F is for Family

F is for Family

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

F is for Family S04E07 WEBRip x264-ION10
F Is For Family S04E07 720p NF WEB-DL H264-NTb
F Is For Family S04E07 1080p NF WEB-DL H264-NTb
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2020-06-16
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 198 کرښې.

‫اه، خدایا

‫نه جریب پهنای بانده و شما احمقا بازم یه ‫راهی پیدا کردین که با هم تصادف کنین

‫شرمنده، فرانک، ولی وقتی دو تا سگ آلفا ‫بازی چیکن رو انجام میدن... ‫[یه بازی آمریکایی که دو تا ماشین از روبرو ‫می‏کوبن به هم و هرکی جاخالی بده باخته]

‫هیچ راه برگشتی نیست

‫تیمارستان، من مدیریت یه تیمارستان رو ‫به عهده گرفتم

‫یالا، کمکم کنید

‫اوه، کمرم، کمرم، کمرم

‫هی، فرانک، من ادم. رئیس ‫زمینی آلاکوییپا

‫می‏دونم اد. تو هفت ساله که اینجایی

‫نمی‏خواستم فرض کنم که می‏دونی

‫چه طور پیش میره، فرانک؟

‫چروک و دوست نداشته شده، رزی ‫می‏تونی یه کم کمکم کنی اینجا؟

‫البته

‫- مشکلی داری؟ ‫- نه، عالی‏ام

‫هی، اون تفنگ رو ‫برگردون توی چمدون

‫قوانین اتحادیه‎ست

‫خب، فرانک، سه‎شنبه‎ست و...

‫اخیراً متوجه شدم که ‫همسرم ازم دزدی می‏کنه

‫ولی مربوط به کار نمیشه

‫پس نمی‏خوام با گفتن حرفایی ‫که مشکل دارن اذیتت کنم

‫به یه ورمم نیست، اد. امروز شیش تا ‫آتیش (خراب کاری) باید خاموش کنم

‫- خنده داره که اینو گفتی ‫- خب، به هر حال، همین الان ساعت زدم...

‫- خب خنده دار یه موضوع فردیه ‫- ببند در گاله‎تو، اد از آلاکویپا

‫فرانک! امروز سه شنبه ساعت شیشه

‫اوه، کیر توش. تو امروز میری

‫استفاده از سه ماه مرخصی، ‫عین اینه که داری استعفا میدی

‫نه، روزی که استعفا بدم متوجه میشی

‫چون پلیسا دارن از روی جنازه‎ی پوست چروکی ‫باب پوگو بلندم می‏کنن

‫خب، موفق باشی، رزی. ‫جات اینجا واقعاً خالی میشه

‫مخصوصاً الان. شما تایلندیای عن مغز

‫یه گندکاری (آتیش )دیگه ‫که فرانک باید خاموش کنه

‫به اضافه‎ی اون آتیش ‫توی آشیانه‏ی هواپیماتون که اومدم بهت بگم

‫- آتیش ‫- ای کیر توش

‫اون رادیوی لعنتی رو خاموش کن

‫- این چهارمیه توی این ماه ‫- بدرود، موهیکان

‫دستشوییای کیری بدون در ‫که همه‎شونم به هم راه داشت

‫باند رو خالی کنید، ‫رزی قراره پرواز کنه

‫ترجمه‏ای از: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫پلیس صحبت می‏کنه، بزن بغل

‫اسموکی، ای احمق ‫دایان کارول هرگز بهت پا نمیده

‫من اونو نمیگم که. ‫نقششو میگم، جولیا

‫اوه، اون یه بیوه‎ی زیباست ‫که نمی‏تونه واسه کری کوچولو بابا پیدا کنه

‫و به یه مرد واقعی احتیاج داره ‫که تا یک‎شنبه به شیش روش سامورائی بکنتش

‫لعنتی، تو حتی به یه روش سامورائی ‫هم نمی‏تونی بکنیش، حتی تو سه شنبه‎ها

‫- هی، عضو انجمن قدم رو چشممون گذاشته ‫- ایناهاشش

‫خیلی خب، خایه‎مالیتونو بذارید ‫واسه بعد از مراسم تنفیذم

‫من فقط اومدم قبل ازمراسم ‫یه دستی به سرم بکشی

‫دلمونت، منو شبیه بیلی ‫دی ویلیامز کن

‫کدوم نسخه‎اش؟ بیلی در تو آهنگ برایان؟ ‫یا بیلی دی فیلم زنی آهنگ بلوز می‏خواند؟

‫اون ورژن فت دامینو که چابی چکر ‫رو توش می‏خوره چطوره؟

‫باید کونتونو پاره کنم

‫من نمی‏دونم اون آدما کین. آخ

‫اونا لازم ندارن تو بدونی کی هستن ‫تا کسی که هستن باشن...

‫و این کسشرای سفیدپوستانه ‫رو اینجا نیار

‫برو توی پیاده‎رو وایسا ‫و ترافیک رو ببین

‫بله، قربان

‫خدای بزرگ، خیلی اون ‫پسر رو دوست دارم

‫نگاش کن، یه عضو انجمن

‫قانون صادر می‏کنه، روبان قیچی می‏کنه، ‫اعلام جنگ می‏کنه

‫- می‏دونستم موفق میشی ‫- ممنون، رفیق

‫همیشه هوامو داشتی

‫به نظر میاد همین دیروز بود ‫که ما دو تا پسر جوون بودیم...

