لومړۍ 200 کرښې.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
درجريان باش رودخونه
به تلاطم ادامه بده
اين خانم بي عاطفه پير
منو رها کردن
گمشدم و از يادها رفتم
در جريان باش رودخونه، در جريان باش
در جريان باش رودخونه
در جريان باش رودخونه، در جريان باش
بذار که به سراغ من بياد
منو از قيد و بند آزاد کن
اي خانم بي عاطفه پير
به جريان ادامه بده
براي هميشه جريان داشته باش
اميدوارم همديگه رو تو خونه ملاقات کنيم
جريان داشته باش رودخونه
در جريان باش
تو بدن من رو نگه داشتي
منِ گمشده و از ياد رفته
رو در آب هاي سرد و عميقت نگه داشتي
آه، اي رودخونه مقدس
منو به نزد معشوقم ببر
وجود تنهاي مرا
آيا (مرا) بخاطر مي آورد؟
مرا ببر اي رودخونه
به سوي مسير خانه
اي آب هاي عميق و تيره و تار
رازت رو به من بگو
اي فرشته رودخونه، برخيز -
در جريان باش رودخونه
در جريان باش
در جريان باش رودخونه
منو به خونه ببر
در انگشتاي دستم احساسش ميکنم
در انگشتاي پام احساسش ميکنم
کسي
عشق من رو احاطه کرده کسي
!خفه شو و وايسا
و احساسات رشد ميکنن کسي !
ميدوني که دوستت دارم، هميشه دوستت خواهم داشت
ذهنم جوري پرورش کرده که حس ميکنم
نه آغازي در کار خواهد بود
و نه پاياني
چون ميتوني به عشق من تکيه کني
من تو رو قبل از خودم ديدم کسي
وقتي که توي تختمم
همش در حال فکر کردنم
به همه ي حرفايي که زدي فکر ميکنم
چي ميگي واسه خودت؟
چي دل آدمو ميشکنه؟
يه پني دادم و گوزيدم
بايد يه کمي براي خودم
آرامش پيدا کنم عزيزم
...اوي! قلابت افتاد تو آب! قلابت افتاد تو آب! قلابت
افتاد تو آب
!افتاد رفت تو آب
اون چيه؟
ها؟
نکنه از من انتظار داري که حواسم به وسايلات باشه؟
يه ماهي انداختش تو آب
منظورت چيه يه ماهي انداختش تو آب؟
!اي عوضي ديوث
!مائوريس
ترو، نيزم رفت سراغ سرنوشتش - اين کار وقت تلف کردنه -
زود باش
!اوي
کجا افتادش؟
بذار يه چي بهت بگم !اوناهاش! اوناهاش
!اوي
...برگرد اينجا اي
اوي!
بالاخره گيرت ميارم
!ميدونم کي هستي
اوه همش چرت و پرته؟ -
فکر کنم حسابي گنده منده بود - مثلا چقدر ؟ بيست کيلو؟ -
نه. ترور. بزرگتر بود مطمئنم فقط همين يه دونه هست
ممکنه يه بچه انداخته باشه
ديدمش
کمرش عين خوک گنده بود
يه پنج دقيقه تنهات ميذارم
و ديگه کصکلک بازي در نمياري و از وسايل ماهيگيري من مراقبت ميکني
هيچ شانسي واسه گرفتنش نداريم
هيچ شانسي نداريم. نه؟
برام آرزوي موفقيت کن کيسي
هم در انگشتان دستم حسش ميکنم
و هم انگشتان پام
نفر بعد شماره بيست و دو
چي ميشه؟ fromidge در زبان فرانسوي
شير، کره يا پنير؟
مرسي رفيق - قربانت -
چي ميشه؟ fromidge در زبان فرانسوي
شير، کره يا پنير؟ - اون يکيش رو شکار کرد -
پشتش عين خوک گنده بود
شماره بيست و سه. نويسنده رمان "عاشق ليدي چترلي*" کيه؟
اين که خيلي آسونه. قبلا بهتون گفته بودم
طبقه بالا و پايين تو مرغدونيه فعلا بن شده
اون ميگو ميخواست - همشون ميگو ميخواستن
کي دوباره به شهرت رسيديد؟
سوالم رو دوباره ميپرسم نويسنده رمان "عاشق ليدي چترلي*" کيه؟
و شماره آخر. شماره بيست و چهار
!ديويد
خواهش ميکنم
لطفا بذار کمکت کنم
دوستت دارم ديويد
برو سريع جنگير رو بذار ببينيم
