لومړۍ 200 کرښې.
.من نظام هستم .انسانيت مصرف ميکنم
.هيچ راه فراري هم نيست
!اعتراض دارم
...جف وينگر"، قهرمانِ وکالت"
.بهترين وکيلي که تو عمرتون ديديد
...قهرمان آزادي، مدافعِ آزادي
..."جنوب خيابانِ چهلم، در "لينکولن
!جاي پارکِ مجاني "جف"
آيا شما يه انسانِ خوب هستيد که ازتون شکايت شده، يا بهتون ظلم شده، يا کُتَکتون زدن؟
...من ميتونم بهتون کمک کنم
.و اين ضمانتِ "وينگر"ـه
...با 555 تماس بگيريد
.شايد بهتر بود پول کمتري بابت جلوه هاي ويژه خرج ميکردي
!هاه، خيلي ممنون، "فرانسیس فوردِ" اسقاطی
!"اوه، "جف وینگر
.بازنده در شغل وکالت
.یه اتاق تو یه فروشگاه کوچیک اجاره کرده
.آروم باش .برای صلح اومدم
.تا جایی که میدونم، من باعث شکستت شدم .و حالا خودم هم شکست خوردم
...میتونیم گذشته ها رو فراموش کنیم
چون یه مشتری حسابی پیدا کردم .و میخوام یه پیشنهاد بهت بدم
درباره ی اون پلِ شمال شهر شنیدی که فروریخت؟
اگه یه کم انسانیت داشتی اینقدر با .خوشحالی درباره اش حرف نمیزدی
.ماروین هامفریز" رو بهت معرفی میکنم" .طراح اون پل
.میخواد غرامت بگیره - از چی؟ مدادش؟ -
از تنها کالجی که اینقدر بی ملاحظه ست .که بهش مدرک مهندسی بده
.کالج دولتی، با جیب های پُر از پولِ دولت
.شاید اسمش رو شنیده باشی
."کالج اجتماعی "گریندیل
.مدرکِ کاردانی روی دیوار، خیلی عجیبه
میخوای از کالج سابق من شکایت کنی، چرا به من میگی؟
.تو به اونجا دسترسی داری
باید مدارک "ماروین" رو پیدا کنم تا بتونم ثابت .کنم که شایسته ی فارغ التحصیلی نبوده
خب چرا احضاریه نمیفرستی؟
.آره! تا همه ی مدارک رو از بین ببرن
."میبینی، فرق تو و "گریندیل" همینه "الن
.اونا مدارک رو از بین نمیبرن
.اونجا یه جای خوب برای آدم های خوبه - !اونجا دیپلمکَده ست -
...احمق ها رو تبدیل به خراب کننده ی پل
و "جف وینگر" رو تبدیل به وکیلی میکنه ...که فکر میکرد میتونه مردم رو
کمک کنه؟
...جف"، یه بار یه قربانی که خونه اش رو آتیش زده بودن رو"
متقاعد کردی که خونه ی سوخته .شده اش رو بیشتر دوست داره
.خدا، ببین اون کالج باهات چی کار کرده
.تمام پولت رو گرفت .چهار سال از زندگیت رو گرفت
.و ازهمه بدتر، تکنیک های "وینگر"ـی رو ازت گرفت
.من هنوز هم تکنیک های خودم رو دارم
.ثابتش کن. مدارک "هامفریز" رو گیر بیار
...چون موقعیت بعدی ای که برات پیش میاد
.ممکنه تو زیپِ یه همجنس باز تو یه خراب شده باشه
.و معلوم نیست که از طرف من بهت پیشنهاد بشه یا نه
،ببین، شاید ورشکست و بدبخت شده باشم ...و تقریبا بی خانمان شده باشم
...ولی هنوز یه چیز در درونم دارم که بهم نیرو
.همین بود .تنها چیزی که داشتم همین بود
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
مـحـمـد :ترجمه از Achillies
Repilot بازسازی
.خوش اومدید انسان ها
رئیس "پلتون" یه سالِ جادوییِ دیگه تو .گریندیل" رو براتون آرزو میکنه"
...دومین کالج اجتماعیِ برتر امریکا
."انتخاب شده توسط سایت "گریندیل دات کام
...به خاطر فاجعه ی غم انگیزِ فروریختن پل
...یک دقیقه الان سکوت میکنیم
