لومړۍ 200 کرښې.
.تو سیاهی - .تو یه دروغگویی -
.آره نیرو ام .همون پافه تو پارتی
پسره هم محله ایمون .خودشو به کشتن داد
اسمت چیه؟ - .من جی سینگلتری هستم -
تو دختر تاماری؟
همین یکم پیش تو .اداره پلیس لس آنجلس دهنمو صاف کردن
اگه قضیه ای برای پی گیری نبود
چرا باید این کار رو می کردن؟
یه خبرایی هست، ترنس
.نمی تونم اینجا بمونم
،اگه دنبال دردسر می گردی .پیداش خواهی کرد
.قضیه هودل، راسته
شب خوبیه، هاه؟
تو دوست دکتر هودلی؟
اون یه نابغه است، مگه نه؟
.بهترین دکتر تو شهر
شاید حتی کشور، مگه نه؟
.مات تو خونه 4
خیلی متاسفم که .گمش کردی
.شهر امن نیست
.نه برای همچین کسی
.خب، حالا شد مات تو خونه 2
هیچ راه فراری نیست، رفیق
دکتر هودل؟
.آه، اره، ساعت 8
.سپ... پیداش کن
.پیداش کن
.بشین
خب، گمونم برای حرکت بعدیتون .زمان زیادی داشته باشین
.نه
.می خوام بازی رو خراب کنم
بله؟
الو؟
.می دونم کی هستی
می دونی من کیم؟
...من
.کورینا هودلم
می خوای یه چیزیو بدونی؟
.یه چیزی نشونت می دم
.یه چیزی بهت می گم
.به زمین نخوردی
هی، چه خبرا فرانک؟
.یا اسطقدوس - آره، اوضاع چطوره؟ -
بچه ها شما چطورین؟ - هی، مرد، خوشحالم که -
...هی، گرفتمش همین جا گرفتمش.
.خوبه
،هی مرد شاید بتونی کمکم کنی
آه، جداً؟ - .اره، همش همینه -
.آره - .اوه، آره.آره -
.نه، خانوم .من تو لس آنجلسم
...می شه به لوییس بگین
می شه لطفاً به لوییس بگین که د-دلتنگشم؟
.ممنون
.خدانگهدار، خانوم
.صبحت بخیر
حالت خوبه؟
.صبح بخیر
.آره، خوبم، مرسی
.ممنون
.سخت رو اون ماشینه کار میکنی
نمی دونستم اینقدر .به ماشینا علاقه داری
.نه، از ماشینا متنفرم
مخصوصاً اون ماشین، اما
،بدون اون ماشین تقریباً سه ساعت تا
.خونه و محل کار با اتوبوس طول میکشه
.اینطوری اصلاً نمی شه
.ماشینم پنچر شد
.12دقیقه دیر کردم
.و رییس ازم شکایت کرد
پسر، چه جورم از اینکه .یه دلیلی داره خوشحال بود
تنها چیزی که می خوام بهش فکر کنم .حرکت رو به جلوئه
بعضی سفید پوستا قضیه رو به خودشون می گیرن انگار که تلاشم برای موفقیت
.چیزی ازشون کم می کنه
همشون اینطور نیستن؟
.نه
.برای بعضیا اهمیت نداره
.یکشنبه است
.چندتایی خرید دارم تو امروز باید چی کارا بکنی؟
...من گمونم به گشتن ادامه بدم
نمی تونی بیخیالش شی؟
اگه اون محشر باشه چی؟
یا اگه به کمکم احتیاج داشته باشه؟
قبل اینکه اینا رو بدونی بیخیال می شدی؟
.گمون نکنم
.میرسونمت دم اتوبوس
اما، آه، اول باید .یه کاری بکنیم
خب، برگشتی سر کار، هاه؟
.اینجوریاس دیگه
یه ساعت و نیم تو راه
.به زندگیم فکر می کنم
به بیتل ها گوش می دم و سعی می کنم بفهمم
چی باعث میشه دخترا رو وادار کنی اونطوری جیغ بزننن
درسته؟
...ببین، اولز، من، آه .من معذرت می خوام
،نه، نه، نه، جی .اینجوریاس دیگه
.هیچ موقع حسابمون صاف نمیشه
.می رم برینم - .خوبه -
آره، ابن بهترین مستراحیه .که امروز خواهیم دید
.با میلر صحبت کن .اون یه 415 ئه
.هومم
...خب، این، آه 415چیه؟
،قانون مجازات .بر هم زدن آرامش
.داره شوخی می کنه
چرا تو بازنشسته نمیشی لعنتی؟
.32سال خدمت کردم
.پیرترین پلیس در حال خدمت
،می تونستم بازنشسته بشم
اما شروع به مشروب خوردن می کنم .و ولش هم نمی کنم
.بالا و پایینش رو انجام دادم، پسر
دزدی، قتل ...جوانان، بزهکاری، آه
خب، قضیه قتل داهیلای سیاه رو یادت میاد؟
!البته
اگه تفسیر خودم از قضیه داهیلا رو نداشتم
نمی شد بهم بگی .یه پلیس تو لس آنجلس
.اره
.در خونه ها رو زدم
"بهش می گفتیم "گرگینه.
