لومړۍ 200 کرښې.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.هوشـَه، هوشـَه
.بهنظرم مهمه که... نه، نه، نه
...گرگوری، تو
.هیس! امونبدید، خودش میاد بیرون
برنامهـتون اینه؟ - .خداروشکر اومدید -
.گفت که نیاز به زمان داره - .ماهم که اصلا زمان نداریم. برید عقب -
ناراحت شیا، آبجی. ولی بهنظرم .اصلا دلش نمیخواد که تورو ببینه
یعنی چی؟ - اصلا مطمئنین، که اون توـه؟ -
.معلومه که اون توـه - پس، کجا میخواد باشه؟ -
...ممکنه از پنجره یا دودکش، فرارکرده باشه - .ساکت! میشنوه یهوقت
اصلا متوجهید که من شوهرم و بچهـم رو بهخاطر این قضیه، تو خونه تنها گذاشتم؟
به همه گفته بودم، این اتفاق میفته، حالاـم .واسه دستبوسی ملکه، داره دیرمون میشه
.یهصدایی داره میاد
.آنتونی
.یه کلمه از دهنتون دربیاد، من میدونم با شما
.بیاید تمومش کنیم این بدبختیو
،دلم، هوای یه آدم تازه رو کرده ،یه آدم غیرقابل انتظار
.که بیاد، قال قضیهی این فصل رو بکنه
.ما به همچین شخصی نیاز داریم .من، تحمل بیتفاوتی رو ندارم دیگه
بیتفاوتی، آفتجونـه و خاندان سلطنتی هم .هیچجوره، زیر بارش نمیره
.دقیقا همینطوره، اعلیحضرت ،اما یادتون باشه
یه بانوی جوان، از شکم مادرش ،سوگلی بیرون نمیاد
تا زمانی که شما، بهعنوان .سوگلی انتخابش کنین
حالا اگه هر دلیلی، بین این کاندیدهای امروز ...کسی رو لایق سوگلی بودن، ندونستید
بهنظرت، برمیگرده؟
از پایان فصل قبل، تا الان
.خبری از بانو «ویسلداون» نشده
.ظاهرا نویسنده، سر عقل اومده
شاید به این نتیجه رسیده، که نباید ،برعلیه ملکه ـش بشه
.و هیچوقت دیگه چیزی منتشر نکنه
.نظریهی متقاعد کنندهایـه، خانوم
یا
،شایدم مثل ما، که بین دو فصل ...رفتیم خارج از کشور، از نبود شایعات
.حوصلهـش سر رفته و کشور رو ترک کرده
همم
میدونی که این قضیه، اون رو به چی تبدیل میکنه؟
.یکی از خودمون
هممم
مامان، نمیشد به ملکه، رو بندازیم؟
بعد از اینهمه عزاداری و سوگواری ،واسهی بابا
شاید علیاحضرت، یه لطفی میکرد
و اجازه میداد که دوباره .کاندید بدیم
نیازی به انجام دوبارهی این کارا، نمیبینم
اونم درحالی که خودم، نشونشدهی .آقای فینچ ـم
خب، آقای فینچ هم، ممکنه .که دو دل بشه
علل خصوص، وقتی متوجه بشه .که هنوز، شیربهایی درکار نیست
هیس! فدرینگتون، لرد جدید .به این مسئله، رسیدگی میکنه
،البته وقتی که فدرینگتون خسیس .تصمیم بگیره که ریخت نکبتبارش رو نشون بده
.فقط یادت باشه، که خونسرد باشی
.و احساساتت رو کنترل کنی
علیاحضرت، نه از خندههای بلند .نه از گریه و زاری خوشش میاد
متوجهشدم که لبخند کوچولو، واسه .آشنایی و تو دل برویی، خوبه
.اما زیاد، خودتو مشتاق نشون نده
.حالا، لبخند بزن ببینیم
.نه
.این از همین الان، داره از خجالت آب میشه
.من خودمم دارم آب میشم - .و عزیزم بگو چطوری رسم ادب رو بهجا میاری -
به آبجیت بگو که چطوری، تونستی .تعادلت رو برقرار کنی
