Turn Up Charlie

Turn Up Charlie

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Turn Up Charlie S01E02 WEBRip x264-ION10-HI
Turn Up Charlie S01E02 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Turn Up Charlie S01E02 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Turn Up Charlie S01E02 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
Turn Up Charlie S01E02 720p WEBRip x264-STRiFE
د لخوا تبصره Saman97
►► ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مترجم: سامان کاکی ◄◄

تګونه

web
x264
1080
webrip
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
په خپور شو: 2019-08-06
ډاونلوډونه: 28
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫ .:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ‫..::.. 30NAMA.best..::..

‫ «:: مــتـرجـم: سامان کاکی ::» ‫ |^| Saman97 |^|

‫این پسر کجاست؟

‫احترام سرش نمیشه. ‫همیشه دیر می‌کنه

‫ - صبحتون بخیر ‫- دیر کردی

‫ جدی؟

‫ کی راست میگه؟ ‫ مادرت یا ساعتت؟

‫مامانم

‫ تو. برام قهوه درست کن، بجنب ‫ یالا، سریع سریع

‫ کسب و کار چطوره؟

‫ همه ‌اصناف اینجا از کارشون راضین... ‫ یه لحظه. چی شده؟

‫ چی بهت گفتم؟ ‫ الان نه، پشت خطم!

‫ کیه؟

‫ ببخشید مامان. ‫برادر! مرد خودتی "استورمز"

‫بی‌صبرانه منتظرم که ضبطش کنیم. ‫بله

‫معلومه که انجامش می‌دادم. ‫نه، بعداً بهت زنگ می‌زنم

‫خداوند نور رحمتش رو بر ‫خونواده‌ی ما گسترانده

‫الحمد لله

‫ پسر عموت ایمانوئل توی منچستر...

‫ که همسن خودتم هست

‫ ...ترفیع گرفته!

‫ایول. ‫دهنشو

‫ - و داره بچه‌دار هم میشه! ‫- نه بابا؟

‫ اونم نه یکی. دوتا!

‫ - دوقلون! ‫- دوقلو، ای جان...

‫ خب، حال خودتون چطوره؟

‫خب زندگی که راحت نیست، ‫ولی ما می‌گذرونیم

‫آلیشای من چطوره؟

‫آلیشا؟ اونم خوبه، خوبه

‫اونم...

‫انگار با کارش ازدواج کرده

‫آخرین باری که دیدیمش چی بهش گفتم؟

‫ اول بچه بعد کار

‫ نمی‌خواد آخر عاقبتش مثل آبجیم، ‫ لیدیا بشه

‫ تنها و بدون هیچ بچه‌ای

‫کاش می‌شد تنها و بی بچه باشم

‫ پسرم قبل از اینکه شارژ اسکیپت ‫ تموم بشه قطع کن

‫ نه بابا جون، اسکایپ رایگانه

‫هیچی تو این زندگی رایگان نیست پسر

‫چارلی قربونت بشم، ماشینمون خراب شد

‫ - وای نه ‫- خوراک‌پز هم که هر موقع بخواد خاموش میشه

‫ - آخ نه ‫- نه وقتی که من بخوام ها

‫خب چیزه... می‌دونی چیه؟ ‫غمت نباشه مامان

‫- نمی‌تونم که بابا ننه‌م رو اینجوری ببینم ‫- نه!

‫براتون پول می‌فرستم

‫- خدا رو صد مرتبه شکر ‫- اوهوم!

‫بدون کمک‌های تو که احتمالاً ‫خونه‌ی لندنمون رو فروخته بودیم

‫- چی؟ ‫ - بعد تو و آبجیم کجا می‌خواستین زندگی کنین؟

‫ سلام ما رو به لیدیا جون برسون

‫چشم

‫ - و پسرم... ‫- جانم؟

‫ - جون من ریشاتو بزن ‫ - ظاهرت درست باشه،

‫ -... باطنت درست‌تر ‫- باطن درست‌تر!

‫باشه، دوستون دارم

‫چارلی، زندگیتون یه جور ‫بهم گره می‌خوره،

‫که حقیت رو پاک یادت میره

‫- اوهوم ‫- ای خاله! بنده خدا که دروغ نمیگه

‫بابا ننه‌ش رو داره حمایت می‌کنه خب

‫از این بدبختی و فلاکتی که الان ‫تو زندگیش داره

‫دمت گرم داداش. ‫اصلاً همیشه هوامو داری

‫داره بهت فحش میده بابا

‫خب، می‌خوای پول بیشتری واسه ‫ماشین و فِر بهشون بدی، هان؟

‫این پول به دیوارهای این خونه تعلق داره، ‫واسه گرم کردن شوفاژهای این خونه‌س

‫ببین، تو این خونه پول پارو می‌کنم. ‫باور کن

‫الان دیگه حقوق‌بگیر دیوید شدم

‫حقوق‌بگیر؟ نکشیمون!

