لومړۍ 200 کرښې.
از ما ميخوان که رو پسرها تمرکز کنيم و روي تو و "مورنينگ" کمتر
اونا فکر مي کنن که "استوک" يه ستارست
مو قشنگه؟ هميشه اينجور مسائل به مو ختم ميشه
.من مطمئنم که فقط ورم کرده .مي خوابه ورمش
!اتّفاقاً اومده پايين
.اين کاشت گونه ست .قرار بوده بالا باشه
خيلي بده؟
...چطوره بري اونجا سر صحنه
تا... تا بتونيم توي نور ببينيمش؟
.باشه
!آره، چون نور قراره کمک کنه
150متر "ليبيا"، 150 متر
چند وقته دنبالت مي کنه؟ - وقتي 8سالش بود باهاش آشنا شدم -
يکي از اين دختر هاي خيريه آرزوها بوده اوه خداي من، چي؟
يه بار باهاش سکس کردم
18سالش بود، خيلي ناز بود تازه موهاش رو داده بود عقب
معتقدم تو جهنم ميسوزوننت
تو ميخواي چي کار کني حالا؟
علي و نوشين با افتخار تقديم مي کنند فصل دوم - قسمت ششم ::..:: 9movie ::..::
سلام - خدايا، لعنتي -
اميدوارم بودم نياي خونه آخه کولوچه ها هنوز حاضر نيست
چطوري اومدي تو؟
پنجره اتاق لباسشويي باز بود
ميدوني، بايد با "روزا" حرف بزني، اونقدرها هم باهوش نيست
خب اين حقيقت که تو اسم خانه دار من رو ميدوني
ترسناکترين موضوع بين کلي موضوع ترسناک ديگه ـست
با کلوچه هات شير ميخواي؟ - نه - آبجو؟ -
آره خب
اين محل اجاره ايه؟
چون خيلي شبيه روحياتت نيست
آره، اجاره ايه به استوديو نزديک تره
منطقيه
چون رفت و آمد بين اون خونه ساحليت، ديوونگيه
هرموقع که تا اونجا رو رانندگي ميکنم تا جلو خونت بشينم
...ترافيک! اوه خداي من، انگار
خيلي هم ارزشش رو نداشت...
لباسات کجاست؟
چطور؟ - ميگي چطور؟ چون اينجا تو خونه من لخت وايسادي -
من لخت نيستم دوست دارم يکم مرموز باشم
آره، حالا همچين ميگي انگار "اگاتا کريستي" اونجاته نويسنده انگليسي داستانهاي جنايي و ادبيات کارآگاهي، نويسنده کتاب هاي هرکول پوآرو
ميتونم درش بيارم اگه ميخواي - نه -
ازت ميخوام که لباس مباسات رو بپوشي و بري
چرا انقدر بدجنس شدي؟ من برات کلوچه درست کردم
من بدجنس نشدم خسته ام و ميخوام برم بخوابم
تنها - ديدي بدجنس شدي -
من سرطان دارم
تو سرطان داشتي
و جون سالم به در بردي
و الان صحيح و سالمي و اين عاليه
:و واسه همينه که من مشکلي ندارم که بهت بگم
گورت رو از خونه من گم کن تو دختره ديوونه کله شق
اِاِاِاِ، کلوچه ها پُخت
خيله خب، زنگ ميزنم پليس
اگه ميخواي موقعي که ميرسن، اينجا نباشي - بايد الان بري باشه -
خيلي دوست دارم - ميدونم -
هيچ کس اندازه من عاشقت نميشه حرف دلم بود
واست ميميرم
آره، ولي نمردي
خب، اينجا چه ميکنيم؟
تقريباً تمومه فقط بايد بچسبه
و اين واقعآً قراره جواب بده؟
کاملاً، اين مرد جادوگره ميتونه هر کاري رو بکنه
جواب ميده ديگه، آره؟
!گرفتي منو؟ - "بورلي" اين برادر کوچک منه، "راب" - باهاش راحت باش
اوه، خب پس تو يکي از همکارهاي مخصوص جادوگرمون نيستي؟
اوه، نه، نه، نه، نه من فقط خواهرم رو رسوندم
نظرت چيه با دوربين يه دور امتحان کنيم؟
اوه، اون هنوز هم احساس بدي داره
ببخشيد؟ - موضوع برادر کوچيکتر بود -
از 20 سال پيش ديگه به کسي نمي گفت که من برادر کوچيکشم
واقعاً هم نيستي، هستي؟ - چي؟ - کوچکتر؟ -
چرا، سه سال کوچيکترم
مساله اينه که من يه تيم کامل پزشکي ندارم که 24ساعته باهام ور برن
در عوض، دوتا گونه هام سر جاشه
ديوونگيه
چرا اين کار رو کرد؟ خيلي خوشگل بود که
البته که آره !!فقط الان آره
ميبيني، سوتي داد
الو؟
منتظر "مرک لاپيدس" باشين
"متي" - "مرکي" -
ميدوني اون جايزه مرد سال رو قرار تو بهم بدي؟
از الان فکر کردي چي ميخواي بگي؟ - خب، نه، نه هنوز -
هنوز يه چند هفته اي وقت هست، آره؟
اوه آره، در ضمن، اگه جُک تعريف ميکني
به کچل بودنم اشاره اي نکن
تو فکر اينم با يه چيزي بپوشونم
ترجيح ميدم بالاي سرم لامپ روشن نباشه اگه منظورم رو فهميده باشي
چـــــي مـــــــيگي؟
تو به پوشش نياز نداري همينطوري خوبي
لطف داري گوش کن، يه چيز ديگه هم هست
البته
ما شروع کرديم بحث در مورد اينه واسه پيشرفت "سويپس" چي ميخوايم
