Grand Illusion

Grand Illusion (La Grande Illusion)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Grand Illusion (La Grande Illusion) 1937 BLURAY 720p & 1080p
د لخوا تبصره AZAD.SHAKARAMI

تګونه

BluRay
720p
720
1080
په خپور شو: 2019-12-02
ډاونلوډونه: 49
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

توهم بزرگ - ژان رنوار

هی ببینم، داری میری اَپرنی؟ - آره -

کِی؟ - نیم ساعت دیگه -

با کامیون؟ - آره -

منو هم ببر

باشه، میری دیدن ژوزفین؟ - آره، ژوزفین -

پس آماده شو - عالیه -

مارشال، افسر ستاد تو رو خواسته

وقت بدی رو انتخاب کرده

بازم میری پیش ژوزفین؟ - آره، میرم پیش ژوزفین -

بالاخره چیکار میکنی؟

فقط باید یه کم منتظر بمونه

الکل انسان را میکشد" "الکل راننده ها را دیوانه میکند

"اما فرمانده نیرو هوایی آن را مینوشد"

ایشون کاپیتان "دِ بولژو" هستند افسر ستاد فرماندهی

آقای مارشال، شما این عکس رو میشناسید؟

آره، من و "ریکورد" این عکس رو گرفتیم

و این آقای ریکورد رو کجا میشه پیدا کرد؟

مرخصیه - البته -

این لکه های خاکستری من رو نگران کرده

اینجا، پایین جاده

این جاده نیست، کاناله - نه، خط آهنه -

چه اتفاق نظری، باید به عکسبرداریِ هواییمون افتخار کنیم

روز مه آلودی بود

بهرحال، دوست دارم این معما حل بشه

تقاضای یه هواپیما میکنم

پس من میرم حاضر بشم، قربان

چه نوع هواپیمایی میخواید، قربان؟

فرقی نمیکنه، هواپیمایی که بتونه پرواز کنه و بعدش سالم فرود بیاد

دسته ی هواپیماهای جنگنده، لطفا

سریعا با ماشین برو به کارخونه شکر

من الان یه جنگنده فرانسوی رو زدم

...اگر سرنشینانش افسر بودن

برای نهار دعوتشون کن

فرایسلر، برامون یکی از اون مشروبهای میوه ایِ معروفت رو درست کن

تا بخاطر انداختن دوازدهمین هواپیما جشن بگیریم

حواست به حرفات باشه" "دشمن میشنوه

اونها دو افسر هستند یکیشون مجروح شده، بردمش بهداری

کاپیتان "فون رافنشتاین" هستم از دسته 21

کاپیتان دِ بولژر، افسر ستاد فرماندهی - از دیدنتون خوشبختم -

ستوان مارشال، خلبان

ببخشید بخاطر بازوت

افسران من

از داشتن مهمانان فرانسوی بسیار خوشحالم

خیلی خب آقایون، بفرمایید

سرکار، کت ها

فرایسلر، مشروبت رو بیار

شخصی به نام "بولژو" رو در برلین میشناختم

کُنت دِ بولژو

پسر عمومه، ادموند بولژو

وابسته نظامی بود

سوارکار فوقالعاده ای بود - بله، مربوط به گذشته ست -

الان خلبان جنگنده ست

گرسنه نیستید؟

نمیتونم گوشت رو بِبُرم

اجازه میدید؟ - ممنونتون میشم -

فرانسوی رو خوب حرف میزنید

در لیون مکانیک بودم

جدی؟ ...منم مکانیک

به یاد سروان "کراسل" عضو نیروی هوایی فرانسه" "که در سال 1914 در میان شعله های آتش سقوط کرد

"از طرف افسران دسته 21 آلمان"

بخاطر این حادثه متاسفم

باشد که زمین دشمن شجاع ما را با مهربانی در آغوش گیرد

برای بردن افسرهای اسیر شده اومدم

کمپ شماره 17 اسرای جنگی ویژه افسران

برای آقایون مقررات کمپ رو قرائت کن

"با افسران بنابر درجه شان رفتار خواهد شد"

با این وجود، یادآوری میشود که شما" "تحت نظارت قوانین نظامی آلمان هستید

"بنابراین باید از مقررات آلمانی پیروی کنید"

هر سرباز آلمانی در کمپ" "میتواند به شما دستور بدهد

"و شما باید بدون هیچ اعتراضی اطاعت کنید"

طبق قوانین ارتش آلمان شما موظفید" "که به افسران سلام نظامی بدهید

چنانچه در صدد فرار بربیاید" ...نگهبانها دستور شلیک به افسرانی را دارند

"که در خارج از محدوده کمپ دیده میشوند

"پوشش غیر رسمی ممنوع است"

اکیدا ممنوع است

تجمع گسترده و توهین به" "افراد آلمانی ممنوع است

گفتگو یا مکاتبه با شهروندان" "خارج از کمپ ممنوع است

اکیدا ممنوع است

"صحبت کردن با نگهبانها ممنوع است"