.و بعدش چهار سال در برابر مطبوعات سکوت میکنیم
.گفته بودم برمیگردی
.خفه شو "لئونارد". من اینجا نیستم .توِ دیوونه داری منُ تصور میکنی
سلام
میتونم مدارک یکی از دانشجوهای سابق رو داشته باشم؟
چرا فکر میکنی یه غریبه میتونه همینجوری سرش رو بندازه پایین و مدارک بقیه رو بگیره؟
تو، آه، "ریتا"ـیی؟ - "راندا" -
همیشه حسرت میخوردم که چرا بهت .نگفتم که منُ یاد عمه ام میندازی
.حرفم قشنگ تر از اون چیزیه که به نظر میاد
.عمه ی من خیلی جذابه
..."راندا"، چرا لباس "جف وینگر"
"جفری"
دنبال دوست هات میگردی؟ .دیگه اینجا نمیان
...شاید دنبال یه چیزی هستی
.که تمام مدت رو به روت بود
...دنبال مدارکِ یکی از
.دانشجوهای سابقه
..."اون هم وسط قضیه ی "ماروین هامفریز
.شک دارم که این تصادفی باشه
اومدی منُ نجات بدی، مگه نه؟
آره - اوه -
...میخواستم باهاش تماس بگیرم تا یه کمیته تشکیل بدیم
"کمیته ی نجاتِ "گریندیل
.هنوز باید روی اسمش کار کنیم - .جفری"، الان گریهـم میگیره" -
.خواهش میکنم گریه نکن - .درخواستت رو قبول نمیکنم -
.راندا" تا اتاق مدارک راهنماییت میکنه"
.در واقع، همون اتاق مطالعه ی سابق خودتونه
بعد از اینکه تو و دوست هات رفتید .به دلایل احساسی اونجا رو بستیم
.و به خاطر پنبه ی کوهی، ولی الان کاملا پاکه
"گزارشات آزار و اذیت" "احضاریه های غیر ضروریِ خطرناک"
"تبخال، ویرگول، فواره ی آب"
یالا، "هامفریز" کجاست؟
.الان متوجه ارزشت میشم
عابد"، چرا؟" - ."الان متوجه ارزشت میشم" -
.یه فلشبک به اولین ملاقاتمون تو فصل اول
...و اینکه به سال میگم "فصل"، یه فلشبک
...به اولین دیالگم تو فصل اوله و اینکه
عابد"، میدونم چرا عجیب غریبی، برای چی اینجایی؟"
رئیس بهم زنگ زد و درباره ی کمیته ی .نجات "گریندیل" بهم گفت
میتونم بهت ملحق بشم؟ - ...خب، من -
اوه نه، دیگه به کی زنگ زد؟ - .فقط به من، منم به بقیه زنگ زدم -
!"جفری"
!"جف"
عالی نیست؟ - !عالی ترینه -
جف"، اگه میخواستی "گریندیل" رو" نجات بدی چرا اول به ما زنگ نزدی؟
...خب، شما تازه از اینجا رفته بودید و
.فکر کردم حتما میخواید به شغل هاتون برسید
.آره، خیلی سرم شلوغه - .آه، آره -
با خونه مون چی کار کردن؟
.میز مونده اون زیر
.من اینُ میکشم کنار - .اینجا بود که تبدیل به یه خانواده شدیم -
.جف" ما رو تبدیل به یه خانواده کرد"
.باید از اول شروع کنیم
."میشه مثل فصل نهم "اسکرابز .یه نوسازی، بازسازی
.جف" میتونه به عنوان یه معلم به "گریندیل" برگرده"
."من معلم نمیشم "عابد .خیلی ضایعه
یالا
.بشین روی صندلیت .میزُ کامل کن
.میخوایم تو نجات "گریندیل" کمکت کنیم - !آره -
!گریندیل
.باید برم دستشویی
.بهش فرصت بدید .بازسازی خیلی سخته
آدم های جدید میان. بازیگرهای اصلی نقششون .رو عوض میکنن، یا حتی میذارن میرن
.زک براف" فقط تو شش قسمت از فصل نُه "اسکرابز" بود"
حرومزاده
بعد از همه ی کارهایی که "اسکرابز" باهاش کرد؟
.ببخشید
.دارم نقاشی میکنم
!گفتم دارم نقاشی میکنم ."اوه، سلام "جفری
.رئیس، باید بهت هشدار بدم، چون کار درست همینه
...ولی اول باید بپرسم، چرا یه جعبه ی خالیِ بزرگ روی میزه
