لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(بوسه حس ششم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سلام سارا
نزدیکم، دارم میام
آره، یکم دیگه صبر کن
::::::::: آيـــ(بوسه حس ششم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: (قسمت 11) :::::::: ::::@AirenTeam::::
خوب خوابیدی؟
کابوس ندیدی؟
بر اساس وبتون بوسه حس ششم
دوست دارم
بهت گفتم از یه سول فاصله بگیر
...کی
...امکان نداره
بخاطر منه؟
یه سول
خوبی؟ چی شده؟
زود باش، درو باز کن
داری نگرانم میکنی
هونگ یه سول
یه سول، خوبی؟
!هونگ یه سول
چیز بدی تو آینده دیدی؟
میتونی بهم بگی، اشکال نداره
چیه؟
زده و فرار کرده؟
چرا مامان چیزی بهم نگفت؟
...چون وضعیتش خیلی وخیم بود
فکر کنم به ذهنش نرسیده که به کسی زنگ بزنه
خودمم بعدا فهمیدم
حالش خوبه؟
عملش خوب بوده
یه ذره خونریزی داخلی داشت
ولی جلوشو گرفتن
باید یه چند هفته اینجا بمونه ولی خوب میشه
اونی
تو خوبی؟
حتما خیلی شکه شدی
خیلی خوب به نظر نمیای
راننده رو گرفتن؟
مامان کجاست؟
عکسایی که واست فرستادمو دیدی؟
بله، مادر جان
اون عکسارو قبل اینکه کسی حتی دربارهی تصادف چول یونگ بشنوه فرستاد
باید خودش باشه
فکر کنم هنوز زندهست
منم داشتم نگاه میکردم به نظر منم یکم عجیب میاد
اگه چیزی که میگین درست باشه
پس بنظرم تا همه چیز خطرناک نشده
باید به یه سول همه چیز رو بگیم ...بیاین بهش بگیم چی شده
نه، من نمیخوام یه سول با همچین خاطرات وحشتناکی زندگی کنه
مین هو
هنوزم وقتی بارون میاد بدون قرص خواب، خوابم نمیبره
هنوزم اون روز واضح جلوی چشمامه
اگه اون هنوز زنده باشه ...همهچی عوض میشه، من
خودم حواسمو جمع میکنم تا یه سول چیزی نفهمه
از یه بازپرس خواستم که به این پرونده نگاه بندازه
پس لطفا همهچیز رو مخفی نگه دار تا یه مظنون پیدا کنیم
باشه پس
منم میرم دیدن بازپرسی که مسئول پروندهست
خیلی نگران نباش
باشه
الان داشتم با مامانت صحبت میکردم حتما خیلی غافلگیر شدی
...چرا تو و مامانم باید- لازم نیست امروز بیای سرکار-
اگه اتفاقی افتاد بهت زنگ میزنم از مامانت خوب مراقبت کن
باشه
راستی
اون موقع چی تو آینده دیدی که انقدر ترسوندتت؟
...داشتم
ولش کن
به محض اینکه کارم تموم بشه میام پیشت، اون موقع باهم حرف میزنیم
نگران نباش
باشه
تبلیغات موپیکس امروز پخش میشه
باورم نمیشه خانوم هونگ مرخصی گرفته
چطور میتونه؟
الان بهش زنگ زدم گفت یه مشکل خانوادگی واسش پیش اومده
چه اهمیتی داره؟
اینجور مواقع سرمون شلوغ نیست خیلی میدونی که؟
قربان
چی شده؟
چرا انقدر ناراحتی؟
چی شده؟
با زنت
دعوات شده؟
قربان- نچ نچ نچ-
سلام
خب، شما انگار داره بهتون خوش میگذره
اون چشه؟
میدونی، خیلی وقته که یه چیزی ذهنمو درگیر کرده
چرا همیشه یه چیزِ تیم برنامهریزی 1 لَنگ میزنه؟
چی؟
شماها نباید همینجوری یللی تللی کنین
ندیدین امروز تبلیغات کارنکس پخش شده؟
وای، موپیکس هیچ شانسی نداره
حالا میخواین چیکار کنین؟
کارنکس تبلیغات جدیدش رو پخش کرده؟
بله، شما ها اصلا کارم میکنین؟
کله پوکا
چرا شکل طرح ماست؟
مثل مال شماست؟
این شکل طرح قدیمی مائه
یعنی موپیکس این طرحو ارائه داده؟
بله قربان، از کجا میدونستن؟
لعنتی
کانگ سانگ گو، چی شده؟
منظورت چیه؟
!توی عوضی، خودت میدونی منظورم چیه
