لومړۍ 139 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(مابین عشق و دوستی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تگ اسمتون رو به کسی بدید) (که میخواید باهاش سر قرار برین
دستورالعملهای روز چهارم که روی) (تابلو بود سورپرایزشون میکنه
این زمانیه که ته وونگ در قلبش رو) (برای یونگهیون باز میکنه
جی یو بی پرده احساساتش) (رو به یه نا اعتراف میکنه
اون با سوکهیون بیرون رفته
جییو تصمیم میگیره دیگه مردد نمونه) (و کارش رو انجام بده
دو دوست به رقابت با هم میخورن) (وقتی که یه نفر مشابه رو انتخاب میکنن
درباره بقیه کنجکاو باشیم و) (بخوایم بیشتر اون طرف رو بشناسیم
این دو نفر خودشون رو تو یه) (تصمیمگیری ناآشنا پیدا میکنن
باشه- بهش فکر کن-
دربارش فکر کن
باید قبل از تصمیمگیری راجع بهش فکر کنی
دربارهش فکر کن- باشه-
یه نفر دیگه هم ممکنه تو رو انتخاب کنه
اینجوری فکر میکنی؟
نمیدونم
مراقب باش
...تصمیم گرفتم با
کسی که میخوام بهتر بشناسمش سر قرار برم
...حتی اگه مین ها
اول تگ اسمش رو بهم داده بود
من همین تصمیم رو میگرفتم
...مین ها
چیه؟
این اوکیه؟
این دلیلیه که بخاطرش اینجاییم
میدونی
مین ها
اهمیتی نداره که با کی میره سر قرار
اصلا مهم نیست
راستش، منظورم این نیست
معلومه که نیست
زمانبندیش همیشه بد بوده چون طول میکشید) (تا آزادانه احساساتشو بگه
من خیلی تو اول نزدیک شدن
به مردا خوب نیستم
...من از اون تایپا نیستم که
اول به جنس مخالف نزدیک میشن
همیشه کلی برام طول میکشیده
یه چیزایی هست که من و گون اوک دربارهش حرف زدیم
وقتی که آخرین بار بیرون رفتیم
فکر میکردم که این اتفاق بیوفته
ولی برنامه ریزیم یه مشکل داشت
اون باعث شد به فکر بیوفتم
با خودم فکر کردم خیلی دیر کردم یا نه
این باعث شد حس بدی داشته باشم
بخاطر همین بود که گریه کردم
،میدونی
این دلیلیه که بخاطرش اینجاییم
نمیشه درباره هر چیز کوچیکی ناراحت بشیم
در اینصورت دیگه هیچکاری نمیتونیم انجام بدیم
فکر کنم منم بودم گریه میکردم
خوش بگذره، یه نا
فکر کنم سوکهیون رفت سراغ یه نا
سلام- ترسوندیم-
اون بعد از اینکه سوک هیون تگ اسمش رو) (به یه نا داد باهاش برخورد کرد
این تصمیمم رو تغییر نمیده. برمیگردم
بزن بریم
من همینجا میمونم
یعنی تگشو به سوکهیون که از قبل تگ اسمش رو) (به یه نا داده بود، میده؟
یا ته وونگ، که امروز به صورت مستقیم) (احساساتش رو بیان کرد؟
من از قبل نتایج رو دیدم و میدونم
ولی نمیتونم کمکی بکنم
بیا
بهش فکر کن- این خجالتآوره-
میدونست که نمیتونه بعد از اینکه اون یهنا رو) (انتخاب کرد باهاش بره بیرون
میدونست که نمیتونه بعد از اینکه اون یهنا رو) (انتخاب کرد باهاش بره بیرون
مین
اینجا نیستی؟
یونگهیون اومد پیش تو؟
خیلی خب
تو باید بدونی
جییو و سوکهیون، یه نا رو انتخاب کردن) (ته وونگ، یونگهیون رو انتخاب کرد
سلام مین
فکرات رو کردی؟
نه
باید چیکار کنم؟
تو چی؟
چی؟- تصمیمت رو گرفتی؟-
یخورده راجع بهش فکر کردم
قرار؟
من برام فرقی نمیکنه
جدی؟
تو چی؟
راستش رو بخوای
میخوام با گون اوک وقت بگذرونم
ما خیلی با هم تفاهم داریم
دوست دارم بیشتر بشناسمش
میفهمم
اگه امروز باهاش بری بیرون
فکر کنم بهت خوش بگذره
...فهمیدم که
مینها هم میخواست با آدمهای دیگه بره بیرون
پس دربارش حس بدی نداشتم
...ولی خیلی با این ایده راحت نبودم که
فقط کسایی که با هم مچ میشن میتونن برن بیرون
حتی با اینکه تقصیر من نیست
مین و یه نا تصمیمشون رو گرفتن؟
من گرفتم
نه، نه هنوز
مین خیلی کیوته
اون یه تصمیمی گرفته و بنظر مصمم میاد
...فکر میکنی که
سوکهیون با سه تا تگ اسم برگرده؟
اینجوری باشه با این میزنم تو سرش
!چه جرئتی داری
اون جمع کننده ی تگ اسمه
تق تق
بیا تو
کیه؟
میتونم اون رو اینجا تحویل بدم؟
آره
بزن بریم بیرون
همین الان بریم
بیا بریم
من مشروب خوردم و نمیتونم رانندگی کنم
مشکلی نیست
من بعداً رانندگی میکنم- میخواستم رانندگی کنم-
بیا بریم- ما اولین زوجیم؟-
آره
اونجا
همینه؟- باید منتظر بقیه باشیم-
…بیا با خیال راحت آماده شیم
و فکر کنیم که چیکار کنیم- باشه-
بعدا میبینمت
باشه میبینمت
اون به عنوان کسی که برای اولین بار از یه پسر) (میخواست باهاش بیرون بیاد، خیلی خونسرد بود
مون سوک هیون
این یه موفقیته
من نمیدونم چطوری این رو توضیح بدم
رفتیم تا تگ های اسممون رو کنار هم بذاریم
حس خوبی داشت
تو چطور؟- بعدا میرم بیرون-
شما دو نفر میتونید صحبت کنید
باشه
دیروز در مورد چی صحبت کردی؟
چی؟- دیروز در مورد چی صحبت کردی؟-
…بهش گفتم خوب میشه
No comments yet. Be the first to leave one.