صبح همگی بخیر.

- صبح بخیر قربان. - سلام.

صبح بخیر قربان.

این چیه؟

اینو آماده کردیم

چون مهمان ویژه امروز به میراث فرهنگی کره خیلی علاقه داره.

ظاهراً یاکوزای ژاپنیه و پولش از پارو بالا میره.

کاریش می‌کنیم مشتری دائمی بشه.

تادایوشی...

مواظب باش سر و صدا نشه.

- بله قربان. - بله قربان.

مواظب باش.

مراقب باش.

این پوشش مورد قبول نیست.

برگرد.

ما به دعوت آقای کیم اومدیم.

اون چی میگه؟

فکر کردی اینجا حمام عمومی‌ست؟

اینجا هرکسی رو راه نمیدن. برو بیرون.

هی، ما رو با چی اشتباه گرفتی؟

داری چی میگی تو؟

فقط برو.

آقای تادایوشی!

ایشون مهمان ویژه ماست.

خوش آمدید!

از این طرف قربان.

لطفاً از این طرف.

عالیه.

محشره. دووم بیار.

نمی‌دونستیم چی دوست دارید،

ولی مطمئن باشید هرچی بخواید داریم.

رولت، باکارا، هولدم،

گو-استاپ و پوکر.

هرچی دوست دارید بگید.

اول چای میل دارید قربان؟

تادایوشی.

دلم برات تنگ شده بود.

زنده به ژاپن برنمی‌گردی.

ایچیگارو، تا اینجا دنبالم کردی؟

باشه.

بیا همینجا تمومش کنیم.

بگیرینش!

چکار کنیم؟

هی! اول اون آشغال رو بکش!

سایونارا!

وایسا!

ما همدیگه رو اصلاً نمی‌شناسیم.

چرا نجاتم دادی؟

چون مشتری منی.

از این به بعد،

با هم برادریم.

قول می‌دم

یه روز جبران کنم.

عملیات آپارتمان

-ممنونم. -سلام.

سلام.

همه بدنم درد می‌کنه.

حالا که نماینده ساختمونی، تا کی این کار رو ادامه می‌دیم؟

تو بودی که نقش اصلی رو داشتی که من انتخاب شدم.

منظورت چیه؟

هی، چرا فرار می‌کنی؟

من صد متر رو ده ثانیه می‌دوم. جرأت نکن.

چرا دنبالمون کردی؟

ما رو ترسوندی.

مشکلت چیه؟

چی؟

تو فیلم رو گرفتی.

اصلاً برای آپلودش اجازه گرفتی؟

نقض حق تصویر، افترا،

و شایعه‌پراکنی

ممکنه تا دو سال حبس

یا تا پنج میلیون وون جریمه داشته باشه.

ولش کن. من زیر سن قانونی...

با این چرندیات "بزهکاری نوجوانان" شروع نکن.

بچه‌ها.

شماها اصلاً شبیه

چهارده ساله‌ها نیستید.

این حقیقت دیشب رو توش داره.

اطمینان دارم حقیقت رو روشن می‌کنی.

همه چیز رو از رئیس حراست شنیدم.

ممنونم.

من که چیزی جعل نکردم.

قصد دیگه‌ای نداشتم. می‌دونی تحمل شکست ندارم.

البته.

همین کارو می‌کنم تا رئیس بشم.

بعدش چکار می‌کنی؟

با اختیار خودم می‌ذارم کامیون‌های بار وارد بشن.

خبر فوری. اومان رسماً

برای پروژه شهر جدید تأیید شد.

بسیاری این را تصمیمی بی‌سابقه توصیف می‌کنند.

تأیید نهایی شهر جدید اومان، که از فهرست

نامزدهای پروژه شهر جدید خارج شده بود،

برای صنعت غافلگیرکننده بود.

-اما، اومان... -خاموشش کن.

به نظر می‌رسه

این دفعه نماینده‌های مجلس کارشون رو درست انجام دادن.

پولم بالاخره جواب داد.

خوب نیست؟

آن‌هایی که پول لازم دارن می‌گیرن،

و در عوض درست کارشون رو انجام می‌دن.

چقدر منصفانه‌ست.

دیگه وقتشه رئیس انجمن ما هم نون بازوش رو بخوره.

ببینم چه نقشه‌ای داره؟

سئو گانگ-وون، رئیس

بله قربان.

