Anne at 13,000 ft

Anne at 13,000 ft

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

AnneAt13,000Ft(2019)[KazikRadwanski‎]
د لخوا تبصره SubAvaliHa

تګونه

other
په خپور شو: 2024-01-12
ډاونلوډونه: 12
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫گروه اسکرین چنل تقدیم می‌کند

‫کانال تلگرامی: ‫ScreeningChannel@ ‫ارائه‌ دهنده‌ی آثار نایاب سینمای جهان

‫میشه من نگهش دارم؟

‫میشه روی من بزاریش؟

‫می‌خوام روی خودم بزارمش.

‫میشه رو من بزاریش؟

‫یه لحظه صبر کنین، بچه‌ها.

‫عجب

‫آروم

‫خیلی مراقب باش.

‫چشماتو ببند، ‫چشماتو ببند.

‫خدای من، فکر کنم از تو خیلی خوشش میاد.

‫خدای من، ‫می‌خواد بره روی چشمت!

‫تو خوبی؟

‫چشماتو ببند...خوبی؟

‫خوبی؟

‫از روش بردارش.

‫نترسونش، نترسونش.

‫این پروانه الان اومد؟

‫یالا، رفیق.

‫گرفتیش!

‫وای، نه!

‫همه‌ی اتاق هتلت یه حباب پلاستیکی شفافه.

‫گرمایش داره و همه چیز.

‫آن

‫وقتی که خوابیدی...

‫کمک کن. تو هنوز به خشگلی روز اولی هستی ‫ که دیدمت.

‫حتی خشگلتر شدی.

‫یادت نره بند کفشاتو ببند.

‫آیزاک، ماشین تو دست منه.

‫ممنونم.

‫- خب. شب بخیر. ‫- شب خوبی داشته بشی.

‫دارم به پارک میرم. ‫بابام خیلی دیر کرده.

‫ما هم می‌تونیم بیایم؟

‫نه، پدر و مادرتون اینجان.

‫پیش‌دبستانی بسته‌اس.

‫می‌بینمتون بچه‌ها، شب بخیر.

‫تو می‌خوای بپری.

‫من بهشون بیمه ندادم.

‫خب، امروز همه‌ی حقوقمون رو اهدا کردیم.

‫برای‌ اینکه پاهات رو نشکونی، ‫فقط کافیه بلندشون کنی.

‫وای، خدای من.

‫خیس خیس شدی.

‫آره!

‫اولیور

‫یه دقیقه دیگه می‌رسیم...

‫عینکت رو بزن.

‫بزن بریم!

‫عجب!

‫این همون ترسه!

‫خب. لعنت بهش.

‫با لباسات داری شنا می‌کنی؟

‫می‌تونم بهش چیزی بدم...

‫اون چیه؟

‫لباس منه. هنوز خیلی خشکه.

‫بیا این بالا.

‫خیلی خب، وسایلت رو جمع کن.

‫ممنونم.

‫از همه‌تون می‌خوام که ‫یه هواپیمارو تصور کنین.

‫یه هواپیمای خیلی ریزه پیزه.

‫می‌خوام همه به لرزش خفیف زمین فکر کنن.

‫برگرد پیش ما.

‫آفرین، برگشتی.

‫و حس می‌کنی از زمین جدا میشی.

‫و حس می‌کنی که هواپیما هی اوج می‌گیره، ‫و به آسمون میره.

‫سارا!

‫در هواپیما بازه،

‫و تو صدای هوای خروشان رو می‌شنوی.

‫می‌شنوی که...

‫و بعد اونا چترو باز می‌کنن و اینطوری میشه.

‫آن در ارتفاع 13 هزار پایی ‫(ارتفاع 4 کیلومتر)

‫وای، خدای من!

‫ها ها ها ها ها ها!

‫ما قلعه‌ی بهتری از شما پسرا داریم.

‫ها ها!

‫برامون مهم نیست.

‫چرا، براتون مهمه.

‫رمز چیه؟

‫این زیر چه اتفاقی داره میفته؟

‫ما داریم یه چُرت پری دریایی می‌زنیم.

‫یه چُرت پری دریایی.

‫و حباب‌های پری دریایی.

‫می‌دونی چیه؟ باید بیدار باشی، خب؟

‫باید حواست به اتاق باشه.

‫میشه لطفا از اونجا بیای بیرون؟

‫دلم برای مامانی تنگ شده.

‫خداحافظ.

‫آن، آن؟

‫ببین، ما باید برای این بچه‌ها الگو باشیم، ‫باشه؟

‫دارم باهاشون بازی می‌کنم.

‫نه، می‌دونم، اینو می‌فهمم.

‫فقط می‌خوام بدونی که نباید ‫کف زمین باشی و حواست به همه چیز باشه، خب؟

‫باید بتونی همزمان شغلت رو هم انجام بدی؟

‫پس عجیب غریب نباش.

‫عجیب غریب نباشم؟

‫فقط چندتا نقاشی روی دیوارهاست.

‫نقاشی.

‫ساکن آپارتمان سه ‫همه‌ اینارو کشید.

‫و صاحب خونه حسابی عصبانی شد،

‫و اون یارو هم گفت،

‫"نمی‌دونم، ‫به نظرم ظاهرش رو بهتر کردم."

‫و صاحب‌خونه گفت،

‫"تو فقط چندتا آلت روی دیوار کشیدی.

‫چطوری ظاهرش رو بهتر کردی؟"

‫ولی بعدش به دیوار دست نزد، پس.

‫خب نظرت چیه؟

‫به نظرم قشنگه.

‫آره، کف اتاق خوبه.

‫پیشخوانش خوبه

‫- آره ‫- اجاقش خوبه

‫گرمی؟

‫آره

‫و صاحب‌خونه گفت

‫که می‌تونه کولر هم بذاره.