.تا اینکه اسم داهیلا مشخص شد
در مورد اون اسکی شنیدی؟
اسکی؟ - .آره -
!نه
.چیزی به ذهنم نمیاد
نه؟ - .نه -
.اون منحصر به فرد بود
،اوه، ویو آه عکس ها رو دیدی، مگه نه؟
.آه ها
،یادمه فکر می کردم
" باید ازش متنفر بوده باشه" .که کاری رو باهاش کرد بکنه
اینطور فکر می کنی؟
از وسط نصفش کرد؟
صورتش؟
اوه، خب، اگه از من بپرسی .میگم می خواست سر به تنش نباشه
...آره، من اینطور فکر نمی کنم
.شبیه تنفر نیست
.مثل یه چیز دیگه است
اینجا چی کار می کنیم؟
.با خنده شروع میشه، با گریه تموم
اون چیه؟
.داریم برای نیرو می ریزیم
.اولین بار اینجا پیداش کردن
در واقع یه رسم تو مصر باستان
.به نام " ساغر پاشی" ئه
.به قبل مسیحیت بر می گرده
با نیرو رفیق بودی؟
.بچگیا به جوجه نون می دادیم
یه گروه داشتیم .با اسلاوسون اینا
اما نیرو هیچوقت دوست .صمیمی ای نداشت
اما نگاش کن .این یه صحنه جرم نیست
.هیچی نیست
.متاسفم
.آره
نه به اندازه نیرو
.هیشکی نیست که برای نیرو گریه کنه
خب، پس چطور می تونست متفاوت باشه؟
نه پدری، نه مادری،
یه زمانی اون رو برای روز ها .حبس می کرد
یبار رفتم سراغش و پاش شکسته بود
.ورم کرده بود
.دو روز بود که تنهاش گذاشته بودن
.8سالش بود
چطور می تونست عاقبتش بهتر از این بشه؟
!هی
چته؟
چرا آشغال پر می کنی اطراف خونه ام؟
معذرت می خوام، مرد .م... خیلی خب معذرت می خوایم
تا حالا دیدی من آشغال بندازم اطرف خونه تون؟
.هی،مرد
هی، رفیق اینجا زندگی می کنی؟
دیدی پلیس ها بیان اینجا؟
.آره، برونوز و دار و دسته اش
چیز دیگه ای هم دیدی؟
.خیلی چیزا دیدم
یه مرد رو دیدم که بیوک مشکی براقش .رو اون بالا پارک کرد
و پیاده شد جوری راه میرفت .انگار صاحب اینجاست
.به پلیس هم گفتم
...دیدم یه چش مکزیکیه کارلوس .یه سگه رو انقدر لگد زد تا مرد
.مرد، این درست نیست
.اون یه ولد زنای بدجنسه
.هی
.هی
چیزی در مورد
یه مرد سفید تو یه بیوک گفتی؟
نمی دونم چه خبره، ترنس
.نمی دونم
یه آقاییه... یه آقایی .که گاهی اوقات تعقیبم می کنه
.به خدا قسم نمی دونم چرا
.و، آره، ماشینش یه بیوکه .اما من به زحمت نیرو رو می شناختم
آره، آره، درسته .اون نیروئه
کی اهمیت میده؟
.ترنس، لطفاً .این موضوع به من ربطی نداشت
بهت ربطی نداشت؟
.بهت ربط داشت
خب، ببین کی اومده
سلام، مامان بزرگ م..متاسفم
فکر می کنی دارم چجور جایی رو می گردونم؟
.جیمی لی زنگ زد .کارد می زدی خونش در نمیومد
و حالا هم داره میاد لس آنجلس .امشب
دیشب خونه ی ترنس بودی؟
هیچ اتفاقی نیفتاد، .اونجوری نبود
خب، دختر، خیلی سریع می ری جلو
No comments yet. Be the first to leave one.