لومړۍ 200 کرښې.
...قبلاً در "آلکاتراز" اتفاق افتاد
...با شصت و سه اي ها آشنا بشين
مخوف ترين جنايتکارهايي که اين کشور به خودش ديده دارن برميگردن
.پدربزرگ من نگهبان نبوده .زنداني بوده
خودشه
"تامي مدسن" اون همکار من رو کُشت
پنجاه و پنج ولت روي دو دهم ثانيه رو امتحان کن
بهم توضيح بده چرا
بايد يه آدم کاملاً سالم بيشتر وقتش رو تو بهداري بگذرونه
فکر مي کردم تو مريضي
..."سوابق پزشکي "تامي مدسن
چرا بايد يه آدم سالم اين همه وقت تو بهداري باشه و خونش رو براي چي مي خواي؟
يه نصيحتي بهت ميکنم، عزيزم
پات رو از حدت فراتر نذار
ببخشيد
خريد کردي؟
خريد؟ - تو حراجي؟ -
اه، نه، خانم، هنوز نه
چشمت چيزي رو گرفته؟
بله، مطمئناً
خب، پس بهتره بجنبي
بعضي جنس ها رو هميشه نميشه معامله کرد
شب دوست داشتنيه واسه پياده روي
چطوره يه کم بيشتر ماجراجويي کنيم؟
براي خودمون يه خونه گرفتم
ببخشيد؟
...چيز زيادي نيست، اما حياط داره و
يه آشپزخونه با پنجره
اصلاً نمي دونم داري از چي حرف مي زني
اما، ام، تو مطمئناً بامزه اي
اه، خداي من. اه خداي من. چه اتفاقي افتاد
اه خداي من
تو همينجا بمون
اه، خداي من
کي اينکارو کرده؟
کي اين بلا رو سرت اورده؟
کي اين بلا رو سرت اورده؟
زود باشين، نزديک هم
راه بيفتين. زودباشين، تو صف جلو برين
آروم به هم پيوسته
سياه پوست، تو نفر بعدي
!دست. دست
!بلوک "سي"، بجنبين
!تو! به آشپزخونه! يالا
من؟ - بجنب -
زود باش! بجنب! رئيس زندان ميخواد تورو ببينه
!بجنب
يالا
راه بيفت
اون پشت
برو
"کلارنس"
از نظرت اشکالي نداره کلارنس" صدات کنم که، داره؟"
اينو امتحان کن
امتحانش کن
و؟
نتونستم طعمش رو حس کنم، قربان
يه امتحان ديگه بکن
و يادت باشه صداقت ويژگيه که من در مورد انسان ها بيشتر تحسينش ميکنم
يه کم ديگه کَره اضافه کنيد باعث ميشه آردش نگيره
و يه کم هم مشروب سبک خوش طعمش مي کنه
اين يه استعداد خدادادي، پسرم
از اون استعدادهايي که با آدم متولد ميشه
و با تمرين بدست نمياد
تا دو روز ديگه سرآشپز ميشي
مي خوام که منو رو درست کني و بر آشپزخونه نظارت کني
اين فقط براي سياه هاست؟
نه پسر جان، براي همه است
آخرين باري که براي سفيد پوست ها آشپزي کردم، کارم به اينجا کشيد
من که مي گم بخاطر اين بود که چاقوي آشپزيت رو به گلوي يه دختر فرو کردي
اين باعث شد کارت به اينجا بکشه
به اين به عنوان يه شانس براي رهايي نگاه کن
و اگه قبول نکنم؟
ممنون که رهايي رو انتخاب کردي
جنايت تو پمپ بنزين
باشه AZ 2445 ممکنه کار زنداني
، با شايدم کار يه کارگر محلي بوده اين با 63 اي ها جور در نمياد
جسد "مگان پالمر" تو يه زمين گلف سه ساعت پيش پيدا شده
...جالبه
...سبزه، حدود بيست ساله
الن کيسي"، سال 1958"
خودتي، "کلارنس"؟
بله، کيه؟
امت"، منم"
"گلارنس مونتگومري" از "آلکاتراز"
کلارنس"؟"
!اه، خداي من. خداي من
نمي دونستم کجا مي تونم برم
...متاسفم، من
نمي خواستم مشکلاتم رو با خودم بيارم اينجا
بهم گفتن که تو تو "لومپاک" مُردي
لومپاک"؟"
چطوري همونجوري موندي؟
من همونجوري نيستم
چه بلايي سرت اومده؟
فکر کنم يه دختر رو کُشتم
منظورت چيه که يه دختر رو کُشتي؟
حرفات هيچ معني نداره
تو هيچوقت کسي رو نکُشتي
تو بيگناه بودي
تو اونجا با من بودي
يادته ديگه، درسته؟
چي، "آلکاتراز"؟
اون مال 50 سال پيشه
نه براي من
اونا من رو هرشب از سلولم ميبردن بيرون
خونم رو مي گرفتن، با سرم ور ميرفتن
کي اينکارو مي کرد؟ داري از چي حرف مي زني، مرد ؟
فکر مي کني مي دوني کي هستي؟
خب، اونا اونقدر بهت فشار ميارن و اذيتت مي کنن تا يه چيزي درونت فرو ميريزه
من ديگه مثل سابق نيستم
"تو بيگناه بودي، "کلارنس
من بيگناه نيستم
ديگه نه
در بيست و يکم مارچ سال 1963 زندان "آلکاتراز" به صورت رسمي بسته شد
...تمام زنداني ها به خارج جزيره منتقل شدند
اما اين اتفاقي نبود که افتاد
