لومړۍ 200 کرښې.
زیرنویس shine021
سلام علیکم.
حالت چطوره؟
پاسپورت؟
میشه موتور رو خاموش کنی؟
- اسپانیایی بلدی؟ - بله، اسپانیایی بلدم.
میشه ماشین رو خاموش کنی؟
کارت؟
اظهارنامه ات؟ فرمت؟
کارت من؟
کتاب داری؟ برای خوندن.
- کتاب؟ - برای من.
می تونم یکی بهت بدم.
اما باید دنبالش بگردم.
آه، پیداش کردم.
گرفتمش.
بفرمایید.
ممنونم.
می تونم برم؟
ممنونم.
عادیه، فقط...
اینه.
خیلی ممنونم. خیلی ممنونم.
سفر خوش!
بعد از ظهر بخیر خانم.
میدونید مکانیک کجاست، لطفا؟
مکانیک اینجا نیست. مجبور شد بره بیرون، اما برمی گرده.
بیا تو.
ممنونم.
حالتون چطوره؟
ممنونم.
اوضاع چطوره؟
میخوای چیزی بخوری؟
خوردن؟
بله.
ممنونم.
خنده و چاقو
- صبح بخیر. - صبح بخیر.
من یک رزرو به نام 'ONG CASA' دارم.
بله.
آه، چه زیبا! قیمتشون چنده؟
فکر کنم خیلی کوچیکن. بذارید ببینم.
خیلی کوچیکن، نه؟
آره، خیلی کوچیک.
اما سایز 46، 47 اینجا پیدا میشه؟ من هیچ جا ندیدم.
بله، هست.
واقعا؟ کجا؟
- اینجا در 'Bandim'؟ - بله، اینجا.
آه، پس نشونم بده.
ببین، 'Marcelina'!
صبر کن، بذار ببینم.
این رو ببین، 'Marcelina'.
- شب بخیر. شب بخیر. - شب بخیر. شب بخیر.
- کسی سراغ من اومده؟ - نه، هنوز نه.
مجبور شدیم وسایلت رو به اتاق ۱۶ منتقل کنیم.
- وسایل منو جابجا کردید؟ - بله، ما این کارو کردیم.
ما یک مشتری پذیرفتیم که از دوستان اینجاست.
خیلی متاسفم.
تو الان پدری! بسه دیگه. بزن بریم بیرون از اینجا.
- شب بخیر. شب بخیر. - شب بخیر. شب بخیر.
ببخشید، میشه لطفا یکم صدای موسیقی رو کم کنید؟
نه.
ساکت بچه ها! لطفا ساکت باشید.
پسر 'Nestor' امروز پدر شد.
داریم جشن می گیریم. تولد یک نوزاد.
ما هم میخوایم استراحت کنیم، اما باید یکم جشن بگیریم.
تا ساعت ۲ شب، بعدش میریم.
چه خبره؟ سلام بچه ها.
شب بخیر. میخواستم ببینم میشه یکم صدای موسیقی رو کم کنید.
آه، البته.
ببخشید، باشه؟
شب بخیر.
چته؟
ما داشتیم سر و صدا می کردیم.
- سلام! - بله؟
من 'Sérgio' هستم. فکر کنم منتظرم باشن.
باشه، اونجاست.
بابت گرما معذرت میخوام.
یک هفته است که باید تهویه مطبوع ما رو تعمیر کنن.
'Federica' یک آپدیت از وضعیت پروژه به ما میده.
بله.
بله. 'Sérgio'، سلام. و خوش اومدی.
خیلی خوش اومدی، خوش اومدی، خوش اومدی، واقعا.
منتظرت بودیم،
ما چند تا مشکل با جانشینت، 'Leonardo' داشتیم،
که هنوز مطالعه ارزیابی اثرات زیست محیطی رو تموم نکرده،
که برای ما مضر بود.
من توضیح میدم که چه چیزهایی از پروژه قدیمی تغییر کرده.
ما در یک منطقه ساحلی هستیم که جاده قدیمی از اونجا رد میشد.
ما یک رودخونه پایین دست داریم.
و مسیر قدیمی انتخاب شده
توسط دولت قبلی
از وسط یک...
تبدیل به یک منطقه حفاظت شده زیست محیطی شده.
ما برای اون جنگیدیم، با سایر عوامل اجتماعی
تا این منطقه به عنوان یک منطقه حفاظت شده زیست محیطی شناخته بشه.
چون اینجا یک گونه اسب آبی
در معرض خطره.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم مسیر اصلی رو تغییر بدیم
به این مسیر فرعی،
پایین دست رودخونه اینجا.
پایین دست رودخانه، نوع دیگری از منطقه قرار دارد:
یک تالاب، از نوع 'bolanhas'.
اینها شالیزارهای برنج هستند که در زمین های باتلاقی قرار دارند.
همچنین بسیاری از 'tabancas' وجود دارد،
روستاها در اینجا، در اطراف جاده،
جاده آینده.
