لومړۍ 200 کرښې.
...گذشت مردگان متحرک آنچه که در
.درباره داداشت پرسيده بودي
.من اون يارويي که داداشمو کشت رو ميخوام
!در بازه پسرا، بزنيد بريم
.بکشيدشون آقايون
نه، نه، نه !همين الان بکشيدشون
.خب، لعنتي
.خفه شو
.نبايد بازي ميکردي خانم
.بازي تو نبود
اين ديگه چه گوهيه؟
نه، ناموسا بگو اين ديگه !چه گوهيه؟
.::Sub#One Team::. تقــــــــــــديم ميـــکند
:مترجــــــــــمين عرفان و سبحــــان
.احتمالا فراريا بايد تو راه "پناهگاه" باشن
هنري" رفته دنبال اونا و ما" ."هم ميريم دنبال "هنري
.امکان داره يه بار ديگه حمله کنن .مگي" بهم اينجا احتياج داره"
.تو که ميتوني اينجارو ترک کني
.اما اين انتخابو نکردي
.بهم بگو چرا
.فقط برو
فکر ميکني اون ديگه مرده؟
اين اعتقاد توـه؟
يا نميتوني به خودت اجازه بدي که جور ديگه اي فکر کني؟
بهم گفتي که تا اونجايي که ميشه وانمود کنم
،که اين ميتونه واقعي بشه .و خودت اينکارو نميکني
.ممکنه که اينجوري نباشه
.من نگران "هنري"ـم
تو، کسي که من فکر ميکردم ...شجاع ترين کسيه که به عمرم ديدم
.نه
...تو
.تو توسط ترس متوقف شدي
.سلام
.سلام
.بيشتر از يه روز شده
.هنوز مريض نشدم .دکتر گفت حالم خوبه
.تو يه عوضيه سر سختي
دريل"، اين فقط به اين معنيه" .که دوايت بهم تير بدون زهر زده
يا معنيش اينه که تو خوش شانسي .ميتونست هر چيزي بشه
.اين مثل گاز گرفتن نيست .بعضي وقتا هيچي نميشه
دريل" ببين اگر" ،دوايت ميدونست
،ميتونست يه جوري هشدار بده بهمون .ميتونست يه پيامي چيزي بده
.خب، شايد نميتونسته
اون اجازه داد يه روز کامل .مردممون بيافتن و بميرن
هرکس ديگه اي که تو جنگ .زخمي شد، مريض شده
.اين نميتونه تصادفي باشه
پس اون اينجوري امتحانشو قبول شد؟ همينجوري؟
.شايد
ببين، تو گفتي که شايد ،بهش احتياج داشته باشيم
و ما شايد الانم بهش احتياج ،داشته باشيم، بيشتر از هروقت ديگه
و چيزي که من دارم ميگم اينه که ،اگر من اونو کشته بودم
.شايد، الان منم مرده بودم
.ببين، کاريو بکن که بايد بکني
.ولي ميدونم اين فقط کار خودته
.من ديگه بيرونم
...تو
تو ميخواي اينو بخوني؟
.داري ميري اون بيرون
.ما به غذا احتياج داريم
.ميريم يه مقدار پيدا کنم
چي واست نوشت؟
.نميدونم، نميتونم
.صبر کن - .نميتونم-
.مجبوري
.منم صبر نکردم
.وقتي بچه منم مرد
به حرکتت ادامه ميدي .تا از اين فاجعه دور بشي
.آندريا" جلومو گرفت"
...و حالا .منم جلوي تورو ميگيرم
کارل" نامه نوشت چون که" .ميخواست تو بخونيش
اين آخرين کاري بود .که اون انجام داد
.بمون
("ميري بيرون دنبال اون بگردي؟ ("هنري
(دنبال اونا.("ناجي"ها
."مجبور نيستي، "مورگان- .مجبورم-
قبلا نميتونستم و .خودمو مجبور به اين کار نميکردم
.وظيفه من بود
،ببين، ما يه جوريم .و اينم وظيفه من بود
...و بهش فکر کردم
.فکر کردم که بايد اين کارو ميکردم
.فکر کردم که اين ميتونست متفاوت باشه
."مورگان"
.باشه
.ولي منم باهات ميام
.ماشيناي پشتيباني تو موقعيتن
اگر "ناجي"ها ،دارن بر ميگردن
خب ما هم 10 15 دقيقه .وقت داريم راه بيافتيم
و وضعيت مهماتمون؟- .نزديک چيزي که فکر ميکرديم-
اونقدري نيست که يه حمله ديگه .با اون بزرگي رو پوشش بده
خب، شايد ديگه ما نبايد .بيشتر از اين نگران ("مهمات") باشيم
.حداقل براي الان
شايد مبارزه تن به تن تنها .گزينمون باشه
فکر ميکني اونا هم مهماتشون کمه؟
خب، اونا بايد از بين يه گله کامل از اين
."واکرها برگردن به "پناهگاه
و جاهاي بيشتري نيست که .بشه بيشتر پيدا کرد
."ميردا"
.اونا گلوله ساز مارو دارن .اون ميتونن بيشتر بسازن