‫خوبه

‫آره، عالی میشه.

‫تو روبراهی؟

‫آره، عالیم، آره

‫اوضاع کارت چطوره؟

‫آره، کارم خوبه

‫یه کمی خسته‌کننده‌اس، ‫ولی فکر کنم بهش عادت می‌کنم،

‫عادت کرده بودم که هفته‌ای چهار شیفت برم.

‫فقط می‌خوام خونه رو خیلی قشنگ کنم ‫تا بتونم بقیه رو دعوت کنم

‫تا حالا کسی هم اومده؟

‫نه

‫به جز من

‫درسته

‫مفتخر هستم

‫مامان‌ها که حساب نمیشن

‫آره، می‌دونم

‫نه، خوب به نظر میاد، واقعا خوب.

‫دارم یه پری می‌کشم که موهای فر داره

‫می‌تونم عکس رو نگه دارم؟

‫آره، کی می‌خواد یه تخم چشم دیگه ‫هم براش بکشه؟

‫من می‌خوام.

‫نه، یادته وقتی که گفت...

‫بیخیال، بذار منو پارمیس هم ‫یه کمی انجامش بدیم

‫ایرادی نداره

‫ایرادی نداره. ‫می‌خوای تبدیل به قایقش کنی؟

‫نه

‫ببین، اینطوری می‌تونی به قایق تبدیلش کنی، ‫ببین.

‫می‌تونم چنتا موی فردار بکشم؟

‫آره، البته که می‌تونی.

‫تا روزهای بسیاری موهاش فردار می‌مونه

‫وقت نهاره!

‫کی دستاشو شسته؟

‫من شستم!

‫شماها می خواین باهام بیاین تا ‫دست‌هاتونو بشورین؟

‫تو دستاتو شستی؟

‫هی سوفیا، چرا نمیای سر این میز بشینی؟

‫اینجا هنوز جا هست.

‫خوشمزه‌اس!

‫همونطور که می‌دونین این هفته‌ی آخر برگشتم

‫و همه رو راضی کردم تا ‫برنامه‌های حمایتی جدید رو امضا کنن،

‫در حال حاضر، ما چندتایی بچه داریم

‫که به طور مخصوصی چالش برانگیزن.

‫می‌خوام تاکید کنم ‫چندتا از والدین مستقیم پیش من اومدن،

‫و اونا نگرانن که معلم‌ها اونقدر که باید ‫حمایتگر نیستن.

‫و نقش ما از دیدگاه شهر اینه که،

‫باید همه چیز رو امتحان کنیم.

‫یعنی اگه حمایت بیشتری لازم داشته باشیم،

‫باید سعی کنیم معلم‌های بیشتری بیاریم،

‫یا سعی می‌کنیم و تمرین بیشتری انجام میدیم

‫پس می‌دونم سخته، ‫ولی باید با هم کار کنیم،

‫وگرنه ممکنه یه مشکل از ‫دامنه‌ی حقوق بشر داشته باشیم.

‫و این برای مرکز و خانواده‌ها خیلی بد میشه.

‫کسی سوالی داره؟

‫خب، می‌دونی، من واقعا احساس خستگی می‌کنم،

‫چون مثلا هفته‌ی پیش، ‫داشتم غذا می‌خوردم،

‫همراه هفت تا بچه،

‫و یکی به وسط پشتم مشت زد.

‫عکس‌العمل طبیعیم اینطوریه که، ‫"اینجا چه خر تو خری در جریانه؟"

‫ولی باید اینطوری بگم، ‫"لطفا این کارو نکن."

‫و واقعا فکر نمی‌کنم منصفانه باشه

‫که شهر اینو به عهده‌ی ما گذاشته

‫تا باهاش سر و کله بزنیم،

‫و حس می‌کنم تو کارشون اجباری وجود داره، ‫و همینیه که هست،

‫و صدای ما به جایی نمیرسه

‫می‌دونم که سخته آسینا،

‫ولی باید اینطوری فرض کنیم که ‫بچه‌ها بدرفتاری نمی‌کنن،

‫بلکه استرس بالایی دارن.

‫استرسی که کنترلش نمی‌کنن، ‫پس این نقش ماست.

‫خب برام مهم نیست اگه ‫یه بچه از سر و کولم بالا بره

‫یا موهامو بکشه یا هر چی.

‫ولی مشکلم اینه که معلم‌های مختلفی هستن که

‫نسبت به رفتارت با یه بچه خیلی قضاوتت می‌کنن

‫آره، ولی بعضی از ماها ‫تجربه‌‌ی خیلی بیشتری داریم

‫و می‌تونیم ببینیم اتفاقی که داره میفته ‫ درست نیست

‫بعضی از معلم‌ها سعی نمی‌کنن که ‫به نرمی بقیه رو راهنمایی کنن.

‫اونا اینطورین...

‫چرا، راستش به نرمی این کارو می‌کنیم

‫خب، می‌دونی چیه، فکر می‌کنم، گاهی، ‫مردم همه‌ی ابعاد یه مسئله رو متوجه نمیشن،

‫و اینطوری‌ان که، ‫"اَه، چرا داره اون کارو می‌کنه،"

‫می‌دونین دیگه؟

‫ولی ما باید از هم حمایت کنیم

‫و اگه به عنوان یه تیم جمع بشیم، ‫به عنوان یه تیم کار کنیم،

‫بعد فکر می‌کنم این بهمون کمک می‌کنه.

‫خب، شاید بتونیم دوره‌های کمکی رو ‫در نظر بگیریم

‫و شاید بتونیم کمک اضافی بگیریم،

‫ولی باید همچنان به صحبت با ‫ ما سه نفر ادامه بدین

Anne at 13,000 ft subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left