وای خدای من- ...تو و چا مین هو این برنامه هارو ریختین-
!بهت گفتم به کسی نگو
انگشتتو بکش کنار ببینما
اینجا جای حرف زدن نیست
بی خیال- نه! نه، وایسا-
هی، ولم کن! !ول کن
!وایسا- بهت گفتم ولم کن-
اشکال نداره- وای خدایا-
چطور جرات میکنی اینکارو با من بکنی؟
آقای یوم
الان داشتم میومدم باهاتون صحبت کنم
تبلیغات جدید کارنکس رو دیدم و یکم بنظرم آشنا اومد
فکر کنم طرحی که قرار بود ازش استفاده کنیم، مستقیما سر از کارنکس درآورده
درسته؟- بله قربان-
چرا داری نقض امنیتی تیم خودتو به من میگی؟
همهی کسایی که تو فیلمبرداری کار کرده بودن تعهدنامه امضا کردن
پس شما نباید شنیده باشین که فیلمنامهای که آقای کانگ بهتون گفت
تغییر کرده
اینجا جاش نیست
چرا نریم یه جای دیگه حرف بزنیم؟
نمیخوام کسی بشنوه
بریم، آقای چا
بیا دنبالمون
...چی؟ دنبال
زود باش، بقیهشو بگو
یه زوجی ئن که تو بیست سالگیشون همو میبینن
خیلی عاشق هم میشن و بعد از هم جدا میشن
حالا توی هفتاد سالگیشون هستن
و دوباره بهم برخورد میکنن
و؟
بعدش چی میشه؟
به هیچکس نگی ها، باشه؟
!باشه! گفتم به کسی نمیگم دیگه
...بعدش- بعدش؟-
وایمیسن V9 کنار یه
وایسادن، هان؟ V9 الان کنار یه
انگار توی یه جهان موازی باشن
دوتاشون بهم وصلن
انگار که زمان حال گذشتهست
و گذشته زمان حاله
...خیلی خب
قربان اینا همش یه سوء تفاهم بزرگه
ما هردو باهم دوستیم، قربان
ما فقط داشتیم نوشیدنی میخوردیم و مسخره بازی در میاوردیم
هی، درست نمیگم؟
راحت باش، جواب بده به نظر مهم میاد
آقای چا، الان موقع تماس جواب دادن نیست
هی، داری چیکار میکنی؟
!هی، پسش بده
از کارنکسه
ساکت شو
اگه چیزی واسه مخفی کردن نداری جواب بده
...قربان؟ نه، این
هی، یوم کیونگ سوک میخواستی مارو دور بزنی؟
!تو گفتی مطمئنی
پس چرا فیلمنامه فرق میکنه؟
مارو احمق فرض کردی؟
دور استخدام شدنو خط بکش
میدونی منو تو چه موقعیتی گذاشتی؟
از همون دوران دانشگاه هم !همیشه دروغگو و شیاد بودی
اینا همش سوءتفاهمه ...بذارید از اولش براتون
توضیح بدم
...خب- فکر کنم اون گو سانگ گیو از کارنکس بود-
با هم یه دانشگاه میرفتین، درسته؟
و تو داشتی سعی میکردی با دادن فیلمنامهی جدیدترین تبلیغات ما
به کارنکس، اونجا استخدام بشی؟
چی داری میگی؟
میتونی بقیهی جزئیات رو
واسهی تیم بازرسی تعریف کنی
تیم بازرسی قربان؟
تو کی هستی؟- بریم-
کجا؟ قربان؟
!هی، سانگ گو، قربان، وایسا
!من خیلی واسه این شرکت زحمت کشیدم
صبر کن ببینم، آقای چا
سانگ گو، یادت نیست برای عروسیت چقدر پول دادم؟
آشغال دیوونه
فقط نمیدونست کی باید تمومش کنه
،مطمئنم که میدونست ولی امیدوار بودم این کارو نکنه
آقای چا هم خیلی دیوونه و ترسناکه ها
نکنه خودتو مقصر میدونی؟
خب، این اتفاق به خاطر افشا کردن من افتاد
برای همین قلبم یکم سنگینی میکنه
اون عوضی همه چی رو برنامه ریزی کرده بود
،اگه این اتفاق نیفتاده بوده میتونست خیلی بدتر بشه
فکر کنم آقای چا این کارو کرد تا همه چیز تو بهترین حالت ممکن تموم بشه
به نظرت الان وقت اینو داری که این جا استراحت کنی؟
تبلیغ موپیکس قرار نیست یکم دیگه پخش بشه؟
راست میگی
برای چی الکی وقتمو تلف میکنی؟
من کی بهت گفتم بیای اینجا؟
بیا همین جا تمومش کنیم ...فکر کنم برای هردومون بهتر باشه که
No comments yet. Be the first to leave one.