エ・キ・ス・ト・ラ!!!

エ・キ・ス・ト・ラ!!!

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

This Is Going to Hurt S01E01 1080p iP WEBRip GalaxyTV
This Is Going to Hurt S01E01 720p iP WEBRip GalaxyTV
This Is Going to Hurt S01E01 1080p iP WEB-DL playWEB
This Is Going to Hurt S01E01 720p iP WEB-DL playWEB
This Is Going to Hurt S01E01 1080p WEB-DL-RTN
This Is Going to Hurt S01E01 720p WEB-DL-RTN
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

other
په خپور شو: 2022-09-05
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫گندش بزنن

‫لعنتی

‫- الو؟ ‫- سلام آدام، شروتی هستم

‫یکی از اس‌اچ‌اوها هستم. شرمنده مزاحم شدم ‫(پزشک غیرمشاور)

‫تو امروز توی فهرست بخش زایمان هستی...

‫- آقای لاکهارت هم... ‫- آره، آره

‫بهش بگو خیلی شرمنده‌ام

‫فکر کنم یه تصادفی شده. ‫یه ساعته اینجا گیر کردم

‫یه دقیقه دیگه هم می‌رسم

‫خب نمردم، درسته؟

‫خواهش می‌کنم بگو که یه تابوت برام ‫سفارش ندادی

‫البته که رابطه‌ی مخفیانه ندارم. ‫وقت این کارو ندارم

‫فقط دیشب توی ماشین خوابم برد

‫به کی زنگ زدی؟ خواهش می‌کنم بگو که ‫به پلیس زنگ نزدی

‫خب پس به کی زنگ زدی؟

‫شرمنده

‫پس به کی زنگ زدی؟

‫مامانم؟

‫گندش بزنن. دیوونه شدی؟

‫بعد اون چی...

‫جایی نرو، الان بهت زنگ می‌زنم

‫داره میاد بیرون

‫داره میاد بیرون

‫خب از شانس خوبت جای درستی اومدی

‫بیا ببریمت توی بخش زایمان، باشه؟

‫متأسفانه یه کم پیاده‌روی داره

‫اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟

‫من دکترم. احتمالاً باید می‌گفتم

‫من آدام هستم. شما؟

‫- آندریا ‫- آندریا

‫خیلی‌خب آندریا. خب، دست بچه...

‫- اومده بیرون ‫- این طبیعیه؟

‫خودت حدس بزن. بچه به پهلو قرار گرفته

‫متوجه میشی؟ به پهلو

‫- واسه همین باید سزارین بشی ‫- آها، سزارین

‫توی جیبم یه چاقوی جراحی دارم. ‫مشکلی برات پیش نمیاد

‫بریم؟

‫- آره ‫- باشه؟ همینه

‫خودشه. حالت خوبه؟

‫آندریا، یه میانبر بلدم. ‫بیا از این طرف بریم

‫نمی‌خوام هولت کنم، آندریا...

‫ولی باید راه بیفتیم. کارت عالیه

‫- چیزی نیست. نفس عمیق بکش! ‫- مراقب باشید

‫خب بیا برو دیگه. بجنب

‫خودشه. تقریباً رسیدیم

‫با آسانسور کارکنان میریم

‫تقریباً رسیدیم

‫- یالا ‫- این آسانسوره؟

‫خطری نداره. بیا

‫- واقعاً؟ ‫- آره، تو می‌تونی

‫نمی‌تونم. وای خدا

‫- نه، نه ‫- نه، صبر کن

‫صبر کن. نه، نه. خیلی‌خب، آماده‌ای؟

‫سه، دو، یک

‫به نفس کشیدن ادامه بده. ‫نفس عمیق و آروم

‫وقتی گفتم، از آسانسور می‌پریم پایین

‫تو واقعاً دکتری؟

‫سوال خوبیه

‫گرچه که به طرز عجیبی این سوال رو...

‫بعد از نشون دادن واژنت ازم پرسیدی

‫خیلی‌خب. بفرما، حله؟

‫خیلی‌خب، آماده باش

‫آماده باش

‫- حالا بپر ‫- نگران نباش. نگران نباش

‫آسانسور میره دور می‌زنه و ‫دوباره می‌تونیم بریم

‫- کارت خیلی خوبه ‫- چه اتفاقی داره می‌افته؟

‫فقط داره...

