لومړۍ 200 کرښې.
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
«:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» |^| Saman97 |^|
این پسر کجاست؟
احترام سرش نمیشه. همیشه دیر میکنه
- صبحتون بخیر - دیر کردی
جدی؟
کی راست میگه؟ مادرت یا ساعتت؟
مامانم
تو. برام قهوه درست کن، بجنب یالا، سریع سریع
کسب و کار چطوره؟
همه اصناف اینجا از کارشون راضین... یه لحظه. چی شده؟
چی بهت گفتم؟ الان نه، پشت خطم!
کیه؟
ببخشید مامان. برادر! مرد خودتی "استورمز"
بیصبرانه منتظرم که ضبطش کنیم. بله
معلومه که انجامش میدادم. نه، بعداً بهت زنگ میزنم
خداوند نور رحمتش رو بر خونوادهی ما گسترانده
الحمد لله
پسر عموت ایمانوئل توی منچستر...
که همسن خودتم هست
...ترفیع گرفته!
ایول. دهنشو
- و داره بچهدار هم میشه! - نه بابا؟
اونم نه یکی. دوتا!
- دوقلون! - دوقلو، ای جان...
خب، حال خودتون چطوره؟
خب زندگی که راحت نیست، ولی ما میگذرونیم
آلیشای من چطوره؟
آلیشا؟ اونم خوبه، خوبه
اونم...
انگار با کارش ازدواج کرده
آخرین باری که دیدیمش چی بهش گفتم؟
اول بچه بعد کار
نمیخواد آخر عاقبتش مثل آبجیم، لیدیا بشه
تنها و بدون هیچ بچهای
کاش میشد تنها و بی بچه باشم
پسرم قبل از اینکه شارژ اسکیپت تموم بشه قطع کن
نه بابا جون، اسکایپ رایگانه
هیچی تو این زندگی رایگان نیست پسر
چارلی قربونت بشم، ماشینمون خراب شد
- وای نه - خوراکپز هم که هر موقع بخواد خاموش میشه
- آخ نه - نه وقتی که من بخوام ها
خب چیزه... میدونی چیه؟ غمت نباشه مامان
- نمیتونم که بابا ننهم رو اینجوری ببینم - نه!
براتون پول میفرستم
- خدا رو صد مرتبه شکر - اوهوم!
بدون کمکهای تو که احتمالاً خونهی لندنمون رو فروخته بودیم
- چی؟ - بعد تو و آبجیم کجا میخواستین زندگی کنین؟
سلام ما رو به لیدیا جون برسون
چشم
- و پسرم... - جانم؟
- جون من ریشاتو بزن - ظاهرت درست باشه،
-... باطنت درستتر - باطن درستتر!
باشه، دوستون دارم
چارلی، زندگیتون یه جور بهم گره میخوره،
که حقیت رو پاک یادت میره
- اوهوم - ای خاله! بنده خدا که دروغ نمیگه
بابا ننهش رو داره حمایت میکنه خب
از این بدبختی و فلاکتی که الان تو زندگیش داره
دمت گرم داداش. اصلاً همیشه هوامو داری
داره بهت فحش میده بابا
خب، میخوای پول بیشتری واسه ماشین و فِر بهشون بدی، هان؟
این پول به دیوارهای این خونه تعلق داره، واسه گرم کردن شوفاژهای این خونهس
ببین، تو این خونه پول پارو میکنم. باور کن
الان دیگه حقوقبگیر دیوید شدم
حقوقبگیر؟ نکشیمون!
تو؟ تو حتی نمیتونی از یه گل مراقبت کنی
چطور میخوای از یه دختربچه مراقبت کنی؟
فقط حواسم بهشه. تا وقتی که اوضاعشون درست بشه. همین
- عه - واسه اینکه تو پرستار بچشونی؟
نه، من پرستار نیستم. فقط دارم به چندتا از دوستهام کمک میکنم
و اونا هم قراره به من کمک کنن، بله
گوش کنین چی میگم، خب؟ خب، تصور کنین، باشه؟
گابریل توی تختش خوابیده، کار من تموم شده
سارا هم توی استودیوه. منم میرم پایین تو استودیو
حدس بزنین چی میشه؟ اونم میگه، " عه چارلی، بیا یه آهنگ بسازیم"
منم میپرم رو میکروفون، اونم عاشق کارم میشه، هدف شماره یک زده میشه، بنگ
بنگ. بنگ چی؟
بنگ، بچه میمیره،
چون جنابعالی به جای مراقبت کردن از دختره سرت گرم آهنگ ساختنه
کسی که مراقبت و حمایت میخواد منم. اون که مارمولکیه واسه خودش
باید میدیدن با آخرین پرستارش چیکار کرد
گوش کن، فقط پیش خودمون بمونه
داری قبول میکنی که پرستار بچهای، آره؟
- گوه نخور شما - دایه شدی رفت
میدونی، باید این دختره رو گوشمالی کنی
- این قاشق چوبی منو با خودت ببر - چی؟ نه!
ای بابا، تو که دیگه نباید بچهها رو بزنی
گوش کن چارلی...
باید هم قد و قواره خودش فکر کنی و باهاش ارتباط برقرار کنی
خب؟ باهاش دوست شو
چجوری با یه دختر لوس 11 ساله دوست بشم آخه؟
همشون تیلور سویفت و چهرههای خونآشامی دوست دارن
چی چی خونآشامی؟
میدونی، مثل، " کدبانوهای واقعی"، "کیم کاردشیان"، همشون
اساساً یه چهرهایه که کاری میکنه خوب به نظر بیای
انقدر چرت نگو مومن!
