The Year Between

The Year Between

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Year Between 2022 WEBRip x264-ION10
The Year Between 2022 WEBRip x264-RARBG
The Year Between 2022 WEBRip x264-YTS
The Year Between 2022 WEBRip PCOK DDP5 1 x264-dB
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
🔲⫸ مرتضی لک‌زایی و محمدعلی ⣿ DigiMoviez.com

تګونه

webrip
web
x264
BRip
TS
YTS
په خپور شو: 2023-05-07
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تـرجـمـه از مـرتـضـی‌ لـک‌زایـی و مـحـمـدعـلـی Morteza_Lkz & Mml.Moh

« بر اساس اتفاق‌های واقعی »

‫سلیطه، خدایی،

‫خب لامصب برو خودت رو بکش دیگه

‫خب، یعنی به‌معنای واقعی فقط می‌خوام خودم رو بکشم

‫من تو رو قضاوت می‌کنم

« سال مابین »

‫خل‌وچل‌ها

‫اوه، خب منم. آره، آره

‫آره، همیشهٔ خدا

‫ازم نپرس چی توی کیسه‌ست

‫کیسهٔ تو نیست

‫گندش بزنه

‫نرم‌کنندهٔ لب من رو زدی؟

‫- چی؟ نه ‫- بوش میاد

‫نه، نمیاد

‫همه نرم‌کنندهٔ لب می‌زنن

‫آره، ولی مال من طعم شُرت‌کیک می‌ده

‫و بوی شُرت‌کیک میاد

‫کلمنس، من هیچ‌وقت به وسایل تو دست نمی‌زنم

‫تویی که همیشه وسایل من رو توی اینترنت

‫می‌فروشی و من هیچ‌وقت حرفی...

‫می‌دونی زندگی‌کردن با تو چقدر سخته؟

‫این عن‌دونی رو یه نگاه بکن

‫مثل باغ‌وحشه

‫هی

‫وقتی مهمون داری،

‫- باید بهم خبر بدی ‫- کمک!

‫این در کوفتی رو باز کن، کلمنس،

‫و دست از سر اون طفلکی بردار

‫طوری نیست، ایلایزا،

‫- نترس ‫- نگو که این کارو کردی

‫مجبور بودم، تو داری دوران دانشگاهم رو خراب می‌کنی

‫دیگه کافیه

‫خودم از پس تنِ‌لشم برمیام!

‫- دست از سر کچلم بردار! ‫- بس کن

‫انزجار

‫و همون‌طور که شاهد ادامهٔ این مذاکرات بودیم،

‫یعنی، یه قبرستون...

‫مالامال از پیشنهادهای مطرح‌شده هست

‫که قبلاً از دست رفته. آم...

‫- یکی باید اینجا رو بمبارون کنه ‫- حرف بامزه‌ای نبود

‫هی، منظورم خودم که نبود، ‫فقط اینکه یکی باید این کارو بکنه

‫خفه شو

‫وای

‫چرا داریم می‌ریم این پایین؟

‫همین‌که ایلایزا زنگ زد فوری اومدم

‫پس وقت زیادی نبود که...

‫آره، خب

‫خیلی‌خب، اینجا...

‫جای خوبی برای مُردنمه

‫یه‌خرده تمیزکاری کردیم ولی

‫قبلش رو باید می‌دیدی

‫اوه، کف زمین فاضلاب راه افتاده بود؟

‫شرمنده، اما ما... قبلاً اتاقت رو

‫برای بابا به یه دفتر خونگی تبدیل کردیم

‫به فضاش نیاز داره، کارش زیاد شده

‫امسال مدرسه خیلی سنگینه

‫اوه، جدی؟ خب، بابای بیچاره

‫باشه؟ من اضافه‌کاری دارم، به‌وسیلهٔ سیستم

‫آموزشگاه، می‌دونی؟ و... و کمتر از حقم هم درآمد دارم

‫ببین، ناراحت نشی، کلِم، اما انتظار نداشتیم برگردی

‫فکر کردیم داری مدرک می‌گیری

‫خب، حواسم پرت شد

‫این خوشایند هیچ‌کس نیست، اما یه کاری‌ش می‌کنیم

‫دوباره سرِپات می‌کنیم

‫بوق‌بوق

‫برای کبابِ خوش‌آمد سفارش می‌گیریم

‫برگر یا سگ؟

‫اوه، امروز توی مدرسه یه اتفاق خیلی خنده‌دار افتاد

‫یکی از دانش‌آموزهام، دیوانه‌ست این بچه،

‫متن یه آهنگ رپ رو برداشته بود...