شنیدم پارک هه-کانگ نماینده ساختمان شده.

چقدر بامزه‌ست.

به نظرم خیلی جالبه.

خب، من...

بله...

اما رئیس سئو،

این فقط باید در حد سرگرمی بمونه.

می‌فهمی دیگه؟

خب...

بله قربان.

پس اول،

محدودیت کامیون‌های حمل بار رو بردار.

اما تو خودت دستور این محدودیت‌ها رو دادی.

گفتی دارن فضای سبز رو خراب می‌کنن.

خب، پارک هه-کانگ

بیشتر از فضای سبز خراب شده، داره رو اعصابم می‌ره.

فهمیدی؟

آقای کیم.

شاید به خاطر اینکه واقعاً آدم حقیری هستم،

اما تحمل ندارم تو مجتمع من

کسی رو قهرمان خطاب کنن.

اما این بده.

پارک هه-کانگ

داره خیلی جالب می‌شه.

نوش جان.

ممنون.

تو خونه هم می‌تونی رشته سیاه بپزی؟ عالیه.

-فکر کردم سفارش دادین. -این که چیزی نیست.

-گیونگ-بوک، بخور. -باشه.

شما بچه‌ها خوب بخورید تا برای تحویل‌های بعدازظهر آماده باشین.

-چشم رئیس. -چشم رئیس.

پسرم، بخور.

خیلی بزرگه.

بزرگه؟

وای...

برات می‌برم.

چه پر توقعی.

مدیر تأسیسات

چه خبره، آقای چوی؟

دیگه لازم نیست بسته‌ها رو تحویل بدین.

چی؟

خوب به نظر نمیاد بسته‌ها جلوی ورودی تلنبار بشن،

و ساکنین شکایت کردن.

پس تصمیم گرفتیم دوباره به کامیون‌های بار اجازه ورود بدیم.

فقط خواستم بگم. خداحافظ.

مدیر تأسیسات بود.

دیگه لازم نیست بسته‌ها رو تحویل بدیم.

می‌ذارن کامیون‌ها وارد بشن.

چرا؟ یهویی شد.

نمی‌دونم. گفت شکایت شده.

چه شکایتی؟

فکر می‌کردم همه از تحویل بسته‌هامون راضی بودن.

خب، اگه ساکنین شکایت کنن،

دفتر مدیریت چاره‌ای نداره.

فکر کنم بعضی ساکنین حساس دوباره شکایت کردن.

وای.

اما دیگه لازم نیست بسته‌ها رو تحویل بدیم.

این عالیه.

به نظر خیلی هیجان‌زده‌ای.

فقط من اینطوریم؟

ناامیدی تو صدای منو حس نکردی؟

نگرانم دیگه چطور می‌خوای شهرتت رو بسازی.

اما رئیسمون الان تو مجتمع به اندازه کافی معروف نیست؟

حق با اونه. نگران نباش. به قدر کافی اسم در کردی.

باید نظر ۹۸۰۰ واحد رو جلب کنم.

تنها شهرت کافی نیست.

یه چیز تأثیرگذارتر لازم دارم.

آقای پارک.

اینقدر اینجا خودتو باحال نگیر، برو بیرون.

شما دوتا، با هم برید.

-منم برم؟ -آره.

فقط برید و با همه ساکنین خوش‌وبش کنید.

اساس انتخابات، ملاقات حضوری با رأی‌دهنده‌هاست.

برنامه‌ای نداری؟ همینجوری فقط راه بریم؟

دارم فکر می‌کنم.

بذار یه نصیحتی بهت بکنم.

همینجوری راه رفتن هیچ فایده‌ای نداره.

تو الآنم نسبتاً مشهوری،

پس ازش استفاده کن تا آدم‌های بیشتری رو با خودت همراه کنی.

همراه خودم؟

مثلاً یه جناح.

یا یه پایگاه حمایتی.

خوبه.

بریم چندتا حامی جور کنیم.

پس بریم اون طرف.

کلی خانم اونجا جمع شدن.

می‌تونی باهاشون خوش‌وبش کنی و یه قهوه بخوری.

بیا.

از این همه راه رفتن پام درد گرفته.

-تبریک. -تبریک.

باورم نمیشه نماینده ساختمان شدی.

جای تبریک نداره.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left