لومړۍ 200 کرښې.
اوه پسر، امیدوارم این آخریش باشه
ایدهی احمقانهای نیست ویویان ایدهی عالیایه
همهی آشپزخونهها یکی ازش لازم دارن
اسمش کاملاً بیانگر خودشه
پیاز نگه داره، پیازاتو نگه میداره...
بهت میگم چیکار کنیم، وقتی یه ایدهی میلیون دلاری به سرت زد بهم زنگ بزن...
چون من یه بار انجامش دادم
خب...ویویان چطوره؟
فکر میکنی ایدهی خوبیه دیگه، آره؟
البته
ایدهی باحالیه
من صددرصد یکیشو میخریدم
پیاز واقعاً واسه بچههایی به سن من بزرگه
ویویان راست میگه. افتضاحه
من یه اختراع فوقالعاده داشتم و همین
چاه دیگه خشک شده
اوه، عزیزم. چی لازم داری؟
هرچیزی، فقط بگو
میتونی کولر رو روشن کنی
به اندازهی کافی واسه اون گرم نیست
این خانواده چه مشکلی با راحتی داره؟
برق هزینه داره، کوین. محاسبات ریاضیش با خودت
نمیتونه. ریاضی رو افتاد
- تو چیکار کردی؟ - ریاضی رو افتادی؟
- تو کونت پارست - و تو هم کسخلی
- مجبوره بره مدرسهی تابستونی - مدرسهی تابستونی؟
میخواستیم ماه دیگه بریم دریاچه
کل تابستون رو بگا دادی، کوین
بابایی، من همهی نمرههام A ئه
اوه، پرنسس، الان دارم سر کوین داد میزنم
چه مرگته؟
- فرانک، انقدر داد نزن - کافیه، دیگه از گیتار خبری نیست
باید کل تابستون کلتو بچسبونی به کتاب...
حتی اگه مجبور بشم با چسب بچسبونمش به صورت کیریت، متوجهی؟
انگلیسی ساده صحبت میکنم؟ یا نکنه تو اونم ریدی؟
تو انگلیسی که D مثبت گرفتم
اوه، D مثبت
خب، بیایید یه رژهی افتخاری واسش برگزار کنیم
فرانک، کمکی نمیکنی
هی، گروه رو ردیف کن
سه تا هورا واسه D منفی پسرم
D مثبت
محض رضای خدا، شما دوتا خفه خون بگیرید
هوا گرمه
یه موجود درونمه
و از مثانهام به عنوان کیسه بوکس سرعتی استفاده میکنه
ولی شما میبینید که من...
عین دیوونهها داد و هوار کنم؟
چطوره کولر رو روشن کنم؟
اینم از این عشقم. تسکین لذت بخش
اه
ای کیر توش
اون غورباقه رو لیس نزنی فرانک
ترجمهای از: thetrueali
Telegram: @thetrueali
یه کیسه خنک دیگه واست آوردم
هوم، ممنون
چرا باید واسم پیاز بیاری آخه؟
یا باید اون رو میوردم یا تیکهی آخر کیک عروسیمون
خدا لعنتش کنه، دارم تلاشمو میکنم، سو
حق با توئه. حق با توئه. شرمنده
فقط روز بدی رو میگذرونم
میگم چی کار کنیم عزیزم، چطوره همگی آروم بگیریم...
یه نفس عمیق بکشیم، و تلویزیون تماشا کنیم؟
و فوقالعادست که همسر و همبازی سابق دوست داشتنیت استرید رو میبینیم
اوه، اسمت اینه؟
من که فقط صداش میکنم شماره پنج
و منم مچشو گرفتم در حالی که شماره شیش داشت رو سینهاش شماره دو میکرد
اوه
اوه، فرانک چرا مجبورم میکنی این آشغالو ببینم؟
من که نمیتونم تصمیم بگیرم اون چه قصدی داره
- خاموشش کن. - باشه. باشه
نه نه. بذار بمونه
یا عیسی مسیح
این اون فیلم جدیدست که میخواستم ببینم
آخرین باری که یک...
تصویر متحرک باعث شد دوباره...
با جنگ عاشق بشید کی بوده؟
مرد، زن، عشق، هوس
جنگ، خیانت، سقوط، عاشقانه، مرگ
مراسم اهدای مدال، تیتراژ
این فیلم "آنچه که کردیم" ئه
هماکنون در حال پخش از جادهی زمینی تدفین هندی پیر مقدس در جادهی راستلند
فرانک، چطوره امشب بریم این فیلمو ببینیم؟
میتونیم از خونه فرار کنیم، یه کم هوای تازه بخوریم؟
عالی نمیشه؟ که یه کم اوقات تنهایی داشته باشیم؟
تنهایی؟ با تو؟
- لطفاً - البته عزیزم
از اون بهتر، هممون اوقات تنهایی خواهیم داشت
به عنوان یه خانواده
ولی من میخواستم...
ما باید بیاییم؟
هی، اگه من باید برم، شما هم باید بیایید
و من میخوام که برم
اینطور که به نظر نمیرسه
من میمیرم واسه رفتن، سو. هممون با هم میمیریم
قبل از اینکه بریم، میشه پاهامو بمالی؟ باد کردن
اوه، میمیرم واسه اونکارم
ولی، آم... قبلش باید میجر رو ببرم بیرون
ببینش، واسه اینکه بره بیرون اذیتم میکنه
بیا دیگه پدرسگ
باورنکردنیه
یه روز بد لعنتی، و کلاً از هم پاشید
اوه، یه نفر ریده تو رویات؟ خب، هی به دنیای من خوش اومدی
یه روز بد و حالا تمام شب گیر کردم پای یه فیلم...
