لومړۍ 198 کرښې.
اه، خدایا
نه جریب پهنای بانده و شما احمقا بازم یه راهی پیدا کردین که با هم تصادف کنین
شرمنده، فرانک، ولی وقتی دو تا سگ آلفا بازی چیکن رو انجام میدن... [یه بازی آمریکایی که دو تا ماشین از روبرو میکوبن به هم و هرکی جاخالی بده باخته]
هیچ راه برگشتی نیست
تیمارستان، من مدیریت یه تیمارستان رو به عهده گرفتم
یالا، کمکم کنید
اوه، کمرم، کمرم، کمرم
هی، فرانک، من ادم. رئیس زمینی آلاکوییپا
میدونم اد. تو هفت ساله که اینجایی
نمیخواستم فرض کنم که میدونی
چه طور پیش میره، فرانک؟
چروک و دوست نداشته شده، رزی میتونی یه کم کمکم کنی اینجا؟
البته
- مشکلی داری؟ - نه، عالیام
هی، اون تفنگ رو برگردون توی چمدون
قوانین اتحادیهست
خب، فرانک، سهشنبهست و...
اخیراً متوجه شدم که همسرم ازم دزدی میکنه
ولی مربوط به کار نمیشه
پس نمیخوام با گفتن حرفایی که مشکل دارن اذیتت کنم
به یه ورمم نیست، اد. امروز شیش تا آتیش (خراب کاری) باید خاموش کنم
- خنده داره که اینو گفتی - خب، به هر حال، همین الان ساعت زدم...
- خب خنده دار یه موضوع فردیه - ببند در گالهتو، اد از آلاکویپا
فرانک! امروز سه شنبه ساعت شیشه
اوه، کیر توش. تو امروز میری
استفاده از سه ماه مرخصی، عین اینه که داری استعفا میدی
نه، روزی که استعفا بدم متوجه میشی
چون پلیسا دارن از روی جنازهی پوست چروکی باب پوگو بلندم میکنن
خب، موفق باشی، رزی. جات اینجا واقعاً خالی میشه
مخصوصاً الان. شما تایلندیای عن مغز
یه گندکاری (آتیش )دیگه که فرانک باید خاموش کنه
به اضافهی اون آتیش توی آشیانهی هواپیماتون که اومدم بهت بگم
- آتیش - ای کیر توش
اون رادیوی لعنتی رو خاموش کن
- این چهارمیه توی این ماه - بدرود، موهیکان
دستشوییای کیری بدون در که همهشونم به هم راه داشت
باند رو خالی کنید، رزی قراره پرواز کنه
ترجمهای از: thetrueali
Telegram: @thetrueali
پلیس صحبت میکنه، بزن بغل
اسموکی، ای احمق دایان کارول هرگز بهت پا نمیده
من اونو نمیگم که. نقششو میگم، جولیا
اوه، اون یه بیوهی زیباست که نمیتونه واسه کری کوچولو بابا پیدا کنه
و به یه مرد واقعی احتیاج داره که تا یکشنبه به شیش روش سامورائی بکنتش
لعنتی، تو حتی به یه روش سامورائی هم نمیتونی بکنیش، حتی تو سه شنبهها
- هی، عضو انجمن قدم رو چشممون گذاشته - ایناهاشش
خیلی خب، خایهمالیتونو بذارید واسه بعد از مراسم تنفیذم
من فقط اومدم قبل ازمراسم یه دستی به سرم بکشی
دلمونت، منو شبیه بیلی دی ویلیامز کن
کدوم نسخهاش؟ بیلی در تو آهنگ برایان؟ یا بیلی دی فیلم زنی آهنگ بلوز میخواند؟
اون ورژن فت دامینو که چابی چکر رو توش میخوره چطوره؟
باید کونتونو پاره کنم
من نمیدونم اون آدما کین. آخ
اونا لازم ندارن تو بدونی کی هستن تا کسی که هستن باشن...
و این کسشرای سفیدپوستانه رو اینجا نیار
برو توی پیادهرو وایسا و ترافیک رو ببین
بله، قربان
خدای بزرگ، خیلی اون پسر رو دوست دارم
نگاش کن، یه عضو انجمن
قانون صادر میکنه، روبان قیچی میکنه، اعلام جنگ میکنه
- میدونستم موفق میشی - ممنون، رفیق
همیشه هوامو داشتی
به نظر میاد همین دیروز بود که ما دو تا پسر جوون بودیم...
