لومړۍ 200 کرښې.
تنظيم و هماهنگي زيرنويس : س.سمنگاني S.Samangani.S2A ( Saman S2a )
" تمام شخصيت ها ، مکان ها و موقعيت هاي اين فيلم ساختگي مي باشد "
** ترجمــه شده توســـــط سحـــــــــــــــــــر ** اميدوارم از ديدن اين فيلم لذت ببريد
ما خوش آمد گويي گرمي بهتون ميگيم تو اين برنامه ي خاص
!!معروف و سلطنتي
..برنامه اي که ما در اون آدمايي رو نشون ميديم که
! معروف و ثروتمند هستند
ما امروز با يه گروه تجاري بزرگ و شناخته شده ملاقات ميکنيم
:مالک گروه تجاري مالهوترا
!کلاش نات مالهوتراي بزرگ
..من دعوت شدم به
!داخل ويلاي باشکوهشون تو حومه ي دهلي نو
دوستان شمارو آشنا ميکنيم با .. !آقاي کلاش نات مالهوترا
من بهتون خوش آمد ميگم
امروز ما ميخوايم از شما چيزايي رو بپرسيم که مردم نميدونن
خب اگه اونا خيلي شخصي نباشه ، حتما جواب ميدم
اول از همه ما ميخوايم با خانوادتون آشنا شيم
:من يه خانواده ي بزرگ دارم ، يه پسر
يه عروس - و يه نوه
و چندتا قوم و خويش ديگه که اينجا با ما زندگي ميکنن
دوست دارم اونارم بهتون معرفي کنم ، بياين اينجا
زود بشين
اين پسرم رانجيته
اينم عروسم آشا
اينم برادرزن رانجيته
و همسرش کانچان
بقيه همه کارکنانم هستن
جناب ملهوترا اغلب ديده شده که در خانواده هاي پرجمعيت مشکلاتي وجود داره
راز آرامش و تفاهم خانواده ي شما چيه ؟
خب اين سوال ساده ايه کارا رو پسرم انجام ميده
وتو اين کار برادرزنشم بهش کمک ميکنه
کاراي خونه رو هم عروسم مديريت ميکنه
کانچانم بهش کمک ميکنه
و همه ي اينا تحت نظر من کار ميکنن
منظورم اينه همه ي کاراي خونه رو با يه تلفن ساده انجام ميدم
من کارم خيلي درسته
خيلي از دوستاي من تو وزارت دولتهاي مختلف هستند
اون درست ميگه . مثلا اگه تلوزيون تو خونه خراب بشه
اون به تعميرکار زنگ نميزنه
!مستقيم به وزارت اطلاعات و نشريه زنگ ميزنه
اين پاپو هست پسر منشي سابقمون
از بچگي با ما زندگي کرده و برام مثل بچم ميمونه
حالا اگه شماهم کاري با وزرا داشتين حتما منو خبر کنيد
اشتباه برداشت نکنيد اين عادتشه
!درسته
موضوع چيه ؟ يه سريال تلوزيونيه ؟
!فقط يه تبهکار کم داشتيم بيا بشين
اينم دکتر بالراج هست گرچه ما دوستاي قديمي هستيم
اما اون کمتر از يه دشمن نيست
..شيريني ، چربي ، نمک !اون همه چيرو سهميه بندي ميکنه
و پاپو هم جاسوسشه
اگه اينجوي نميشد شما خيلي وقت پيش به رحمت خدا رفته بودي
..با همه ي پنجاه شصتا مريضيت
ساکت شو دوبين روشنه - اوووه ، ببخشيد
حالا آخرين سوال رو ازتون ميپرسم
خانوادتون انقدر خوشحاله و خوشبخته
زندگيتون بزرگ و موفقه
آرزويي هست که هنوز بهش نرسيده باشيد ؟
بله ، من منتظر يه همدمم
شما با اين سنتون ميخوايد دوباره ازدواج کنيد ؟
ازدواج ؟ اوه نه
من منتظر نتيجه م هستم اون همدمم ميشه
مثل اين عصا از من حمايت کنه
و اسم اين خاندان رو بعد از مرگم زنده نگه داره
اوووه ، چقدر زيبا اين انتظار کي تموم ميشه ؟
وقتي نوه م بلاخره تصميم بگيره که ازدواج کنه
فعلا بخاطر عروسيه يکي از دوستاش اينجا نيست
خوب به نظر ميرسي
بيا ... - نکنيد لطفا ...
