لومړۍ 200 کرښې.
* تماشاي اين فيلم براي افراد زير 18 سال مناسب نيست *
DVD-Rip دوبله انگليسي نسخه) (.در جاهايي داراي ديالوگهاي متفاوت بود که در 5/5/2013 آپلود شده بود
!صبر کن
.من تسليمم .من رو نکش
.ديگه اينكار رو نميكنم
!كارِ "جايزهبگيري" رو ميبوسم و کنار ميگذارم
." منو نكُش " سايـلِـنس
!لعنت به تو !تو دستام رو ناقص كردي
،بياييد !حالا ديگه خطري نيست
شماها از اين آدمكشهاي جايزهبگيرِ ملعون حتي اگه مُرده باشن هم ميترسيد؟
.سايـلِـنس" تو درست به موقع حسابشون رو رسيدي"
.بگيرش ، مالِ توئه
.اونا ميدونن كه ما واسه غذا پايين مياييم
.و هميشه توي درّه برامون كمين ميكنن
... اونا ميدونن كه توي همچين اوضاع جوّي
.بدون تداركات مدت زيادي نميتونيم دوام بياريم
... تازه، اگر هم واسه حق و حقوقمون مبارزه كرده باشيم
.اونا جايزه رويِ سرِمون رو هم بيشتر ميکنن تا قتل عاممون کنن
.حداقل ميتوني بابت زحمتم ازم تشكر كني
مگه نديدي كه اون نزديك بود شليك كنه؟
.تنها كاري كه كردي، حروم کردن فشنگت بود
،چون اوني كه اونجاست .جفت انگشت شستش قطع شده بود
اون هرگز نمي تونست تا موقعي كه .زنده بود با اسلحه شليك كنه
.به خاطر همين " سايـلِـنس " نخواست كه بهش شليك كنه
،چون هر وقت اون به كسي شليك كنه .هميشه در دفاع از خوده
.درسته
.واسه همينم، آدمكشهاي جايزهبگير ازش ميترسن
.اون دست به اسلحهاش خيلي سريعه
من موندم چرا ما به مبارزهاي حرفهاي پول ميديم؟
،ناسلامتي ما هم توي ارتش بوديم
.پس بياييد باهاشون بجنگيم
.با اون آدمكشهاي جايزهبگير بجنگيم
.يك بار براي هميشه
.خدا منو لعنت کنه اگه اينجا از سرما بميرم
.حق با اونه
،گوش كنيد چي ميگم
.بهتره هممون موقعيت فعليمون رو حفظ كنيم
.دير يا زود جايزههاي روي سرمون برداشته ميشه
ميگن كه فرماندار جديد ميخواد عفو عمومي اعلام كنه .و اينجوري ميتونيم به چيزهايي كه ميخوايم فكر كنيم
.من يكي كه نميخوام شانسمون رو از بين ببرم
.من ديگه تحملش رو ندارم
.من برميگردم
.ترجيح ميدم زنده دستگيرم كنن
.واسه همين، خودم رو تسليم ميكنم
.اينجوري بهتره
."من رو ببخش "والتر
!هي صبر كن، منم ميام
.منم ميخوام زنم رو ببينم
.به گمونم وقتي حُكم عفو بياد اونا به زندان ميرن
!يا به سينه قبرستون
"ژان لويـي تريـنـتـيـگنان" «در نقش «سايـلِـنس
"كلاوس كينسكي" «در نقش «لوكو
:در فيلمي از «سـرجـيـو كُـربـوچـي»
"سکوت مطلق" "يا به تعبيري "سايلنس بزرگ
"فرانك وُلف" «در نقش «كلانتر بـِرنِـت
"لوئيـجي پـيـستيلّي" «در نقش «پاليكات
"ماريـو بـرِگا" «در نقش «مارتين
"كارلو دي آنجلّو" «در نقش «فرماندار
"و اولين حضور در صحنه "وُنـتّا مك گي «در نقش «پولين
«موسيقي از «انيو موريکونه تنظيم از: «برونو نيکولاي» آهنگساز قهار ايتاليايي
سـرجـيـو كُـربـوچـي :کارگردان
!پسرم
مامان، اون وكيل كجاست؟