‫از قسمت سقف رد میشه قبل از اینکه ‫برگرده پایین

‫باشه؟ الان دوباره اینجا روشن میشه

‫- یه مشکلی هست. نگاه کن! ‫- باشه

‫یا خدا. ما به این میگیم افتادگی بند ناف

‫به صورت ایده‌آل، این اتفاق توی بخش زایمان ‫رخ میده، نه توی یه آسانسور جنون‌آمیز

‫خیلی‌خب، آندریا. همه‌چی درست میشه

‫یعنی شاید درست بشه

‫اگه بند ناف سرد بشه، ‫دیگه خون به بچه نمی‌رسه

‫اگه خونی در کار نباشه، ‫بچه‌ای هم در کار نیست

‫خیلی‌خب. داخل نگهش دار. متوجهی؟ داخل

‫- آره ‫- یالا، یالا، یالا

‫تو اس‌اچ‌او هستی؟ ‫بیا آسانسور کارکنان. همین الان

‫یه تخت بیمارستانی و یه جعبه دستکش بیار

‫دقیقاً همین الان. افتادگی بند ناف داریم

‫خیلی‌خب، بیا آندریا. باید بریم بیرون

‫آماده شو

‫- بپر، بپر، بپر ‫- نمی‌تونم

‫گندش بزنن

‫بیا. باشه؟

‫آندریا، همینجا بمون

‫ببرش روی تخت. موقعیت زانو و آرنج...

‫بند ناف رو برگردون داخل، ببرش اتاق جراحی

‫میرم روپوش بپوشم. رضایتشو بگیر

‫- رضایتشو واسه چی بگیرم؟ ‫- واسه ماساژ بدنش

‫افتادگی بند نافه

‫- سزارین دیگه ‫- آخه وقتی گفتید که...

‫موقعیت زانو و آرنج...

‫اشتباه از من بود، شرمنده

‫لباست خیلی شبیه روپوش دکترا بود

‫من ترتیبشو میدم. تو تخت رو هل بده

‫بیا بالا. خودشه

‫یه ذره آروم‌تر بی‌زحمت

‫خیلی شرمنده

‫چطوره من تخت رو هل بدم؟

‫تو برو یه متخصص هوشبری پیدا کن

‫منظورش همون دکتریه که ‫باعث میشه آدم لالا کنه

‫شوهرشو پیدا کردم

‫داره از پذیرش میاد

‫خیلی‌خب، آندریا. همه‌چی درست میشه. ‫پنج دقیقه دیگه بچه‌ات به دنیا میاد

‫- مجانیه؟ ‫- آره، کاملاً مجانیه

‫حتی اجازه نداریم انعام بگیریم

‫دکتر آدام، بهتره بعدش منو معاینه کنید. ‫خیلی فوریه

‫- واقعاً؟ ‫- اریکا، عزیزم. میشه لطفاً بری بشینی؟

‫تریسی! مایورکا چطور بود؟ ‫میک از اون هتل خوشش اومد؟

‫اریکا، برگرد برو تریاژ

‫توضیح دادم که دکتر...

‫بند ناف رو داخل نگه می‌داره

‫احتمالاً نگفتی که طوری دستمو کردم داخلش ‫که انگار عروسک‌گردونم

‫متوجه نمیشم

‫ضربان قلب بچه‌ست. به سیستم درمانی بریتانیا ‫خوش اومدید

‫اینجا بخش زنان و زایمانه

‫به اسم بخش واژن و بچه هم می‌شناسنش

‫به طور کلی به تنهایی ‫دارید روی کشتی دریانوردی می‌کنید...

‫یه کشتی که غول‌پیکره و داره ‫آتیش می‌گیره و...

‫کسی هم وقت نداشته یادتون بده ‫چطوری دریانوردی کنید

‫عملاً اینجا بحث مرگ و زندگیه

‫مدام هم مایعات بدن می‌‌پاشه بهتون

‫حتی از اون مایعات باحال هم نه

‫ولی کدوم دکترا هستن که بتونن بگن ‫کارشون که تموم بشه...

‫تعداد بیمارانشون دو برابر شده؟

‫حالتون گرفته شد، پیرپزشک‌ها؟

‫ولی خرج و مخارج لباس به این معنیه که...

‫احتمالاً با این شغل دارم ضرر هم می‌کنم

‫- عه، آقای لاکهارت ‫- خوش می‌گذره؟

‫- فقط... ‫- آره، مطمئن نیستم دلم بخواد بدونم

‫نمی‌دونم شنیدید یا نه، امروز ‫یه مورد جدی...

‫افتادگی بند ناف داشتیم

‫مورد سزارین بود. توی نود ثانیه ‫بچه رو به دنیا آوردیم

‫شنیدم که ده دقیقه دیر رسیدی...

‫توی آسانسور خدمات نزدیک بوده ‫بیمار رو به کشتن بدی...

