Tora-san Makes Excuses

Tora-san Makes Excuses (男はつらいよ 寅次郎の青春)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Otoko wa tsurai yo Torajiro no seishun 1992 720p BrRip YIFY 30NAMA
د لخوا تبصره amirrezabagheri
مترجم: امیررضا باقری

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-07-05
ډاونلوډونه: 10
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

فیلم شوچیکو

نزدیک دریاچه شینوبازو در اوئنو،

موسیقی خوشگذرانی‌ها با فرا رسیدن شب محو میشد…

دکتر… توراجیرو کوروما………

با عجله می‌نوشت ترجمه شکسپیر…

مطمئناً بسیار عجولانه…

در همین حال، ایزومی، "دختر ایسِیای لباس‌فروش"

داشت فرار میکرد از یک ازدواج تعیین شده…

راستش را بگویم،

خواهرزاده پروفسور کوروما میتسوئو و ایزومی عاشق هم بودند…

گریه نکن ایزومی. جرات داشته باش

با سوءظن به رفتارِ دخترش…

پدر دختر اراذل و اوباش را استخدام کرد تا تعقیبش کنند...

دایی، لطفاً درو باز کن!

کی اونجاست؟

این من هستم، خواهرزاده‌ات، میتسوئو.

میتسوئو؟

چه چیزی باعث شده اینجا بیای؟

کسی پشتت هست؟

دایی، این تنها دخترِ ایسِیا هست.

من ایزومی هستم.

چه دختر زیبایی!

پس این دختر همونیه که دلِ تو رو برده.

دایی، ما ...

بعدا فعلا بیا داخل

مادربزرگ! رختخواب در طبقه بالا آماده کن!

برو بالا نگران نباش.

اونها ما رو پیدا کردن، معشوقه جوان!

اوه، نه!

چه کنیم؟ من میترسم.

به من بسپار من میتونم اداره‌شون کنم.

دایی...

لطفا مراقب باش.

پروفسور کوروما همچنین متخصص هنرهای رزمی بود…

با خیال راحت بیرون رفت…

وایسا پیرمرد دخالت نکن!

اون میتونه مبارزه کنه!

صبر کن

من شکستت میدم.

حالا من اومدم!

دایی!

دایی!

من یک استاد هستم، با کمربند مشکی! توراجیرو کوروما!

خیلی سخت نیست، ها؟

دایی!

دایی!

آقا!

آقا!

این مال شما نیست؟

متشکرم

رویا بود؟

تورا-سان بهانه می‌آورد

من به دنیا آمدم و بزرگ شدم در شیباماتا، کاتسوشیکا…

کوروما نام خانوادگی منه… و نام من توراجیرو هست…

ولی مردم منو تورا صدا می‌کنن، دستفروش خیابانی…

کیوشی آتسومی در نقش تورا

چیکو بایشو در نقش ساکورا

جون فوبوکی در نقش چوکو

ماسامی شیموجو در نقش عمو چیکو میساکی در نقش زن عمو

جین مائدا در نقش هیروشی

هیسائو دازای در نقش رئیس کارگاه گاجیرو ساتو در نقش گنکو

چیشو ریو در نقش کشیش اعظم

ماساتوشی ناگاسه در نقش ریوسوکه ماری ناتسوکی در نقش ریکو

هیده‌تاکا یوشیئوکا در نقش میتسوئو

کومیکو گوتو در نقش ایزومی

تهیه کننده اجرایی: شیگهیرو ناکاگاوا

تهیه کنندگان: کیوشی شیمازو هیروشی فوکازاوا

برنامه ریزی شده توسط شون‌ایچی کوبایاشی

نوشته شده توسط یوجی یامادا یوشیتاکا آساما

فیلمبرداری: تتسو تاکابا

موسیقی: نائوزومی یاماموتو کارگردانی هنری: میتسوئو دگاوا

دوربین: میتسوفومی هانادا نورپردازی: یوشیفومی آئوکی

تدوین: ایوائو ایشی

صدابرداری: ایسائو سوزوکی میکس صدا: ریوجی ماتسوموتو

نویسنده و کارگردان یوجی یامادا

بابا، آهسته!

تو خیلی ضعیفی!

از نظر جسمی ضعیفی. از نظر فکری هم که هیچی!

دست از اذیت کردن من بردار

هر روز بیا من درستت میکنم!

چه اتفاقی افتاد؟

نفسش بند اومد در معبد تایشاکو

تاکسی میخواست.

وای!

امروز دوشنبه‌ست؟

البته.

پس، فردا سه شنبه

معلومه دیگه.

ایزومی فردا از کار خارج میشه.

پس؟

داشتیم حرف میزدیم...

غذای پانسیونش واقعا داغونه!

