Wentworth

Wentworth

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

5 فصل

د خپرونې معلومات

Wentworth S05 E03
د لخوا تبصره oddynight

تګونه

other
په خپور شو: 2018-08-09
ډاونلوډونه: 40
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

یک کایته

بمعنی آزادی آزادی

فرنچسگا دویل؟

شما بجرم قتل مایک پنیسی بازداشتید

نه؟

بپا فرنکی برگشته دیگه میفهمی سردسته بودن یعنی چی

حواسم بهت هست نمیتونی قسر در بری

نگو که اونها فکر کردن کار تو بوده

فرنکی بزن لهش کن

همون فرنکی دویله سابقی

اگه خراب کنم چی میشه؟

از پسش برمیای هیچی نمیشه

قبلا این اسلحه رو دیدی؟

از کجا آوردیش؟

تو یک سوراخ وسط دیوار خونه خاله جووان

دی ان ای تو روی اسلحه بوده

فرنکی تو بمن دروغ گفتی

پس فکر میکنی هم قاتلم هم دروغگو؟

بیرون رفتن از اینجا شاید بیشتر از چیزیکه فکر میکنی طول بکشه

اون به سزاش میرسه بی

لیز نکنه تو شاهد ایکسی؟

صبح بخیر

امروز روز بزرگیه دلشوره نداری؟

نه دادگاه هیچی علیه من نداره

فکر کردی چرا چسبیدن به این

شاهد مرموز که از غیب رسیده؟

تا چند روز دیگه از اینجا خلاص شدم

هرچی تو سلولم دارم میتونید بردارید

شماها خیلی هوام رو داشتید

مخصوصا تو لیز

همیشه پشتم بودی

گمشو سوسول

آرومتر

متوجه شدی نصف زنها نئشه شدن؟

اره فکر کنم جنس تازه رسیده دستشون

اما...من چیزی نخریدم

آفرین سوزان

تو عاقل تر از اینهایی

طرف این چیزها نرو

نه همه پولهام رو سر مونت کارلو دادم

هی

ولم کن بس کنید

هردوتون بسش کنید این داستانها تموم نمیشه

تا تو کاری نکنی

برگردین سر میزهاتون باشه بابا

استیون ماشین حاضره بریم

برام آرزوی موفقیت کنید

موفق باشی موفق باشی

موفق باشی خداحافظ

خدافظ

موفق باشی

اینجا کلی انبار دیگه هم هست

به درد آب جو سازی نمیخورن اونجا معرکه بود

بازم بگرد پیدا میشه

اره

اون ده هزار دلارم برمیگردونم بهت

شاید لازمت بشه نه مشکلی ندارم

مثبت فکر کن باشه؟

به مرکادو بگو یک محموله دیگه داره میرسه

پول جور کنه

باشه

جیک

رفیق من باید یک گزارش بنویسم

میشه اینو ببری اچ 3 برای فرنکی دویل

نمیتونم شیفتم با فرگوسنه

باشه خودم میبرمش مطمئنی؟

تحقیقات مربوط به پروندشه

امیدوارم به دردش بخوره ممنونم

اینها مال توئه

مرسی

فرنکی فکر نکن حرفت رو باور نمیکنم

فقط دارم سعی میکنم درکش کنم

فرگوسن پشت داستانه فقط باید اثباتش کنم

باشه

چطوری میخوای این کارو کنی؟

قطعا با اینجا نشستن و حرف زدن با تو نمیشه

بمن بدهکاری

من هیچی بهت بدهکار نیستم

بیرون نگهبانها صدات رو میشنون

سرت بکار خودت باشه لعنتی میخری؟

جنسم خوبه ها بدش بمن

بهم بدهکاری کوفتم بهت نمیدم گمشو

برو عقب روانی آروم باش

چه غلطی میکنی؟

بگیرش

لعنتی

تیغ رو بنداز

باشه تیغ رو بنداز ردیک

تیغ لعنت رو بنداز

احمق بی شعور

اینجا چه خبره؟ بیا چنگ

این احمقها رو میندازم انفرادی یالا

برو تو گمشو بابا

از خودم دفاع کردم راه برو

قوانین رو میدونی خدای من

یالا بریم

شنیدم چی شده خوبی؟

داشتن تو حمام مواد جابجا میکردن

قرار بود حلش کنی

نمیفهمم کز تو هم به اندازه بی از مواد متنفری

مجبور شدم یک معامله کنم

با کی؟

تینا مرکادو

شوخی میکنی؟

