Dash & Lily - First Season

Dash & Lily - First Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Dash and Lily S01E07 1080p WEB H264-STRONTiUM
Dash and Lily S01E07 720p WEB H264-STRONTiUM
Dash and Lily S01E07 1080p WEBRip x264-ION10
Dash and Lily S01E07 720p WEBRip x264-ION10
Dash and Lily S01E07 1080p WEBRip XviD MP3-XVID
Dash and Lily S01E07 720p WEBRip XviD MP3-XVID
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: TheTrueAli 🌕 Telegram: @TheTrueAli

تګونه

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
XviD
په خپور شو: 2023-08-20
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 179 کرښې.

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫صبح کریسمسه

‫هر سال بیدار میشم و می‌بینم کل خانواده‌ام...

‫پیژامه‌های یه شکل پوشیدن و جلوی ‫یه درخت با کلی کادو وایستادن

‫حداقل امسال، پسر دفترچه‌ای...

‫می‌تونم به گرفتن هدیه‌ی اسمت امیدوار باشم

‫کریسمس مبارک

‫کریسمس مبارک

‫دفترچه

‫کتاب قاتلان سریالیه که واسه بابا گرفتم

‫اگه دفترچه هنوز نرسیده، ‫مطمئنم یه دلیلی داره

‫آره

‫مهمونی خوش گذشت؟

‫کریسمس مبارک، بابابزرگ

‫- به خیال خودت کجا داری میری؟ ‫- خونه‌ی خانم بازیل ای...

‫- خونه‌ی عمه لیلیان ‫- واسه چی؟

‫بهش قول دادم کمکش کنم کلوچه بپزه

‫کلاً چندتا کار دیگه هست که خواهرم ‫بیشتر از کلوچه‌پزی ازشون بدش میاد

‫اینجا که کسی جشن نمی‌گیره

‫تا ساعت شیش خونه باش

‫ممنون

‫کریسمس مبارک

‫کریسمس مبارک عزیزم

‫کسی چیزی واسه من اینجا نذاشته؟

‫مثلاً یه چیز قرمز که شبیه یه دفترچه‌ست؟

‫دوست مشترکمونو از وقتی ‫یه لنگه چکمه برام آورد، دیگه ندیدمش

‫اونی که دم در می‌بینم، لنگه‌ی دیگه‌شه؟

‫بهش گفتم آماده‌ام که ببینمش. ‫نمی‌دونم کِی چنین اتفاقی می‌افته

‫ولی گفتم اگه وقتی منو می‌بینه ‫چکمه پام باشه...

‫بلافاصله می‌فهمه که من کی‌ام

‫به این فکر کردی که باید چیکار کنی...

‫اگه طرف از نزدیک شبیه ‫اون کسی که توی ذهنته نباشه؟

‫تو که دیدیش

‫ازش خوشت اومد

‫اقرار می‌کنم که ریزبین بودنش برام جذاب بود

‫ولی مهم اینه که تو ازش خوشت بیاد یا نه

‫و اینو خودت تنهایی باید کشف کنی

‫گفت دفترچه رو میاره اینجا

‫اگه یادش رفته باشه چی؟ اگه حرف اشتباهی ‫زده باشم و فراریش داده باشم چی؟

‫گروه سرودمه

‫می‌خوان برم میخونه‌ی مک‌سورلی پیششون

‫وای، مک‌سورلی

‫با استل گتی و بازیگران نمایش "مو" ‫رفتم اونجا

‫اون موقع زنان رو راه نمی‌دادن...

‫ولی استثنا قائل شدن وقتی ‫من و استل رفتیم روی بار...

‫دامن‌هامونو دادیم بالا و...

‫باید بری پیش دوستات

‫اگه دفترچه بیاد چی؟

‫زودی می‌رسونم به دستت ‫(بازی با کلمه. دش به معنی سریع)

‫البته منظور خاصی نداشتم

‫چه منظوری؟

‫گفتم خوش بگذره عزیزم

‫دش. چرا باید با گفتن دش منظوری داشته باشه؟

‫یعنی چی؟ تند و تیزه؟

‫خط تیره‌ست؟

‫اسم من رابط کلماته ‫(دش: خط تیره)

‫رابط کلمات

‫- اسمش ‫- من دش هستم

‫وای نه

‫دش؟

‫می‌دونستم یه گوشه‌ای پیدات می‌کنم. ‫قول دادی با هم برقصیم

‫وای نه

‫بومر!

‫لیلی؟ شماره‌ی منو از کجا آوردی؟

‫زنگ زدم تو بوتس و گفتم دوست‌دخترتم...

‫و توی ارتشم و می‌خوام با یه تماس ‫برای کریسمس سورپرایزت کنم

‫- اونوقت جواب داد؟ ‫- قضیه اورژانسیه

‫راجع به دوستته

‫دش

‫اسمشو بهت گفت؟

‫آها، نگفته بود

‫ولی من الان گفتم

‫باید یه چیزی رو بدونم. دیشب...

‫دوستت توی مهمونی یه دختره ‫به اسم پریا بود؟

‫می‌دونی که این خلاف قوانینه. ‫نمی‌تونم جواب بدم

‫- خواهش می‌کنم. باید بهم بگی ‫- نمی‌تونم

‫به خاطر اینکه اگه خودش بوده باشه، ‫با دوست‌دختر سابقش از مهمونی رفت

‫چیکار کرد؟

‫خواهش می‌کنم بگو که اشتباه می‌کنم. ‫دلم می‌خواد اشتباه کرده باشم

‫ببین، اشتباه نمی‌کنی

‫متأسفم لیلی

‫پسر دفترچه‌ای یه دوست‌دختر داره ‫و از من مخفیش کرده

‫وای عزیزم

‫بزن بر بدن

‫- عه، به سن قانونی نرسیدی ‫- هیس

‫نه

‫اَه، نه

‫- مزه‌ی آب‌نبات میده ‫- اشناپس نعنایی

‫یه گیلاس دیگه می‌خوام

‫ایول!

