لومړۍ 200 کرښې.
افسر برودی شکایت کرده
بجرم آزار جنسی ازتون
با حقوق کامل از کار معلق میشید
خیلی مهمه که رییس زندان
و سردسته از هم حمایت کنن
میخوای باهم کار کنیم
دسترسی به اینترنت میخوام برای چی؟
چندتا فایل پرینت بگیرم برای دادگاه فرجام خواهیم
یالا یالا
سوپرمارکت سفارش شیر خشک رو آورده
سوز ماشینو روشن کن من اینکارو نمیکنم مامان
نه
روبی دنی رو کشته
وینتر اینو تو سلولت پیدا کردن بندازش انفرادی
من هنوز مادرشم
تو میدونی چی کشیدم
باید آزادم کنی نمیتونم
تو ناسلامتی رییس زندانی لعنتی بذار برم
روبی
روبی
خانم 26 ساله بیهوش شده
بعد از سر درد شدید و سرگیجه
مردمک چشمها فعال هستند
سابقه ضربه سر و صرع
وجود تورم رگهای مغزی
در سرخرگ اصلی دیده میشه
سی تی اسکن بدون کنتراست بگیرید
فشار خون 16 روی 11
اکسیژن خون به شدت پایینه
مردمک چشمها فعاله
خون بهش بزنید و آماده وصل کردن لوله تنفسی
یک سی تی اسکن از مغز بگیرید
یکی از رگهای مغز پاره شده
برای قطع خونریزی باید فورا عمل بشه
شرایطش بحرانیه عمل ریسک بالایی داره
مرگ مغزی شد؟
بای دبذاری برم بیمارستان
باید کنار خواهرم باشم لطفا خانم بنت
میفهمم اما تصمیمش با آقای جکسونه
التماستون میکنم
باهاش مطرح میکنم
امروز روز شانسته
ریس تصمیم گرفته بفرستت بند عمومی
خبر خاصی نشده؟
چرا راستش
تو سلول وینتر هرویین پیدا کردم
خیلی ناچیزه
کز مرده
اون شده سردسته تو هم بیخیال مواد شدی؟
نه فقط میدونم بخاطر مرگ پسرش مواد مصرف میکنه
یعنی یک مادر سوگواره؟ مافیای مواد مخدر هم نیست
با توجه به اتفاقاتی که افتاده بهتره اینجا باشه
زنها بهش نیاز دارن
خوشحالم امروز مهربون شدی
چون بنظرم باید کانرز رو بفرستیم بره پیش روبی
همینطوری هم پرسنل کم داریم
نامزدش تازه مرده خواهرشم ممکنه زنده نمونه
بهش فکر میکنم
لطفا سریع فکر کن
خبر روبی رو شنیدم
از بیمارستان خبری نشده؟
فقط گفتن
باید عمل بشه
ریتا میخواد باهاش بره
آقای برودی گفته یکی از رگهای مغزش پاره شده
بمن ربطی نداشته
داشتی میرفتی بهداری که بهش حمله کنی
برای همین من بهم خیانت کردی؟ منو به نگهبان فروختی؟
متاسفم
باید مانعت میشدم
درست فکر نمیکردی
واقعا فکر کردم میکشیش
شاید دنیا انتقامم رو بگیره
بخاطر دنی
میدونم چقدر دوستش داشتی
ما خانواده بودیم الی
فقط تو برام موندی
دادگاه خفت بار
مدیر سابق زندان دریک چنینگ
بیا تو
رییس وینتر ممنون
قرار هست حکم آقای چنینگ شکسته یا تجدید نظر بشه
پس از صحبتهای دادستان کل
بشین
ممنون از انفرادی آوردیم بیرون
شرمنده عصبانی شدم
خوبی؟ اره خوبم
قتل کز به کجا رسید؟
پلیس هیچی از زنها دستگیرش نشد
تو چیزی شنیدی؟
فقط اینکه خانم بنت فکر میکنه کار من بوده
اونم مثل من درمونده شده
من و کز باهم خوب نبودیم اما دارم تمام تلاشم رو میکنم
ما الان یک تیم هستیم ویل
تو که نمیخوای بذاری کانرز بره بیمارستان؟
از کجا شنیدی؟
باورم نشد بنظرم خیلی غیر منصفانست
بمن اجازه داده نشد کنار پسرم باشم
قبل از مرگش
گفتن قانونه خب