پس؟

میتونم دعوتش کنم برای شام امشب؟

مطمئنا

اون الان چند وقته توی توکیوست؟

از آوریل. تقریبا شش ماه.

شاید گراتن مورد علاقه‌شو درست کنم.

لطفا

بابا من میرم

تو دیر میای؟

حدود هفت ایزومی رو میارم.

خداحافظ

فقط وقتی ایزومی میاد اخلاقش خوبه!

حداقل اونو به اینجا میاره.

بیشتر بچه‌ها دوست دارن بیرون از خونه قرار بذارن.

پول نداره، احتمالاً

شاید...

ایزومی فقط مادرشو داره.

و از نوع خانه‌دار نیست.

میتسوئو میخواد ایزومی از زندگی خانگی لذت ببره

کلاس لغو شده.

شوخی میکنی!

دوباره نه!

صبح بخیر، گنکو حال کشیش اعظم خوبه؟

چقدر؟

ففط ۱۰۳۰ ین لطفا.

آیا به مرکز اجتماعی رفتی؟

براشون ماشین فرستادن. با ۶۰ تا جعبه.

خوبه!

صبح بخیر. امشب جشنوار‌ه‌ی ماه داریم؟

اینجا شام بخورید من یک چیز درست میکنم.

ما نمیتونیم.

ایزومی امشب میاد... دوست دختر میتسوئو

همه میتونین بیاین

میتسوئو میخواد توی خونه غذا بخوره.

اون دیگه به ما سر نمیزنه. یعنی نمیخواد ما رو ببینه؟

احمق نباش!

غذا خوردن با ما آدم‌های پیر جالب نیست

برای میتسوئو یا ایزومی.

چقدر غیر دوستانه!

سانپی با ما شام بخور جشنواره‌ی ماه داریم

من امشب با یه دوست ملاقات میکنم.

دوست دختر؟

با ما شام بخور رئیس کارگاه

من مشروب میخورم با بچه‌های اداره مالیات

فقط یه شام ​​خوب با عمو بخور

غذا خوردن جالب نیست با اون فسیل قدیمی

منم همینطور، احمق!

اگه تورا اینجا بود.

اون مهربانه، بنابراین میگه "حتما، زن عمو، من میام."

اینطوری میگفت.

فقط چون دوره، دلتنگش هستین فعلاً اما...

خوش اومدین!

ببخشید

من به دنبال موتزارت هستم.

همه نوعش وجود داره

ارکستر، اپرا، پیانو...

امشب بیا مامان داره برات آشپزی میکنه

من دوباره ملاقاتت میکنم همون زمان همیشگی.

اینجا موسیقی کلاسیکه.

"ازدواج فیگارو."

ازدواج...

من خونه هستم.

خوش اومدی.

شام خوردی؟

با یک مشتری.

مقداری آبجو؟

داری میریزی؟... فقط یکی.

از شام لذت میبری؟

من سیر شدم

شما آشپز خوبی هستی نحوه درست کردن گراتنو به من آموزش بده.

وقتی تمامِ روز کار میکنه گرسنه میشه

الان به کار عادت کردی؟

به خاطر سپردنِ اون همه عناوین سخته

آیا مشتری‌های عجیب و غریب پیدا نمیکنی؟

چی شده؟

یه آدم شوخ‌طبع اومد

گفت: "کمکم کن پیدا کنم آهنگی که دوست دارم."

اما اون نمیدونست خواننده یا عنوان رو...

گفتم غیر ممکنه. شروع کرد به خوندنش!

اون خوندنش خوب بود!

خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم، دو بیت خوند.

چه آهنگی بود؟

میری کیتاهارا "مرثیه ایشیکاری."

وقتی پیداش کردم،

یک اسکناس ۵۰۰۰ ینی به من داد و گفت: باقی رو نگه دار.

پس آدم‌هایی مثل دایی، همه جا پیدا میشن.

در مورد تورا صحبت میکنی؟

درسته

خیلی وقته ندیدمش!

اون خیلی وقته برنگشته

دلم براش تنگ شده میخوام بدونم الان داره چیکار میکنه

احتمالا در حال آواز خوندنه توی یک مهمانخانه محلی

ولشون کن بشین

بعدا انجامشون میدم

بهتره برم

به این زودی؟

دیگه آخر وقته.

من زنگ میزنم بخواب

اما من همیشه ...

نگران نباش.

این همون چیزیه که ما روش برنامه‌ریزی کردیم.

بمون. هنوز چای نخوردی

یا فردا سرت شلوغه؟

نه، درسته؟

من تازه قرار بود برم لباس بشورم و به مامانم زنگ بزنم

پس بمون مامان میگه بهش.

پس می‌مونم.

من لحاف‌ها رو پهن میکنم.

Tora-san Makes Excuses subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left