‫واسه آقای چارلز شامپاین ‫آکوا ولوا و آدامس بدون طعم سرو می‏کردیم

‫اوه، نقشه‎های بزرگی داشتیم

‫و کت شلوارامون از اونم ‫بزرگت‎تر بود

‫- اوهوم ‫- اوه آره

‫می‏خواستم برم مدرسه‎ی وکالت

‫و منم می‏خواستم اولین ‫کاباره‎ی شهر رو باز کنم

‫پشت یه کامیون اغذیه

‫آره، رویاهایی داشتیم ‫که باهاش دنیا رو به آتیش بکشیم

‫و این همون کاری بود که کردیم، تابستون سال ‫شصت و هفت، خیلی خوب سوزوندیمش

‫پسر، ما به هیچ جا نرسیدیم

‫حداقل من یه تیشرت دارم

‫سی سال چمدون حمل کردن...

‫تظاهر به اینکه شهر سیراکیوز ‫خایه‎ی ساحل شرقی نیست، طول کشید...

‫ولی الان اینجاییم. من انجمنی‎ام

‫و منم دوست انجمنی‎ام

‫وای، این اولین باره که موهای یه عضو ‫از خاندان سلطنتی رو کوتاه می‏کنم

‫این مو خورده ها رو نگه می‏دارم

‫لعنت بهش، بازم فشار ‫آب نیست؟

‫پدربزرگ من جریان ‫آبشون از این بهتر بود

‫این کار اون افراد اداره‎ی ‫آبه که هیچ گهی نمی‏خورن

‫دفعه آخری که اومدن به این محله، ‫واسه این بود که با ماشین‎آبپاش ‫جمعیت شورشیا رو متفرق کنن

‫من حتی توی نظاهرات هم نبودم

‫خب، اداره‏ی آب، فردا اول وقت ‫یه تماس از...

‫عضو انجمن، روزولت دریافت می‏کنه

‫حالا، این میره ‫توی موارد درخواستیم

‫درخواست؟ این اسم برادر زاده‎مه

‫تو خوشتیپ به نظر میایی

‫انقدر خوب که انگار توی ‫تابوت گذاشتنت و مردی

‫خب، بریم این داداشمونو ‫برسونیم به ساختمان شهرداری

‫نباید واسه تنفیذ دیر کنیم

‫یه باند خلاف‎کار عصبانی ‫دارن به ذفتر شهرداری حمله می‏کنن

‫باند خلافکار به نظر غیر مسلح ‫تحریک شده، و به شدت خطرناکن

‫خدایا، به این مرد چاق ‫برکت عطا کن...

‫بذار سوار عدالت توی ‫ارابه‎ی طلاییت بشه

‫با چرم روکش صندلی ‫و یه ظبط پخش آهنگ هشت‎تایی

‫- آره ‫- همین بود

‫حالا اگه می‏خوایید بقیه‎شو گوش کنید... ‫یک شنبه واسش پول می‏دید

‫خدا بهت برکت بده، رزی

‫رزی، یالا

‫یه روزی، اون من نخواهم بود

‫پس خدایا کمکم کن

‫مبارک باشه آقای انجمن

‫هی، ما رو ببین، ‫که داریم مشکلاتمونو حل می‏کنیم

‫کانال نه، ‫یک منظره‎ی زشت رو از بین می‎بره

‫کمبود آهنگ فانکی آمریکا

‫به نظر میاد سازمان فدرال ‫متوجه شده که ما واسه ‫آفریقایی-آمریکایی ها برنامه درست نمی‏‎کنیم

‫ولی حالا دیگه می‎سازیم ‫با نیم ساعت هیجان انگیز توی هر هفته

‫- انفجار فانکی ‫- اوه، ایول

‫و تستمون امروزه

‫پس اون کمرو بلرزونید...

‫فروشگاه واتربریج در ‫ساحل پبل بلوار ویتزبرو

‫اوه، ایول

‫بابایی، این همون برنامه‎ایه ‫که امروز واسش تست میدم

‫خب، پس واسه بابات تا دم ‫میز صبحونه برقص

‫برو، نییا، برو، نییا،

‫وای داریل، سخت نگیر با اون ‫غلات قنددار

‫فکر می‏کنی انسولین روی درخت رشد می‏کنه؟

‫می‏خوام جایزه‎شو ‫در بیارم

‫شما بچچه‏ها اینجا ‫یه جوری همه‎ی غذاها رو می‏خورید...