و روش نوشته "هامفریز"؟
...مطبوعات خیلی به خاطر "هامفریز" زنگ میزدن
و منم نمیخواستم جزئیات ثبتنامش اینجا .باشه که ازش علیه خودمون استفاده کنن
.و حالا دیگه هیچ جزئیاتی وجود نداره
.اوه اوه، این پایان نامه اش بود
!خیلی خب! برو شکایت کن
."اینجا هاروارد نیست "جفری
باشه، شغل من اینه که یه تعداد معینی ...مدرک در هر سال به دانشجوها بدم
.وگرنه اینجا بسته میشه
و این برای چی بده؟
.آه، چون اونوقت دیگه شغلی ندارم
.و، میدونی که، "گریندیل" یه جای خوب برای آدم های خوبه
از این مزخرفات، ها؟
آره
.از این مزخرفات
.وینگبلید"، منُ تحت تاثیر قرار بده"
.مدارک "هامفریز" رو از بین برد - چی؟ -
!بهت گفته بودم چطور تونستی اجازه بدی؟
.قربان، باید از پشت میز زندانبان بلند بشید
.جف"، من فقط همین یه پرونده رو داشتم" !دهنم سرویسه
.زنم منُ ترک کرد .دوست دخترم منُ پیچوند
.با هم خواهر بودن، الان کل خانوادهشون عصبانی هستن
.خفه شو. تمام چیزهایی که برای شکایت لازمه رو برام بیار
.برگه های هدف از شکایت، اشتغال، همه چیز، با چندتا کپی
!وینگر"، تو موکلـمون رو از دست دادی"
.آره، ولی میتونم پنج تا جدیدش رو پیدا کنم
.چقدر گرد و خاک روش نشسته .بیاید از رو میز برش داریم
.و "وینگر" اینُ تضمین میکنه
...خیلی خب، باید با ایده های سودآور شروع کنیم
...که مربوط به آشپزی نباشه - هی -
یا باز کردن باغ وحشی که آدم ها تو قفس .باشن و حیوون ها برای دیدنشون بیان
!آه
حالت خوبه "جف"؟ .رفتنی حالت خیلی داغون بود
...خب
باورم نمیشه اینجا به خاطر اون یارو ...که بلد نیست
.پُل طراحی کنه داره تو مشکل میفته
.اونه که پُل های بد میسازه
مثل اینه که چون تو تشبیه کردن کارم .افتضاحه، جغدها رو مقصر بدونم
...بعضی وقت ها دانشجوها تو دادگاه ادعا میکنن
...که کالجشون زندگیشون رو نابود کرده
.و اینطوری پیروز میشن
میخواید "گریندیل" رو نجات بدین؟
.در برابر دعوی قضایی ازش محافظت کنید - چطوری؟ -
.مثل دشمن فکر کنید
گریندیل" چطوری زندگیت رو خراب کرد "انی"؟"
.خراب نکرده، من عاشق اداره ی بیمارستانم
شغلت هم اینه؟ - ...خب -
.هنوز نه
...ولی یه چیزهایی برای بیمارستان ها میفرستم
.مثل اینا
خودکار؟
فیوچرزا"؟" - .در آینده تو داروسازی خیلی پیشرفت میکنن -
یه بیماری به اسم "فایبرو میالجیا" اختراع .کردن و بعدش داروش رو به دست اوردن
حالا دیگه زوری دارو میفروشید؟ .جالبه
."به زور خودکار میفروشم "بریتا
حالا که اینطور شد، اوضاع روانشناسی چطوره؟
افسرده ست؟ - .فعلا تو "سبتی" هستم - اصطلاحی یهودی: یعنی دست از) (کار کشیده تا بتونه درس بخونه
یهودی ای؟
.دارم روی جنبه ی روانشناسیِ اعتیاد به الکل تحقیق میکنم
تو متصدی باری، نه؟
.که عملا مثل یه روانشناسِ مدرنه
.اگه یکی درباره ی یه قتل بهم بگه نمیتونم به کسی بگم
.واو، حتی تو متصدی بار بودن هم افتضاحی
تو چی؟
عابد" داره روی یه برنامه ی شبکه ی" .اجتماعیِ میلیون دلاری کار میکنه
.و وقتی کارش بگیره، من ازش شکایت میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.