لومړۍ 200 کرښې.
سوچول
با من بیا بریم امریکا
با من و معلم پارک
خانم کیم
چرا یهویی اینو گفتین
میخوای من باهات بیام امریکا؟
من دیگه نمی تونم زندگی بدون تو رو تصور کنم
تو دلیلی هستی که من هنوز دارم نفس میکشم
بخاطر همین لطفا کنار من بمون
با من بیا بریم امریکا
اتفاقات دیروز باید باعث این موضوع شده باشه
...راستش
منم شروع کردم به شما احساس پیدا کردن
...به خودم این جرات رو دادم
به کسی احساس داشته باشم که در حد من نیست
و این احساس باعث اتفاقات دیروز بود
...ولی در اصل این
احترام و قدردانی من بوده فقط همین
من با رفتارم پامو از گلیمم درازتر کردم
و بابتش معذرت میخوام
میخوام اینجا همه چی رو تموم کنم
نه
اشتباه نبوده
ما همو دوست داریم
نمیخوام اینطوری همه چی رو تموم کنم
...سوچان من دوستت دارم
خیل زیاد
خانم کیم
من نمیتونم باهات بیام امریکا
من نون آور یه خانواده ام
خانواده ای که باید مراقبشون باشم
...این خیلی مسخره است
مردی مثل من نسبت به تو احساس داره
خانم کیم
چون شما هیچکس اطرافت نبوده
بخاطر همین نسبت به من احساس پیدا کردی
خانم کیم
خواهش میکنم ، شما باید قوی باشی
من واقعاً متاسفم
لطفا منو ببخش من باید برم
الو؟
رئیس ، منم
سلام معلم پارک چیزی شده؟
رئیس الان وقت ناهارتون درسته؟
اگه وقت دارین میشه چند لحظه وقت شمارو بگیرم یه فنجون چای بخوریم؟
باید یه چیزی بهتون بگم
...خب
متاسفم معلم پارک وی یه سری کارها دارم
الان تو جلسه ام ،اینجا گیر کردم
فعلا باید برم بعدا باهات صحبت میکنم
خب ...الان تو جلسه بودم
اومدم بیرون یه هوایی بخورم بخاطر همین خیلی سرم شلوغه
اما حالا که اینجائیم
حرفی رو که میخواستی بزنی رو میشنوم
...رئیس در مورد حرفی که دیشب بهم زدی
هنوزم یادت نمیاد؟
نه نمیاد
بهت چی گفتم؟
خب من خوب یادمه
پس هرچی رو که دیشب بهم گفتی کلمه به کلمه برات میگم
نه ، وقتی یادم نمیاد چه فایده داره در موردش حرف بزنیم
در ضمن قرار نیست حرفهای تو مستی رو تکرار کرد
مثل یه قانون نانوشته است
...دیشب گفتی
هنوز منو دوست داری
گفتی که قبلت پر شده از من
... و اینکه
از نامزدی پشیمونی
من همچین حرفهایی زدم؟
بله
فکر کنم موقع مستی حرفهای بیخودی زدم
متاسفم که گیجت کردم معلم پارک
...ازت میخوام حرفهای دیشبو
فراموش کنی
نه رئیس
با اینکه دیشب مست بودی
مطمئنم حرفهات از ته دل بوده
بخاطر همین شجاعتش رو پیدا کردم
شجات چه کاری؟
راستش
تقصیر منه که اوضاع به اینجا کشیده
وقتی 22 ساله بودی بهم گفتی دوستم داری
و گفتی اگه من بخوام نامزدی رو کنسل میکنی
بعدش ازم خواسی بیام کوه نام
گفتی اگه بیام نامزدی رو به هم میزنی
من اینهارو گفتم؟
بله
...اما
من نیومدم
...فکر کردم قبل ازاینکه حافظه تو از دست بدی
از اون مردهایی بودی که همزمان با دونفرن
و من نمیخواستم بخاطر من نامزدی رو لغو کنی
بنابر این اون روز
اومدم کوه نام
اما برگشتم و رفتم
...هنوزم بخاطر کار اونروزم
پشیمونم