اي ماه زيبا - اين چيه ديگه؟ -
دوباره بذار - خوابم مياد -
چند بار تا حالا اينو ديدي؟
فقط وقتي که ماه کامل باشه ميبينمش
حالم به هم ميخوره از اين کار
خداحافظ
زود باش
ميخواي بدوني چرا وقتي آهنگ ميخونم يه جا بند نميشم؟
بعضيا دست ميزنن بعضيا پاهاشون رو ميکوبن زمين
ولي به گمونم من اينارو همزمان انجام ميدم
همون پستچيه ميگه من الويس پرسليم ولي نيستش (الويس پرسلي: خواننده مشهور آمريکايي معروف به سلطان راک اند رول که در جواني و شهرت درگذشت)
تو اتاق زيرشيرواني يه خوک داريم
اونم که صداي دختراست که تو پارکن
!اي عوضي -
اين قراره بزرگترين ماهي تاريخ باشه مامان
بهش ميگم به نفعشه حواسش به تو باشه. خب؟
مامانم ميگه بايد با من ازدواج کني ترو
!پوگو
امروز صبح شنبه است و تو اقيانوس آرام جنوبي هستيم
خب، شوخي کردم *اينجا جنوب يورکشايره
هايا! يه چيزي بگو
از اتوبوسم جا ميمونم عزيزم
مامان بزرگم قبلا اونجا زندگي ميکرد
اوناهاش يه سگ صبح بخير
حرفام ته کشيده
عه شين هم که اونجاست
اين هوا جون ميده واسه کباب خوردن امروز هوا باروني خواهد بود
!اوي
ممنون
بعدا ميبينمت
!کسي - يه لحظه صبر کن -
دارم بيچاره ميشم
کسي - گفتم صبر کن -
آيرين داره ميره چمدون مامانشو بياره تا وسايلاتو توش بذاري
بجاي اينکه همش از اينور و اونور خريد کني
خب. ولي آخرش که چي؟ ها؟
اينم که از دستشويي در نمياد - !اوي -
آهاي! کجا ميري؟ - !ميرم بشاشم -
کسي؟
کسي؟ داري چيکار ميکني؟
کسي؟ داري چيکار ميکني؟
!کسي -
و اين آهنگ براي چند هفته بهترين آهنگ هفته شده؟ شيش هفته
خب بذار ببينيم فردا چه خبره
هممون باهمديگه توي استوديو ميخونيم بعضيا سطحشون بالاتره
چه زود اومدي
بهت گفته بودم که از اين دور و ورا چيزي نخر
تا يه فروشگاه درست حسابي هشتصد متر راهه - برام مهم نيست -
پس ميرم پسشون ميدم. خوبه؟
بقيه پولمو بده
منم سيگارم رو برميدارم
خيلي طول ميکشه تا جواب نامه اي که نوشتي برسه
آره. ميدونم
هرچي باشه برادرته
هي
بايد بري و قضيه رو درست کني - چي؟ -
با آيرين و اون دوتا
چمدون رو ميگي؟ يه کم راهنمايي ميکني؟
هيچي. ميگم که بايد از موقعيتي که داريم بهترين استفاده رو ببريم. همين
درسته
ميشه يه دست لباس درست حسابي بپوشي؟
هنوز نگرفتيش. نه؟ - چيو؟ -
موبي ديک رو ديگه
رمز عبور چيه؟
کدومش؟
هموني که واسه ماهياست - چيپس -
ترور بيدار شده؟ - نه -
اوه
امشب باهامون مياي؟
کجا؟ - پيش برکه -
تو هم مياي؟ - معلومه -
امم، اونو واسه ترو آوردي؟ - اصلا حواسم نبود. آره -
نامه عاشقانه. مگه نه؟
اينطورياست؟
ميرم بيرون بازي کنم مامان
ببخشيد
...امم
...امم
اوه. ممنونم عزيزم
مالکوم خونست؟ - نه. فرستادمش دنبال يه کاري -
آماده اي؟ داشته باش
ريدي آب قطعه -
آهاي. آهاي -
!هوي
!صبر کن! صبر کن
!حمله
اون نوار خاليه؟ - نه -
لازمش داري؟ - آره -
تا حالا از اينا نداشتم
ميدم مال خودت باشه - ولي ازش استفاده کردم -
خب. اين ديگه مال توئه
نوارو ميدم مال خودت باشه
چرا؟ نکنه دوباره قراره برم بيمارستان ؟ - نه -
همينجوري گفتم بدمش به تو
قبلا لازمش داشتم. تو تابستون واسش برنامه داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.