.اون اينجاست
... من پيغامت رو دريافت كردم و درباره اش چيزي به بقيه نگفتم
.چون خواستم به توصيهات عمل كنم
.با اعتماد به قانون کار عاقلانهاي ميکني، پسر
،اين چيزيه كه منتظرشم .بالأخره يه محاكمه عادلانه نصيبم بشه
.نه
.نه
.متأسفم، ولي اين راه امرار معاش ماست ميفهمي كه؟
.خب، خودم تا شهر مي برمش
... خوشبختانه، تو صورت اين جانور شليك نكردم
.وگرنه نمي تونستن شناساييش کنن
تو واسه نقد کردنش باهام مياي، "لوكو " ؟
."نوشِ جونت "چارلي
.من تنها واسه کمک کردن بهت به اينجا اومدم .من ميرم دنبالِ دو تاي ديگه
!پول زيادي واسه همه هست
.آره .خب، مواظب خودت باش
من شنيدم كه اونا دو نفري 5 تا از بچه هاي .ما رو همين ديروز سمت غرب كُشتن
.اين كُشت و كُشتارها به خاطر جايزه بايد متوقف بشه
.بـِرنِـت" من مطمئنم تو هموني هستي که متوقفش ميکني"
...راستش، از پيشنهادتون متشكرم جناب فرماندار، ولي
از عهدهاش برنمياي؟
... راستش، من فکر ميکنم
... من فكر ميكنم كه منطقه يه خرده وسيعه
و براي يـك كلانتر خيلي مشكله .كه از عهده اين كار بربياد، قربان
به همين خاطر هم هست كه .من تو رو انتخاب ميكنم، كلانتر
،ميدونم كه از عهدهاش برمياي
.تو سابقاً سرباز خوبي بودي
.قربان، بابت پيشنهاد اين كار خيلي متشكرم
.خيلي متشكرم
.بازم متشکرم
.اين آدما دارن انسان شكار ميكُنن
عفو عمومي باعث اتمام اين قضايا خواهد شد .اين موضوعيه كه ما دوتا بايد دربارهاش تصميم بگيريم
.غرب قديم ديگه به سر اومده
... ما بايد ياد بگيريم كه در كنار همه نژادها
.و عقايد زندگي كنيم و با اتحاد غرب جديد رو بسازيم
،بله متن سخنراني آتي من كجاست؟
!بله، سياستمدار به قاتل پدر خودشم وعده عفو ميده تا در انتخابات برنده بشه
منظورت منم، کلانتر؟
منظورت چيه آقا؟
.هيچي، من رو ببخشيد فرماندار
.داشتم بلند بلند فكر ميكردم
.فكر كردن كار تو نيست
،بله، فرماندار !كاملاً حق با شماست، قربان
.ـ حالا برو اونجا و به كارِت برس .ـ بله، قربان
.چشم قربان
اينجا، جاييه كه ميري " اسنو هيل، ايالت يوتا "
!بس کن !بس کن
"قسم ميخورم، "لوكو !من هيچي نميدونم
!بهم بگو اون كجاست تا ولت كنم بري
.ـ من نميدونم .ـ اوه، نه
،خيلي خوبم ميدوني .اون تو كوهستان همراهت بود
.من نميدونم اون كجا رفت
!قسم ميخورم نميدونم، بذار برم
"نگه دار! به خدا قسم، "لوكو
.من هيچي نميدونم
.من هيچي نميدونم
چرا نميخواي بهم بگي؟
.يا همين حالا بهم ميگي وگرنه زنده نميگذارمت
... توي آسياب
.در حاشيه شهر
.نزديک خونه زنش
.فكر كنم كه اونجا اسلحه داره
.تشکر
... من جان ميبخشم و جان ميگيرم
" .و هرکس كه به من ايمان داشته باشد هرگز نخواهد مُرد
.آمين
.از صميم قلب متأسفم، خانم
."متشكرم، "كارتر
آقا، اگه منتظر دليجان هستيد .متأسفانه خيلي طول ميكشه تا برسه
