Elite - Sixth Season

Elite - Sixth Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

6 فصل

د خپرونې معلومات

Elite S06E06 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره Prolator

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2022-11-18
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @‫DigiMoviez

‫«برای اینکه فراموش نکنید چقدر دوستتون دارم»

‫«و چقدر دلم می‌خواد...» ‫«دوباره یک خانواده باشیم»

‫«بابا»

‫اینبار قضیه چیه؟

‫یه چیزی ازمون می‌خواد

‫آری کجاست؟

‫دیشب خونه نیومد ‫جواب تماس‌هامم نمیده

‫بهش پیام دادم. جواب داد حالش خوبه ‫اما نمی‌فهمم

‫منسیا، من از کجا بدونم؟

‫«نخـــــبه» ‫

‫ ‫

‫بابا

‫واسمون یه وقت دادرسی تعیین کردن

‫در نتیجه به کمکت نیاز دارم

‫می‌دونم که می‌تونم روی شهادتت ‫در دفاع از خودم، حساب کنم

‫کار به اینجا رسیده؟

‫چی؟

‫نه، منظورم اینه...

‫مشخص بود که یه سانحه‌ست ‫واضحه که تو بی‌گناهی

‫مطمئن نیستم که لازم به شهادت من باشه

‫چرا، لازمه

‫ولی به جز اون ازت می‌خوام ‫خواهر و برادرت رو راضی کنی که اونا هم شهادت بدن

‫لازمه که بدونن...

‫من همیشه بهترین رو ‫برای شما سه تا می‌خواستم

‫شاید همیشه بهترین کار رو ‫انجام ندادم، ولی...

‫شما سه تا رو بیشتر از همه چیز دوست دارم

‫و لازمه که دوباره در کنارتون باشم

‫پس بهت التماس می‌کنم. لطفا

‫خواهش می‌کنم

‫دیشب خونۀ من بود

‫آخه واسه چی؟ حالش خوبه؟

‫می‌خواست بابات رو ببینه، و...

‫هنوز آمادۀ روبرو شدن با این مسئله نیست

‫- کدوم مسئله؟ ‫- موضوع پاتریک و ایوان

‫کدوم موضوع پاتریک و ایوان؟

‫آفرین نیکو. گل کاشتی

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫دقیقا در عوض پول به هوگو چی دادی؟

‫می‌تونی به من بگی ‫یا به ویرجینیا

‫خوبه، باشه؟

‫بهش هورمون می‌فروشم

‫هورمون؟ برای چی؟

‫برای رشد عضلات

‫پس نه تنها داری باهاش معامله می‌کنی ‫بلکه داری بهش کمک هم می‌کنی

‫ایزادورا، من به پولش نیاز دارم

‫برای چی؟

‫برای جراحی آلت تناسلی مردانه‌م

‫خب. چرا پدرت انجامش نمیده ‫همونطوری که برای بقیه انجام داد

‫انجام نمیده. همچین عملی نمی‌کنه

‫برای همین دارم می‌فروشم

‫ببین قسم می‌خورم این آخرین معامله ‫با هوگو باشه. بعدش خریدارهای دیگه‌ای پیدا می‌کنم

‫اما زیرآبم رو نزن. خواهش می‌کنم

‫برو، قبل از اینکه نظرم عوض بشه

‫- عزیزم. سلام ‫- هی، چه خبر؟

‫گوش کن، اینو می‌خوام ‫واسم گیر بیاری، لطفا

‫چیه؟ با اون عوضی هوگو معامله می‌کنی...

‫ولی با من نه؟

‫ایزا، این چیه؟

‫نسخۀ یه جور مواد

‫عزیزم، این اواخر حسابی ‫مشکلات داشتم

‫واقعا لازم دارم حسابی برم فضا

‫و این از همه خفن‌تره

‫بهم خبرشو بده، لطفا

‫یه سراغ می‌گیرم، باشه؟

‫ممنون، عزیزم. بوس!

‫ظهرت بخیر

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫مثل فرشته‌ها خوابیده، نه؟

‫بهم یه فرصت دیگه داده ‫و نمی‌خوام بهش گند بزنم

‫ببین

‫هنوزم داغن. می‌خوری؟

‫- این ویدیو چیه، رائول؟ ‫- دوسش داری، آره؟

‫تا الان بیشتر از 20هزار تا لایک گرفته

‫ما هنوز کاملا آشتی نکردیم

‫بهت که گفتم ‫من می‌خوام آروم پیش بریم

‫می‌دونم

‫درست میگی

‫مفهوم شد

‫راستش رو بخوای، اگر ‫چند تا قاعده و قانون بذاریم برای من بهتره

‫حتما

‫می‌خوام هر دوتامون روی ویدیوهایی ‫که آپلود می‌کنیم، توافق داشته باشیم

‫باشه

‫و ازت می‌خوام همچنان روی ‫مبل بخوابی

‫ببین

‫همین الان ویدیو رو پاک می‌کنم

‫خلاص

‫تو بخواه...