‫بعدشم بدون روپوش، سزارین انجام دادی

‫بیشتر دلیلش این بود که میانبر زدم

‫دکترها قرار نیست میانبر بزنن، آدام

‫یادته که ازت خواستم رجیسترار موقت اینجا باشی؟ ‫(رده‌ای در پزشکی در بریتانیا)

‫میشه سعی کنی مثل یه رجیسترار کوفتی ‫رفتار کنی؟

‫اگه بهم احتیاج داشتی، توی دفترم هستم...

‫که به شدت توصیه می‌کنم ‫بهم احتیاج نداشته باشی

‫یه تیکه رو پاک نکردی

‫لطفاً مراقب خودتون باشید. مراقب باشید

‫- خیلی فوریه ‫- می‌دونم عزیزم، ولی قول میدم که...

‫- دکتر خیلی طولش نمیده ‫- قولِ قول؟

‫قولِ قول به همراه دسر و مخلفات

‫وای!

‫چطوره برگردی بشینی سر جات؟

‫- عوضی نق‌نقو ‫- صبح بخیر، ریا

‫صبح بخیر، دکتر کی

‫- عه، اینجایی پس ‫- توی بخش گشت زدی، تریس؟

‫میشه یه سوال شخصی ازت بپرسم عزیزم؟

‫سوالت اینه که چرا امروز قیافه‌ام ‫مثل عن شده؟

‫اینطوری نمی‌خواستم بپرسم

‫دیشب توی ماشینم خوابیدم

‫خب حتماً حفظ یه رابطه کار خیلی سختیه...

‫به خصوص با این شغلت...

‫و شخصیتی که داری

‫تریسی امروز سرپرست ماماییه

‫حاضرم اجازه بدم ‫پرینیوم خواهرمو بخیه کنه که...

‫حالا که به زبون آوردمش حرف عجیبیه...

‫ولی این بهترین تعریفیه که می‌تونم ‫از یه نفر بکنم

‫یادت باشه پوسته‌ی ضخیم و براق بیرونش رو ‫جدا کنی

‫بهش توجه نکن. دوست‌دخترش سر عقل اومده ‫و اونو پیچونده

‫- هیچکی کسی رو نپیچونده ‫- ولی اگه می‌خوای بزنی تو گوشش...

‫من نادیده می‌گیرم

‫میشه اول بریم سراغ اتاق 8؟

‫خیلی زایمانش به کندی پیش میره

‫برو پایین یه سری به خانم باک‌استار بزن

‫دکترا خیلی چیزا رو به صورت رمزی میگن. ‫واسه همین به جای کیر و خایه...

‫میگن آلت تناسلی و بیضه...

‫به جای اینکه برو قهوه بگیر، ‫میگن برو یه سری به خانم باک‌استار بزن

‫خانم باک‌استار توی کدوم قسمته؟

‫می‌خواد براش یه قهوه‌ی شیک بگیری ‫بدون اینکه من بفهمم

‫واسه منم یه قهوه ‫با شیر و یه دونه قند بگیر لطفاً

‫[56 ایمیل خوانده نشده. ‫مارک کمپبل: مهمونی مجردی کجا برگزار میشه؟]

‫من می‌خوام زایمان کنم مامان، فلج که نیستم

‫سلام. من آدام هستم، یکی از دکترا

‫متأسفانه خبر بدی براتون دارم

‫کلمه‌ی غرفه رو اشتباه نوشتید

‫شیرینی می‌خوری عزیزم؟

‫دکتر که نمیاد به خاطر اینکه ‫بهش کلوچه‌ی نعنایی دادی...

‫- بهتر ازم مراقبت کنه ‫- راستشو بخوای ممکنه همینطور باشه

‫خیلی‌خب

‫یه مقدار روی شیش سانتیمتر گیر کردی

‫واسه همین توصیه می‌کنم که دُز...

‫مصرف سرمی که توی انقباض‌هات ‫بهت کمک می‌کنه رو مَشتی ببریم بالا

‫- "مَشتی" یه اصطلاح پزشکیه؟ ‫- البته

‫بعد اگه اینم جواب نداد...

‫آنا، سینتو رو ببر روی 84 ‫و چهار ساعت دیگه دوباره معاینه‌اش کن

‫راستشو بخوای من نمی‌تونم این کارو کنم. ‫تا اون موقع دیگه رفتم خونه

‫- واقعاً؟ ‫- خب 15 ساعته که اینجام

‫اگه بیشتر اینجا بمونم، ‫ازم مالیات محلی می‌گیرن

‫- صحیح ‫- نگران نباش عزیزم

エ・キ・ス・ト・ラ!!! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for エ・キ・ス・ト・ラ!!!

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left