Dr. Mabuse, the Gambler

Dr. Mabuse, the Gambler (Dr. Mabuse, der Spieler)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Dr Mabuse - Part 2 (1922)
د لخوا تبصره mmorsali
مترجم : محمدمُرسلی _ [email protected]

تګونه

other
په خپور شو: 2017-09-11
ډاونلوډونه: 76
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

نسخه اصلاح شده حاضر در سال 2000

توسط بنياد فردريش ويلهلم مورنائو در ويسبادن

بر اساس نسخه نگاتيوي اي که در آلمان توزيع شد

و نگاتيوي که در آرشيو بوندر و فيلم آرشيو برلين بود به سر انجام رسيده است

اين نسخه بازسازي شده نسخه اي است که در سال 1991 در موزه فيلم مونيخ نگه داري ميشده است

ميان نويس ها از نگاتيو استخراج شده است

فريم هاي بين رفته ، آسيب ديده و يا ناقص مجددا بازبيني و با

کمک سوابق سانسور بازسازي شده است

همسان سازي و کپي در بولونيا انجام شده است "L'Immagine Ritrovata" توسط استوديوي

نگاتيو مَستر اين نسخه براي نسخه ديجيتالي 2 کا استفاده شده است

دُکتر مابوزه " قُمار باز "

بر اساس رُماني از . . . نوربرت ژاکه

که در مجله مصور برلينر زيتانگ منتشر شد

لباس هاي ستاره هاي زن فيلم

. . . توسط

. . . والي رينکه طراحي شده

و در استوديوي فشن . . . فلاتو شيندلر و ماسنر دوخته شده است

بخش دوم " جهنم "

درامي در مورد مردم دوره و زمانه ما

" پيش درآمد "

. . . دکتر مابوزه ، قمارباز بزرگ

با مردم و سرنوشتشان بازي ميکند

. . . قرار شد بر طبق دستور رقاصي به نام

. . . کارا کاروزا

. . . جلوي تعقيب کننده اش نماينده دولت فن ونک بايستد

هال جوان قرباني اون بود

کاروزا دستگير شد

به واسطه قدرت اراده و خواستي که داشت

مابوزه . . . کُنت تالد را مجبور کرد

. . . تا در بازي تقلب کند

و کنتس تالد که او را بسيار دوست داشت را بربايد

شب هاي بي خوابي

: آقاي فن ونک عزيز

به واسطه ي ادعايي دروغين موافقت کردم

تا شنونده نظرات خانم کاروزا در زندان باشم

فکر ميکردم با

مجرمي خطرناک و بدنامي از - روبرو خواهم شد

اما تنها زني را جُستم

سرشار از عشق که احساساتش

. . . بي شرط و شروط و از روي سادگي است

من براي اينکه متحد شما باشم مناسب نيستم

خواهش ميکنم اگر اين دليل باعث ميشود از من نااميد شويد مرا ببخشيد

ارداتمند شما کنتس دازي تالد

زني خوابيده در بستر

من براي اينکه متحد شما باشم مناسب نيستم

خواهش ميکنم اگر اين دليل باعث ميشود از من نااميد شويد مرا ببخشيد

ارداتمند شما کنتس دازي تالد

حالا کل دنيا متوجه ميشن ! من کي هستم

من ! مابوزه ! يک هيولا

تايتاني که شلم شوربايي . . . از قوانين و خدايان را همانند

! برگ هايي پژمرده کنار هم جمع ميکند

کنت تالد ، نميخوايد بگيد چي به سرتون اومده ؟

. . . در بازي دست به تقلب زدم

! تو بازي تقلب کردم

! تقلب کردم ! بله ! اما نميخواستم دست به چنين کاري بزنم

ناگهان قدرتي فراتر از خودم ! بر من چيره شد که منو مجبور به اينکار کرد

من کسي هستم که معمولا دست به هيچ کارتي ( در قمار بازي ) نميزنم

! بسيار خوش شانس بودم

راستش اين قضيه خيلي منو ترسونده

! تنها کارت هامو رو کردم و برنده شدم

مهمانان شما همه

از آشنايان قديمي شما بودن ؟

. . . همه ، جز يک نفر

فردي که همسرم اون رو دعوت کرده بود

روانکاوي به نام دکتر مابوزه

( اما اون اصلا وارد بازي نشد ( بازي نکرد

! دغلکار

. . . همسرم ترکم کرد

. . . حتما رفته خونه مادرش

چون نميخواد

با يک متقلب ( در قمار ) زندگي کنه

به هيچ دکتري اعتماد نداريد ؟ روانکاو باتجربه اي که بتونيد بهش اعتماد کتيد ؟

دکتر مابوزه . . . ؟

اگه برم پيش دکتر مابوزه چي ؟

بي فايدست ، کنتس

اين در باز نخواهد شد ! مگر اينکه من بخوام

! کنت تالد پشت تلفن هستن

دکتر شما

زماني که اون اتفاق

. . . سر ميز قمار افتاد حضور داشتين

به کمک پزشکيتون نياز دارم

کي ميتونم شمارو ببينم ؟

من بيمارهارو ! تنها در خونه هاشون درمان ميکنم

فردا صبح ساعت 11 ! منتظرم باشيد

" پايان پرده اول "

" پرده دوم"