‫منو فراموش نکرده

‫با یه دختر دیگه دوسته

‫دختره هم حرف نداره

‫خودشم همینطور

‫باهوش و شوخ‌طبعه

‫بانمکه

‫دقیقاً همون چیزی که می‌خواستم...

‫و می‌تونستیم با هم ارتباط برقرار کنیم

‫ولی با دوست‌دختر سابقش رفت

‫منم تا حالا کسی رو نبوسیدم و برامم ‫مهم نیست که همه اینو شنیدن

‫یه پسره هم بود که طوری رفتار کرد ‫که انگار می‌خواد منو ببوسه، ولی این کارو نکرد

‫بهش پیام بده و بگو چه احساسی داری

‫[دلم می‌خواست منو ببوسی. ‫الان توی میخونه‌ی مک‌سورلی‌ام]

‫سلامتی اولین دل‌شکستگیت

‫نوش

‫- یکی براتون میارم ‫- ممنون

‫تو چطوری اومدی اینجا؟

‫بهم پیام دادی عجیب‌الخلقه

‫ولی من که شماره‌تو...

‫پس می‌خواستی ببوسمت؟

‫خب، حالا چرا نبوسیدیم؟

‫خب تو فکرش بودم

‫بعد گفتی تا حالا کسی رو نبوسیدی...

‫و فشار سنگینی روی دوشم افتاد

‫اون چیه؟

‫داروَش ‫

‫از بیرون میخونه دزدیدمش

‫راستش اون راجه. ولی خیلیا چنین اشتباهی...

‫لیلی؟

‫خودتی

‫چی شده؟

‫حس درستی نمیده

‫شاید به خاطر اینکه خیلی وقته ‫که این کارو نکردی

‫نه، دارم تو رو می‌بوسم ‫ولی به اون فکر می‌کنم

‫به عنوان یه همسفر زمان مایه‌ی ناامیدی هستی

‫ببین، نمی‌خوام دوباره این رابطه رو شروع کنم

‫و فکر نکنم تو هم بخوای

‫متوجه نمیشی چون همیشه توی نیویورک ‫زندگی می‌کردی

‫برای من...

‫هر سال بابام به یه پست جدید منتقل میشه ‫و منم باید برم یه کشور جدید

‫و برمی‌گردم و...

‫تو بهم احساس راحتی می‌دادی

‫احساس آشنایی

‫پس حکم همون پالتویی رو داشتم ‫که مجبورم کردی بندازم دور

‫عوض شدی

‫ولی الان متوجه میشم که...

‫به خاطر اون عوض شدی

‫به گمونم این یعنی ما...

‫رابطه‌مون تمومه

‫غم‌انگیزه

‫ولی خوب شد که فهمیدیم

‫احتمالاً بهتر باشه بریم خونه

‫یا اینکه... چند بار توی زندگیمون ‫می‌تونیم بگیم شب کریسمس...

‫توی کتابخونه‌ی مورگان خوابیدیم؟

‫خب احتمالاً خیلی کم

‫و اینجا بهترین جا برای اینه که ‫شب آخرمونو با هم بگذرونیم

‫به عنوان دوتا دوست معمولی

‫ببخشید مامان، حواسم به ساعت نبود. دارم میام

‫نه! یادم رفت دفترچه رو به لیلی برسونم!

‫ببین

‫به عنوان یه دوست یه نصیحتی بهت بکنم؟

‫اگه احساس بینتون واقعیه، لیاقتش ‫برای کریسمس بیشتر از یه دفترچه‌ست

‫ولی من اصلاً نمی‌دونم کجا پیداش کنم

‫این شهر اونقدرا هم بزرگ نیست

‫چی؟ من کِی برنامه‌ی مامانی‌ها رو دانلود کردم؟ ‫

‫برنامه‌ی مامانی‌ها رو برات دانلود می‌کنم

‫یه عکس از چکمه‌اش آپلود می‌کنم ‫و نوتیفیکیشنش رو روشن می‌کنم

‫این زن‌ها از همه‌چی خبر دارن

‫حق با بومر بود. واقعاً از همه‌چی خبر دارن

‫سلام. دوتا بلیط برای اکران ساعت هشت ‫فیلم تطبیق

‫حرف نداره. تا حالا انقدر گریه نکرده بودم، ‫تازه فیلم دفترچه خاطرات رو بیست بار دیدم

‫تطبیق فیلم غم‌انگیزیه؟

‫اشک شادی

‫عالیه

‫یه دختره رو می‌خوام ببرم

‫برای هم می‌نوشتیم، ‫ولی تا حالا همدیگه رو ندیدیم

‫بعد نمی‌دونستم کجا پیداش کنم، ‫ولی امروز صبح...

‫یه پست توی برنامه‌ی مامانی‌ها دیدم

‫- خیلی‌خب ‫- می‌بینی؟ خودشه

‫- این چکمه‌شه ‫- خب به پشممون

‫خیر سرم می‌خوام بلیط فیلم بخرم

‫آقا، اینکه این اطلاعات دقیقاً وقتی ‫پیداش میشه که بهش احتیاج داشتم...

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left