‫تو؟ ‫تو حتی نمی‌تونی از یه گل مراقبت کنی

‫چطور می‌خوای از یه دختربچه ‫مراقبت کنی؟

‫فقط حواسم بهشه. ‫تا وقتی که اوضاعشون درست بشه. همین

‫- عه ‫- واسه اینکه تو پرستار بچشونی؟

‫نه، من پرستار نیستم. ‫فقط دارم به چندتا از دوست‌هام کمک می‌کنم

‫و اونا هم قراره به من کمک کنن، بله

‫گوش کنین چی می‌گم، خب؟ ‫خب، تصور کنین، باشه؟

‫گابریل توی تختش خوابیده، کار من تموم شده

‫سارا هم توی استودیوه. ‫منم میرم پایین تو استودیو

‫حدس بزنین چی میشه؟ اونم میگه، ‫" عه چارلی، بیا یه آهنگ بسازیم"

‫منم می‌پرم رو میکروفون، اونم ‫عاشق کارم میشه، هدف شماره یک زده میشه، بنگ

‫بنگ. بنگ چی؟

‫بنگ، بچه می‌میره،

‫چون جنابعالی به جای ‫مراقبت کردن از دختره سرت گرم آهنگ ساختنه

‫کسی که مراقبت و حمایت می‌خواد منم. ‫اون که مارمولکیه واسه خودش

‫باید می‌دیدن با آخرین پرستارش ‫چیکار کرد

‫گوش کن، فقط پیش خودمون بمونه

‫داری قبول می‌کنی که ‫پرستار بچه‌ای، آره؟

‫- گوه نخور شما ‫- دایه شدی رفت

‫می‌دونی، باید ‫این دختره رو گوشمالی کنی

‫- این قاشق چوبی منو با خودت ببر ‫- چی؟ نه!

‫ای بابا، تو که دیگه نباید بچه‌ها رو بزنی

‫گوش کن چارلی...

‫باید هم قد و قواره خودش فکر کنی ‫و باهاش ارتباط برقرار کنی

‫خب؟ باهاش دوست شو

‫چجوری با یه دختر ‫لوس 11 ساله دوست بشم آخه؟

‫همشون تیلور سویفت ‫و چهره‌های خون‌آشامی دوست دارن

‫چی چی خون‌آشامی؟

‫می‌دونی، مثل، " کدبانو‌های واقعی"، ‫"کیم کاردشیان"، همشون

‫اساساً یه چهره‌ایه که کاری می‌کنه خوب ‫به نظر بیای

‫انقدر چرت نگو مومن!

‫اسب تک‌شاخ، داداش گلم. ‫اسب تک‌شاخ

‫- اسب تک‌شاخ. خیلی ‌خب ‫- آره بابا!

‫و وقتی که جواب داد، ‫دختره رو میاری اینجا، و اینو امتحان می‌کنیم، هان؟

‫فقط یه ضربه، همین

‫خیلی‌خب، گوش کنین...

‫چیزه...

‫برام دعا کنین!

‫- میرم که پول دربیارم! ‫- دعا واسه بی‌عرضه‌هاس. خب؟

‫من بهت ایمان دارم داداش، ایمان دارم

‫می‌دونم که داری. ‫می‌دونی، اون تاریخ گذشته‌س

‫و می‌دونی چیه، ‫مسیح به صلیب کشیده شد نمرد

‫پس تو هم می‌تونی با این ‫سن و سالت پرستار بچه مردم بشی

‫هان؟ چارلی خان! اون در هم محکم...

‫نبند

‫- کی رو می‌خوای؟ ‫- مدير تبليغات دیوید که نه

‫کارش افتضاحه

‫- طرف بی هیچ شکی... ‫- خداوکیلی؟

‫جایی توی این چهاردیواری در امان نیست؟

‫اینجا قرار بود بحث کار مار نشه

‫من دیگه توی اتاق خوابتون جلسه نمی‌ذارم

‫اگه تو هم دیگه توی استودیو ‫حشر نزنه به کله‌ت

‫سلام علیکم! چی شده؟

‫سلام، آقامون رسید

‫میگم، اینجوری صدام نکن

‫- هی سلام! ‫- چه ساعتی مهمونیه رو میریم؟

‫و اینکه کدوم لباس داد می‌زنه ‫" من بهتر از توام؟"