و واقعاً ميخوايم که "پاکس" يه جهش داشته باشه
پس ما يه چيز بزرگ مي خوايم
شايد بتوني موهاي اون بچه رو يکم بلندتر کني من نگاه ميکنم همچين چيزي رو
بامزه بود، خب اين فکر منه
شانسي داريم که تو بتوني يکي ديگه از بازيگراي سريال "دوستان" رو واسه بازيگر مهمان جور کني؟
آره و بدين سان عجيب شد
چند هفته پيش تو منو آوردي اينجا به خاطر هيچ و پوچ
...حالا ازم ميخواي که
اينا همش به خاطر منافع نمايشه
کاملاً مُلتَفِت شدم
و حالا منم به منافع خودم فکر مي کنم
خيله خب، اين چطوره؟
تو يکي از بازيگرهاي "دوستان" رو جور مي کني
اونوقت تمام پيشرفت هاي سريال رو روي تو سرمايه گذاري ميکنيم، خبري هم از مو خوشگل نيست
مو بي مو؟ - گفتم که، مو بي مو -
خيله خب، بذار يه چنتا تماس بگيرم
خوبه، و هي، گوش کن بايد بازم با هم همين نزديکي ها ناهار بخوريم
دلم واست تنگ شده حرومي
حتماً، هر وقت که بشه، مشتاقم
کوني
کُسخل
خب، اين "مورنينگ رندولف" دوست داشتني ماست !قبل از عمل
يکم آبي به نظر مياد
و حالا، بعد از خرج 40هزار دلار پول
تو تلويزيون اينطوري ديده ميشه
جداً بچه ها، ممنونم زندگيم رو نجات دادين
...خب اينا پيش مياد ديگه
اگه يه کار خيلي عجيب داشته باشي
خب، حالا که به خير گذشت
چرا برنگرديم سر کارمون؟
باحال نبود؟
آره
جذب نشدي؟
تو عالم برهوت بودم
ما واقعاً نميتونيم تو "عالم برهوت" باشيم سريال علمي محصول سال 1965
نديدمش تا حالا
واقعاً؟ من همه فيلمات رو ديدم
ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم؟
البته، چي شده؟
برادرم فکر ميکنه تو خوبي و اون از هيشکي خوشش نمياد
مردي در جستجوي قلب من
بگذريم، ميخواست بدونه که آيا الان سرت خلوته
منم گفتم که بايد تحقيق کنم حالا دارم تحقيق ميکنم
اوه، خوبه
خب، چرا نميريم اونجا تحقيق کنيم؟
گرفتم منظورت رو
...فکر ميکنم برادرت خيلي خوبه، اما من
...من تا قبل از اينکه معلوم نشده بين من و "شان" چه پيش مياد
کاري نميکنم...
باشه، البته
کاملاً
مشکلي نيست
مورنينگ" بهم نگاه ترحم آميز کرد"
نگاه ترحم آميز زندگيم يه افتادگي جديد داشت
از تو ديگه نميخوام اين نگاه رو
...متأسفم، فقط ميخواستم
ببين، به نظرم خيلي خوبه که تو منتظر "شان" موندي
...ولي بايد با قاطعيت بگم که
...فکر نمي کني که شايد وقتش شده که
فراموشش کنم؟ - آره -
....قراره از اين مکالمات "فراموش کردن" داشته باشيم، خب
ضمناً، مال تو پر شده از تمسخر
هي! لازم نيست بدجنس بازي در بياري
بيا کوهنوردي مونو ادامه بديم
ببخشيد
داداش چطوره؟ خوبه؟
خوب که چه عرض کنم
مثلاً سکسيه؟
نه که من گفته باشم ها، اما اوه خــدايــــا
شايد يه قرار خوب باشه فقط يه قرار
يه فنجون قهوه با يه نفر که چيزي نميشه
راستي، "شان" حرکتي چيزي ميزنه؟
بهم بگو
"فهميدم که يه خبرايي هست بين اون و "مورنينگ
!!کُس شر نگو
ظاهراً فقط يه بار بوده
ديوونه کنندست
و حالا اون ميخواد که تو رو با برادرش جور کنه
چقدر خفن ميشه که "شان" با "مورنينگ" باشه
و تو هم با برادرش
ازش يه نمايش ميسازم
اوه، بيخيال
يه زن و شوهر طلاق بگيرن و بعدش با يه برادر و خواهر بگردن؟
اگه کسي به من ميگفت، رو هوا ميزدمش
مگه اينکه تو و "شان" بخواين اون رو بنويسين
حرفم رو زدم
تضمين ميکنم که پخش ميشه همينجا
رو همين مسير
ليسا کودرو"، سلام" "بازيگر نقش "فيبي
مت لبلانک"ام"
الو؟ آهان آخه يهو چيزي نگفتي...چطوري؟
خب، خوبه که خوبي
ببين، ميدوني که الان يه کار تلويزيوني دارم ديگه، درسته؟
خب، آره
آره ميدونم الان خيلي سرت شلوغه و گرفتاري
اما احتمالش هست که به عنوان بازيگر مهمان بياي؟
معذرت خواهي؟ بابتِ؟
من گفتم؟
مست بودم؟
...نه، نه، نميگم که چيزي رو حل کنم، اما
...خب، اگه من گفتم که، من
خيله خب، خيله خب قبولت دارم، من گفتمش
خب من بينهايت شرمندم
..."ليسا"
"ليسا"،"ليسا" ديگه نميدونم چي بايد بگم؟
عذر ميخوام
...حالا جداً، يه نفر نيمتونه يه زماني يه حرفي بزنه
No comments yet. Be the first to leave one.