وقتی سر دسته شدم باید مطمئن میشدم همه زنها پشتم هستن

میدونم که اشتباه کردم متاسفم

خودم درستش میکنم

الی

اگه حساب شده عمل نکنم کارم تمومه

یکی مثل تینا یا جوس زندان رو اداره میکنه

پراکتور اینجا چیکار میکنی؟

به دوستم سر میزدم

هی

نگران من نباش

از زنها مراقبت کن

پراکتور برو بیرون

دیر کردی فقط 5 دقیقه وقت داری

مطمئنم برای هردومون کافیه

از وقتی برگشتی چطوری؟

برنگشتم خانم وستفال

الان ممکنه اعتراف کنم که بازی خوردم

اما خوب این یک بازی طولانیه

بین تو و

کی دقیقا؟

بگو ببینم فرنکی در چه حاله؟

درباره سایر زندانیها حرف نمیزنیم

حتما کل سیستم رو متعجب کرده

همیشه وابستگی های عاطفی تاوان سختی داره

تو از وابستگی عاطفی چی میدونی؟

بهت گفته براش پاپوش دوختن

فکر میکنه من مسئول برگردوندنش به ونتورت هستم

خیلی احمقانست نه؟

نه فرنکی همیشه ذهنش باز بود

بله قدرت درکش بالاست

امیدوارم ویرا در این شرایط سخت حمایتت کنه

یک مدیر خوب از کارکنانش حمایت میکنه

بی ملاحظگیهاشون رو میبخشه

فکر کنم کارمون تموم شد

نگهبان استوارت میدونی من دلم برات میسوزه

خانم وستفال

فرنکی درست جلوی چشمته اما انگار کیلومترها ازت دوره

شاید آرومت کنه اگه بدونی فرنکی هم داره عذاب میکشه

این خشم و درد

تو وجودش موج میزنه

جووان

یک گوش شنوای دیگه برای حرفهات پیدا کن

نگران نباش وستفال مطمئنم رازت پیش ویرا میمونه

فرنکی باید با من حرف بزنی

الان با فرگوسن حرف زدم

چی گفت؟ خیلی تلاش کرد

که من شک کنم

میخواد فکر کنیم اون مسئول بوده

این یعنی احتمالا نبوده

پس هنوز باورم نمیکنی؟

نه اون بیشتر به رابطمون علاقمنده

فقط کار فرگوسن میتونسته باشه

فرنکی انگار گوش نمیدی فرگوسن فهمیده ما با همیم

اگه سازمان بفهمه گند میخوره به کارت

یک کاراگاه خصوصی میگیرم که درباره پنیسی تحقیق کنه

چی؟ نه

نمیتونم دست رو دست بذارم

میفهمن تو با من بودی مهم نیست

من دوستت دارم نمیذارم اینجا بپوسی

تا وقتی از اینجا نیومدم بیرون گیجیت

دیگه نمیخوام ببینمت یا صدات رو بشنوم

بمن نزدیک نشو

حتما لحظه شماری میکنی از اینجا خلاص شی

بهت حسودیم میشه

عزیزم تو فقط 6 ماه دیگه اینجایی

خیلی زود برمیگردی پیش پسرت

پلیسها کی میان دنبالت؟

فکر کنم چند روز دیگه

اره دادگاه باید

اول به چندتا شاهد دیگه رسیدگی کنه

اهان خیلی هم خوبه

چون بیشتر وقت دارم اظهاراتم رو حفظ کنم

فقط کافیه حقیقت رو بگی

بله بردورت

رییس کارت داره

فعلا فعلا

لیز

مگه نباید تو دادگاه باشی؟

ممنون خانم بنت

چی شد؟

دوست ندارم اینو بهت بگم اما دادگاه

خواسته فردا در جایگاه شهود قرار بگیری

شما که گفتی چند روز وقت دارم میدونم

قرار همین بود اما

اکثر مدارک فیزیکی موجود رد شده

همش بمن بستگی داره؟ شهادت تو حیاتیه

اما نترس

مطمئنم از پسش برمیای

اظهاراتت رو دقیق بگو اره اما مشکل همونه

چون اصلا مغزم کار نمکینه هیچی یادم نیست

فقط یکم عصبی هستی

مطمئن باش میتونی

هیچی نمیشه داستان رو تجسم کن

نگات اصلی رو مطرح کن

دوباره باهم اظهاراتت رو مرور میکنیم اینقدر مرور میکنیم

تا وقتی صد در صد مطمئن باشی

More Farsi Persian subtitles for Wentworth

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left