‫مهمونی چی؟

‫مامان با گروه بزرگش راهشون رو گرفتن ‫سمت صحنه‌‌‌ی بزرگ موسیقی انگلیس

‫سخته و طاقت‌فرسا، ولی مامان ‫تخمش رو داره و به هر حال انجامش میده

‫عه عه عه. ‫ایمیل‌های من و مامانت خصوصیه

‫این یه موضوع کاریه. ‫و یه کشور جدیده با آدم‌های جدید،

‫و باید تاثیر اولیه‌ایه خوبی داشته باشم

‫لطفاً بذارین منم بیام

‫خواهشاً نذار یه روز حوصله‌سربر ‫دیگه رو با اون بگذرونم

‫می‌تونین با چارلی خوش بگذرونین

‫من آدم باحالیم، با من کاملاً بهت خوش می‌گذره. ‫یه فکر بکر دارم. چطوره منم به مهمونیه بیام

‫و گبز رو بیارم و مراقبش باشم؟

‫من یه فکر بهتر دارم

‫ما می‌تونیم بریم و حال کنیم،

‫و چارلی هم توی خونه تک و تنها بمونه

‫خیلی‌خب، من می‌دونم چیکار کنیم

‫تو باید به مهمونی بیای

‫چارلی هم باهات میاد ‫و مراقبته

‫فکر خیلی خوبیه

‫- این یکی رو بپوش ‫- مرسی

‫آره

‫بزن قدش. نمی‌خوای؟

‫خیلی‌خب، یه بار دیگه لیست رو بنویسیم

‫سلام

‫ببین، من... عاشق اتاقتم

‫ولی به نظرم چندتا پوستر باید رو ‫دیوار اتاقت بزنی، می‌دونی، مثل...

‫"بیانسی"، "تیلور سویفت"ـی... ‫می‌دونی منظورم چیه؟ مثل...

‫زن‌های شایسته‌تری هم هستن ‫که عکسشون بره رو دیوار اتاقم

‫تا چندتا خواننده‌ی پاپ ‫کله پوک

‫که آهنگ‌هاشون همش در مورد ‫اینه که چقدر مردها تحقیرشون کردن

‫آخ مردها! کی به اونا نیاز داره؟

‫یوع

‫میگم که، من... یه چی برات ‫خریدم که روز اولمون رو باهاش جشن بگیریم

‫چقدر نانازه آخه؟

‫چرا شبیه این حسرت‌به‌دل‌های ‫اینستاگرام حرف می‌زنی؟

‫و واسم آشغال می‌خری؟

‫گوش کن، فقط دارم سعی می‌کنم ‫خودم و قد و قواره‌ی تو کنم

‫ببین عــیزم

‫دو تا انتخاب داری

‫یا از پرستاری من دست بکش، ‫یا نکش

‫توی کمدن باهم بودیم، دور زدیم باهم، ‫دوست بودیم که، یادته؟

‫اگه پدر مادرم بهت حقوق بدن ‫که رفاقت نمیشه

‫فقط یه فرصت بهم بده. ‫یه فرصت بده که خودمو ثابت کنم

‫و اگه فردا ازم بدت اومد، ‫که نمیاد، چون من دوست‌داشتنیم،

‫بعد می‌تونی به پدر مادرت بگی

‫نخوای دیگه باهات کاری داشته ‫باشم، از اینجا میرم

‫ولی تا اون موقع، با هم دوست باشیم

‫بیا و امروز رو باهم دوست باشیم، ‫واسه مهمونی مامانت. قبوله؟

‫کمربند آبی کراو ماگا دارم،

‫آکیوم 130ـه

‫و به سه تا زبون حرف می‌زنم

‫و اینکه، بیت‌باکس هم بلدم

‫دیگه پرستار می‌خوام چیکار؟

‫هوی!

‫واسه چی...

‫می‌خوای هم‌قد و قواره‌م بشی؟

‫دوستانه حرف زدنت اینجوریه؟

‫عزیز دلم، می‌خوام با چارلی بمونی

‫این الان یه دستور مستقیمه، ‫یا می‌تونم به جاش با شیرین‌زبونی‌هام

‫کاری کنم کنار تو بمونم؟

‫متاسفانه دستور مستقیمه

‫اخ!

‫نذار از جلو چشمات تکون بخوره

‫به روی چشم

‫موفق باشی مامان!

‫- دیوید، عزیز دل ‫- سلام!

‫تو چرا اینجایی؟

‫حالت چطوره؟ ماچ!

‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم. ‫می‌تونم به سردبير جی.کیو معرفیت کنم؟

More Farsi Persian subtitles for Turn Up Charlie

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left