در مناطق مرتفع كوهستاني برف سنگيني باريده .و بدون شك دير ميرسه
ميخوايد در مدت انتظارتون غذا يا چيز گرمي براتون آماده کنم؟
متشكرم، قربان .زود آماده ميشه
.من تو رو ميشناسم غريبه
تو از اون دسته از آدمهايي هستي .كه در ركابِ درستكاران ميجنگه
.تو انتقام بيعدالتي رو ميگيري و از بيگناهان دفاع ميکني
.پسر من هم بيگناه بود
اونا از (سادگي من) سوء استفاده كردن و كُشتنش .مثل خيلي هاي ديگه
غريبه، يكي از قاتلها از اينجا رفت .ولي اون يكي هنوز توي شهره
تنها چيزي كه در قبال مرگ اون قاتل .مي تونم بهت بدم، اسب پسرمه
.مخالفت نكن
.اينكار رو بكن! من قدردانت خواهم بود
.شايد بقيه برخلاف پسرم بتونن از مرگ نجات پيدا كنن
.آره، ميدونم
... من اينجام تا به بعضيها بگم كه
.جايزهاي حدود پنج هزار دلار نصيبشون ميشه
.براي مثال، دوستم "لوكو" رو در نظر بگيريد
...اون خيلي پول نصيبش ميشه، ولي
من ميگم، آخه چطوري؟
... من همهاش دارم ميخورم
!و هنوزم بدبختم
!آقايون شرمنده
...و دكـتر شما
!ميگه كه اينكار باعث گرفتگي شريان خونم ميشه
!و براي تشخيصش ميگه بايد يه نگاهي بهش بندازه
... منم گفتم: "به خون من دست نزن
"!تو من رو دستهبندي نميکني
."حق داري "چارلي
!هرگز نبايد اونطوري درباره خون رفتار كرد
.درست ميگي
.هي اون در رو ببند
"گفتم: "اون در رو ببند
ببندش وگرنه كاري ميكنم توي اين سرما !مثل يه قنديلِ يخ زده بشي
شنيدي چي گفتم؟
."آروم باش "چارلي
.قُلدري كردن ممكنه واست گرون تموم بشه
.من قلدري نميکنم، کلانتر
.اما اگه در اين مسافرخونه کسي واسم شاخ بشه ميکُشمش
!اون درِ لعنتي رو ببند
هي آل، دستگيرش کنم؟
.نه، "چارلي" اون رو تحريك كرد كه اسلحه بكشه .خب، فكر ميكنم اتفاقي که افتاد حقش بود
.غريبه، در دفاع از خودش شليك كرد
.روش خوبي واسه كُشتن آدمه
.قانون هيچ كاري دراينباره نمي تونه بكنه
چارلي" دست به اسلحه اش سريع بود" !ولي اين يارو سريعتر از شيطانه
!تا جايي كه من ميدونم، اون خود شيطانه
.داري وقـتت رو هدر ميدي .شوهرم اينجا نيست
ميدونم، ولي نميخوام ريسك كنم .تا هزار دلار پول رو از دست بدم
.و تو هم ميتوني من رو مهمون خودت بدوني
و اينكار رو هم خواهي كرد، درست ميگم؟
!اوه نه ، هرگز ! حالا گم شو
!به من بي احترامي نكن
!اگه زنت واست مهمه، بيا بيرون
.راه برو
.من تو رو زنده ميخوام
از چي ميترسي؟ .من نميکشمت
.کافيه تسليم بشي
!اينكارا تو مرامِ من نيست
.بيا بيرون، بهم اعتماد كن
اون تفنگ رو بنداز زمين .و دستات رو هم ببر بالا و بيا بيرون
!نه
،حالا با شوهرت خداحافظي كن
.چون مستحق مرُدن بود
بذار شوهرت توي برف بمونه چون اينكار باعث ميشه .واسه جايزهاش تَر و تازه بمونه
!يه وقت دفنش نكني، ميشنوي؟
!اي بابا
!چه دوره و زمونهاي شده
!ارزش سياهها با سفيدها برابر شده
No comments yet. Be the first to leave one.