فکر ميکني "ناجيا" مواد لازم ساخت اونارو دارن؟
اگر نداشته باشن ميدونم .که از کجا پيدا ميکنن
.بوش رو احساس ميکنم
هر گوهي که داره اتفاق ميافته رو .ميتونم بوشو احساس کنم
،اون آتيش رو ميتونم بو کنم .اون نمک، دارن ميسوزن
بهت گفته بودم، مردم .منابع هستن
.من منابع رو اونجوري داغون نميکنم
من خيلي اعتماد دارم که
بيشتر مردم ميتونن برگردن ...به راه درست
.راهِ من
.من همهِ مردم تورو نکشتم
.نه
اون کار کسي بود که طبق .برنامه پيش نرفت
.ولي اين
.اشتباه منه
.گردن منه
،من به يه نفر شانس اينو دادم
که فکر کنه من .کار درست رو انجام ميدادم
و تمام کارايي که کردم .همشون يه چوب تو ک*ن خودم بود
.واسه اين متاسفم
.خيلي متاسفم
متاسفم که هرچي که .داشتيو از دست دادي
ولي ميدونم، يه جوري ميتونم .کمکت کنم که برشگردوني
...که ما
.اين بهتر شانسمونه حسش ميکنم
اونا نزديک جاده موندن .ميخوان همينجوريم تا ("پناهگاه") برن
..شانسمون 50 50 ـه که اونا
اين چيه؟
.شلغم
.اونا اينطرف جاده بودن
."هنري"
!"هنري"
!"هنري"
."هنري"
.تو ميدوني اين چيه
.وظيفه تو بود
.تو اينجا نيستي !تو اينجا نيستي
!تو اينجا نيستي
وظيفه تو هم نبود که .اونجا باشي
.تو نبودي ...تو
.اون مرده .ميدوني که اينجوريه
من نيومدم بيرون .که دنبال اون بگردم
.اومدم که کمک تو کنم
.آره، من اينو ديدم
.تو مردمو نجات ميدي .من اينو بارها ديدم
ولي نميتوني يه مرده رو ."نجات بدي "کارول
.تو نمردي
.ميدونم. من نه .من نمردم
.من فقط ميبينمش
.بار ها و بارها
.بارها و بارها
و حتي وقتي که يه جاي ديگه .رو نگاه ميکنم، بازم ميبينمش
.از اينجا رد شدن
.شايد ميانبر زدن
.يه خط مستقيم به سر جاده
کجا ميرن؟
...ما به "مگي" همه چيو گفتيم- .خب، به منم بگو-
.پناهگاه" بهترين حدسمونه"
.احتما خيلي زياد تنها حدسمون
،صحبتايي بود که سعي ميکردن بيان بيرون
،اما فقط صحبت بود .چيز خاصي نبود
فکر ميکرديم اونا نقشه اي داشتن .که خيلي کمکشون ميکرد
اونا يه درِ باز ديدن و .ازش استفاده کردن
اگر تو بودي چي؟ چجوري برميگشتي به اونجا؟
پاي پياده، احتمالا مجروح .هم با خودت داري
شايد يه مکان لازم داشتي باشي .که قايم بشي و کارارو درست کني
يه بار قديمي سه کيلومتر اونورتر .لبه بزرگراه هست
.بعضياشون منو يه بار بردن اونجا
در مورد کاري که ميخواستن انجام بدن .نظر کارشناسي منو ميخواستن
تا اون مکان رو به .يه ايستگاه تبديل کنن
،بِين اينجا تا اونجاست
اما شانس اينکه اونا ...درواقع رفته باشـ
.هي
،نميدونم اگر اين يه جور رهبريه
...اما ميري اون بيرون
...واسه هيچي نيست ميتوني يه لطفي بکني؟
...اگر اتفاقي پيداشون کردي
بيشتر از اون چيزي که... .مجبوري اونارو نکش
،وقتي ديشب شب بدي شد .اونا..اونا يه انتخاب کردن
.انتخاب اشتباهي نبود
،بعضياشون شايد هنوز .هنوز از راه به در نشده باشن
...ميتوني نشونشون بدي .با برگردوندنشون
.ميتوني اينکارو بکني
.آره، ميتونم
.هي
!هي
!هي .بيا دربارش حرف بزنيم
من هيچ دخلي به اين !ماجرا ندارم
من منورتو دارم
واسه اون آتيش کوچيکي که .ميخواي با دختر من شروع کني
،و بذار بهت بگم .من اون چوبه رو در اوردم
سعي کردم اون آقاي .نود درجه رو که اونجاست بکشم
...ببين هر کاري که داري ميکني
.واقعا نميخواي که انجامش بدي
چون اگر ميخواستي منو اينجا ول نميکردي
و اونجا با يه کيف .پر از تفنگ بشيني
.يه چيز ديگه اينجا پيدا کردم
فکر کنم اين عکسا از .نزديکان و عزيزانته
.پس بيا يه صحبتي داشته باشيم
.بذار معالجه شروع بشه
.بايد صبر کني
.بذار رد شن
No comments yet. Be the first to leave one.