د خپرونې معلومات

Father I ll Take Care of You E25 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2018-11-08
ډاونلوډونه: 7
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت 25=-

قربان

قربان جونگ یونه چکار کنم؟

به راحت ادامه بده

هیون وو

خونه ای هیون وو؟

کجا رفته گوشی شم جواب نمیده

فکر کنم همینکه گذاشتم رفتم توبه کار شد

همیشه طرف نوه شو میگیره

فقط برا اینکه از تنهایی بهش پناه بردم

بد برداشت کرده

خانم اوه

ناهار خوردی؟

من پایین سوجوبی خوردم

کجا رفته؟

صبر کن

ای بابا گوی بوم گم شده

چی شده؟

گفتم گوی بوم غیبش زده

فکر نکنم گم شده باشه

فکر کنم یه کم رفته بیرون

منظورت چیه رفته بیرون؟ کجا میخواد رفته باشه با اون بازوش

گفت بخاطر دستش ممکنه رو یخ سر بخوره

گوشی شم جواب نمیده

یکی بهم میگفت خودشو از دسترس خارج میکنه که جواب نده

یه کم صبر کنید

شما همین دو دقیقه پیش گفتی دیگه دوستش نداری

یه دقیقه نشده که رفته اونوقت اینطوری دنبالش میگردین

صبر کن به سن من برسی خودت میفهمی

...کسی کنار من میخوابه میتونه منو گرم کنه

بهتره از بچه هایی که ازم دورن

صبر کن

نکنه برا این رفته که گفتیم الان دونگ هوی وقت شوهر کردنشه؟

ممکنه بخاطر این حرف بوده باشه؟

نکنه گذاشته رفته؟

فکر نکنم مادر

چی دارین میگین ؟ ما که چیزی نگفتیم

لطفا بفرمایید ...بیاین تو

لطفا بشینید سر خونه درد نمیاد

چطوره ...به نظرت مثل سابق نیست؟

چرا نمیری یه نگاه به اطراف بندازی؟

چرا منو آوردی اینجا ...مجبور نبودی

مامان به احساس من لطمه میزنی

چرا اینقدر دوری میکنی؟

تا من دانشگاه قبول شدم شما فوری رفتی

میدونی چقدر میگذره؟

تقریبا 30 سال شده

از وقتی رفتی

دلت برای ما تنگ نشده؟

چطور میشه دلم تنگ نشده باشه؟

مادرت بامن خیلی مهربون بود

...پس واسه چی

...در این همه سال

یه تماس با ما نگرفتی؟

پسرم و زنش تو تصادف فوت کردن

بخاطر همین منم کارمو ول کردم

اونها دوتا بچه داشتن

نگهداری اون دوتا بچه بعد از فوت پدر و مادرشون

تمام وقت منو میگرفت

ای بابا مامانمون چقدر سختی کشیده

...چرا با مادرم تماس نگرفتی

ازش کمک بخوای؟

...بعد از اون ، من هرگز

دیگه با رئیس تماس نداشتم

راست میگی؟

البته که راست میگم

بابا - جانم -

مهمون دارین؟

آره درسته

بیا جلو سلام کن

ایشون درست مثل مادرم میمونه

سلام

سلام از ملاقاتت خوشبختم

دخترم دقیقا به خودم رفته

جدی؟

ببخشید ...این خانم کیه؟

والا نمی دونم

فقط شنیدم قبلا اینجا کار میکرده

قبلا؟

حالا که همو دیدیم بذار یه چیزی ازت بپرسم

چرا نمیای اینجا کار کنی؟

پیر تر از اونم که آشپزی کنم

غذاهای من دیگه مزه قدیم رو نمیده

نه اینطور نیست

خمیر سویایی که درست کردی مثل قبل بود

منظورت چیه؟

نوه ات ، اوه دونگ هوی

...چی

دونگ هوی چی؟

اون تو شرکت ما کار میکنه

خبر نداشتی؟

مامان

...آیا شما

...واقعا

حتی یه بارم با مادرم ملاقات نکردی؟

...واقعا

...تو این سی سال

یه بارم

مادر منو ملاقات نکردی؟

گفتم که ندیدمش

معلوم هست از من چی میخوای؟

پس ، میدونی هیون جونگ کجاس؟

هیون جونگ؟

اون دیگه کیه؟

دختر مرحوم گوانگ هو