اسب تکشاخ، داداش گلم. اسب تکشاخ
- اسب تکشاخ. خیلی خب - آره بابا!
و وقتی که جواب داد، دختره رو میاری اینجا، و اینو امتحان میکنیم، هان؟
فقط یه ضربه، همین
خیلیخب، گوش کنین...
چیزه...
برام دعا کنین!
- میرم که پول دربیارم! - دعا واسه بیعرضههاس. خب؟
من بهت ایمان دارم داداش، ایمان دارم
میدونم که داری. میدونی، اون تاریخ گذشتهس
و میدونی چیه، مسیح به صلیب کشیده شد نمرد
پس تو هم میتونی با این سن و سالت پرستار بچه مردم بشی
هان؟ چارلی خان! اون در هم محکم...
نبند
- کی رو میخوای؟ - مدير تبليغات دیوید که نه
کارش افتضاحه
- طرف بی هیچ شکی... - خداوکیلی؟
جایی توی این چهاردیواری در امان نیست؟
اینجا قرار بود بحث کار مار نشه
من دیگه توی اتاق خوابتون جلسه نمیذارم
اگه تو هم دیگه توی استودیو حشر نزنه به کلهت
سلام علیکم! چی شده؟
سلام، آقامون رسید
میگم، اینجوری صدام نکن
- هی سلام! - چه ساعتی مهمونیه رو میریم؟
و اینکه کدوم لباس داد میزنه " من بهتر از توام؟"
مهمونی چی؟
مامان با گروه بزرگش راهشون رو گرفتن سمت صحنهی بزرگ موسیقی انگلیس
سخته و طاقتفرسا، ولی مامان تخمش رو داره و به هر حال انجامش میده
عه عه عه. ایمیلهای من و مامانت خصوصیه
این یه موضوع کاریه. و یه کشور جدیده با آدمهای جدید،
و باید تاثیر اولیهایه خوبی داشته باشم
لطفاً بذارین منم بیام
خواهشاً نذار یه روز حوصلهسربر دیگه رو با اون بگذرونم
میتونین با چارلی خوش بگذرونین
من آدم باحالیم، با من کاملاً بهت خوش میگذره. یه فکر بکر دارم. چطوره منم به مهمونیه بیام
و گبز رو بیارم و مراقبش باشم؟
من یه فکر بهتر دارم
ما میتونیم بریم و حال کنیم،
و چارلی هم توی خونه تک و تنها بمونه
خیلیخب، من میدونم چیکار کنیم
تو باید به مهمونی بیای
چارلی هم باهات میاد و مراقبته
فکر خیلی خوبیه
- این یکی رو بپوش - مرسی
آره
بزن قدش. نمیخوای؟
خیلیخب، یه بار دیگه لیست رو بنویسیم
سلام
ببین، من... عاشق اتاقتم
ولی به نظرم چندتا پوستر باید رو دیوار اتاقت بزنی، میدونی، مثل...
"بیانسی"، "تیلور سویفت"ـی... میدونی منظورم چیه؟ مثل...
زنهای شایستهتری هم هستن که عکسشون بره رو دیوار اتاقم
تا چندتا خوانندهی پاپ کله پوک
که آهنگهاشون همش در مورد اینه که چقدر مردها تحقیرشون کردن
آخ مردها! کی به اونا نیاز داره؟
یوع
میگم که، من... یه چی برات خریدم که روز اولمون رو باهاش جشن بگیریم
چقدر نانازه آخه؟
چرا شبیه این حسرتبهدلهای اینستاگرام حرف میزنی؟
و واسم آشغال میخری؟
گوش کن، فقط دارم سعی میکنم خودم و قد و قوارهی تو کنم
ببین عــیزم
دو تا انتخاب داری
یا از پرستاری من دست بکش، یا نکش
توی کمدن باهم بودیم، دور زدیم باهم، دوست بودیم که، یادته؟
اگه پدر مادرم بهت حقوق بدن که رفاقت نمیشه
فقط یه فرصت بهم بده. یه فرصت بده که خودمو ثابت کنم
و اگه فردا ازم بدت اومد، که نمیاد، چون من دوستداشتنیم،
بعد میتونی به پدر مادرت بگی
نخوای دیگه باهات کاری داشته باشم، از اینجا میرم
ولی تا اون موقع، با هم دوست باشیم
بیا و امروز رو باهم دوست باشیم، واسه مهمونی مامانت. قبوله؟
کمربند آبی کراو ماگا دارم،
آکیوم 130ـه
و به سه تا زبون حرف میزنم
و اینکه، بیتباکس هم بلدم
دیگه پرستار میخوام چیکار؟
هوی!
واسه چی...
میخوای همقد و قوارهم بشی؟
دوستانه حرف زدنت اینجوریه؟
عزیز دلم، میخوام با چارلی بمونی
این الان یه دستور مستقیمه، یا میتونم به جاش با شیرینزبونیهام
کاری کنم کنار تو بمونم؟
متاسفانه دستور مستقیمه
اخ!
نذار از جلو چشمات تکون بخوره
به روی چشم
موفق باشی مامان!
- دیوید، عزیز دل - سلام!
تو چرا اینجایی؟
حالت چطوره؟ ماچ!
از دیدنت خیلی خوشحال شدم. میتونم به سردبير جی.کیو معرفیت کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.