لومړۍ 200 کرښې.
هند در آستانهی استقلال بود
اما آتش جدایی هندو و مسلمان هنوز داشت همهجا شعلهور میشد
از بین ۵۶۵ ایالت تحت حکومت پادشاهی، تقریباً همه تصمیم گرفته بودند
که یا به هند ملحق شوند یا به کشور جدید پاکستان
اما آیندهی برخی مناطق هنوز نامعلوم بود
مثل جامو و کشمیر
جایی که اکثر جمعیتش مسلمان بودند
اما حاکمش هندو بود
مهاراجه هاری سینگ همیشه میخواست بخشی از هند باشد
با این حال، نخستوزیر نهرو
آماده نبود که الحاق او را بپذیرد
تا زمانی که او موافقت کند کنترل کشمیر را
به دوست نزدیک نهرو، یعنی شیخ عبدالله بسپارد
پاکستان با سوءاستفاده از این کشمکش سیاسی
حملهای را علیه کشمیر آغاز کرد
با ارتش و قبایل خود در دل سیاهی شب
مهاراجه که ناچار شده بود، شرط پاندیت نهرو را پذیرفت
اما قبل از اینکه ارتش هند
بتواند دشمن را بهطور کامل از کشمیر بیرون کند
دولت هند پیشنهاد آتشبس سازمان ملل را پذیرفت
و جنگ با پاکستان را متوقف کرد
در نتیجه، یکسوم کشمیر تحت تصرف غیرقانونی پاکستان درآمد
با سوءاستفاده از این واقعیت که آنجا تنها ایالت با اکثریت مسلمان در هند بود
شیخ عبدالله از دولت مرکزی درخواست وضعیت ویژهای کرد
برای کشمیر از دولت مرکزی
این موضوع باعث تولد ماده ۳۷۰ شد
که به کشمیر قانون اساسی جداگانه داد
یک نخستوزیر جداگانه و یک پرچم جداگانه
ناآگاهانه، ما ایجاد کرده بودیم
یک ملت جداگانه در دل کشور خودمان
با استفادهی کامل از این قدرت
از دههی ۹۰، برخی جداییطلبان کشمیری، پاکستانیها
و تروریستها تلاشهای مختلفی برای تجزیهی هند کردند
از جنگ گرفته تا جهاد
آنها حتی تا قتلعام پاندیتهای کشمیری پیش رفتند
و اخراج آنها از دره
۲۰۱۵ با گذر به سال
شبکههای اجتماعی چهرهی جدیدی به این درگیری قدیمی دادند
و ستارهی جدیدی از مجاهدین در این چشمانداز در حال تغییر ظهور کرد
برهان وانی
او قلبها را تسخیر کرد
و ذهن جوانان کشمیری را با ویدیوهای تحریکآمیز و پربازدیدش
وضعیت مدام بدتر میشد
و دولت مرکزی در دهلی به این باور رسید
که زمان اصلاح یک اشتباه تاریخی که ۷۰ سال پیش رخ داده بود، فرا رسیده است
گوش کنید! لطفاً، به من گوش کنید
لطفاً بنشینید
لطفاً، بفرمایید بنشینید
وگرنه، مجبور میشوم همهی شما را معلق کنم
جناب رئیس، امروز تمام ملت شاهد هستند
در کشمیر چه میگذرد؟
هزاران بیگناه بدون هیچ توجیهی بازداشت میشوند
تمام ارتباطات مخابراتی
و خدمات اینترنتی قطع شدهاند
چرا؟
به نظر من، آنها دارند حملهای عمدی به خودِ دموکراسی انجام میدهند
لطفاً، بنشینید
دارید چه کار میکنید؟
کشمیر، که زمانی بهشت روی زمین پنداشته میشد
متأسفانه توسط این دولت به یک زندان روباز تبدیل شده است
یک زندان روباز! آرام بگیرید، لطفاً
لطفاً به صندلیهایتان برگردید
وگرنه، من
زونی؟
بگو
کاملاً مطمئنی؟
سلام
سلام
صبیِه برای یک جلسه پدیکور وقت گرفته بود
اسمت چیه؟
ملیحه، از آرایشگاه زمزم
صبیه
بله؟
یکی از آرایشگاه اومده اینجا
خیلی خب مامان. بگو بیاد بالا
این مدل رو دوست داری؟
چرا رخسار نیومد؟
میدونی که عید نزدیکه
وقت خانم صدیقی خیلی طول کشید
پوست مُردهت خیلی زیاده
اخیراً هیچ درمانی انجام ندادی؟
خاله جان؟
بله؟
میتونی یه سطل آب داغ بهم بدی؟
الان برات میارم
ممنون
موهای زیرپوستی هم داری
از تیغ استفاده کردی؟
نباید از تیغ استفاده کنی
