لومړۍ 200 کرښې.
.تو هیشه منو جاهای خوب میاری
..خوب
.این تصمیم من نبود
چقدر این یارو "کونلان" رو میشناسی؟
فکر کنم به همون اندازه که تو آدمای که باهاشون .کار میکنی رو میشناسی
..منظورت از کار درگیریهای در گذشته بعنوان
اوباش سطح پایین بوده؟
.هی . اون خیلیم خوب نبود
.بله..توجیه شده ولی نامطلوب
من فقط دارم با توجه به حرفائی که بهم زدی .اینارو میگم
.."آره..میدونی من و "متی
.تو چند تا پروژه با هم کار کردیم
و هیچوقت هیچ نشونی از اینکه جهش یافته باشه ندیدی؟
.نه
.مثل شوخی های تو پارتی ها..کمک های جزئی بهم میدونی؟
..اگه هر جور قدرتی داشته ,زیاد مهم نبوده که
.که من متوجهش بشم..
پس موندم چرا یدفه اون انقدر مورد توجه سازمان .قرار گرفته
.هی..متی
سلام؟
ها.ها
.بیا اینجا
چه خبر؟
.تو بهتر از همیشه بنظر میای
.آره
.تو خودتم زیاد بد بنظر نمیرسی
.نگران بودم که نیای
.بیخیال..من همیشه برات پایه ام
"متی.."اما
"اما . "متی
.سلام
..برنان ..تو نگفتی
پس چطور شدی؟
من ؟ آره
.خوبم
..ولی تو
.خوب . دوست من ..متاسفانه زیاد آتیشی نیستی
.اما برو پشت من
متی..موضوع چیه؟
..متاسفم برنان.من مجبورم
.برنان
اما؟
اما؟
.لعنتی ..این سردرد داره منو میکشه
.نه برنان
.دوست دخترش میدونه باید چیکار بکنه
.دختره رو بردار بریم
جهش یافتگان قسمت دوازدهم
:.:.:.:Mostafa-p مترجم:.:.:.:
.احساس میکنم خیلی آتیشی هستم
.آره
.سعی نکن از جات پا شی
خوبی؟
.فکر کنم
.اگه نبودی جای تعجب داشت
..آزمایشات مقدماتی نشون میده که ... ساختار ملکولیت
.بعد از اون حمله تغییر کرده
چطوری؟
.نمیدونم
بعد از آنالیز نتیجه ها و اسکن بیشتر دربارش .میفهمیم
.باشه
مشکل چیه؟
این وسیله امنه دیگه .نه؟
.البته
.انگار فریب خوردی
.این چیز زیاد مهمی نیست
.و اما هم خوبه
..آره ولی بخاطر کارم
.اونو تو خطر انداختم
,خوب حالا چیکار میخای بکنی
هنوزم خودت رو بخاطر این سرزنش میکنی؟
.آره بهت میگم باید کی رو سرزنش کنم
تو به یک زن صدمه زدی؟
.. نه ولی اگه قرار بود یه زن رو بزنم
.قطعا اون بود
تو گذاشتی حفاظت از بین بره . همش همین
.این اصلا با عقل جور در نمیاد
.متی کونلان" که من میشناختم مقاومت میکرد"
مقاوم . دروغگو . متقلب یا دزد؟
.آره . اون از خودش یک توده انرژی آزاد کرد
قبلن هرگز ندیده بودی که از قدرتش استفاده کنه؟
.اون قبلن اصلا قدرتی نداشت
..صبر کن..باورش سخته که اونها تونسته باشن
.تو اون مدت کوتاه کنار کشیده باشن
.آره
.باور کن .ما اونجا واقعا تو وضعیت سختی بودیم
.شرط میبندم که بوده
.بله . البته نه اونقدرم سخت
..اگه اون این توانائیها رو بدست آورده باشه
.پس فرصتای بسیاری هم داره که ازش استفاده بکنه
دربارش مطمئنی؟
.میدونی با این شرایط دیگه نمیدونم چقدر مطمئنم
.شدت قدرتت باید اونو میکشت
ترجیح میدی اون مرده باشه؟
.داشتن اون بعنوان زندانی به ما گزینه های زیادی میده
.چی باعث شد تا نتونی "مولرای" رو هم با خودت بیاری
من بتو قول یکی از اعضای گروه جهش یافتگان رو .داده بودم که الان داریش
.نگرانی من برای تحمل خسارات به بقایای تو بستگی داره
.فقط یه سردرد برام پیش اومد
.اونم در رفت
درباره این اثرات جانبی با دکتر هریسون ..صحبت کن
.وقتی که رفتی دیدنش
.نه
.دیگه ماموریتی نباشه
...اگه بخاطر این عملیات نبود
.تو هنوزم یه کلاهبردار ولگرد بودی