بنابراین ما باید با جوامع صحبت کنیم.
در این مورد، من می خواهم به 'Glória' تحویل دهم.
دقیقا.
از آنجا که جامعه از جامعه مهمتر است،
برای هر سایت یا فعالیتی که می خواهیم ایجاد کنیم.
من فکر می کنم اینجا ضروری است
با جوامع صحبت کنیم و یک تشخیص اولیه انجام دهیم
تا بفهمیم آیا این وضعیت
برای همه قابل قبول است یا خیر.
سپس نوبت به سخنرانی
تامین کننده مالی و غیره می رسد.
این برای ما یک فرصت بود،
با تغییر دولت که ما را قادر ساخت
تضمین کنیم که منطقه اول به یک منطقه حفاظت شده تبدیل شود،
برای ما به یک مسابقه با زمان تبدیل شده است.
ما پول از صندوق های اروپایی داریم،
اما چینی ها ساخت و ساز را شروع نمی کنند
بدون گزارش شما در مورد تاثیرات.
باشه.
ممنون بابت همه اطلاعات و فشارها.
من تمام تلاشم را می کنم تا نتایج خوبی بگیرم.
بیشتر. شما باید بیشتر از بهترین خودت انجام بدی.
بله، البته.
من همچنین معتقدم که باید برای این احتمال آماده شویم
که نتیجه آن
انتظارات شما را برآورده نکند.
دقیقا.
ما زمان بسیار کمی برای پیشبرد این پروژه داریم.
بنابراین ما به این مطالعه در اسرع وقت نیاز داریم.
البته، ضمن احترام به تمام شرایط و جنبه های
لازم برای اجرای روان کار،
بدون تأثیر بر تولیدکنندگان،
و برای جلوگیری از هدر رفتن پول بیشتر، البته،
چیزی که ما می خواهیم به هر قیمتی از آن اجتناب کنیم.
- خاله، سلام! - سلام، خاله!
- حالت؟ - اوضاع چطوره؟
- حال شما چطوره؟ - ما خوبیم.
- شما چطور؟ - منم همینطور.
من می خواهم قیمت گوشت را بدانم.
اولی 5000 و گوشت با استخوان، 4000 است.
من این یکی را می خواهم.
این گوشت گاو محلی است. نه از چین.
- 30000 دوست من؟ - نه، 35.
- من از شما نپرسیدم از کجاست. - این گوشت گاو محلی است.
- نه پروتئین داره، نه کالری. - دوست من، ارزونتره، برای مشتری شما.
من یه رستوران دارم. من...
- خانم، من مرغ دارم. - چند تا مرغ؟
هر مرغ ۲۰۰۰۰ فرانک.
مرغ خوبیه.
قیمت واقعی رو بگو.
- ۲۰۰۰۰، چون خیلی میخوره. - امکان نداره.
- مگه طلا میده؟ - نه بابا، الماس میده.
- الماس؟ - واسه همینه که...
خب، اگه الماسه، جفتشو ۲۲ حساب کن.
این یکی و این یکی رو بذار رو ترازو.
- وزنش کن. - دیدی؟ جنس خوبیه.
این گاو علف خورده... ۵.۵ کیلو.
نصف غرفه ات رو میخرم.
این یکی چنده؟
۴۰۰۰۰.
۴۰۰۰۰؟
- ارزونه. - ارزون؟
- فلفل دلمه ای دونه ای چنده؟ - دونه ای ۱۰۰ فرانک.
نه، من ۵۰ فرانک میدم. ۲۷ تا فلفل میخوام.
- باشه پس. - باشه؟
- من پرداخت میکنم، بفرمایید ۳۰۰۰۰. - خانم، خانم!
- من برای فلفل ها برمیگردم. - برای اونا برمیگردی؟
- باید عجله کنم. - آره، باید.
الان برمیگردم، باشه؟ الان برمیگردم.
بگیرینش! بگیرینش! بگیرینش!
پول منو بدین! پول منو بدین!
خانم!
لطفا کیف های منو نگه دارید. کیف های منو نگه دارید!
ببخشید!
سلام! من دارم میرم میدون اصلی.
- بیا تو! - میتونم بیام تو؟
سلام، دوست من!
میشه منو سر تقاطع 'Che Guevara' و 'Frantz Fanon' پیاده کنی؟
- نزدیک قصر قدیمی، باشه؟ - بله.
ممنون.
ممنون که کیف های منو نگه داشتید.
خواهش میکنم.
حالت خوبه؟
بله، بله.
نمیدونم چی شد.
فکر کرد من یه کس دیگه ام.
بیا، برو تو این کوچه.
نه. میشه از اون طرف بری؟ سریعتر؟
دوست من، از این طرف.
هی، رفیق، میشه از این کوچه بری؟
دوست من!
لطفا، میتونی...
دوست من، از این طرف.
No comments yet. Be the first to leave one.