بعد از این، پاهات رو وکس کنم؟
نه، ممنون
برای امروز همین کافیه
چطوره یه طرح ناخن هم بزنی؟
بین جوونها خیلی مُد شده
بفرما، نگاه کن. چندتا طرح عالی همراهم دارم
لطفاً یه نگاهی بهشون بنداز
مراقب باش. ممنون
از کدومشون خوشت اومد؟
اگه چیز دیگهای خواستی بهم بگو
همینه. ممنون
مادرت خبر نداره؟
تو کی هستی؟
متوقف نشو، ورق بزن
ادامه بده و نگاه کن
گلپوش
اسم مستعار قشنگیه
پابندت خیلی قشنگه
اما این طرح توی کشمیر پیدا نمیشه
از کجا خریدیش؟
بازار ترال؟
یا بازار کوتلی؟
اما اونا اون طرف مرز هستن
گوش کن، فکر کنم بهتره بری
من هیچی نمیدونم
من که هنوز هیچی نپرسیدم
لطفاً برو
برهان تروریست نیست
اون یه مجاهده
پس مهم نیست ارتش یا نیروهای شما چی میگن
تمام کشمیر حامی برهانه
صبیه، اگه من برم
کسایی که میان جای من
به این مهربونی نخواهند بود
اون با چهارتا دختر دیگه هم رابطه داره
دوتا توی کوپوارا
یکی توی سوپور
و آخری هم از راولکوت، توی کشمیرِ تحت کنترل پاکستان
به فکر پدر و مادرت باش
پدرت مریض قلبیه، نه؟
به این فکر کن وقتی پلیس تو رو
جلوی چشم همسایهها از اینجا بکشه بیرون
اون چه حالی میشه؟
زندگی خودت
یا زندگی پدر و مادرت رو
به خاطر یه عشق دروغین به خطر ننداز
برهان کجاست؟
باشه
جناب خاور
اطلاعاتی به دستم رسیده که برهان ساعت ۶:۳۰ عصر توی کوکرناگه
باید همین الان اقدام کنیم
نه
گوش کن، ممکنه یه تله باشه
قبل از هر اقدامی، باید با جبرئیل تأییدش کنم
تا اون موقع، هیچ عملیاتی انجام نمیشه
اما جناب، اطلاعات من
لعنتی
الو، چوهان؟
اطلاعات ارتش روی خونه نظارت داره
نمیتونیم پوشش کامل ۳۶۰ درجه داشته باشیم
محور شمالی ممنوعه، خونههای زیادی اونجاست
اگه حتی یک نفر اتفاقی بیرون رو نگاه کنه
کل عملیات لو میره
پس مهمترین چیز در اینجا
زونی، ما قبلاً در این مورد صحبت کرده بودیم
من شش ماهِ تمام ردش رو میزدم
باید تا آخرش میرفتم
تخمین تعداد نفرات داخل چقدره؟
برای عید مهمونی بزرگی گرفتن، احتمالاً ۲۰ تا ۲۵ نفر
از جمله زنها و بچهها
خیلی خب، اینا نقاط ورود هستن
اینجا، اینجا و اینجا
سرگرد کومار، از یگان آر.آر
عملیات رو رهبری میکنه
تیم اون از محور جنوبی وارد میشه
وسیم، تیم تو از شرق میاد
و تیم من از غرب میاد
بالرام، تو همراه خانم نزدیک دیوار شمالی میمونی
فقط دیدهبانی
همه چیز روشنه؟
دریافت شد قربان! دریافت شد قربان
بزنیم بریم بچهها
اجازه ی خاور رو نداری، درسته؟
برهان تا حالا دو بار از دستمون فرار کرده
اونم به خاطر تعلل خاور و خبرچینش «جبرئیل»
بهم اعتماد کن، اون قطعاً اونجاست
چوهان
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
سییرا یک در محیط پیرامونی مستقر شد
سییرا دو در موقعیت
سییرا یک در حال نفوذ
زونی به تمام واحدها
اطراف پاک به نظر میرسه
کمک
کمک
اتفاقی نمیافته. آروم باش
طبقه همکف پاکسازی شد
سییرا دو در حال ورود
زونی. درگیری. تمام
کاورم کن
سییرا یک به تمام واحدها. آتشبس
خودشه
بچهها، گرفتیمش
قربان، گرفتیمش
زونی، اصلاً نمیدونی چه کاری کردی
خانم، برهان وانی به ضرب گلوله کشته شده
توسط نیروهای امنیتی در کوکرناگ
چطور این اتفاق زیر نظر شما افتاد؟
خانم عافیه
چیزهایی هست که نه شما و نه من نمیتونیم کنترلشون کنیم
در مورد آی.اِس.آی چطور؟
No comments yet. Be the first to leave one.