واسه آقای چارلز شامپاین آکوا ولوا و آدامس بدون طعم سرو میکردیم
اوه، نقشههای بزرگی داشتیم
و کت شلوارامون از اونم بزرگتتر بود
- اوهوم - اوه آره
میخواستم برم مدرسهی وکالت
و منم میخواستم اولین کابارهی شهر رو باز کنم
پشت یه کامیون اغذیه
آره، رویاهایی داشتیم که باهاش دنیا رو به آتیش بکشیم
و این همون کاری بود که کردیم، تابستون سال شصت و هفت، خیلی خوب سوزوندیمش
پسر، ما به هیچ جا نرسیدیم
حداقل من یه تیشرت دارم
سی سال چمدون حمل کردن...
تظاهر به اینکه شهر سیراکیوز خایهی ساحل شرقی نیست، طول کشید...
ولی الان اینجاییم. من انجمنیام
و منم دوست انجمنیام
وای، این اولین باره که موهای یه عضو از خاندان سلطنتی رو کوتاه میکنم
این مو خورده ها رو نگه میدارم
لعنت بهش، بازم فشار آب نیست؟
پدربزرگ من جریان آبشون از این بهتر بود
این کار اون افراد ادارهی آبه که هیچ گهی نمیخورن
دفعه آخری که اومدن به این محله، واسه این بود که با ماشینآبپاش جمعیت شورشیا رو متفرق کنن
من حتی توی نظاهرات هم نبودم
خب، ادارهی آب، فردا اول وقت یه تماس از...
عضو انجمن، روزولت دریافت میکنه
حالا، این میره توی موارد درخواستیم
درخواست؟ این اسم برادر زادهمه
تو خوشتیپ به نظر میایی
انقدر خوب که انگار توی تابوت گذاشتنت و مردی
خب، بریم این داداشمونو برسونیم به ساختمان شهرداری
نباید واسه تنفیذ دیر کنیم
یه باند خلافکار عصبانی دارن به ذفتر شهرداری حمله میکنن
باند خلافکار به نظر غیر مسلح تحریک شده، و به شدت خطرناکن
خدایا، به این مرد چاق برکت عطا کن...
بذار سوار عدالت توی ارابهی طلاییت بشه
با چرم روکش صندلی و یه ظبط پخش آهنگ هشتتایی
- آره - همین بود
حالا اگه میخوایید بقیهشو گوش کنید... یک شنبه واسش پول میدید
خدا بهت برکت بده، رزی
رزی، یالا
یه روزی، اون من نخواهم بود
پس خدایا کمکم کن
مبارک باشه آقای انجمن
هی، ما رو ببین، که داریم مشکلاتمونو حل میکنیم
کانال نه، یک منظرهی زشت رو از بین میبره
کمبود آهنگ فانکی آمریکا
به نظر میاد سازمان فدرال متوجه شده که ما واسه آفریقایی-آمریکایی ها برنامه درست نمیکنیم
ولی حالا دیگه میسازیم با نیم ساعت هیجان انگیز توی هر هفته
- انفجار فانکی - اوه، ایول
و تستمون امروزه
پس اون کمرو بلرزونید...
فروشگاه واتربریج در ساحل پبل بلوار ویتزبرو
اوه، ایول
بابایی، این همون برنامهایه که امروز واسش تست میدم
خب، پس واسه بابات تا دم میز صبحونه برقص
برو، نییا، برو، نییا،
وای داریل، سخت نگیر با اون غلات قنددار
فکر میکنی انسولین روی درخت رشد میکنه؟
میخوام جایزهشو در بیارم
شما بچچهها اینجا یه جوری همهی غذاها رو میخورید...