اکیدا ممنوع است، آقایون

آقایون، حالا به سراغ تشریفات ساده تری میریم

اسمهای روسی مثل لاتین خونده میشن

تازه واردها - بیاید بهشون تذکر بدیم -

# فرشته پاکی، فرشته نورانی #

# چیزای با ارزشت رو مخفی کن #

یالا، برید به اتاق هاتون

دارن چی میخونن؟ - اینکه چیزای با ارزشمون رو مخفی کنیم -

تو

دستت رو بکش به من دست نزن

ساعتم رو میخوای؟

ولش کن، اون مال منه

چیزی ندارم، رفیق

اگه میدونستم میام اینجا یه مقدار پول میاوردم، شرمنده

این رفتار برازنده نیست

ببخشید، ولی وظیفه ماست که تفتیش کنیم نا سلامتی جنگه

موافقم، ولی باید مودبانه رفتار کنید

وگرنه مجبورم میشم به فرمانده اردوگاه اطلاع بدم

ستوان رزنتال

بازش کن

چطوری، رفیق؟ خوش به حالت شد، نه؟

بیا مولر، یه کم شکلات بردار

حق نداشتید کنسرو ژامبون منو باز کنید

قوانین اردوگاهه

فاسد شده، میتونی خودت بخوریش

مشکل پسنده

وقتی چیزی از طرف خانواده ام برام میرسه غافلگیر میشم

البته خوشحالم میشم از اینکه ...اینجا تو قلب آلمان

...با وجود مایلها فاصله

یه قوطی کنسرو لوبیا مستقیم از پاریس میرسه

درسته؟ - آره -

متعجبم این زندانبانهای ما چقدر به بسته های ما صداقت دارن

راست میگی

مثلا این "آرتور" هر روز کلم پیچ میخوره

بیچاره سوءهاضمه گرفته

شرط میبندم از این کنسروهای تو بدش نمیاد

خودت رو گول نزن

اگه جلوی این بسته ها رو بگیرن به ضرر خودشونه

اونها خودشونم غذا کم دارن

زود باشید، وگرنه گرسنه میمونید

مزه جوراب کهنه میده

به این فرانسویها چی میدن بخورن؟

کلم پیچ، ولی براشون بسته میرسه

روسها چی؟ - ریشه کلم پیچ، ولی بدون بسته -

و انگلیسی ها؟ - پودینگ آلوچه -

قبل از جنگ من رو صحنه بازی میکردم

توی واریته

هیچ منو دیدی؟ - تئاتر برای من خیلی سنگینه -

دوچرخه سواری رو ترجیح میدم

مسابقات "تور دو فرانس" رو دنبال کردی؟

حتما اسم فابر و گاریگود رو شنیدی

چیزایی که میخوایم رو میتونیم بخریم؟

بله، از طریق بوفه

...خوبه، باید یه صندلی راحتی

یه دست ورق، چندتا کتاب و چند بسته سیگار انگلیسی بخرم

این آخری دیگه پیدا نمیشه

خداحافظ، آقایون فردا دوباره برمیگردم

آقایون، بفرمایید غذا

خب آقایون، با چی شروع کنیم؟

...مرغ، غاز شکم پُر

یا ماهی کبابی؟

خیلی خوب تدارک دیدید

پس اینجا به ما غذا نمیدن؟

توی تئوری چرا ولی چیزی که میدن غیر قابل خوردنه

خوشبختانه بسته هامون رو داریم بخصوص بسته های رفیقمون، رزنتال

اوه، خواهش میکنم

با مشروب شروع کنیم، کاپیتان؟

چرا که نه؟

هیچوقت تو زندگیم اینقدر خوب نخورده بودم

یه مقدار ماهی میخواید؟ - بله، لطفا -

دارم به الطاف رزنتال عادت میکنم

انسان چه موجود سازگاریه

میبینی چه پروفسریه؟

...پروفسرِ دانشگاه سوربون

در زمینه کثافتولوژی

تو واقعا خیلی شوخی

این مثلا شوخی بود؟

اوه، چه مشکل پسند

بیاید به سلامتی صلح بنوشیم

مشروب خوبیه

توی شیشه های دهان شویه از "فوکت" برام رسیده

فوکت؟

یه بار تو "شانزه لیزه" است

پاریس که میرفتم خونه برادر زنم غذا و نوشیدنی میخوردم

اونطوری ارزونتر بود

اخیرا پاریس بودی؟ - هفته پیش -

خوش بحالت شلوغ بود؟

بار "ماکسیم" غلغله بود

من هیچوقت همچین جاهایی نمیرفتم

یه بار کوچیک با مشروب اعلا رو ترجیح میدادم

ماکسیم رو منم نرفتم - چیز زیادی از دست ندادی -

خبر داریم پیش برادر زنت میخوردی

هی - چیه؟ -

آقای عینک یه چشمی اونجاست؟ - نه، اینجا نیست -

من الان بوفه بودم صندلی راحتیش رسیده

با کمربند

بهش میگم

این یارو که بسته های کنسرو براش میاد آدم خوبیه، باید پولدار باشه، نه؟

همینطوره

بانک رزنتال رو میشناسی؟ - نه -

مال پدر و مادرشه

غلغلکت میدم؟ - آره -

و خودش چیکار میکنه؟

یه مرکز بزرگ مد رو اداره میکنه - که اینطور -

اگه من این همه پول داشتم سمت این چیزا نمیرفتم

خودت قبل از جنگ چیکار میکردی؟

مهندس بودم، شهرسازی

آها، شهرسازی

بین خودمون بمونه این کاپیتان رفیقت قابل اعتماده؟

اوه، آدم عجیبی بنظر میاد ولی مشکلی نیست

کاملا قابل اعتماده

خوبه پس - چطور؟ -

میدونی، ما داریم یه تونل میکنیم

تونل برای چی؟

برای فرار

با چی حفر میکنید؟

با بیلچه زغال سنگ قوطی کنسرو

طبق محاسبات من باید از تو باغ سر دربیاریم

پشت اون ساختمونها اونجا تحت حفاظت نیست

ولی این کار خیلی زمان میبره

Grand Illusion subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left