صرفا یه شیء ثابت پیدا کن .و با چشمات بهش خیره شو
من از یه تابلوی نقاشی که اون نزدیکا بود .استفاده کردم، تمرینش هم کردیم
.چندین بار
...تو استعداد خدادادی داری - .هندونه زیربغلم نذار -
!بدش من
ماموریت این فصل من نباید .خیلی سختتر باشه
.هر چی باشه هیستینگز انجامش داده مگه چهقدر میتونه سخت باشه؟
.آه. خیلی هم بااحساس حرف میزد - .من نیازی به احساس ندارم -
،چیزایی که نیاز دارم رو دارم .و اینان
،صبور، مسئولیتپذیر ،باسن بزرگ به اندازهای که بتونه بچه رو حمل کنه
.و حداقل نصف مغز یه انسان عادی
البته مورد آخر نیاز نیست، بلکه در واقع .ترجیح میدم اینطوری باشه
.دوشیزه کوردیلیا پاتریج
.بانو ابیگیل اونز
.بانو مری ان هلیوِل
.دوشیزه مارگارت گورینگ
.هنوزم خیلی دیر نیست
.میتونی بگی حالم خیلی بد شده
یا اینکه یه چیزی روی لباسم ریخته .که نمیشه گفت
.پرا باعث شدن حساسیتم بگیره
،هر چی میخوای بگو، مامان .تا من مجبور نشم این کارو بکنم
.دختر عزیزم
،هر چی هم که بشه .تو همیشه برای من سوگلیای
...اگه پنهلوپی اینجا میبود
پنهلوپی؟ چند بار باید بهت هشدار بدم مراقب اون پنجره باشی؟
میخوای شبیه یه گدای ککومکدار باشی
که همهش جلوی آفتابی؟
.البته که نه، مامان
.ببخشید
وایکنتس بیوه بریجرتون
.و دوشیزه الوییز بریجرتون
.اینجاست
.لبخند بزن
معنی این کارا چیه؟
.به اندازهی کافی دیدم
...اما علیا حضرت، هنوزم - !به اندازهی کافی دیدم -
این یعنی میتونم برم؟
.نمیدونم یعنی چی
.الوییز
.واقعا نمیتونم بگم تحمل هیچکدوم از اینا رو دارم
.آرزوی بهترینها رو برات دارم، برادر
.این فصل قطعا نیازت میشه
.خوانندهی عزیز
دلت برام تنگ شده بود؟
همونطور که اعضای طبقهی محترم اشرافمون با بیحوصلگی
،در روستا مشغول استراحت بودن
.بندهی نویسنده داشتم فقط یه کار میکردم
!میدونستم بر میگرده
.مهارتهامو تقویت میکردم
.میبینم قیمتشم بیشتر شده
،یا شایدم بهتر باشه بگم نقشههامو برنامهریزی میکردم؟
اون واقعا در این حد نویسندهی خوبیه؟
.نه، بهتر
...داشتم چاقوهامو تیز میکردم
.برای همهتون
فکر میکنی چهطور این کارو میکنه؟
.مطمئنا کار خودش نیست چهطور ممکنه؟
.اوه
.هیجده؟ روی 20 توافق کرده بودیم
.بانوی من نظرشو تغییر دادن
،تو هنوز تازه با این چیزا آشنا شدی .برای همین فقط یه بار میگم
.بانوی من هر چی میخواد رو به دست میاره
امکانش هست در حال حاضر .اون چیز، تو باشی
.ولی نباید حس خاص بودن بکنی، آقای هریس
.این شهر پر از ناشر و روزنامهنویسه
،اما فقط یه دونه بانو ویسلداون هست
.و میتونه خیلی راحت کارشو به هر جایی ببره
.برای همین 18 دلار
.حتی یک پنی هم بیشتر نه
بچههای واحد توزیع هم .افزایش حقوق میخوان
از این سر شهر میرن اون سر شهر .در حالی که شما سر جاتون راحت نشستین
.چشم، خانم
.بانوی من بابت کمکهاتون ممنونتون میشه
سوالاتی راجع به هویت .و روش کار بندهی نویسنده وجود داره
