لومړۍ 200 کرښې.
ارائهای دیگر از تیم ترجمه Opus - SuB
«قسمت پانزدهم»
..اگه میدونستم رئیس جانگ قرار نیست برگرده
حداقل باهاش درست و حسابی خداحافظی میکردم
همین که تونسته بعد از این مدت طولانی ...کینهای که در دل داشت رو کنار بذاره
و در آرامش بره، اتفاق خوبیه
بیاین ما حتما قبل از رفتن از همدیگه خداحافظی کنیم
نباید بدون اینکه چیزی بگی یهو بذاری و بری
قول بده
قول بده
بهنظرتون چه اتفاقی برای این هتل میافته؟
با اینکه مثل همیشه فرشتهی مرگ جواب درست و حسابی بهمون نداده
اما به نظر میاد ماگو داره آماده میشه تا یه صاحب جدید برای هتل انتخاب کنه
ترجمهی زیرنویس از ..::..Opus Sub TeaM..::..
میذارم تا ماه کامل بعدی به خوبی تخمیر بشه
...الان فقط باید مهمترین جزء
که گل درخت ماهه رو بهش اضافه کنم
ای داد
گل درخت ماه تموم کردیم
....شنیدم از ماگوی مسئول داروها
....خواستی یه نوع شراب جدید
برای صاحب جدید مهمونخونهی ماه درست کنه
....شرابی که در حال حاضر داره تخمیر میشه
...برای کسی که کینهای عمیق در دل داره
طعم تلخ و وحشتناکی داره
...وقتی جانگ مانوول اولین بار این شراب رو نوشید
بهم گفت میخواسته زبونم رو از حلقومم بکشه بیرون
...هرکس اون شراب رو بنوشه
تحت تاثیر قدرت ماه قرار میگیره
و دیگه بخشی از زندگی یا مرگ نیست
...درخت ماه باقی ماندهی زندگیش رو میبلعه
و جسمش رو جایگزین میکنه
و روح اون شخص به درختِ ماه گره میخوره
و تبدیل به صاحب مهمونخونهی ماه میشه
تا ماه کامل بعدی، شراب آماده میشه
اما مهمترین جزء، که گل درخت ماه باشه رو تموم کردیم
من پیدا میکنم
کجا میشه پیداش کرد؟
اون گل فقط در حیاط مهمونخونهی ماه شکوفه میده
اما الان اینجا هیچ گلی نیست
....اما یادم اومد تو باغی
که 200 سال پیش وجود داشت گل شکوفه زده
...پس باید به مهمونخونهی ماه
که 200 سال پیش وجود داشته برم
نیازی نیست تو بری
یکی دیگه رو میفرستم اونجا
امروز هم زود اومدین سر کار
...زود اومدم شاید
اون برگشته باشه
مدیر کو، باید یه چیزی بهتون بدم
این داروییه که توانایی دیدن ارواح رو ازتون سلب میکنه
...رئیس جانگ
قبلا ازم درخواستی کرده بود
...اگه به نظرت رسید که
...دیگه نیازی نیست کو چانسونگ به این هتل بیاد
این دارو رو بهش بده
چرا این دارو رو به من میدین؟
...اینُ دارم محض اطمینان بهتون میسپارم
چون به شما بیش از همه اعتماد دارم
تا الان، باورم داشتم که برمیگردن
...اما دیگه
...فکر میکنم
وقتشه این دارو رو بخورید
گمونم شما فکر میکنین دیگه برنمیگرده
...دلیلِ اینکه رئیس جانگ این دارو رو براتون گذاشته
...اینه که دلش میخواسته وقتی دیگه اینجا حضور ندارن
شما به جای اینجا موندن زندگی جدیدی رو تو دنیای واقعی شروع کنین
کو چانسونگ
دا-دان
حدس بزن الان میخوام برم چی بخورم
ای وای، از پس یه حدس به این راحتی هم برنمیای
تابلوئه دیگه سبزی پلو
این قسمتهای سفید برنجه و کلاهم سُس
اینم قاشقه
گرفتی؟
راه بیوفت
وای وایسا. گوشیم باید عکس بندازیم
واسه چی اینطوری نگاه میکنی؟ بدجنس
دیگه چیه؟
باز اومدی درخواست سرویس ویژه بدی؟
خیلی خُب. باشه بیارشون اینجا
بردار همهاشون رو بیار
یه روح تک و تنها میخواد کل شبُ چی کار کنه؟
میتونم کل شب رو کار کنم و تو خواب مردم سرک بکشم
هاروارد؟ اونجا چی یادتون دادن؟
فقط یادتون دادن کتاب بخونین؟
نمیخوام ریختتُ ببینم. برو بیرون
...کو انسونگ، تو وقتی از هتل ما بری
از هوانگ مونسوک هم آدم موفقتری میشی
کلی عُمر میکنی و خفن پولدار میشی