کارت هنوز تموم نشده..خانم کونلان
,وقتی موافقت کردم که اینکارو انجام بدم
.من تمام مسائلی که در اون درگیر بود رو نفهمیدم
تو هنوزم علاقمندی . درسته؟
و اگه بگم نه؟
من قطعا کسی رو مجبور نمیکنم که خودش رو بهتر .کنه
.شما هم هنوز علاقمندی خانم کونلان
.بله
.هنوز علاقمندم
.پس باید سلامت کامل باشید
.من خوبم
اگه میخای موضع مقامات رو درباره این سازمان در نظر ...بگیری
.باید در موردش مطمئن بشیم
فقط کمی وقت برای تجدید قوا نیاز دارم قبل از .اینکه به ماموریت بعدی برم
.البته..کمی زمان میبره
ما میتونیم تا امروز بعدازظهر که دکتر هریسون رو ..ملاقات میکنی منتظر بمونیم
.سر ساعت 3
.باشه
.ساعت 3 میبینمت
.سلام مرد
سلام
.سلام عزیزم
.راه نداره
.امکان نداره که این مرد خودش باشه
چه خبرا مکس؟
.بد نیستم
.من یه سری شایعات احمقانه دربارت شنیدم
جدی؟
خوب میدونی که مردم همیشه پشت سر آدم .حرف میزنن
چی باعث شد بیای اینطرف شهر؟
.دارم دنبال متی کونلان میگردم
تصادفا نمیدونی کجاست؟
.ماهها ازش میگذره
مگه چیکار داره میکنه؟
.امیدوار بودم تو بهم بگی
منظورم اینه اینجا یجورائی دفتر کارش محسوب میشه . درسته؟
.اون عملا اینجا زندگی میکنه
.آره ولی یدفه رفت و آمدش رو قطع کرد
.الان هفته ها میشه
هفته ها؟
جالبه چون همین چند لحظه پبش گفتی .ماههاست
هفته یا ماه. کی اهمیت میده؟
.بهرحال خیلی وقته
.فکر کنم تو میدونی اون کجاست
منظورت اینه که دارم دروغ میگم؟
آره
.تو همیشه دروغ میگی
.. گوش کن مرد..من میتونم فقط با یه تماس
.جوری حالتو بگیرم که دیگه اینورا پیدات نشه
خر فهم شدی؟
جون من؟
.ببین منم میتونم یه تماس بگیرم
آقای سانی مارکو رو میشناسی؟
..میتونم درباره قماربازی که راه انداختی و
.دودره بازیات بهش بگم
.باشه..مرد خونسردباش
من باهات روراست میشم . باشه؟
.باشه
.چی باید بدونم
چند هفته پیش متی یه محموله دزدی رو .بالا کشید
.و پلیسی که دستگیرش کرد جیره خور یکی دیگه بود
.یه نفر از طرف دولت یا تو همین مایه ها
.حالا حرفم اینه که اون معامله رو بهم زده
محل اقامتش کجاست؟
راس" دوست پسر قبلیش رو یادته؟" تو خیابون میسون؟
آره . طبقه دوم
.احتمالا پیش اونه
.ممنون
..اگه اون بمن نزدیک کنی دکتر
.آخرین باریه که نفس میکشی
.مردی که گرفتیش..دکتر هریسون کنته
.برجسته ترین ژنتیک شناس سازمان
این خراب شده همیشه انقدر سرده؟
.خوب راستش دمای آزمایشگاه خیلیم پائینه
.برای جلوگیری از پخش ویروس و بیماریها
میکروبا بدجوری تو رو میترسونن .هان؟
.متاسفانه دکتر هریسون باید آزمایشش رو تکمیل کنه
.من قرار نیست موش آزمایشگاهی تو بشم
این همون بخشی از اما دلاروئه که ماموران ...اطلاعاتی من
.چیزی دربارش نگفته بودن
.من اصلا شبیه بقیه هیولاهای جهش یافته نیستم
تو همنوعان خودت رو هیولا صدا میکنی؟
فکر میکنی خودت طبیعی هستی؟
.من توانائیم رو هدیه میبینم
بسیار باارزش تر از اینم که مثل موش آزمایشگاهی .دکتر باشم
.من میدونم این یک اقدامه ضروریه ..ولی برام توطئه چیدن
تو ذهنت چی برامون داری؟
چرا یه تجربه واقعی رو امتحان نمیکنی؟
.و بزار بهت ملحق بشم
ببخشید چی گفتید؟
.شنیدی چی گفتم
من میخام مرکز جهش یافته ها رو ترک کنم و با سازمان .کار کنم
هی شما دوتا لطفا با احتیاط؟
با احتیاط؟
No comments yet. Be the first to leave one.