لومړۍ 162 کرښې.
ای اهالی 'آز'،
دوازده تا جزر و مد گذشته
از وقتی که ساحرهی شرور غرب فرار کرده
با 'گریموری' ما.
بچههاتونو حفظ کنید.
به هیچ حیوونی اعتماد نکنید.
اون از بین برده میشه.
تا اون موقع، تصور 'جادوگر' از
'آزِ' فردا داره پیشرفت میکنه.
زود باش! بجنب!
خیلی خب، بار کنین ببرین.
یالا! بریم! بجنب!
حرف زدن ممنوع.
'جادوگر' میخواد جاده تموم شه.
بجنب! بجنب!
یالا، بریم! بجنب!
اون سبدو پر کن!
به حرکت ادامه بده.
زود باش.
زود باش. به حرکت ادامه بده.
پاشو!
زود باش.
هوی. آروم باش.
هوی، هوی، هوی، هوی، هوی، هوی.
عقب!
عقب نشینی! گاردها، عقب نشینی!
این ساحرهست!
ز
زی
زیر
زیرن
زیرنو
زیرنوی
زیرنویس
زیرنویس
زیرنویس s
زیرنویس sh
زیرنویس shi
زیرنویس shin
زیرنویس shine
زیرنویس shine0
زیرنویس shine02
زیرنویس shine021
ساحره! اون برگشته!
شرور: برای همیشه
برو، برو!
آزادشون کن!
با من بیا.
چی؟
برای ملاقات با 'جادوگر'.
'جادوگر' الان شما رو میبینه.
خب، فکر کنم.
ممنونم.
خوب. خوب. خوب. خوب. خوب.
خوب.
اون خیلی خوبه.
گلیندای عزیز.
هوپ!
یه 'کوآنْسِرت' تو 'کوآکس' هست،
اگه میخوای بری، هفته دیگه.
اوه. شاید.
اه، گروه 'کوادلینگ کووروم' میخواد ازت تقدیر کنه.
فقط هنوز مطمئن نیستن واسه چی.
خوشحالم که میشنوم.
و یه نفر شیرینی فرستاده.
به نفعمونه.
هی، اینا رو بفرستین به اون خونهی کوچیکم، لطفا.
لباسای هفته پیش؟
اوه، شاید، اه، بدین به بدبخت بیچارهها.
اوه، البته. ایدهی خوبیه.
و، میدونی،
تا وقتی که داریم این کارو میکنیم، واقعا باید
دنبال ثبت تجاری کلمه 'خوب' باشیم.
- اوه. این خو-- - اوه.
منظورم اینه که من 'گوسیفاید' شدم.
فولیکولهام دارن جیغ میکشن.
- من خیلی عاشق کارمم. - آو. خوب.
مادام موریبل.
منو ببخشید که منتظرتون گذاشتم.
هیچ ایدهای نداشتم.
چیزی شده؟ 'الفابا'ست؟
منظورت ساحرهی شروره؟
درسته، البته.
- بیا تو، بیا تو. - خانم موریبل...
میخواین ما براتون صورت جلسه بنویسیم؟
...م-- من میتونم، میتونم براتون، مثلا، یه خوراکی کوچیک بیارم.
یه خوراکی کوچیک میخوای؟
مثل یه 'چری فرزل' یا یه 'جوس پاف'؟
'خانم موریبل'؟
اون ازدواج نکرده.
تو بای...
با وجود جادهی آجری زرد
و افتتاحیه بزرگ پیش رو و حملات ساحرهی شرور
که داره جسورتر میشه، مردم خیلی نگرانن.
پس مهمتر از همیشه است
که شما روحیه همه رو بالا ببرین،
همونطوری که فقط از شما برمیاد.
به همین دلیله.
اوه، مادام، من عاشقشم.
این چیه؟
وسیلهی حمل و نقل جدیدتون.
گوی کروی متحرک مخصوص خودتون.
پس، مثل یه حباب؟
آره.
قرار بود این اتفاق بیفته؟
اشکالی نداره.
مطمئنی؟
چ--
این همون کاری رو میکنه که من فکر میکنم؟
نه!
نمیتونم.
عمرا!
من 'آبسسیولیتد' شدم.
'جادوگر' اون رو مخصوصا برای شما ساخته.
اعلیحضرت 'آز' اینطور حس میکنن که خیلی مهمه که شما، به عنوان ساحرهی خوب ما،
هم هوایی باشین.
موافقم.
ولی نگرانناتوانیت نباش
تو تولید هیچ جادوی واقعی.
این اختراع نقصت رو میپوشونه.
مکانیسم حباب خیلی زیرکانه پنهان شده.
مردم فکر میکنن که تو داری با جادوت شناورش میکنی
با قدرتهای جادوگری خودت.
پس، بذار فکر کنن.
درسته.
ولی اینو یادت نره.
چوب دستی خیلی تاثیرگذاره.
تو مراسم افتتاحیه میبینمت.
خیلی ممنونم.
یه چوب دستی جادویی؟
تولدت مبارک، گالیندا.
این همون چیزیه که بیشتر از همه میخواستم.
بیا، یه امتحانی بکن.
آره، امتحانش کن!
جادو! جادو! جادو! جادو! جادو!
زود باش.
اوه.
یادم رفت ورد رو بخونم.
اوه! -اوه، آره.
چوب دستی. آره. آره. آره.
من بدینوسیله دستور میدم که یه اتفاق جادویی باید بیفته!
اون حتی نمیتونه یه جرقه هم درست کنه. -
نگاه کن! یه رنگین کمون هست.
وای.
تو اینو درست کردی؟
اوم...
خب، میدونی که من چقدر عاشق رنگین کمونم.
اوه، وای!
اون دوست منه!
'پاپسیکل' برو رنگین کمون رو ببین!
فوق العاده نیست؟
کی حاضره یکم کیک بخوره؟
برو 'رزی' و 'پوزی' رو ببین.
چی شده، عزیزم؟
تو به هر چی که میخواستی رسیدی.
میدونم، ولی میخوام جادویی باشم.
واقعا.
و... من نیستم.
اوه، ولی، عزیزترینم، همه دوستت دارن.
باور کن، این تمام چیزیه که همیشه بهش نیاز داری.
پس اون لبخندت کو؟
این دختر منه.
No comments yet. Be the first to leave one.