با هورمونای لعنتیش
باورنکردنیه
اوه، ولی همش راجع به خانومه و روز کیریش
واسه اینه که مردا زودتر میمیرن. اون به استراحت نیاز داره؟
پس استراحت من کیه؟ وقتی در تابوت رو ببندن
اوه، منم این دوران رو داشتم کیموسابی
داشتم... با سگم حرف میزدم
هی، من تورو میشناسم
تو یکی از اون خلبانای نیرو هوایی توی رژهای
آره منم هیچوقت ندیده بودم یه فیل بیهوش بشه
واسم سواله کی اون عاج رو بر میداره؟
چت استیونسون هستم
فرانک مورفی
منم یدکی نیرو هوایی بودم،
ولی قبل از اون توی پیادهنظام چهاردهم توی کره بودم
ارتش؟ داداش شماها واقعاً تو عن و گه بودین
خب قطعاً به خیلی از عن ها توی درختا شلیک کردم
یه بار فکر کردم یه جوخهی دشمن رو زدم،
ولی معلوم شد یه خونوادهی پانداها بودن
یکیشون زنده موند، و ما اون رو نشونهی خوش یمنی در نظر گرفتیم
کوچولوی بامزه
کلهی گرابوسکی رو کند و ما مجبورش کردیم سوار یه دوچرخه بشه
هی، با یه آبجو چطوری؟
خوشحال میشم، ولی... بهتره برم خونه
پس یکی واسه توی مسیر
هی، نفسم
این همسایه جدیدمون فرانکه چندتا آبجوی خنک میاری؟
زنت دوست داشتنیه
اوه، فرشتهی منه
بعد از اینکه گروه پروازیمون دهکدهشون رو بمبارون کرد باهاش آشنا شدم
یه گروه حسابی از ویتنامی ها رو پاک کرد...
و بهم یه دختر نازنین داد
به این میگن، برد برد
هی وین وین، این فرانکه
ممنون. از ملاقاتت خوش وقتم
ملاقات خوشوقت
وین وین زیاد انگلیسیش خوب نیست. ولی داره روس کار میکنه
از تلویزیون یاد گرفته، درسته عشقم؟
پائول لیند به سمت مسدود کردن
هی فرانک ما داریم یه کیسه غذت جمع و جور میکنیم
میخوای بهمون بپیوندی؟
وین وین یه "گالو" هایی میسازه که واسش جون بدی
آه ممنون، ولی باید برم خونه
دارم زن و بچه هام رو میبرم درایو-این
یه جاییه که توی ماشین میشینی فیلم میبینی
آمریکا بینظیره
واسه همینه که ما پیروز شدیم، عسلم
خب، بهت خوش بگذره، فرانک
خوشحال میشم یه موقعی با خونوادت آشنا بشم
به نظر گروه باحالی میان
تکون نخور، میخوای بازم کنه درختی بگیری؟
آخ. نمیتونم زبونم حس کنم
پس انقدر باهاش حرف نزن
چرا سر هر چیزی باید باهام بجنگی؟
انقدر پیچ و تاب نخور اگه بچهام بیفته، تقصیر توئه
هی، میدونی چیه؟
اینا همسایههای جدیدمون چت و وین وین هستن
خیلی باحالن، و اون یه قهرمانه
فکر کردم خیلی خوب میشه اگه باهامون بیان فیلم ببینیم
نظرت چیه، سو؟
آره. البته. عالی بنظر میاد
- فرانک میتونی کمکم کنی بند کفشمو ببندم؟ - تو که دمپایی پاته
- در مورد چی حرف میزنی؟ - فقط بیا اینجا
هی، بچهها. این چیه پشت گوشتون؟
- وای - اینا مال ویتنامن
قطعاً همینطوره اینجا زیاد به درد نمیخورن
ولی اونجا باهاش یه گاو نر و یه جریب زمین میتونی بخری
اول بچهها رو میاری حالا هم اینا رو؟
نمیخوای با من تنها باشی
این احمقانهست. منظورم اینه که، تو احمق نیستی، فقط اشتباه میکنی
به طرز خوبی اشتباه میکنی
- هی اگه مشکلی هست... - نه
نه نه، مشکلی نیست. هرچی بیشتر، شاد تر
خیلی خب. سو حرفشو زد. برو که رفتیم
خودتون رو زیر صندلیا به مردن بزنید تا از باجهی بلیت فروش رد بشیم
- خوب میدونید چجوری - آخ
مادام، کالسکهتون منتظره
ممنون
خوش میگذره
شما دخترا عقب بشینید و غیبت کنید
تو واسه کدوم جنگی؟
اوه، چه حالی داد
این جنس اتمی بمبئیه توی کود یه گاو رشد کرده
عنشون اونجا مقدسه
شماها شبمو نجات دادین
سو کسخل شد و سر من با فرانک دعواش شد
فقط چون توی ریاضی خراب کردی؟
حتی ریاضی هم نبود. جبر بود
خوب پیش میرفتم تی موقعی که یه کونی حروف انگلیسی رو واردش کرد
یه آهنگ جدید واسمون نوشتم
آهنگ اول آلبوم جدیده
در ضمن اونقدر طولانیه که کل آلبوم باشه
آه، هی کوین، میخواستیم باهات راجع به...
عاشقش میشید
چرخ تاریکی تا ابد میچرخد
No comments yet. Be the first to leave one.