اما حالا فهمیدم که تو از اون مردهای هوس باز نیستی
پس اگه هنوز بهم احساس داری
میخوام شجاعتمو جمع کنم
معلم پارک
...فکر کنم میدونی
من در موقعیتی نیستم که در مورد این چیزا باهات صحبت کنم
مست کردم و کار نادرستی کردم
واقعا متاسفم معلم پارک
لطفا هرچی دیشب گفتم رو فراموش کن
من جلسه دارم باید برم
به سلامت برگرد خونه
سه چان
تو نباید جلوی برادرت اینکارو بکنی
داره از تو تقلید میکنه
باید همه چی بخوری
راست میگه ، بچه ها به حرف خانم چو گوش بدین
به زودی قراره مادرتون بشه
باید باهاش کنار بیاین
خیلی خوشحالم که خانم چو پیش ما نشسته
حس میکنم میز پر شده
مگه نه جنی؟
جی وقتی میخوای بری باید عذر خواهی کنی
مادر بزرگت هنوز غذاش تموم نشده
واقعا که خیلی رو مخی
جنی چطور تونستی اینو به بزرگترت بگی؟
اشکالی نداره خانم وانگ
اشکالی نداره جنی برو اتاقت
وای خدا
باید یه کاری با اخلاق گند این دختر بکنم
خیلی بی ادب شده
وای خدا
چی شده، صدای چی بود؟
وای خدا سارا
چی شده مواظب باش
اینها چیه
من روی این موزها لیز خوردم
منظورم اینه اینها چیه اینجا ریخته
چرا همه جا پر از پوست موز شده
نمی دنم والا
باید کار سه چان ورپریده باشه
شرط می بندم عمدا اینکارو کرده
نه فکرنکنم
فکر کنم بچه ها موقع بازی انداختن اینجا
نه مطئنم سه چان به عمد کرده باید یه درس حسابی بهش بدم
صبر کنید خانم وانگ من خودم بهش رسیدگی میکنم
وای خدا دختر بیچاره
بخاطر اینکه مادرشون نشه اینکارهارو می کنن؟
چه کار بیاد بکنیم؟
لعنتی
خب... سه چان
میدونی چیه
وقتی دیدم آجوما چو لیز خورد و افتا
خیلی ترسیدم
راستش منم همینطور
دیگه هیچ وقت نباید از اینکارها بکنیم
باشه ، دیگه اینکارو نکنیم هیونگ
لی سه چان
پوست موز کار توبود ، درسته؟
تو
دنبالم بیا
حالا چیکار کنیم؟
لی سه چان
چرا اینکارو با من میکنی؟
اینقدر از من بدت میاد؟
میخوای روی پوست موز لیز بخورم بمیرم؟
نه
...میخواستم از خونه ما خسته بشی
از اینجا بری
بخاطر همین اینکارو کردم
چطوری میتونی از این کارها یاد برادر کوچکترت بدی؟
تو الان مرتکب جرم شدی
...میخوای
زنگ بزنم به پلیس بندازنت پشت میله های زندان؟
نه
اگه بازم از این کارهای بد بکنی
بعد از مردنت میندازنت تو آتش جهنم
یک جن و یه روح با هم میبرنت اونجا
سه چان
لطفا اینکارو با سه چان نکن
غلط کردم
چیزی نیست سه جونگ
سه جونگ تو چرا اومدی اینجا؟
سه چان تو کار اشتباهی کردی همینجا بمون و به کاری که کردی فکر کن
سه جونگ تو با من بیا
منم میخوام اینجا بمونم
برادرم اینجا تنهایی می ترسه
باشه پس تو هم اینجا بمون
سه چان
من می ترسم
اگه جن بیاد چی؟
اینجا خیلی ترسناکه
خانم چو کمکمون کن
مارو نجات بده خانم چو
ما می ترسیم
کمک مون کن
ببخشید غلط کردیم
ببخشید
واقعا فهمیدین اشتباه کردین؟
بله غلط کردیم
دیگه از این کارها نمی کنیم
اگه یه بار دیگه از این کارها بکنین ایندفعه بدجوری دعواتون میکنم
فهمیدین؟
بله - بله -
No comments yet. Be the first to leave one.