‫کچاپ داریم؟

‫اه...

‫به‌نظرم امروز پول زیادی جمع کردیم

‫از ۳هزار دلارم

‫- برای فلج مغزی ‫- فکر می‌کردم گفتی ۵هزار دلاره

‫خب، می‌تونستی دورنمایی که می‌خواستی رو

‫- انتخاب بکنی ‫- خب کلمنس چه مشکلی داره؟

‫مشکلی نداره. اون...

‫- همون‌طوری بوده که همیشه بوده ‫- اون کاملاً دیوانه‌ست

‫دقیق معلوم نیست

مشکلت چیه؟

‫هیس

مشکلش چیه؟

‫کلمنس الیزابت میلر

‫اسم وسطم رو هم وارد کردی؟

‫برو، نوبت توئه. یالا

‫طوری نمی‌شه

‫خدایا. درب‌وداغونه

‫سلام. کلمنس؟

‫- لطفاً بشینید. من دکتر لیزمن هستم ‫- من وایمیستم

‫- بشین ‫- می‌شینم

‫تشکر از جفتتون که تشریف آوردید

‫خوش‌حالم که تونستیم در این زمان کوتاه ‫کار رو پیش ببریم

‫تلفنی اشاره کردید که...

‫خب، به‌نظرم بهتره که خودت کل قضیه رو بهم بگی

‫آم، گمون کنم...

‫خب، هم‌اتاقی دانشگاهش باهام تماس گرفت

‫و ظاهراً مدتی می‌شه که اوضاع خوب پیش نمی‌رفته

‫انباشتن، دزدی، بدگمانی،

‫بیدارموندن تا ساعت ۴ یا ۵ صبح،

‫- جیغ‌وداد... ‫- جیغ‌وداد؟ اون برام مُرده حساب می‌شه

‫مطمئنم با اون وضعْ هم‌اتاقی‌ت ‫نمی‌تونسته راحت بخوابه

‫کلمنس، تابه‌حال گفته‌ان دچار بیش‌فعالی هستی؟

‫خودتشخیصی

‫یه نفر... یه نفر توی دانشگاه هست که بهم «ویوانس» می‌فروشه ‫

‫و چیزهای دیگه مثل علف

‫خب، من یه مغازهٔ وسایل خانگی دارم

‫برای همین... خیلی نسبت به نیازهای مردم آگاهی دارم

‫و من، بشخصه، همیشه احساس می‌کردم

‫که احتمالاً اختلال مغزی داره

‫منظورم اینه که اون خیلی

‫- با بچه‌های دیگه‌م فرق داره ‫- عجب

‫حس نمی‌کنی که صعودهای چشمگیری داری؟

‫یعنی تا چند روز ادامه پیدا کنه؟

‫نمی‌دونم

‫شا... آ... شاید

‫و بعدش، سقوط می‌کنی؟

‫احساس ناامیدی می‌کنی و... ‫تمام اون سرزندگی رو از دست می‌دی؟

‫گمون کنم شاید آره؟

‫به نظر میاد داری ‫دوره‌های شیدایی و... افسردگی رو تجربه می‌کنی

‫چیزی که دارم بهش می‌رسم اختلال دوقطبیه

‫اه...

‫- خیلی‌خب ‫- آم، پس چه...

‫- چرا این‌قدر خل‌وچل‌بازی درمیاری؟ ‫- الو؟

‫- با من دهن‌به‌دهن نذار ‫- باشه

‫اون صد سالشه. چرا باید بهش اعتماد کنیم؟

‫کفش‌های منه؟

‫نمی‌دونم، دم در بود، باشه؟

‫با دارو و درمان،

‫نهایتاً می‌تونی احساس بهتری داشته باشی، عادی باشی

‫پس، حالا ما چی‌کار کنیم؟ یعنی...