حالا برو ...
!وز وز کردن رو تموم کنيد
...بيا
*تو عشق !يه پنجابي حرف اول رو ميزنه *
* تو دل دادن ها !يه پنجابي حرف اول رو ميزنه *
* يه پنجابي از خوشحالي توي بيساخي بانگرايي ميرقصه *
* اون از عشق لذت ميبره *
* !يه پنجابي خوشحاله * همين ديگه ! کافيه
!تو الان نميتوني بري
* وقتي يه دختر زيبا ميبينه *
* ميچرخه و بالا ميپره يه پنجابي *
* چشماي اون رو ميبينه و تو دامش ميفته *
* يه پنجابي کنارش هست *
* وقتي يه دختر زيبا ميبينه *
* يه پنجابي کاملا از کنترل خارج ميشه *
* چشماي اون رو ميبينه و تو دامش ميفته *
* يه پنجابي کاملا از کنترل خارج ميشه *
* براي يه نگاه لطيف تو من تمامه پاتيلا رو ميفروشم *
* تو منه بيچاره رو اسير خودت کردي *
* تمام دنيا زيبايي من رو تحسين ميکنه *
* من هرکسي رو بخوام ميتونم جادو کنم *
* اين چيزاي بي اهميتيه *
* يه پنجابي اين کارايه بي اهميت رو انجام نميده *
* يه پنجابي وعده هاي تو خالي نميده *
* تو مسير عشق يه پنجابي سود خوبي داره *
* اون همه رو با چشماي زيباش جادو ميکنه *
* چشماي من از چهرت ميتونه چشماتو بخونه *
* يه پنجابي کف بينه *
* اون به نظر ميرسه به چشماي زيبا نگاه ميکنه *
* يه پنجابي کاملا از کنترل خارج ميشه *
* من يه قاگراي بلند و يه بلوز ابريشمي پوشيدم *
* اگه واقعا من رو ميخواي به آرومي منو بگير *
* درخشش دستبند زيباي تو منو از خواب بيدار کرد *
* من ميتونم بدزدمت اگه اجازه بدي *
* اگه يه نمايش خيره کننده نشون بدي *
* نميتوني يه پنجابي رو سست کني *
* حرفايه دل عشقشو يه پنجابي خوب ميدونه *
* من اينجوري شنيدم که پنجابي ها بخشنده ان *
* و وقتشون رو با لذت ميگذرونن *
* وقتي اون خشمگين بشه *
* يه پنجابي کاملا از کنترل خارج ميشه *
*تو عشق !يه پنجابي حرف اول رو ميزنه *
!ممنونم
ببخشيد - بله ؟
!! اونا خيلي خوب رقصيدن
چيز ديگه اي نميخوايد بگيد ؟ - بچتون خيلي دوست داشتنيه
مثل خودتون - ممنون
همه همينو ميگن
- خب پس فعلا -!خداحافظ
بگير بچت رو - اون چي گفت ؟
:اون گفت
'' پسرتون خيلي دوست داشتنيه ، مثل خودتون''
اون فکر کرده بچه مال منه
!چوتو ، چرا آب قطع شده
!چرا کار نميکنيد
بجاي کار کردن داريد گپ ميزنيد تنبلا
ما حرف نميزنيم !آب نمياد
!برو علفارو بچين آب نمياد ؟
به کي زنگ ميزني ؟ - وزارت آبياري
!آب قطع شده
چرا به لوله کش زنگ نميزني ؟ - لوله کش ؟
وزارت چيکار ميکنه ؟ !آبياري - !درسته
اون تنها شخص تو خوانوادس که واقعا منو ميفهمه
و حالا براي آب ...