‫انگار که من تو زیرزمین ‫اسکناس چاپ می‏کنم

‫من پدر شما و عضو انجمنم

‫پس من واسه این شکلات انگشتی ‫اعلام مالکیت کامل می‏کنم

‫هه هه

‫مامان، دریل منو زد

‫من دست بهت نزدم، تو همیشه ‫همینقدر زشت بودی

‫هی، هی، با خواهرت خوشرفتاری کن. ‫و هیچکدوم از بچه‏های من زشت نیستن

‫دیدی؟ بهت گفتم تو رو ‫از سر راه آوردن

‫هی، هیچ بچه‎ی نامشروعی ‫اینجا نیست

‫- عمو رزی پسر چی پس؟ ‫- گفتم اینجا نه توی تالاهاسا

‫خب، بعد از مدرسه آروم ‫آروم نیایید

‫امروز زود از سرکار برمی‏گردم ‫تا بتونیم برسیم به تست بازی توی فروشگاه

‫- و ماشینو می‏برم ‫- چه کسشرا؟

‫چطور روز اولم به عنوان ‫یه آدم مهم برم ساختمون شهرداری؟

‫عجله کن، مادرجنده دقیقه‎ای یه ‫قوطی بنزین دارم می‎سوزونم

‫- آقای شهردار ‫- هی، ایناهاشش

‫امید غیرسفید محدوده‎ی دوازدهم

‫چیزای شیطنت آمیزی راجع ‫به من گفتی که رای بیاری

‫چیزایی که مادرم شنید

‫ولی، هی، الان توی یه تیمیم ‫یه استیک بخور

‫حالا بیا من و تو در مورد ‫کارای بزرگی که توی محدوده‎ی دوازده...

‫- می‏خواییم انجام بدیم حرف بزنیم ‫- اوه البته

‫یه لیست کامل از چیزایی که ‫می‏خوام واسه مردمم انجام بشه دارم

‫هی، این یارو رو ببین، لیست درست کرده

‫خیلی زود یاد می‏گیری ‫چیزی رو رو کاغذ نباید بنویسی...

‫و حرفی پشت تلفن نباید بزنی

‫هی، عاشق اینام

‫ولی اولین چیزی که مردمت احتیاج دارن ‫یه پیست مسابقه‎ی سگ‎هاست که می‏خوایم بسازیم

‫مسابقه‎ی سگ‎ها؟

‫آره، قراره جایی که ‫قبلاً کتاب خونه بود ساخته بشه

‫در مورد چی حرف می‏زنی؟ ‫کتابخونه که هنوز سرجاشه

‫آره، زیاد حس ‫خوبی نداشت

‫جریان اینه. من همین الانشم ‫شیش تا رای واسه این موضوع گرفتم...

‫و به رای هفتم نیاز دارم. که تویی

‫تو دست من رو می‎شوری، ‫من کمر تو رو می‏خوارونم

‫اگه کارتات رو درست بازی ‫کنی، مرد خیلی خوشحالی خواهی بود

‫مرد خیلی

‫خوشحال

‫- راجع به چی حرف می‏زنی؟ ‫- می‏دونی

‫- نه نمی‏دونم ‫- البته که می‏دونی

‫- نمی‏دونم ‫- نمی‏دونی؟

‫- نمی‏دونم ‫- چی داری میگی؟

‫میگم نمی‏فهمم چی میگی

‫خیلی خب، بذار بگیم که اگه توی ‫این چیزی که می‏خواییم رای بدی برام...

‫کلی شکر توی قهوه‏ات خواهی داشت

‫منظورت رشوه‎ست؟

‫اوه، کسی اینو نگفت! کی اینو گفت؟ ‫من که نگفتم. هیچکی هیچ‎چی نگفت

‫من بهم رای داده شد که واسه محدوده‏ام ‫یه سودی داشته باشم، مردم رو من حساب باز کردن

‫خب، منم روت حساب باز کردم. ‫منم مردمم

‫فکر کنم یه زاویه‎ی دید ‫متفاوتی خواهی داشت...

‫بعد از اینکه ببینی همه چیز ‫توی این شهر چطور عملی میشه

‫چانسی روزولت فروشی نیست

‫هر جور دوست داری ‫در اتاق من همیشه به روت بازه

‫هی، بابز، اون در کیری رو ببند

‫سلام مامان

‫مدرسه چطور بود؟

‫خوب بود. ولی بازم مجبور ‫شدیم بازیمون رو ببریم داخل کلاس

‫معتادا دوباره حیاط رو گرفتن

‫کمربندامون رو ازمون گرفتن

‫اوه، خدای مهربون

‫بیایید بریم به اون تست

‫شما دخترای جیگر و خانومای ‫شیطون، دارید ک و ا ف ر و گوش می‏دید

‫کوافرو

‫بعدی مسافران حبشه‎ست

‫اوقات خواب‏آور آهنگ پت بون ‫رو می‏شنوید

‫با جی ویتکرز

‫آدمای این بخش از شهر ‫قطعاً عاشق نگاه کردن به ماشینان

‫- اون رقص رو خودت ابداع کردی؟ ‫- بله کردم

‫معلومه

‫خروجی اونجاست، رقصتم با خودت ببر

‫نییا روزولت

‫ما تو رو توی برنامه‎ی ‫چهارشنبه‎ی بعدی خواهیم داشت

‫مامان، نقشو گرفتم

‫بعدی هست کن...

‫بدون فامیلی

‫این رقصو در حین ‫راه رفتن روی ناخن یاد گرفتم

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left