لومړۍ 179 کرښې.
ترجمه: thetrueali
صبح کریسمسه
هر سال بیدار میشم و میبینم کل خانوادهام...
پیژامههای یه شکل پوشیدن و جلوی یه درخت با کلی کادو وایستادن
حداقل امسال، پسر دفترچهای...
میتونم به گرفتن هدیهی اسمت امیدوار باشم
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک
دفترچه
کتاب قاتلان سریالیه که واسه بابا گرفتم
اگه دفترچه هنوز نرسیده، مطمئنم یه دلیلی داره
آره
مهمونی خوش گذشت؟
کریسمس مبارک، بابابزرگ
- به خیال خودت کجا داری میری؟ - خونهی خانم بازیل ای...
- خونهی عمه لیلیان - واسه چی؟
بهش قول دادم کمکش کنم کلوچه بپزه
کلاً چندتا کار دیگه هست که خواهرم بیشتر از کلوچهپزی ازشون بدش میاد
اینجا که کسی جشن نمیگیره
تا ساعت شیش خونه باش
ممنون
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک عزیزم
کسی چیزی واسه من اینجا نذاشته؟
مثلاً یه چیز قرمز که شبیه یه دفترچهست؟
دوست مشترکمونو از وقتی یه لنگه چکمه برام آورد، دیگه ندیدمش
اونی که دم در میبینم، لنگهی دیگهشه؟
بهش گفتم آمادهام که ببینمش. نمیدونم کِی چنین اتفاقی میافته
ولی گفتم اگه وقتی منو میبینه چکمه پام باشه...
بلافاصله میفهمه که من کیام
به این فکر کردی که باید چیکار کنی...
اگه طرف از نزدیک شبیه اون کسی که توی ذهنته نباشه؟
تو که دیدیش
ازش خوشت اومد
اقرار میکنم که ریزبین بودنش برام جذاب بود
ولی مهم اینه که تو ازش خوشت بیاد یا نه
و اینو خودت تنهایی باید کشف کنی
گفت دفترچه رو میاره اینجا
اگه یادش رفته باشه چی؟ اگه حرف اشتباهی زده باشم و فراریش داده باشم چی؟
گروه سرودمه
میخوان برم میخونهی مکسورلی پیششون
وای، مکسورلی
با استل گتی و بازیگران نمایش "مو" رفتم اونجا
اون موقع زنان رو راه نمیدادن...
ولی استثنا قائل شدن وقتی من و استل رفتیم روی بار...
دامنهامونو دادیم بالا و...
باید بری پیش دوستات
اگه دفترچه بیاد چی؟
زودی میرسونم به دستت (بازی با کلمه. دش به معنی سریع)
البته منظور خاصی نداشتم
چه منظوری؟
گفتم خوش بگذره عزیزم
دش. چرا باید با گفتن دش منظوری داشته باشه؟
یعنی چی؟ تند و تیزه؟
خط تیرهست؟
اسم من رابط کلماته (دش: خط تیره)
رابط کلمات
- اسمش - من دش هستم
وای نه
دش؟
میدونستم یه گوشهای پیدات میکنم. قول دادی با هم برقصیم
وای نه
بومر!
لیلی؟ شمارهی منو از کجا آوردی؟
زنگ زدم تو بوتس و گفتم دوستدخترتم...
و توی ارتشم و میخوام با یه تماس برای کریسمس سورپرایزت کنم
- اونوقت جواب داد؟ - قضیه اورژانسیه
راجع به دوستته
دش
اسمشو بهت گفت؟
آها، نگفته بود
ولی من الان گفتم
باید یه چیزی رو بدونم. دیشب...
دوستت توی مهمونی یه دختره به اسم پریا بود؟
میدونی که این خلاف قوانینه. نمیتونم جواب بدم
- خواهش میکنم. باید بهم بگی - نمیتونم
به خاطر اینکه اگه خودش بوده باشه، با دوستدختر سابقش از مهمونی رفت
چیکار کرد؟
خواهش میکنم بگو که اشتباه میکنم. دلم میخواد اشتباه کرده باشم
ببین، اشتباه نمیکنی
متأسفم لیلی
پسر دفترچهای یه دوستدختر داره و از من مخفیش کرده
وای عزیزم
بزن بر بدن
- عه، به سن قانونی نرسیدی - هیس
نه
اَه، نه
- مزهی آبنبات میده - اشناپس نعنایی
یه گیلاس دیگه میخوام
ایول!