به هيچ وجه
: ترجمه شده توسط MiLad , Bahador18B , Mehrz@d
براي مطلع شدن از زمان ريليز زيرنويس هر قسمت کلمه ي را به شماره ي10000913152295پيامک کنيد ALCATRAZ
شنيدم تو اولين رنگين پوستي هستي که موفق شده تو کلاب سفيدپوست ها کار پيدا کنه
ببين کارم رو به کجا رسونده
فکر مي کني فقط بخاطر رنگ پوستت اومدي "آلکاتراز"؟
من اينجام، خانم، چون سفيدها کاري رو مي کنن که سفيد ها مي خوان
وقتي که آدمايي مثل من و تو به اندازه کافي دور و برشون باشيم
مثل گاو پيشوني سفيد مي شيم
مي دوني که وضعيت من هم مثل وضعيت توئه؟
تو سفيد پوست نيستي
دوست دخترت سفيد پوست بود
و تو اون رو کُشتي
گلوش رو تو زمين گلف بريدي
براي همين نيست که اينجايي؟
خودت که مي دوني، چرا مي پرسي؟
"نيازي به دشمني نيست، آقاي "مونتگومري
من فقط مي تونم کسي باشم که دنيا مي خواد باشم
اين درست نيست، دکتر؟
چي داريم؟
يه پرونده شبيه يکي از 63 اي ها
الن کيسي"، سال 1958"
"کلارنس مونتگومري"
اولين آفريقايي آمريکايي که تونست سرآشپز يه کلاب اشرافي تو "تالاهاسي" بشه
شش سال اونجا بود از خونه اش دور بوده
مشکلش اين بوده که عاشق دختر صاحب اونجا ميشه
آخرش دختره کُشته ميشه درست مثل اون
اسم قرباني "مگان پالمر"ه "فارغ التحصيل دانشگاه "برکلي
اون اينجا کُشته نشده. خونش بايد رو زمين باشه اما چمن ها خشکن
بردتش به چاله سيزدهم درست مثل دوست دخترش تو سال 1958
اينجا رئيس تويي؟ چقدر ديگه اين جسد رو از اينجا ميبرن؟
هيچي تا زماني که کارمون تموم نشده، جابجا نميشه
اين مرد رو ميشناسي؟ ممکنه آشپز آشپزخونه اتون باشه؟
تاحالا نديدمش - قرباني رو چطور؟ -
ميشناختيش؟ - نه -
اما مي تونيد با دوستش حرف بزنيد
در مورد دوستت متاسفم
ديدي که با کي رفت بيرون؟
...مگان" خيلي خوشگل"
...منظورم اينه که
خيلي مردها سعي ميکردن باهاش حرف بزنن
اين مرد يه نفر از اونا بوده؟
...من نديدم
مگان" يه جورايي ديوونه بود"
زياد فکرم جاي بد نرفت وقتي نتونستم پيداش کنم
ممنون
شناساييش کرد؟
نه. اما موقعيت جسد دقيقاً مثل همون سال 1958 هست
ما احتياج داريم يکي از شاهدها شناساييش کنه
نبايد اشتباه کنيم
خودشه - ثابتش کن -
"دارم بهت ميگم، حس بدي در اين مورد دارم، "امت
رئيس زندان مي خواد که آشپز شي اين کاريه که کل زندگيت انجام دادي
مشکل آشپزي نيست. مشکل کسايي هستن که مي خوان غذا بخورن
و بقيه چطور؟
!"يه جنبشي راه افتاده، "کلارنس
و رئيس زندان اين فرصت رو بهت داده که بخشي از اون باشي
يه سياه پوست؟
آشپزي در مشهورترين زندان ايالتي جهان؟
اين مي تونه الهام بخش و نماد پيشرفت براي خيلي ها باشه
"من نمي خوام نماد باشم، "امت
فقط مي خوام حبسم رو بکشم
تو اينجايي چون سفيد پوستا گفتن که تو قاتلي
اما تو اون آشپزخونه، تو اين شانس رو داري که جلوشون وايسي و يه مرد باشي
نيازي نيست کسي باشي که اونا بهت مي گن
"اشتباهت همينجاست، "امت
من فقط مي تونم کسي باشم که اونا ميخوان
شماها در مورد ترفيع بزرگ "کلارنس" شنيدين؟
اون قراره آشپزخونه کل زندان رو رهبري کنه
سفيدها و سياه ها برابر باهم نظرت در اين مورد چيه؟
مي دوني، رئيس زندان ما فکر مي کنه مي تونه همه شماها رو تغيير بده و اصلاح کنه
...دزدها، تجاوزگران، قاتلين
رئيس فکر مي کنه شما مي تونيد تغيير کنيد
من؟ بايد اعتراف کنم شک دارم
اما دوست دارم که نتيجه اش رو ببينم
چطوره؟
من به شدت منتظر اين مهموني بزرگم
فکر ميکني غذا درست کردن اين رو ميتونه عوض کنه، "اِمت"؟
ما فکر ميکنيم کسي که "مگان" رو کشته اين زنِ تو اين عکس رو هم کشته
با همديگه يکي هستن. با يه چاقوي آشپزخونه به همون ضخامت توي هر دو مورد قتل رو انجام داده
ولي اين يارو نميدونسته بايد به يه چاقو چيکار کنه
.اين يکي خيلي بد و نامنظمه - .ولي اين يکي نه -
دقيق و منظم
No comments yet. Be the first to leave one.