هنوز تصمیمی نگرفتم
نمیتونی براش استثنا قایل بشی
نا سلامتی اون یک قاتله
چرا باید بهش ارفاقی بشه؟
کاستانزا
خانم مایلز؟
بله نواک؟ میخوام برگردم بند اچ یک
اول میخواستی بری اچ 3 الان اچ یک؟
مگه اینجا هتله؟
تحقیقات به کجا رسید؟
رسما هیچی
منظورت چیه؟ باید انتقال کز رو بگیریم
اگه اینقدر به عدالت اعتقاد داری
بهتره یک اطلاعاتی بدست بیاری
اگه چیزی پیدا نکنیم چی؟
هیچ کس چیزی نمیگه نه آخه ما واقعا هیچی نمیدونیم
میخوای چیکار کنم؟
از کونم قاتل بکشم بیرون؟
بقدر کافی بزرگ هست
میخوام با رفیقت یک شرط دیگه ببندم
لیندا الانشم 20 هزارتا زیر زمینی
داره بهم فشار میاره قسط بندیش کنم
میدونم الان ندارم
اما یک چیزی مطمئن سراغ دارم که ردیفش میکنه
باشه این یبارو درست میکنم
عالیه ممنونم
اما فقط همین بار باشه
قضیه مالی رو ردیف کن باشه
بله؟
وقت داری؟ حتما
با پلیس داشتم حرف میزدم
چرا میگی ماری وینتر مانع تحقیقات شده؟
خون روی ژاکت با خونش میخونه
مال قاتل باید خون کز روش باشه
باید اون ژاکت کوفتی رو پیدا کنیم اره اما
اگه وینتر برای کاستا پاپوش دوخته
که بشه سردسته
میتونسته بهمین علت کز رو هم بکشه
نظریاتمون رو به پلیس میگیم
دستور یک تفتیش دیگه دادم چی؟
ممکنه بازم هیچی گیرمون نیاد
چه غلطی ازم برمیاد ویرا؟
هرکی پراکتور رو کشته هنوزم تو همین زندان لعنتیه
هربار تفتیش میکنیم
بهشون میفهمونیم بیخیال نشدیم
ویل باشه میفهمم
درباره درخواست کانر فکر کردم جوابم منفیه
چی؟
ویل این درخواست منم بود
تو خوب میدونی این خلاف مقرراته
خبری از روبی نشد؟ هیچی
ریتا داره دیوانه میشه بیچاره
چی مینویسی؟
یادداشت برای جعبه خاطرات؟ نه عزیزم
میخوام یک نامه برای آرتی بنویسم
ازش خواستم بیاد ملاقاتم
الان 17 ساله شده
واسه خودش مردیه
هی نه
درباره مریضیت بهش گفتی؟
نه
با داروهای دکتر میلر حالم بهتره
بهتره اول آرتی رو ببینم و ازش عذرخواهی کنم
چون حافظت درست کار میکنه
اره دقیقا
میخوای جبران مافات کنی؟
ها؟ قدم شماره 9
ببخشید چی هست؟ ولش کن بنویس
اعتراف میکنی قدرتی نداری و زندگیت از کنترل خارجه
نمیبینی تو زندانه ها میدونی کله خر
اگه واقعا بخوای از کسی که آزارش دادی عذرخواهی کنی
باید اول به درگاه خدا اعتراف کنی
چه اشتباهی کردی خدای من
میدونه چه اشتباهی کرده
با تراکتور از روی مادر شوهرش رد شده بله
ای وای من
دیگه آگاهی روانی میخوای چیکار؟
عجب حرفهایی میزنی
وقتی بخوام بد حرف نمیزنم
خیلی خب چرا از من عذرخواهی نمیکنی؟
برای چی کله خر؟
یالا بگو چیزی هست میخوای بگی؟
نه فقط خواستم بگم
هی هی هی بسش کنید
نه
نمیفهمید چقدر خوش شانسید که همدیگرو دارید؟
هیچ چیز مهمتر از خانواده نیست
میدونه منظروی ندارم مگه نه؟
نمیتونی خودتو کنترل کنی
روبی
روبی
خبری نشد؟
خبری از روبی نشد؟
خوبی؟
منتظرم ببینم کی میرم بیمارستان
کاش عجله میکردن
کانرز
متاسفم
رییس اجازه ملاقات بیمارستان نمیده خلاف مقرراته
کاری ازتون برنمیاد خانم بنت؟
No comments yet. Be the first to leave one.