خودت میدونی که اونم مثل من یه دختر داره

واقعا؟ اونم دختر داشت؟

باورم نمیشه که در این مورد نمیدونستی

...شما و رئیس

نسبت به گوانگ هو بیشتر از من حساس بودین

چی داری میگی؟ اصلا درست نیست

اینطور نیست؟

اینقدر حرفهای بیخود نزن

آیگو ...وانمود میکنی هیچی نمیدونی

شما و رئیس فقط گوانگ هو رو دوست داشتین

و این واقعا منو ناراحت میکرد

واقعا نمیدونی هیون جونگ کیه؟

من واقعا نمیدونم اون کیه

مامان

پس لطفا مراقب خودت باش

خودم بیشتر میام دیدنت

امیدوارم به زودی بهتر شی

داروهاتو هر روز بخور بازم برات میگیرم

فامیل عروس - وای ترسیدم -

کل روز کجا رفته بودی؟

اینها کی بودن؟

واسه چی اونها آوردنت خونه؟

رفته بودی سر قرار؟

چرت و پرت نگو

این داروهارو بگیر ببر خونه بخور

ای بابا فامیل عروس

فامیل عروس

مادر بزرگ

باید با هم صحبت کنیم

امروز رفته بودین بیرون؟

اسم شرکتی که براشون کار میکنی چیه؟

ـه چطور مگه مادر بزرگ؟ FGCاسمش

FGC?

شرکت هواشین نیست؟

هواشین گروه؟

این اسم 15 سال پیش شون بوده

چی گفتی؟

FGCهمون هواشین گروه اسمشو گذاشته

مادر بزرگ چیزی شده؟

چیزی نیست

لطفا بگو چی شده؟

تو باید سریع از اون شرکت بیای بیرون

چرا؟ - ...تو -

...میدونی فامیل دامادمون چقدر نگرانن

...از اینکه همش با

سونگ جونی؟

میدونم

چرا بیخودی میخوای خودتو درگیر همچین نگرانیهایی بکنی؟

بخاطر تو نمی تونم سرمو بالا بگیرم

می بخشید

بلافاصله کارتو ول کن

...با اینحال - در ضمن -

سریع از این خونه میریم -- چی؟

تصمیم گرفته شد از فردا نرو سر کار

فهمیدی؟

واقعا نمیخوای بیای سر کار؟

نه - دونگ هوی -

راستی

لطفا اینو قبول کن

این چیه؟

استعفانامه

دونگ هوی

فکر کنم بهتر باشه هر چی سریعتر از این خونه هم بریم

اگه حرفی نداری لطفا سریع برو بیرون اینجا دیگه محل کارمه

مجبوری تا این حد پیش بری؟

بله ، من دیگه برا اون شرکت کار نمی کنم

چرا؟ بخاطر شایعه کمک یواشکی بهته؟

بله همینطوری ...بازم هست

...دیگه نمی تونم با یه دزد کار کنم که سناریوی منو دزدیده

و آدم پستی به اسم الیزا که کندی رو به دام انداخت

این تو بودی که سناریو رو دادی بهم برا بازخوانی

اینقدر به من نگو دزد

درضمن الیزا دیگه کیه؟

زمان عاشقانه کندی کندی رو خوندی؟

...یه دختر ناراحت با موهای فرفری

که کندی رو هر وقت گیرش میومد اذیت میکرد

این الیزا دقیقا مثل مدیر بانگ میمونه ،دیگه چی میگی؟

مطمئنم مدیر بانگ یه چیزایی بهت گفته

چی بهت گفته؟ - ولش کن -

دونگ هوی

لطفا برو بیرون من دیگه واسه شرکت شما کار نمی کنم

باشه ، منم نمیخوام کار کنم

با کسی که این مدلی سناریو مینویسه

چی گفتی؟ - با اینحال -

بهتره خودت با دستت اینو بهشون بدی

فکر نکنم این چیزیه که تو بتونی توسط یکی دیگه انجامش بدی

مونگ چی ، ساکت باش

مونگ چی بهت گفتم ساکت باش

وگرنه امروز از غذا خبری نیست

چانگ سو صدای تو عالیه

...اما میخوام صداتو بیاری پایین تر و حنجره تو بازتر کنی

هموطنروی که یادت دادم

چشم - این قسمت از صورت -

به ایتالیایی بهش میگن ماسچرا

...تو باید حس کنی صدات از جلوی سرت میاد

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left