‫فقط می‌خوام خاطرجمع بشم ‫که کلمنس داره گوش می‌ده

‫چون اونه که برای درمانش مسئول خواهد بود

گوشم به شماست

‫با اختلال دوقطبی،

‫یه‌سری‌ها افکار پریشان به سرشون می‌زنه

‫پرخوری، ول‌خرجی، دزدی

‫توهم‌های بزرگ‌نمایی

‫ممکنه احساس کنی قدرت‌های فوق‌بشری داری

‫اما نداری

‫سلیطه

‫اول، بایستی خانواده‌ت رو بنشونی و توضیح بدی

‫درمانت می‌تونه به‌معنای تغییر برای همه باشه

‫خیلی‌خب، این‌ور شیدایی داریم، این‌ور هم افسردگی

‫اساساً دو تا بیماریه، اما یکیه

‫خب پس بیشتر روانیه؟

‫- صددرصد روانیه، بابا ‫- خب، خوبه

‫لااقل می‌تونی جون سالم به در ببری

‫خب، نه لزوماً

‫به‌عنوان یه دانشجوی پزشکی آینده، مشخصاً می‌دونم ‫بیماری روانی چیه

‫اینکه چرا درب‌وداغونه، توضیح پزشکی داره

‫حرف زشتی بود،

‫- اما صحیح ‫- حالا می‌شه برم؟

‫دوشنبه‌شب مگه کجا باید بری؟

‫آم، هرجا به‌جز اینجا؟

‫ممنون از همه که به تدتاک من اومدید

‫باید دارو مصرف کنی تا وضعت پایدار بشه

‫میلر

‫با روزی ۱۲۰۰ میلی‌گرم لیتیوم شروع می‌کنیم

‫این برای درجهٔ بالاتره

‫باید جلوی پریشانی افکارت رو بگیریم

‫به جلوگیری از اون دوره‌های شیدایی کمک کنیم

‫علّاف‌های شهری

‫حس‌وحالت رو هم باید پایدار کنی،

‫پس یه داروی ضدافسردگی هم اضافه می‌کنیم

‫راست‌وریس‌کردن ترکیب داروهات زمان می‌بره

‫و نه‌فقط تلفیقش، بلکه مقدارش هم همین‌طور

‫باید تعادلش رو پیدا کنیم

‫و موقعی که دنبال اون تعادل

‫برای ترکیبت هستیم،

‫عوارض جانبی هم خواهد داشت، یکی بدتر از یکی دیگه

‫سؤال، این کجاش ساعتی ۲۵۰ دلار می‌ارزه؟

‫- من... ‫- جوابش رو نده

‫- عزیزم. چی بود؟ ‫- ها؟

‫لحظه‌های نبوغ مطلقی که توصیف می‌کنی

‫به‌احتمالِ‌زیاد دوره‌های شیدایی هستن

‫انرژی زیاد، سرخوشی، اعتمادبه‌نفس،

‫و به‌طور کلی کج‌فهمی از توانایی خودت

‫بله. اون نون زیادی محسوب می‌شه

‫و حالت‌تهوع

‫خب، پس بیا داروی لکساپرو رو حذف کنیم،

‫- ممکنه خطر... ‫- گُه توش!

‫- کلمنس ‫- سخته، می‌دونم

‫ولی اون تعادل درست رو پیدا می‌کنیم

‫فقط زمان‌بَره

‫تا اون موقع، خاطرجمع شو که خواب کافی داشته باشی،

‫و مواد یا الکل به‌کل غدغنه، هیچی

‫خب، پس شاید همون بهتره خودم رو بکشم

‫یادم انداختی،

‫بهتره بری پیش یه روان‌درمانگر

‫اوه، و... و اون چقدر برام هزینه برمی‌داره؟

‫دکتر گفت برنامهٔ روزمره...

‫...سگ بی‌صاحب رو ببر پیاده‌روی

‫چانسی!

‫- سلام، خانم گِری ‫- سلام

‫- حالتون چطوره؟ ‫- خوبم

‫خوبه، آره

‫چه خبرها؟

The Year Between subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left