انگار که من تو زیرزمین اسکناس چاپ میکنم
من پدر شما و عضو انجمنم
پس من واسه این شکلات انگشتی اعلام مالکیت کامل میکنم
هه هه
مامان، دریل منو زد
من دست بهت نزدم، تو همیشه همینقدر زشت بودی
هی، هی، با خواهرت خوشرفتاری کن. و هیچکدوم از بچههای من زشت نیستن
دیدی؟ بهت گفتم تو رو از سر راه آوردن
هی، هیچ بچهی نامشروعی اینجا نیست
- عمو رزی پسر چی پس؟ - گفتم اینجا نه توی تالاهاسا
خب، بعد از مدرسه آروم آروم نیایید
امروز زود از سرکار برمیگردم تا بتونیم برسیم به تست بازی توی فروشگاه
- و ماشینو میبرم - چه کسشرا؟
چطور روز اولم به عنوان یه آدم مهم برم ساختمون شهرداری؟
عجله کن، مادرجنده دقیقهای یه قوطی بنزین دارم میسوزونم
- آقای شهردار - هی، ایناهاشش
امید غیرسفید محدودهی دوازدهم
چیزای شیطنت آمیزی راجع به من گفتی که رای بیاری
چیزایی که مادرم شنید
ولی، هی، الان توی یه تیمیم یه استیک بخور
حالا بیا من و تو در مورد کارای بزرگی که توی محدودهی دوازده...
- میخواییم انجام بدیم حرف بزنیم - اوه البته
یه لیست کامل از چیزایی که میخوام واسه مردمم انجام بشه دارم
هی، این یارو رو ببین، لیست درست کرده
خیلی زود یاد میگیری چیزی رو رو کاغذ نباید بنویسی...
و حرفی پشت تلفن نباید بزنی
هی، عاشق اینام
ولی اولین چیزی که مردمت احتیاج دارن یه پیست مسابقهی سگهاست که میخوایم بسازیم
مسابقهی سگها؟
آره، قراره جایی که قبلاً کتاب خونه بود ساخته بشه
در مورد چی حرف میزنی؟ کتابخونه که هنوز سرجاشه
آره، زیاد حس خوبی نداشت
جریان اینه. من همین الانشم شیش تا رای واسه این موضوع گرفتم...
و به رای هفتم نیاز دارم. که تویی
تو دست من رو میشوری، من کمر تو رو میخوارونم
اگه کارتات رو درست بازی کنی، مرد خیلی خوشحالی خواهی بود
مرد خیلی
خوشحال
- راجع به چی حرف میزنی؟ - میدونی
- نه نمیدونم - البته که میدونی
- نمیدونم - نمیدونی؟
- نمیدونم - چی داری میگی؟
میگم نمیفهمم چی میگی
خیلی خب، بذار بگیم که اگه توی این چیزی که میخواییم رای بدی برام...
کلی شکر توی قهوهات خواهی داشت
منظورت رشوهست؟
اوه، کسی اینو نگفت! کی اینو گفت؟ من که نگفتم. هیچکی هیچچی نگفت
من بهم رای داده شد که واسه محدودهام یه سودی داشته باشم، مردم رو من حساب باز کردن
خب، منم روت حساب باز کردم. منم مردمم
فکر کنم یه زاویهی دید متفاوتی خواهی داشت...
بعد از اینکه ببینی همه چیز توی این شهر چطور عملی میشه
چانسی روزولت فروشی نیست
هر جور دوست داری در اتاق من همیشه به روت بازه
هی، بابز، اون در کیری رو ببند
سلام مامان
مدرسه چطور بود؟
خوب بود. ولی بازم مجبور شدیم بازیمون رو ببریم داخل کلاس
معتادا دوباره حیاط رو گرفتن
کمربندامون رو ازمون گرفتن
اوه، خدای مهربون
بیایید بریم به اون تست
شما دخترای جیگر و خانومای شیطون، دارید ک و ا ف ر و گوش میدید
کوافرو
بعدی مسافران حبشهست
اوقات خوابآور آهنگ پت بون رو میشنوید
با جی ویتکرز
آدمای این بخش از شهر قطعاً عاشق نگاه کردن به ماشینان
- اون رقص رو خودت ابداع کردی؟ - بله کردم
معلومه
خروجی اونجاست، رقصتم با خودت ببر
نییا روزولت
ما تو رو توی برنامهی چهارشنبهی بعدی خواهیم داشت
مامان، نقشو گرفتم
بعدی هست کن...
بدون فامیلی
این رقصو در حین راه رفتن روی ناخن یاد گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.