لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
توخالی مردم تولدی دوباره
مزهش از دفعه قبل بهتره؟ خوبه؟
یه کم بخور.
بابا این غذا رو «لیبی بینز» صدا میکرد.
چرا دوباره سرفه میکنی؟
حتماً دوباره بهش آبنبات دادی.
یه قلپ آب بخور.
خوبی؟
آروم بخور.
مامان، سینهم درد میکنه.
چرا دوباره درد میکنه؟
بفرمایید.
فکر میکنی روغن دارویی کمک میکنه؟ ببرش دکتر.
تو چی میدونی؟
دوباره بهش بیسکویت و نون دادی؟
گفتی بیسکویت نه. دیگه نمیتونه نون هم بخوره؟
نون فرآوری شده و تخمیر شدهست. سالم نیست.
مگه چند بار نگفتم؟
آلرژی «وون» با این غذاها تحریک میشه.
حالا ببینش. حالت خوب نیست؟
روغن دارویی برات بمالم، باشه؟
ضمناً برای هر مریضی کوچیکی هم نرو دکتر.
این دکترهای فرنگی فقط آنتیبیوتیک تجویز میکنن.
منم بلدم اونا رو تجویز کنم.
این دکترهای فرنگی میگن یه مریضی هست.
میدونی آنتیبیوتیکها عوارض جانبی زیادی دارن؟
من اغلب میبینم مردم آنلاین نظر میدن که حالشون بد شده
بعد از خوردن این داروها.
تو به حرف من گوش نمیدی،
ولی به حرف این مردم آنلاین گوش میدی.
فکر میکنم باید «وون» رو برای یه چکاپ کامل ببریم دکتر.
به هر حال، دیگه نباید نون و بیسکویت بخوره.
فهمیدی؟
نه، عزیزم.
«وون» یه سرفه موندهگار داره.
باید برای چکاپ ببریمش دکتر.
تو چی میدونی؟
من بارها گفتم، ولی تو نمیفهمی.
فکر میکنی داروها جواب میدن،
ولی اونا یه بار بزرگ روی سلامتی پسرمون هستن.
هفته بعد، میبرمش که «چیگونگ» یاد بگیره.
جدی میگی؟
پسرمون فقط هفت سالشه. میخوای «چیگونگ» یاد بگیره؟
الان حالش خوب نیست.
دردسر درست نکن. ببرش دکتر.
تو چی میدونی؟
من میدونم چیکار کنم.
حالا نگران پسرمون شدی؟ من همیشه تنها ازش مراقبت کردم.
وقتی به دنیا آوردمش، خودم هنوز یه بچه بودم.
یه بچه از یه بچه دیگه مراقبت میکرد.
میدونی چقدر تلاش کردم؟
اگه به گذشته نگاه کنیم،
شاید تصمیم اشتباهی گرفتیم.
وقتی باهات آشنا شدم، خیلی جوون بودی.
هیچ آمادگی برای تشکیل خانواده نداشتیم،
ازدواج و بچه دار شدن.
بیا دیگه در این مورد حرف نزنیم.
تمام جوونیم رو وقف این خانواده کردم.
تنها آرزوم اینه که پسرمون
سالم،
قوی و قد بلند باشه.
'انجمن هنگ کنگ'
باز داری دنبال درمان های عجیب و غریب تو اینترنت می گردی؟
بخواب.
'جستجوهای اخیر'
'درمان سرفه'
'درمان سبز بدون آمپول'
'عمه ها به کسایی که عزیزشون رو از دست دادن کمک می کنه'
'سرفه بچه ها'
'درمان سبز'
این نتیجه آزمایششه.
من بیشتر سوالا رو تو کلاس درس دادم.
مثلا همین سوال رو، بیشتر از سه بار درس دادم.
همه دانش آموزا درست جواب دادن به جز اون.
واسه همین شما رو دعوت کردم اینجا تا در مورد پیشرفتش صحبت کنیم.
منظورت چیه؟
اون اخیرا تو کلاس خیلی بی توجه بوده.
بخوام رک بگم،
مشکل از توانایی هاش نیست، مشکل از رفتارش هست.
آخه اون قبلا مریض بود...
البته که من می فهمم حالش خوب نبود.
نه تنها بی توجه بود، بلکه روی بقیه هم تاثیر می ذاشت.
خانم 'یئونگ'، من یه سوال دارم.
یه بچه 7 ساله کلاس دومی چه رفتاری باید داشته باشه؟
دانش آموزای دیگه هم قبلا مشکلات مشابهی داشتن.
بعد از صحبت با والدینشون،
بیشتر دلایلش ممکنه از طرف والدینشون باشه...
رابطه خانوادگی ما خیلی خوبه.
عملکرد 'وون' افت کرده. نکنه شما خوب درس نمی دید؟
بعد شما تقصیر رو میندازین گردن خانواده ما و رفتار 'وون'.
مشکل از تدریس شماست.
بریم.
