لومړۍ 200 کرښې.
بعد از ۴ سال، جام سوپریم و اینوینسیبل دوباره داره برگزار میشه!
بهترین تیمهای دنیا اینجا جمع شدن!
بله، دقیقاً همینه، تماشاگران عزیز!
۱۶ تیم قدرتمند رسماً اینجا حضور دارن!
اولین تیمی که وارد صحنه میشه: تیم اژدهای طلایی!
اونها مثل برق سریع هستن.
مثل اژدها خشن و باوقار هستن.
بعدیش تیم گنگا.
که بهشون میگن "ارتش انسانهای غیرعادی".
اونها مرموز و غیرقابل پیشبینی هستن.
تیم شکوفهی هلو.
پشت زیباییشون قلبی مرگبار پنهان شده.
اونها استاد تاکتیکهای حیلهگرانه هستن.
تیم مرجان.
اونها از محدودیت توانایی جسمی فراتر میرن.
قدرت مطلق.
و این هم اونها...
قهرمان هفت دورهی متوالی...
تیم رودخانهی بزرگ!
ترکیب بینقص تاکتیک و قدرت بدنی.
اونها اشراف فوتبال هستن.
تیم اِمی.
این اولین بارشه که به صحنهی بزرگ اومدن.
اطلاعات زیادی دربارهشون نداریم، اما شاید خالهجونها بلد باشن برقصن.
لطفاً بفرمایید داخل.
بیا بریم.
بیاید همه به رئیس لینا ژائو خوشآمد بگیم!
فقط اومدم این رو بگم...
سفر جام سوپریم و اینوینسیبل دوباره شروع شد!
فوتبال کونگفویی ترجمه و تنظیم زیرنویس از محسن جوان
صبر کنید، طبق اطلاعاتی که به ما دادن،
میانگین سنی بازیکنای تیم اِمی ۳۵ ساله.
بیشترشون بازیکنای بازنشسته هستن.
چرا دوباره شروع به بازی کردید؟ - ۳۵ سال خیلی زیاده؟!
مشکل همینجاست...
برای به دست آوردن مهارت قدرت اِمی سالهای زیادی زمان لازمه.
قدرت ما الان در اوجشه.
قدرت اِمی؟ بله.
ترکیب فوتبال با کونگفو.
فیلم شائولین ساکر رو دیدی؟ - نه.
پس نمیفهمی!
به هر حال، کلمهی "شکست" تو دیکشنری من نیست.
اما تو مسابقات انتخابی این هفته،
تیم شما به ضعیفترین تیم تاریخ،
تیم ماهی خشک باخته، - اون موقع اونها خیلی ضعیف بودن.
- برای همین نمیخواستیم بهشون آسیب بزنیم. - یعنی...
از روی دلسوزی بهشون باختید؟ - بله!
نه!
بازیکن نباید اینقدر دلرحم باشه. قدرت ما واقعاً غیرعادیه.
کاملاً درسته.
وقتی با تیم دیگهای بازی کردیم، نزدیک بود نصف تیمشون رو بکشیم.
حتی دروازه هم شکست،
خیلی از تماشاگرا زخمی شدن. ولی زود خوب شدن.
اوه، فهمیدم.
نکنه یه داروی اشتباهی خوردی؟ در واقع، اون هیچوقت هیچ دارویی نمیخوره.
فوتبال...
یه بازی دو کلمهایه...
بی-واتر، مای-فرند!
بی-وا-تر-مای-فرند.
این که پنج تا کلمهست.
بی-واتر، مای-فرند،
دو تا کلمهست. بی-وا-تر-مای-فرند...
- این چه مسخرهبازیه؟ - کدوم دو کلمه؟
ببخشید.
ما کار فوری داریم.
برای امروز همینقدر کافیه!
چرتوپرتهایی که تیم اِمی همین الان گفت
خبرنگارها رو گیج کرده.
کاربرای اینترنت واکنش خیلی منفی نشون میدن.
اونا چی میگن؟
سعی میکنن همهی نظرات منفی رو بپوشونن.
خط یک، قربان.
استادان بزرگ!
مدت تبعید شما چقدره؟
اسمت چیه، خوشگله؟
تنهایی من یکم بیش از حد طولانی شده.
چی شده، آقای رئیس؟
ما به مشکل خوردیم! حرف زدن تیم
مردم رو خیلی عصبانی کرده!
کاپیتان شما جلوی رسانهها خیلی زود عصبانی میشه.
فشار خونم داره از اینا میره بالا.
این اولین تورنمنت بزرگ دختراست.
اگه حرف اشتباهی زدن، لطفاً با دیدهی اغماض نگاه کنید.
میشنوی؟
کاربرای اینترنت دارن خانوادهی من رو به مرگ تهدید میکنن!
اونا واقعاً همین رو گفتن، نه؟
هر کاری دلت میخواد بکن.
برای فرار از شهر یه بلیت رزرو کن! - هی، آروم باش.
من یه متخصص فرستادم تا اونها رو درست تربیت کنه.
اسم اون احمق رو میگی؟
عموی من...
عمو بزرگشون.
عمو چن، قبل از تعمیر آب رو قطع کن.
وگرنه تو این سن پیری سرما میخوری میمیری. - باشه!
خوش اومدی. عمو بزرگ
من مربی گوانگهوئی هستم. - سلام، مربی.
در واقع، من آشپزشون هستم. شوانگ-یی مربی اصلیه.