هتل دللونا تضمین میده
مگه نگفته بودم اینطوری خودنمایی نکنی؟
هی
نگاتُ بنداز پایین
جانگ مانوول اومده؟
میخوام یه کاری بهت بسپرم
چه کاریه؟
باید یه سر به کلبهی مانوول بزنی
کلبهی مانوول؟
این اسم هتل دللونا در دوران چوسان نیست؟
درسته. باید بری اونجا
...تو باغِ کلبهی مانوول
یه گل دارویی میبینی که زیر مهتاب میدرخشه
فقط کافیه اون گل رو برام بیاری
کار سختی نیست
پس چرا خودتون نمیرین و این کارو به من سپردین؟
چون فکر کردم شاید خوشت بیاد
...اگه بری اونجا
میتونی یه نگاه درست و حسابی به کلبهی مانوول بندازی
...پس یعنی میتونم
جانگ مانوول هم ببینم؟
احتمالا
اگه دلت نمیخواد، لازم نیست بری
میرم
انجامش میدم
...اگه به سمت درخت بری
میتونی راه ورود به کلبهی مانوول رو ببینی
برای برگشت، میتونی همون مسیر رو برگردی
وقتی اونجا رفتی نباید چیزی بخوری یا بنوشی
در غیر این صورت، نمیتونی برگردی
تو راپورتِ منو دادی، مگه نه؟
من فقط راستشُ گفتم، چیه؟
چرا خودت تنهایی نمیمیری؟
دلم نمیخواد - !پس منو بکش. منو بکش -
واقعا دلت میخواد بمیری؟ - !آره، منو بکش -
خانم چویی ـه - !لعنتی -
....عوضی - لطفا دست بردارین -
خواهش میکنم آرامشتون رو حفظ کنین و از این طرف تشریف بیارین
ای خدا
ببخشید، این شراب رو برای خانم جانگ آوردین؟
بله
باورم نمیشه چقدر شراب میخوره
آقای کیم
کی هستی؟
تو یه آدم زندهای چطور تونستی وارد بشی؟
برای دزدی اومدی؟
چه سر و لباس عجیبی داری
از کجا اومدی؟
خانم جانگ مانوول
اسم منو از کجا میدونی؟
...نکنه تو
آقای اوه از دانگیونگ تو رو فرستاده، نه؟
حتما برگهای که بهش دادم رو دیدی و اومدی اینجا
...برو به آقای او چونگهوان بگو که
یه ماه دیگه خودم میام اونجا و قرضم رو پس میدم
من از جایی خیلی دورتر اومدم
...الان ممکنه
نتونی منو بشناسی
...تو
ارواح رو میبینی
کی بهت این قدرت رو داده؟
!جانگ مانوول
لعنتی - من باز اومدم -
باز اومدین - ...من نمُردم -
.و دوباره برگشتم - خانم جانگ اینجا نیستن -
چی شده؟ - ...دیروز اومده بودم -
امروز هم اومدم فردا هم میام
ای وای، از دست این پیرزن بدبخت
حتی نمُرده، ولی باز اومده اینجا
مانوول، من بازم اومدم
اون ماگو نیست؟
!برام برنج بیارین
گفتی ماگو رو میشناسی؟ - برنج نداریم -
آره
تا حالا پنج تاشون رو دیدمش
اما اولین باره این یکی رو میبینم
تو با این ماگو صمیمی هستی؟
خواهرانش باهام خوب رفتار کردن
واقعا؟
یه پیاله میخوری؟
احتمالا شما تازه کارتون رو اینجا شروع کردین
بله، هنوز دو سال نشده
این نوشیدنی متعلق به همین دنیاست
خیلی وقته مهمون زنده نداشتیم
شما مدیر زنده ندارین؟
مدیر؟
حتما منظورت پیشکارِ زندهست
چند وقت پیش مُرد فعلا کسی رو نداریم
تو پیشکار جدیدی هستی که ماگو فرستاده؟
نه
منو با آقای او از دانگیونگ اشتباه گرفته بود
اون کیه؟
دانگیونگ محلهی قماربازاست
او هیونگسو هم پول نزول میده
....محلهی قماربازا
جانگ مانوول قمار میکنه؟
بعد از اینکه پیشکار انسانی که مدتهای زیادی بهش خدمت کرده بود، مُرد
شب ها بیرون میرفت ما فکر میکردیم چون حوصلهاش سر رفته، بیرون میره
ولی اون در واقع برای قمار میرفت
حالا چی کار کنم؟
همه رو میذارم وسط
اگه ترسیدین، بکشین کنار
منم همه رو میذارم وسط - اینم سند خونهی من
خیلی خُب، رو کنین
انگار کارت من از همه بهتره
!وایسا ببینم
خیلی شرمندهتونم
چقدر برنده شدم؟
اوایل با یه روح قمارباز همکاری میکرد
واسه همین تمام پولها رو برنده میشد
No comments yet. Be the first to leave one.