منو فراموش نکرده
با یه دختر دیگه دوسته
دختره هم حرف نداره
خودشم همینطور
باهوش و شوخطبعه
بانمکه
دقیقاً همون چیزی که میخواستم...
و میتونستیم با هم ارتباط برقرار کنیم
ولی با دوستدختر سابقش رفت
منم تا حالا کسی رو نبوسیدم و برامم مهم نیست که همه اینو شنیدن
یه پسره هم بود که طوری رفتار کرد که انگار میخواد منو ببوسه، ولی این کارو نکرد
بهش پیام بده و بگو چه احساسی داری
[دلم میخواست منو ببوسی. الان توی میخونهی مکسورلیام]
سلامتی اولین دلشکستگیت
نوش
- یکی براتون میارم - ممنون
تو چطوری اومدی اینجا؟
بهم پیام دادی عجیبالخلقه
ولی من که شمارهتو...
پس میخواستی ببوسمت؟
خب، حالا چرا نبوسیدیم؟
خب تو فکرش بودم
بعد گفتی تا حالا کسی رو نبوسیدی...
و فشار سنگینی روی دوشم افتاد
اون چیه؟
داروَش
از بیرون میخونه دزدیدمش
راستش اون راجه. ولی خیلیا چنین اشتباهی...
لیلی؟
خودتی
چی شده؟
حس درستی نمیده
شاید به خاطر اینکه خیلی وقته که این کارو نکردی
نه، دارم تو رو میبوسم ولی به اون فکر میکنم
به عنوان یه همسفر زمان مایهی ناامیدی هستی
ببین، نمیخوام دوباره این رابطه رو شروع کنم
و فکر نکنم تو هم بخوای
متوجه نمیشی چون همیشه توی نیویورک زندگی میکردی
برای من...
هر سال بابام به یه پست جدید منتقل میشه و منم باید برم یه کشور جدید
و برمیگردم و...
تو بهم احساس راحتی میدادی
احساس آشنایی
پس حکم همون پالتویی رو داشتم که مجبورم کردی بندازم دور
عوض شدی
ولی الان متوجه میشم که...
به خاطر اون عوض شدی
به گمونم این یعنی ما...
رابطهمون تمومه
غمانگیزه
ولی خوب شد که فهمیدیم
احتمالاً بهتر باشه بریم خونه
یا اینکه... چند بار توی زندگیمون میتونیم بگیم شب کریسمس...
توی کتابخونهی مورگان خوابیدیم؟
خب احتمالاً خیلی کم
و اینجا بهترین جا برای اینه که شب آخرمونو با هم بگذرونیم
به عنوان دوتا دوست معمولی
ببخشید مامان، حواسم به ساعت نبود. دارم میام
نه! یادم رفت دفترچه رو به لیلی برسونم!
ببین
به عنوان یه دوست یه نصیحتی بهت بکنم؟
اگه احساس بینتون واقعیه، لیاقتش برای کریسمس بیشتر از یه دفترچهست
ولی من اصلاً نمیدونم کجا پیداش کنم
این شهر اونقدرا هم بزرگ نیست
چی؟ من کِی برنامهی مامانیها رو دانلود کردم؟
برنامهی مامانیها رو برات دانلود میکنم
یه عکس از چکمهاش آپلود میکنم و نوتیفیکیشنش رو روشن میکنم
این زنها از همهچی خبر دارن
حق با بومر بود. واقعاً از همهچی خبر دارن
سلام. دوتا بلیط برای اکران ساعت هشت فیلم تطبیق
حرف نداره. تا حالا انقدر گریه نکرده بودم، تازه فیلم دفترچه خاطرات رو بیست بار دیدم
تطبیق فیلم غمانگیزیه؟
اشک شادی
عالیه
یه دختره رو میخوام ببرم
برای هم مینوشتیم، ولی تا حالا همدیگه رو ندیدیم
بعد نمیدونستم کجا پیداش کنم، ولی امروز صبح...
یه پست توی برنامهی مامانیها دیدم
- خیلیخب - میبینی؟ خودشه
- این چکمهشه - خب به پشممون
خیر سرم میخوام بلیط فیلم بخرم
آقا، اینکه این اطلاعات دقیقاً وقتی پیداش میشه که بهش احتیاج داشتم...
No comments yet. Be the first to leave one.