خیلی وقته ندیدمت، عمو بزرگ.
خیلی وقته ندیدمت، شوانگ.
خیلی وقته ندیدمت، جِید. - عمو بزرگ.
شما روز به روز جوونتر میشید.
هنوز بعضیهاتون رو نمیشناسم.
اسم من شو فِنگه، از نظر فنی عمو بزرگ شما هستم.
ولی نیازی نیست نگران حساب کتاب بزرگ و کوچیک باشید.
من از خارج درس خوندم و برگشتم، تجربهی زیادی ندارم.
ولی من به عنوان مشاورتون میمونم. - عمو بزرگ.
یادتونه وقتی توی توالت افتادید؟
اگه ما شما رو بیرون نمیکشیدیم، تو همون چاه کثیف خفه میشدید.
قانون شماره ۹ خاندان!
هیچوقت با بزرگترها بیادبی نکن!
شما همین الان گفتید که نگران بزرگ و کوچیک بودن نباشیم.
این ربطی به بزرگ و کوچیک بودن نداره.
این مربوط به ادب و نزاکته. شما هیچ ادبی ندارید؟
ببخشید، عمو بزرگ.
اشتباه از ما بود.
کی به تو گفت وسط حرف بیای، دیوونه؟
من...
داد زدن فایدهای نداره.
حفظ اخلاق درست باعث موفقیت میشه، و خانم، پریدن وسط حرف بیادبیه.
فهمیدم. - دیدید؟
به گپتون ادامه بدید. استادتون الان در تبعیده.
اون یه مسئولیت مهم به من داده.
اون چیه؟
هدایت شما به سمت مسیر پیروزی.
مسیر پیروزی! فوقالعادهست!
بزن بریم جوجهها! - بریم سر کار!
شما خیلی خوشتیپی - نه.
موهای من رو خراب نکن...
یه شونهی دیگه هم هست!
عمو بزرگ، شما چند تا سر دارید؟
شونهی دیگهای هم هست؟
با بزرگترها بیادبی نکن!
اخلاق درست رو حفظ کن تا موفق بشی.
مودب باش.
بذار ببینم... خجالت نکش.
چرا صورتت داره قرمز میشه؟
نکنه مریضی؟
۸۸!
حاضر!
نبض ضعیف، مشکل کلیه، زانوهای ضعیف...
شبها تکرر ادرار، بیانگیزگی، بیاستقامتی...
از نظر جسمی و روحی کاملاً به هم ریخته...
فهمیدم، بعداً خصوصی صحبت میکنیم.
اون متخصص ماساژ ماست، ۸۸.
اون نابیناست.
دوباره اشتباه کردم، سمت چپی خوشگلتره.
دیگه بسه!
نترس، عمو بزرگ.
ازدواج کردی، ولی هنوز مثل باکرهها خجالت میکشی!
حیا نداری؟ من طلاق گرفتم، خفه شو.
اونها خیلی عصبانیان و دوست دارن همه رو بترسونن.
من ازت محافظت میکنم.
ما هم از تو محافظت میکنیم!
چه نیروی درونی فوقالعادهای!
بیا مسابقه بدیم! شاگردای اِمی، به حرف من گوش کنید!
دارید من رو مسخره میکنید؟
نه قربان!
اونها یکم باهات شوخی میکردن.
وقت شوخی نداریم! من خیلی جدیم، سیکرل.
من به همکاری و اطاعت شما نیاز دارم!
"تیم اِمی فقط گندهگوزی میکنه."
"یه روز از روی اونها با کامیون رد میشن."
"تیم اِمی، شما کاملاً بیلیاقتید."
شما به دلایل اشتباه ترند شدید! به حرف اونها گوش ندید!
فقط به من توجه کنید!
من داشتم دربارهی تو حرف میزدم!
معنی اون کلمهی انگلیسی چیه؟
بی-واتر، مای-فرند
اون ذکر بروس لیه.
این یه تورنمنت در سطح جهانیه، برای همین من انگلیسی حرف میزنم!
اگه من بگم،
"مثل آب روان باش، خواهرای من."
چطور؟ - شما جلوی همه با هم دعوا کردید.
خجالت نمیکشید؟ - اون اول شروع کرد!
بی-واتر، مای-فرند
این دو تا کلمهست.
بی-واتر، مای-فرند
چند تا کلمه شد؟ - به کی چه ربطی داره؟
جلوی خبرنگارا سعی کنید طبیعی رفتار کنید، فهمیدید؟
باشه.
حتماً.
- من چینی حرف میزنم... - من نمیخوام به کسی فحش بدم...
- چینی سلیس. - ولی اگه اون دوباره اون رو بگه...
- تلفظ واضح. - من حتماً فحش میدم.
دیگه بسه!
به هر حال، همه دهنتون رو ببندید.
سلام.
من باید به بزرگترهام احترام بذارم.
چون تو تیم شما بزرگترهای زیادی هستن...
اگه کسی آسیب دید، من میخوام هزینهی درمانش رو بدم.
خیلی خوبه.
من رو ببخشید.
استاد بزرگ، شانس با شما یار نبوده.
شما باید بیشتر تمرکز کنید.
درست میگی.
من نگران دخترهام هستم.
حالا که خودت این موضوع رو مطرح کردی...
تیم اِمی یکم از مد افتادهست.
اونها چطور دووم میارن؟ - منظور من این نبود.
من نگران حریفهای اونهام.
No comments yet. Be the first to leave one.