‫من اطاعت می‌کنم

‫باشه

‫خب، همونطور که قبلا گفتم

‫یه ویدیو از ما توی وان ‫با نمک حمام برند شرکت شما

‫باعث میشه برندتون بترکونه

‫حتی نمی‌تونم با خودم کنار بیام ‫که برم سر قبرش

‫نمی‌دونم

‫منظورم اینه، فکر می‌کنم این از اون چیزاست ‫که هیچوقت نمی‌تونم بیخیالش بشم

‫خب، حداقل ‫می‌تونی در موردش صحبت کنی

‫اسمش رو آوردی، گفتی «قبرش»

‫و گفتی که دیگه الکل نمی‌خوری

‫برگرد بیا خونه

‫شاید تونستم خواهر کوچیکت باشم ‫منم می‌تونم ازت مراقبت کنم، باشه؟

‫منسیا، می‌خوام یه خواهشی ازت بکنم

‫حتما، هر چی می‌خوای بگو

‫راستش، یه وقت جلسه دادرسی به بابا دادن

‫ازم خواست شما رو قانع کنم ‫که در دفاع ازش شهادت بدید

‫باشه، باشه

‫حالا می‌فهمم چرا بهمون ماشین داده

‫کدوم ماشین؟

‫بابا واسه هر کدوممون یه ماشین خریده ‫همینجوری

‫خب، همینجوری هم که نه ‫می‌خواد دلمون رو با پول بدست بیاره

‫باشه، گوش کن

‫منسیا، الان، ما نیاز داریم که بابا...

‫نه، ما اصلا به بابا نیازی نداریم

‫خب، منسیا

‫آری، گفتم که نه

‫بیخیال شو

‫- آخه... ‫- من شهادت نمیدم. پاتریک هم همینطور

‫منسیا. تو باید متوجه بشی...

‫که هر کاری بابا کرده برای صلاح ‫خودمون بوده

‫- جدی؟ ‫- آره

‫کشتن ساموئل هم همینطور؟

‫منسیا

‫آری، مگه نه اینکه داشتی جلو می‌رفتی؟ ‫الان خودت رو نگاه کن

‫اون گذاشت دوست پسرت بمیره

‫هیچ مدرکی در این مورد نیست

‫زنگ نزدن به آمبولانس ‫مدرک کافی نیست؟

‫یا اینکه از پاتریک خواست جسد رو مخفی کنه؟

‫- یا اینکه به ما گفت ساموئل... ‫- منسیا، بسه دیگه!

‫آری، اینقد خودتو گول نزن

‫تو تونستی با خودت کنار بیایی ‫که ساموئل مرده

‫امیدوارم بتونی دلیل مرگش هم قبول کنی

‫این ویدیو قراره حسابی بترکونه

‫مشتری عاشقش میشه

‫سارا، این شرکت پول حسابی قراره بهمون بده

‫و نگران نباش. با وجود کف و حباب ‫مردم چیزی نمی‌بینن

‫معذب بودنم بخاطر این مسئله نیست

‫باشه...

‫درست میگی

‫مشکلی نیست

‫ویدیو رو فراموش کن

‫مشکلی نیست ‫شرکت‌های دیگه هم هستن. درسته؟

‫پس، باشه

‫بذار انجامش بدیم

‫مطمئنی؟

‫اگه فکر می‌کنی این کار برای رابطه‌مون خوبه ‫پس بذار انجامش بدیم

‫باشه

‫خب...

‫یکم فاصله‌مون زیاده

‫میشه یکم بیای نزدیکتر؟

‫اینجوری خوبه؟

‫بهتر شد

‫- مشکل چیه؟ ‫- من قانع نشدم

‫شاید مشکل از پس‌زمینه ‫یا حالت قرار گرفتن خودمون باشه...

‫می‌تونی یه دقیقه برگردی؟

‫خب، اینطوری بهتر شد

‫خوشت میاد؟

‫لعنتی

‫لعنتی، شرمنده‌م

‫واقعا؟

‫آره

‫خیلی وقته که منو و تو با هم نبودیم...

‫می‌دونی؟

‫ببخشید

‫به نظرت صبر کنیم تا آتیش من بخوابه؟

‫هی...

‫داشتم در مورد اینکه گفتی ‫باید آروم پیش بریم فکر می‌کردم

‫و می‌خواستم پیشنهاد اولین قرارمون رو بدم

‫اولین قرار؟

‫آره

‫دوست دارم امشب، همینجا، توی خونه واست ‫یه شام رمانتیک درست کنم

‫باشه

‫عالیه. پس من میرم سوپرمارکت

‫اگه منتظر بمونی منم باهات میام بیرون

‫- اوه، می‌خوای بری بیرون؟ ‫- آره، قرار توی خونۀ ایزادورا جمع بشیم

‫بلال ویزاش رو تمدید کرده ‫و می‌خواییم دور هم مشروب بخوریم

‫یه کوچولو میرم اونجا ‫بعدش می‌تونیم به قرار اولمون برسیم، باشه؟

‫حتما

‫خوش بگذره

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left