اون از بقیه شکایت نکرد، ولی از پسر من شکایت کرد.
چی شده؟
مامان، ناراحتی؟
من دوست ندارم اینقدر اخمو باشی.
من دوست ندارم بقیه ازت انتقاد کنن.
اگه نمی خوای منو ناراحت ببینی،
دانش آموز خوبی باش و خوب درس بخون.
باشه؟
وگرنه خانم 'یئونگ' دوباره می خواد منو ببینه.
خوشم نمیاد بقیه ازت ایراد بگیرن.
امروز،
خیلی با خانم یانگ خوب تا نکردم.
چند روز دیگه ازش معذرت میخوام.
وون.
وون!
وون.
وون!
اتاق اورژانس
یه مدتیه که این مریضی رو داره.
با داروهایی که من تجویز کردم،
نباید اینقدر وخیم میشد.
شما به عنوان پدر مادر، چطور تونستید اینقدر بیخیال باشید؟
اگه زودتر آورده بودیدش دکتر، یه چیزی میشد.
شنیدی دکتر چی گفت؟
بهت گفتم ببریش بیمارستان یه چکآپ بشه.
بهت گفتم.
هیچوقت به حرفم گوش ندادی!
فقط به حرف این و اون تو اینترنت گوش دادی، ولی حرف منو نه.
پسرمون الان مرده. حالا دیگه راضی شدی؟
همش میگفتی باید دکتر ببینه.
مگه اینجا دکتر کم بود؟
پسرم...
پسرم الان مرده. چیکار کردن باهاش؟
یه چند تا کلمه گفت و رفت.
بقیه رو مقصر ندون. مشکل اصلی تویی!
آره.
من مشکل اصلیم.
اشتباه کردم.
-خوب ازش مراقبت نکردم. -چرا، کردی.
خیلی هم خوب مراقبت کردی!
اونقدر خوب که نذاشتی هیچی بخوره.
نه آبنبات، نه کلوچه، نه نون، نه مرغ سوخاری، نه سیبزمینی، نه همبرگر.
هیچکدوم اینا رو اصلا اجازه نداشت!
حتی دارو هم نمیتونست بخوره. اینو تو اینترنت گفته بودن، درسته؟
انگار دکتر شده بودی. چرا نرفتی پیش دکترای آنلاین؟
داری منو مقصر مرگ پسرمون میدونی.
آره.
هر کاری کردم اشتباه بود.
چرا خودت این کارو نکردی پس؟
بیا یه بچه دیگه بیاریم.
-نه! -من خونه میمونم.
-من وون رو میخوام! -لباس بشوره.
-منم همینطور. -تکلیف بنویسه.
من برات غذا پختم.
-تو غر زدی. -اگه اینجوری بود،
نمیمرد.
دیگه به اینا گوش نمیدم.
دیگه هیچی حس نمیکنم.
پسرم مرده.
حالا راضی شدی؟
'وون' نمیخواد اینجا بمونه.
بهم گفت که نمیخواد اینجا باشه.
'وون'.
'وون'.
میدونم. میدونم نمیخوای اینجا بمونی.
میدونم نمیخوای اینجا بمونی.
میدونم نمیخوای اینجا بمونی. نترس. تنهات نمیذارم.
میبرمت خونه.
میبرمت خونه.
میبرمت خونه.
شانس.
میبرمت خونه.
میبرمت خونه.
خیلی خوب ازش مراقبت کردی.
خیلی خوب ازش مراقبت کردی!
اونقدر خوب که اجازه نداشت هیچی بخوره.
شیرینی، کلوچه، نون، مرغ سوخاری، سیب زمینی سرخ کرده یا همبرگر.
هیچ کدوم از اینا اصلا اجازه نداشت!
بیا صبحونه بخور.
بیا.
تو گفتی من هیچوقت نذاشتم 'وون' اینا رو بخوره.
بیا بخور.
هی، 'کولا'.
'آیسد کولا' نوشیدنی مورد علاقهته.
همبرگر.
بیا.
بخور.
گنده گنده بخور.
بیا بگیرش.
و نودل فنجونی.
حاضره. الان میتونی بخوریش.
من مخصوصا نوع پر کلسیمش رو انتخاب کردم.
بیا.
بخور.
اگه فکر میکنی این غذاها خوبن،
ما هر روز اینا رو میخوریم.
ببینیم کی عمر طولانی و سالمی داره.
داری چیکار میکنی؟
اون واقعا دوست داره این غذا رو بخوره.
نمرات این کلاس افت کرده.
نمیدونم بخاطر اینه که بعد از تعطیلات دوباره درس ها رو شروع کردیم.
شاید زیاد تمرکز ندارن. اینطوری حس میکنم.
دوباره داری 'وون' رو بازداشت میکنی؟
من احساساتت رو درک میکنم.
همه ما از فوت 'وون' خیلی ناراحتیم.
اگه کاری هست که بتونم کمکت کنم، راحت باش و بپرس.
من حتما کمکت میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.