! آماده شو

ميخوان ببرنش زندان زنان

ساعت يازده

پرونده شما خيلي توجه منو به خودش جلب کرده من شمارو درمان ميکنم

اما تحت يک سري شرايط خاص

تا زماني که تحت درمان من هستيد خونه رو ترک نکنيد

کسي رو به مهموني دعوت نکنيد با کسي حرف نزنيد

نبايد کسي رو ببينيد

کسي که شمارو ! ياد زندگي گذشتتون ميندازه

از امروز ( ديگه کسي رو نميبينم ( با کسي معاشرت نميکنم

نه تلفني نه حضوري

هر کسي سراغ من يا کنتس رو گرفت بهشون بگيد

براي يه مدت نامشخصي

! ( رفتيم ( مسافرت

لطفا وصل کنيد به کنت تالد

! کنتس پيش مادرش اقامت نداره

متاسفم ! اما آقاي و خانم نيستن

( متاسفم جناب نماينده ( دولت

اما آقا و خانم ! امروز صبح رفتن

برادرم يکي از همکاراش رو فرستاده تا

پيامي رو به خانم کاروزا

که در زندان زنان بازداشتِ برسونه

اون تو سلول 194 تو ساختمان اصلي طبقه دومِ

کور

اگر به صورت اتفاقي

سر راه من قرار بگيرن

از طريق اين تونل فرار ميکنم ميخوام هرکسي که

! اين درو بدون کليد باز ميکنه ببينم

از زير

با يه هُل کوچيک ! درو بلند ميکنيم

يه لباس درست و حسابي بپوش و بهم گزارش بده

! بايد کار جديدتو تو خونه من شروع کني

. . . اسارت

! مراقب باش

ناپديد شدن ناگهاني من نبايد توجه همرو جلب کنه

شوهرم ، دوستام . . . دنبال من خواهند گشت

دوستات ؟ حتما منظورت نماينده دولت فن ونکه ؟

مگر اينکه نماينده دولت خيلي عجله داشته باشه

اونقدري وقت نداره که بخواد ! تورو آزاد کنه

و شوهرتون . . . ؟

شوهرت تحت درمان منِ

! من

! بهتره با شوهرت حرفي نزني

! حق نداري حتي بهش فکر کني

اگه در حضور من نامي از اون ببري

! انگار که داري حکم مرگش رو صادر ميکني

! خداي من ، عجله کن

. . . يه مدتي

. . . به خاطر زنا ! تو زندان بودم

وضعيتي که دچارش شدي تقصير خودته خانم کاروزا

چرا انقدر لجوج هستين خانم کاروزا ؟

اگه مارو کمک کنيد

تا قضيه قتل هال مشخص شه

شايد بتونم ! ترتيب امتيازاتي ( عفو ) رو براي شما بدم

شما داريد خودتون رو فداي پست فطرتي ميکنيد که

شمارو ترک کرده

و اصلا دليلي نداره

در حال حاضر ! داريم ردش رو ميگيريم

! از تمام شما قوي تره

! هر کسي رو بخواد از بين ميبره

شمارو هم همينطور اگر سد راهش بشيد

شمارو هم نابود ميکنه

. . . من بايد سيم کشي اينجارو بررسي کنم

مردي که به خاطرش اينجا هستين

مثل يه ميوه پلاسيده شمارو بيرون انداخته

مثل يه ميوه پلاسيده ! بي منفعت

خوب ميدونه که ممکنه به قيمت جونتون تموم بشه

اما هيچ قدمي براي کمک کردن به شما برنميداره

کي ميتونه ضمانت بده زن ديگه اي

جاي شما در قلبش خونه نکرده باشه ؟

. . . دو روز بهم وقت بديد

! کودن

. . . بايد برم نردبون رو بيارم

ونک کي برميگرده ؟

. . . ساعت پنج

ونک خيلي تلاش کرد تا کاروزا رو از پا دربياره

نميتونيم روي اون زن - حساب کنيم که ساکت بمونه

! بايد سر به نيستش کنيم

! اين به قيمت جونت تموم ميشه ، پسرم

به دستور چه کسي اينکارو کردي ؟

! اون

اما . . . چرا ؟ ! من کاري باهاش نکردم

. . . ( ميخوام يه کاري بکنم ( يه امتحاني بکنم

اونو با کاروزا روبرو ميکنم

شايد يکشون وا بده

. . . شايدم هر دوشون وا بدن

تو . . . ؟

" پايان پرده دوم "

" پرده سوم "

نزاع

! اونو کشت

کي ؟

کي ؟ ! اسمشو بگو ! اسمشو بگو

. . . نه نه نه . . . من حرفي نميزنم

! وگرنه همچين بلايي هم سر خودم مياد

اين مردو با

دو مراقبت دوبرابري ببريد

مقر پليس

! تمام جوانب احتياط رو هم پيش بگيريد

بايد به مسيري ! غير از مسير هميشگي بري

! از خيابون ها شلوغ دوري کن

! فورا گزارش بده

اگه بازم باشه دو روز

. . . تورو مورد استنطاق قرار ميدم

! اسمو از حلقومت ميکشم بيرون ! فراموش نکن

! يوهانس گوتر رو دستگير کردن

! دارن ميبرنش مقر پليس

يوهانس گوتر تمام زندگيش رو

! وقف هدف و نيت ما کرد

براي همين ! الان در بين ما نيست

بايد کاري کنيم ؟

! نااميدمش نميکنيم

! آزادش ميکنيم

! از راه هميشگي نميرن

More Farsi Persian subtitles for Dr. Mabuse, the Gambler

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left