گشتن دنبال پاسخ این سوالا .هیچ نتیجهای نداره
.با ندیمهم میرم بازار، مامان
،فقط یه خرده پول از پساندازم برام باقی مونده ...و
.البته یه هویت ناشناختهی دیگه هم وجود داره
.البته این یکیو میتونین بفهمین
،منظورم سوگلی فصله .هر جا که هست
.هر چی خودتون میلتونه، علیا حضرت
.یک، دو. یک، دو
.فکر کنم خیلی بلد نیست
.فکر کنم صداتو میشنوه - .صداتو میشنوم -
!آی! مراقب پاهام باش - تموم شد؟ -
،اگه قصد داری حواس ملکه رو بعد از این مزاحمت ایجاد شده به خودت پرت کنی .واقعا کارت عالی بود
.فکر میکنم این حواسپرتی بود که عالی بود
شوکه کنندهست که الوییز بریجرتون به عنوان سوگلی فصل انتخاب نشده، مگه نه؟
کس دیگهای میدونست که کالین عزیز تصمیم داشت آلبانی
یا جای دیگهای رو به برنامهی سفر دور دنیاش اضافه کنه؟
نه. اما خوشبختانه میتونه تصمیم بگیره .این کارو بکنه
میای همراهمون چای بخوری، آنتونی؟
.آا، متاسفانه باید برم .امروز خیلی به خاطر قرضام سراغمو گرفتن
،حالا که فصل شروع شده
ازت میخوام حساب و کتابا رو با طراح لباس صاف کنی .و به استخدام کارمندای جدید نظارت داشته باشی
.همینطور حلقهت .وقتی فرصتشو داشتی، لازمش دارم
.زمینهای نزدیک فریهالو داشتم فکر میکردم به خاطر یخبندون شدید بیخیالشون شیم
.یا اجارهشون بدیم
ببخشید؟
،یخبندون خاک رو سفت میکنه .و مواد معدنی درونشو از بین میبره
.این خیلی خوبه اما حلقهم رو خواستی؟
.حلقهی نامزدی پدر
کسی چشمتو گرفته، برادر؟
.به نظرم تمام خانومای جوون اونجا خوشگل بودن
.نه. تمامشون شبیه هم بودن .مثل زنای بزرگ بودن
دوست دارم برای وقتی که فرصتش پیش اومد .آماده شم
فرصتش؟
من یه لیست از دوشیزههای واجد شرایط .این فصل و مصاحبههای برنامهریزی شده تهیه کردم
!مصاحبه
عزیزم، وقتی یکی که خیلی عاشقشی رو پیدا کنی
.خوشحال میشم حلقهم رو بهت بدم
.تازه، توی آبری هال جاش امنه
.خیلیم عالی - .میبینم حالش خوبه -
من؟
.من نیازی به ترحم و ناز و نوازش ندارم
.بهتون اطمینان میدم که همه چی رو به راهه
دوست داری مادر بشی؟
اوه، خیلی. رابطهم با برادرا و خواهرام .خیلی صمیمیه
.من عاشق بچههام
چندتا میخوای؟
بچه؟
.چهار. یا پنج. نه. شاید شیشتا
.من همیشه سهتا بچه میخواستم، سرورم
اگه دخترت خیلی عاشق ،ولخرجی بود
چهطور باهاش کنار میای؟
.حالا که رفته، باید برای الوییز یه خدمتکار جدید استخدام کنیم
.مطمئن شو از قبلیه سرسختتر باشه
اونا چیان؟
.آا، حسابهایی که به امضای شما نیاز دارن، سرورم
،چنگ ساز فوقالعادهایه، سرورم
،که صبر، قدرت
و حس زیباییدوستی رو به انسان .میبخشه
چیزی هم میخونی؟
کتاب؟
.من به زبانهای فرانسوی، ایتالیایی و لاتین مسلطم
و همینطور یونانی؟
.ببخشید، سرورم .بیشتر رقص چهارنفره رو ترجیح میدم
،من اسبسواری، نقاشی
.آواز، و رقص بلدم
.ضرب و تقسیم هم بلدم
.من حتی خودم برای خودم کلاه درست میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.