ديدي ، آب !به اين ميگن ابهت
!دوباره قطع شد .. ؟ پاپووو !آب دوباره نمياد
من خدمتکار باباتم ؟ چرا هي صدام ميکني ؟
- مادر راج ... ؟
پسرم چطوري ؟ - خوبم
عروسيه دوستت چطور بود ؟
اون زندگيش به کلي تغيير کرد - زندگي توام تغيير ميکنه
!اگه قبول کني ازدواج کني - اون راس ميگه
اجازه بده برات عروسي بگيريم
من به اين زودي تن به اين بازي نميدم - ميدونستم
چطوري پسرم ؟
مسافرتت چطور بود ؟ - ..خووب
..گوش کن ، تو فورا برو به سنگاور و خبر بگير
چرا کشتيمون هنوز توي بندره
!مشتريامون کم کم دارن عصبي ميشن - هي ، مرد تاجر
تو چجور پدري هستي ؟
پسرت هنوز خونه نرسيده ميخواي بفرستيش بره ؟
!همش اين بيچاره رو ميفرستي خارج از کشور
!من يکي ديگه رو فرستادم - !بازم يکي ديگه رو بفرست
!پانکاج ، پس تو برو
اورديش ؟ - اگه مچمون رو بگيرن چي ؟
نگران نباش .. دستمون رو نميشه
پيرمرد و نوش رفتن تو اتاق درم بستن ؟
اونا مشکوک به نظر ميرسن
درم بستن
فقط يکي پدربزرگ - خب فقط يکي
لددو
مثل محبت تو شيرين !مثل قلب من نرم و نازکه
شعر و شاعري رو تموم کنيد سريع بخوريدش !اين خطرناکه
قفل کردن در کمکي به شما نميکنه !چون من کليد اصلي رو دارم
چي شده ؟ - اون داره يواشکي شيريني ميخوره!
! اين براي شما سمه
اگه قندتون بالا بره چي
تازه داروهاتونم سر وقت نميخوريد - و بعدش ميخواي به من شکايت کني
!پرجان اگه به فکر خودتون نيستين لااقل به فکر مي باشين
کافيه ! يه پيرمرد مريض رو ضعيف گير اوردين سرش خراب شدين ؟
چرا نميپرسيد که چرا اون برام شيريني اورده ؟
چرا ؟
- بله چرا ؟ چون راج موافقت کرده
موافقت ... ؟
و .. براي چي ؟
!براي ازدواج
چي داري ميگي ؟ تنهاش بذاريد ، اون خسته س
من باهاش صحبت ميکنم و بعد همه چيزو براتون ميگم
اين شيريني هارو بگيريد و بريد
شما چه پدربزرگي هستين - چرا ؟
براي اينکه خودتونو نجات بدين منو قرباني کردين
خودت چي ؟
نوه بخاطر احترام به پدربزرگش بايد جونشم بده
!ولي تو حتي حاضر نيستي براي ازدواج موافقت کني
..اگه تو ازدواج نکني
چجوري ميخواي نسل مالهوترا رو زنده نگه داري ؟
اين خونواده اينجوري ان و ما همه خيلي دوستش داريم
اگه يه دختر بد بياد کل خاندانمون رو نابود ميکنه
تو واقعا فکر ميکني من ميرم همچين دختري رو برات ميگيرم ؟
بهرحال من نميخوام ازدواج کنم ببخشيد
البته که انجام ميدي
!من پدربزرگتم
!ميخوام بدونم چجوري ميخواي مخالفت کني
فراموش نکن منم نوه تونم
بخوريد
ولي اين به اين معني نيست که من با ازدواج موافقت کردم
اين لددوها بدون شکره .. راحت بخورشون
..صبح بخير ! لطفا بشينيد .. صبح بخير
! خانم بروچا - خوبه که ميبينيمت
خانم بروپا من چند دفعه بهتون گفتم
بله ، اينکه اگه من خيلي وقت پيش ازدواج ميکردم الان شوهر و بچه داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.